تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۰:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۲۱۱۰۴۳

35 سال پیش با موضع‌گیری‌های سرسختانه «احمد شقیری» بنیادگذار سازمان آزادی‌بخش فلسطین در مبارزات ضدصهیونیستی و هشدارهای مکرر وی درباره خطر فزاینده صهیونسیست‌ها و به دنبال آن تلاش برای تسلیح جوانان هفت تن از اعضای کمیته اجرایی ساف، در روز 4/12/1967 طی یادداشتی به شقیری از وی خواستند که از ریاست سازمان کناره‌گیری کند، این گروه در نامه خود چنین نوشتند: «به منظور حفظ کیان فلسطین و تحقق وحدت ملی و مبارزات مسلحانه و تمکین سازمان به رویارویی و ناکام گذاردن تلاش‌ها و اقدامات مترتب بر قطعنامه شورای امنیت که آرمان فلسطین را نشانه رفته است، اعلام می‌داریم. کناره‌گیری شما از ریاست کمیته اجرایی ساف برای بقای آن بسیار ضروری به نظر می‌رسد. شقیری در پاسخ به این درخواست (ده روز بعد) در 24 همان ماه ضمن اعلام استعفای خود خطاب به مردم فلسطین خواستار تداوم مقاومت و رد هرگونه سازش و تفریط شد. پس از آن «یحیی حموده» به عنوان رئیس‌ موقت سازمان ساف انتخاب گردید تا این که در سال 1968 با وساطت محمد حسنین هیکل روزنامه‌نگار معروف مصری جمال عبدالناصر هیأت جنبش الفتح به ریاست یاسر عرفات را به حضور پذیرفت و همین رویداد راه را برای ریاست عرفات بر سازمان آزادی‌بخش فلسطین هموار ساخت تا وی سرانجام سازمان را به سوی به رسمیت شناختن رژیم اسرائیل به پیش ببرد.
شقیری در کتاب «شکست بزرگ» محنت‌هایی را که از حکام عرب متحمل شده به تصویر کشیده و چنین می‌نویسد: روزگار و سالیانی را در سازمان آزادی‌بخش گذراندم که سیزده زنجیر به دور گردنم حلقه زده بود و سر آن در دست سیزده پادشاه و رئیس‌جمهور قرار داشت. آن قربانی که به مسلخ رفت، آرمان فلسطین بود. فجایع و بلایا بر جمعیت انبوه و پرآکنده نازل می‌شود گرچه 13 رئیس‌جمهور و پادشاه و 13 ارتش بالای سر خود داشته باشد بدیهی است نه تنها این جمعیت که این سیزده رئیس‌جمهور و پادشاهی را که من دیدم و شناختم در رأس خود داشته باشد، از پیش محکوم به شکست بود، بلکه در برابر گروهی اندک اما متحد مقهور شود.
این سرگذشت مردی است که به نام آرمان فلسطین و با یک درخواست دوستانه و دلسوزانه داخلی روی کار آمد و اینک با گذشت 35 سال از آن واقعه با درخواست‌های مکرر خارجی آماده می‌شود که رفتنی را – شاید از نوع شکست و از همان سنخ شکستی که شقیری پذیرفت – به جان بخرد و جایگاهش را به دیگری بسپارد. اگر چه تاکنون نیز دیدگاه‌های متضاد در درون دولت ایالات متحده، این اتفاق را به تأخیر انداخته است، اما اکنون به نظر می‌رسد که به یک رویداد قابل توجه برای جهان غرب و دنیای عرب تبدیل شود. واقعیت این است که تاکنون تضاد دیدگاه‌ها در درون دولت بوش درباره چگونگی موجودیت دولت فلسطین و ادامه ریاست دولت خودگردان، به گونه‌ای بوده است که سیاست‌های خارجی آن را در قبال این دو مسأله تاکنون با هرج و مرج و نظام گسیختگی نشان داده است؛ اما تنها یک سفر برون مرزی برای کالین پاول – وزیر خارجه آمریکا – در ماه ژانویه گذشته کافی بود که صاحبان دیدگا‌ه‌های مقابل وی، یعنی دیک چنی و دونالد رامسفلد در گوش رئیس‌جمهور آمریکا نجوا کنند که تمام ارتباطات را با یاسر عرفات و حکومت خودگردان او قطع کند.
در اثنای همین سفر بود که «آری فیشر» سخنگوی کاخ سفید فیشر شارون – معروف به بلدوزر – را مرد صلح خواند! مدتی نیز «ولف وتیز» معاون وزیر دفاع آمریکا در یک تظاهرات که به نفع اسرائیلی‌ها و به منظور مخالفت با فشار آمریکا علیه دولت شارون برگزار شده بود، شرکت کرد و دیک چنی هم در نقش میزبان نتانیاهو ظاهر شد.
در این میان تعبیر نشریه گاردین درباره بوش جالب است:
«بوش مثل عقربه هواسنج اسیر در یک گردباد، یکسره از سویی به سوی دیگر در حرکت است. درست چند ساعت پس از آن که آمریکا از یک قطعنامه سازمان ملل برای بیرون رفتن نیروهای اسرائیلی از کرانه باختری رود اردن حمایت کرد، بوش در یک پیراهن یقه‌باز در جلوی خبرنگاران ظاهر شد و گفت: من می‌فهمم که چرا دولت اسرائیل چنین اقدامی را انجام می‌دهد؛ چرا که کشورشان مورد حمله قرار گرفته است.
مدتی بعد هم مثل سخنگوی کاخش، شارون را مرد صلح خواند. دوستی بوش و شارون به سال 1998 بر می‌گردد. زمانی که وی هنوز استاندار تگزاس بود، شارون وزیر امور خارجه اسرائیل، در تنها سفر بوش به خاورمیانه، وی را همراهی کرد و به وسیله هلی کوپترش، او را بر فراز سرزمین‌های اشغال گرداند. گرایش ظاهری بوش به شارون در همان زمان اعتراض عرفات را به دنبال داشت. عرفات معترض شد که چرا با وجود قرار ملاقات قبلی، از ملاقات با وی سرباز زده است.
سرانجام بوش گام را فراتر از اختلاف‌‌نظرهای ریشه‌دار اعضای تیمش نهاد و در یک سخنرانی اعلام کرد؛ ابتدا فلسطینیان باید رهبری «جدید و متفاوت» انتخاب کنند و دموکراسی را در سرزمین‌هایی که اکنون در اشغال نظامیان اسرائیل است، به همراه دستگاه قضایی برقرار کنند.
وی در این سخنرانی سعی کرد هیچ نامی از یاسر عرفات به میان نیاورد؛ اما کنایه‌های وی به قدری گویا بود که نیازی به ذکر نام وی نبود. وی گفت: «صلح به رهبری متفاوت نیاز دارد» و سپس در یک کنفرانس خبری در نشست سران گروه 8 گفته‌های خود را تکرار کرد و هرگونه کمک به فلسطینی‌ها را منوط به انجام اصلاحات در کادر رهبری فلسطینی‌ها و تغییر آن دانست. این سخنان کافی بود تا تمامی ناظران بدانند که بالاخره طیف مقابل پاول که عقیده داشتند آمریکا باید فرمانروایی تاریخی خود را پیش بگیرد و مثل یک ابرقدرت رفتار کند و اجازه دهد دوستانش به دنبال او بیایند، پیروز شده‌اند و القائات آنها بر بوش تأثیر‌گذارتر از دیگران بوده است.
کمی پس از آن بود که عرفات با اظهارات بوش مخالفت کرد و نشان داد که به شدت از دست آمریکایی‌ها عصبانی است؛ اما در همین حال سعی کرد با ادبیات دیپلماسی سخن بگوید و قافیه را چندان نباخته باشد. لذا وی اعلام کرد که این فلسطینی‌ها هستند که باید رهبر خود را انتخاب کنند. رهبران فلسطینی هم در اظهارنظرهای خود نسبت به این سخنرانی بوش و این که آمریکا در انتخاب رهبرشان دخالت کند، خشمگین شدند و در مقابل،‌ بسیاری از سیاستمداران راستگرای افراطی در اسرائیل از این سخنان بوش خوشنود شدند؛ چرا که مدت‌ها است که آنها از حذف عرفات سخن می‌گویند.
یک مجله انگلیسی در تحلیل این سخنان می‌نویسد: «آمریکایی‌ها همواره نسبت به اسرائیل جانبداری نشان داده‌اند و از نظر دولت بوش، فلسطینی‌ها و شخص یاسر عرفات سه اشتباه بزرگ کرده‌اند و اولین آنها در طرح صلح دو سال پیش بیل کلینتون برای تشکیل کشور فلسطینی در غزه و 97 درصد از کرانه باختری به پایتختی بیت‌المقدس شرقی بود. اشتباه دوم عرفات، سرباز زدن از توافقنامه‌ای بود که او با دست دادن به اسحاق رابین در سال 1993 بر آن صحه گذاشته بود. براساس این توافق‌ در قبال کنترل دولتی در مناطق فلسطینی‌نشین و وعده تشکیل کشور فلسطین، عرفات به پرهیز از درگیری و خشونت و حل مشکلات از طریق گفت‌وگو متعهد شده بود. اشتباه سوم عرفات از نظر واشنگتن،‌ خطای تاکتیکی سوءاستفاده از فرستادگان بوش بود. این فرستادگان از آنتونی زینستا کالین پاول بعد از دیدار با عرفات، چنین احساسی داشتند. عرفات آنها را با ادعای دستگیری مبارزان فلسطینی به نزد خود می‌کشاند،‌ اما هدفش این بود که ناآرامی در خیابان‌ها را به آنها نشان دهد.»
بنا به نوشته این مجله انگلیسی، استدلال‌های فوق تماماً دال بر ناامیدی آمریکایی‌ها از عرفات است و این باعث شد که یک سال زودتر از زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی در فلسطین،‌ سیاستمداران آمریکایی برای تغییر رهبری ساف و دولت خودگردان فلسطین دست به کار شوند.
قرار است انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی فلسطین از 10 ژانویه (20 دی) تا 20 ژانویه (پایان دی‌ماه) برگزار شود. گفته می‌شود عرفات هم در این انتخابات شرکت خواهد کرد؛ اگر چه هنوز از سرنوشت نامعلوم خود دستپاچه شده و نمی‌داند که تا آن زمان چه چیزی در انتظار او خواهد بود.
در حقیقت،‌ عرفات هم اکنون بدترین دوران عمر خود را سپری می‌کند. از طرفی وی متهم به سازش با اسرائیلی‌ها است و گروه‌های جهادی فلسطین او را فردی خائن به فلسطین و مردم آن می‌دانند و از طرفی هم اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها را از وی ناامید شده و طرح تغییر وی را در دستور کار خود قرار داده‌اند. حتی اسرائیلی‌ها در ماه گذشته با دریافت چراغ سبزهایی از سوی آمریکایی‌ها مبنی بر لزوم تغییر عرفات، تا مدت‌ها وی را در دفتر کار خود در رام‌الله محاصره و زندانی کردند و بخشی از دفتر کارش را تخریب و بمباران کردند. تصویر عرفات هنگام دیدار از اتاق خوابش – که مورد حمله اسرائیل قرار گرفته بود – بسیار جالب و دیدنی بود.
او چنان به اطراف اتاق خواب خیره شده بود که گویی آنچه را ناظر است،‌ نمی‌تواند در باور خود بگنجاند. تختخواب او کاملاً به هم ریخته و آینه‌ای که بالای عکس او و دخترش گذشته می‌خواسته در همین تختخواب بخوابد. اما کاری‌که در طبقه پایین آن داشته، مانع از آن شده بود که زمان بمباران و حمله در تختخوابش خوابیده باشد و به همین دلیل جان سالم به در برده است. اما اسرائیلی‌ها خیلی حساب شده‌تر از آنکه عرفات تصور می‌کرد،‌ اقدام کرده بودند؛‌ زیرا آنها قصد نداشتند عرفات را بکشند. آنها قبلاً به عرفات هشدار داده بودند و گذشته از آن،‌ قصد داشتند نیمی از ساختمان را تخریب کنند و دلیل آن هم مواضع محتاطانه بخش قابل توجهی از اسرائیلی‌ها است که برکناری عرفات را عاملی برای تسریع در رهبری نسل جدید فلسطینی‌ها می‌دانند؛ اما در همین حال عرفات را به دلیل آن که علی‌رغم مسئولیتش در قبال همه فلسطینیان، به طور جدی عاملان حملات انتحاری را پیگیری نمی‌کند،‌ مستحق مجازات می‌دانند. با توجه به اینکه عرفات پس از آزادی از حبس خانگی در رام‌الله،‌ همواره حملات انتحاری را محکوم کرده است،‌ اما اسرائیلی‌ها معتقدند که هنوز هیچ نشانه‌ای مبنی بر این که نیروهای عرفات علیه مبارزان فلسطینی اقدام می‌کنند،‌ وجود ندارد. حتی اخیراً شارون ادعا کرده است که اسناد و مدارک به دست آمده از پایگاه عرفات در رام‌الله،‌ شامل صورت‌حساب‌های بمب‌گذاران و دستورهایی است که توسط شخص عرفات امضا شده است و جالب‌تر آن که «کاندولیزا رایس» مشاور امنیت ملی کاخ سفید هم این اظهارات را تأیید کرده است!
این در حالی است که رئیس پیشین سازمان امنیت غزه در گفت‌وگو با مجله تایمز، بر صدور دستور بازداشت فلسطینی‌های مبارز از جمله رهبران حماس در غزه از سوی عرفات صحه گذاشته و گفته است که من چگونه به مردم خودم توضیح دهم که اسرائیلی‌هایی که سرزمین ما را مورد تهاجم قرار دادند،‌ اکنون از ما می‌خواهند مردم خودمان را دستگیر کنیم؟!
رئیس پیشین سازمان امنیت غزه از سوی عرفات مأموریت یافت تا شیخ‌احمد یاسین – رهبر روحانی حماس – را بازداشت کند،‌ اما وی از این امر سرپیچی کرد. همو گفته است: «اسرائیل می‌داند که ما نمی‌توانیم دست به این بازداشت‌ها بزنیم؛‌ اما این کار موجب اعمال فشار آمریکا و اروپا بر ما شد.»
متهم شدن عرفات به اشتباهاتش،‌ نه تنها از سوی اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها از بیرون و مبارزان و گروه‌های جهادی از داخل همراه بوده،‌ بلکه برخی مقامات مسئول در درون دولت خودگردان نیز از دیدگاه خود اکنون وی را به ارتکاب اشتباهاتی متهم کرده و وی را مسئول این اشتباهات می‌دانند.
«محمد دخلان» بنیانگذار شاخه جوانان الفتح (سازمان عرفات) و از منصوبین عرفات در غزه به سال 1994 و یکی از اعضای هیأت مذاکره‌کننده فلسطین از سال 1993،‌ اکنون به اشتباهات طرف فلسطینی در معاهده اسلو در سال 1994 دست گذاشته و معتقد است که عرفات می‌توانست رهبر به ظاهر دولت فلسطین باشد،‌ اما فرماندهی نظامی و غیر نظامی تنها 18 درصد از منطقه کرانه باختری را به عهده داشته باشد.
وی می‌گوید: «اشتباهاتی که ما مرتکب شدیم،‌ به اسرائیلی‌ها کمک کرد تا اشتباهات بیشتری را مرتکب شوند. اسرائیلی‌ها فکر می‌کردند ما نرم عمل کردیم،‌ انعطاف طرف فلسطینی را درک نکردند.» وی با اعلام این مطلب که توقف اولین موج عملیات بمب‌گذاری،‌ اسرائیل را به اشتباه انداخت،‌ می‌افزاید: «اسرائیل اقدامات ما را ناشی از تأیید ما پنداشت و به جای سرعت بخشیدن به روند صلح،‌ آن را متوقف کرد.»
به هر حال این وضعیت دولت خودگردان و شخص یاسر عرفات است که از چند سو شدیداً دچار بحران مشروعیت شده و به سردرگمی افتاده است. البته طرح انتقادات نسبت به دولت خودگردان و شخص عرفات از سوی بسیاری از گروه‌های جهادی و مبارزان فلسطینی چیز تازه‌ای نبود و نیست و این مخالفت‌ها و انتقادات از همان آغاز مطرح بود؛ به طوری که اشکالات ساختار متعددی به دولت خودگردان وارد می‌کردند که از جمله آنها موارد زیر است که در یکی از نشریات فلسطینی درج شده بود:
1- این دولت در تضاد با مقاومت،‌ برای شکست قیام مردمی و جهاد مردم و تکه‌تکه کردن مبارزات آن در داخل به وجود آمده است.
2- تمامی ساختار و مؤسسات این دولت،‌ پیرو و وابسته است. چون مرز مشخصی برای خود ندارد،‌ حاکمیتی بر زمین‌ها و سرزمین‌هایشان احساس نمی‌کند و تنها خود را حاکم بر مردم می‌بیند؛ اقتصاد مستقلی ندارد؛ از تصمیم‌گیری مستقلی برخوردار نیست؛ منابع آبی هم در اختیار ندارد؛‌ شهرک‌های صهیونیست‌نشین آن را تکه‌تکه نموده‌اند و در رأس آن قدس را هم در اختیار ندارد.
3- این دولت محکوم است که در چارچوب منافع و اهداف صهیونیست‌ها قرار گرفته و تأمین‌کننده جنبه‌های امنیتی و غیرامنیتی آن باشد.
4- این دولت به دلیل آنکه حذف حق بازگشت آوارگان فلسطینی را پذیرفته،‌ پس برای تمام فلسطینی‌ها نیست.
5- این دولت به مثابه پلی حقیقی برای توسعه فرهنگی، اقتصادی و تمدنی طرح صهیونیستی است. در نتیجه می‌توان گفت که این دولت برای مقابله با رؤیای مردم فلسطین (داشتن دولتی فلسطینی بر تمامی خاک تاریخی خود) ایجاد می‌گردد.