مدتی است که جریان افراطی دوم خرداد برای گریز از پاسخگویی در برابر پرسشها و مطالبات مردم و نیز انحراف اذهان عمومی از روشی بهره میگیرد که میتوان آن را تاکتیک «فریب کلاسیک» نامید و آن چیزی نیست جز ترتیب دادن سناریوهای وهمی و جنجال بر سر آن به منظور فراموشی سپرده شدن واقعیتهایی که جامعه در پی پاسخی برای آنها میگردد.
روش افراطیهای دوم خرداد که معمولاً بدون ذوق و ابتکار همواره به صورت تکراری اجرا میشود و با آن قصد دارند افکار عمومی را از مسیر اصلی منحرف سازند، عبارت است از طراحی یک داستان سیاسی - امنیتی - تخیلی به نام «ربایش».
طرز اجرای تاکتیک «فریب کلاسیک» با موضوعیت «ربایش» آن است که فردی برای مدتی از دیدگان پنهان میشود، سپس بعضی از چهرههای سیاسی جنجالی از احتمال ربوده شدن آن فرد خبر میدهند و نشریات وابسته به جناح مذکور - آگاهانه یا ناآگاهانه - به هیاهو حول آن محور میپردازند، در نتیجه داستانی تخیلی خلق میشود که تا مدتها افکار عمومی را از موضوعات اصلی جامعه منحرف میگرداند.
اما سابقه «تاکتیک فریب کلاسیک»
1- در آخرین روز اردیبهشت 80 به ناگهان خبری مبنی بر ربوده شدن یک خبرنگار روزنامه تعطیل شده و معروف جناح موسوم به چپ، به نام آقای (ح - ک) در نشریات منعکس شد، وی مدعی بود که کتابی در مورد قتلهای زنجیرهای نوشته است و به آن دلیل ربوده شده است اما پس از چندی بحث ربوده شدن او بدون هیچگونه «ریشهیابی» و تحلیل واقعیت موضوع بدون پیگیری رها شد ولی اثرات این روش را در بالا رفتن مقطعی تیراژ کتاب نامبرده میتوان جستجو کرد، زیرا لابد در کتاب او خبر مهم و جدیدی!! بوده است که باعث ربوده شدن وی شده بود؟؟!
2- یکی از دیگر افرادی که با پروژه ربایش، مدتها خود را در نشریات مطرح ساخت آقای «امیر فرشاد ابراهیمی» بود. ربوده شدن او هم تا مدتها به سوژه تبلیغاتی جناح دوم خردادتبدیل شد ولی این بازی هم پس از مدتی کوتاه پوچ از کار درآمد.
3- فراموش نکردهایم آن دو دانشجوی سمنانی و شیرازی را که مدتها از ربوده شدن آنها در نشریات خبر به چاپ میرسید ولی بعداً مشخص شد که آنان «خود» را ربوده(!!) بودند و یا آن که اصل خبر نادرست و غلط بوده است.
4- اگر به یاد داشته باشید مدتها ربوده شدن رییس ستاد انتخاباتی رییس جمهور در مرودشت نقل روزنامههای دوم خردادی بود و مدتها بازی با یک خبر اساساً کذب به محوریت جنجالهای افراطیون مبدل شده بود ولی درنهایت دروغ بودن خبر آشکار شد.
5- جنجال بر سر ربوده شدن خانم (پ، آ) هنرپیشه فیلم و عضو ستاد تبلیغاتی آقای خاتمی نیز مسلماً فراموش نشده است زیرا بحث ربوده شدن و کتک خوردن وی، حتماً توسط جلادهای جناح رقیب!!، در مقطعی به خوراک تبلیغاتی نشریات دوم خردادی مبدل شد. اما داستان در پایان به حکایتی طنز و خانوادگی مبدل شد و دیگر شکی نماند که اساس خبر جز دروغ و وهم چیزی نبوده است.
6- اگر همه اینها فراموش شده باشد، یک خبر را نمیتوان فراموش کرد زیرا مدت زمانی از خیالبافی و جنجال پیرامون آن نمیگذرد و آن خبر تکان دهنده!! ربوده شدن و تهدید یک طلبه در قم بود. برای شناخت تاکتیک «فریب کلاسیک» افراطیهای دوم خرداد به گمان ما، بحث ربوده شدن آقای ناظمزاده موضوع قابل مطالعهای است.
تاریخچه بازی جدید ربوده شدن «ناظمزاده»
پرده اول 15 دی 80:
روزنامه همبستگی - هشدار رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس درباره بازسازی ستاد قتلهای زنجیرهای در متن خبر میخوانیم که آقای میردامادی ضمن تشریح اقدامات ستاد قتلهای زنجیرهای از یک عملیات ربایش خبر میدهد:
«در هفتههای اخیر یک نفر را در قم در حالی که در خیابانی در حال حرکت بوده بدون ارایه هیچ حکمی به زور سوار یک دستگاه خودرو کردهاند و وی را با دستمال آغشته به مواد دارویی از حالت عادی خارج نموده و به محل نامعلومی منتقل کرده و یک هفته نیز بازجویی کردهاند، بدون آنکه مشخص باشد این افراد چه کسانی هستند و آیا مسوولیتی دارند یا خیر و پس از یک هفته وی را در شریط غیرعادی در تهران رها کردهاند».
در نقل ماجرای فوق دقت کنید تمامی عناصر یک داستان جذاب و پرکشش پلیسی موجود است، این خبر به عنوان دلیلی برای بازسازی ستاد قتلهای زنجیرهای!! ارایه میشود.
پرده دوم
«دو روز بعد از 17 دی ماه 80»
در صفحه اول روزنامه نوروز تیتری مشاهده میشود تححت این عنوان «هشدار صاحبنظران درباره خطر بازسازی تفکر و جریان قتلهای زنجیرهای».
در صفحه 3 شش نفر از اعضای اصلی جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب وظیفه تأیید و تأکید بر پروژه طرح شده آقای میردامادی را بر عهده دارند، در تمامی صحبنها یکسری واژههای تکراری مثل ارعاب درمانی، قتلهای زنجیرهای و بازسازی آن و... مورد استفاده قرار میگیرد، در این میان تنها یک نفر پرده از علت طراحی این بازی جدید بر میدارد و به نگرانی اصلی اشاره میکند و آن آقای سازگارنژاد نماینده شیراز است که میگوید: نمادی از این مسأله (بازسازی ستاد قتلهای زنجیرهای) اقدام اخیر کیهان در متهم سازی مجلس است.
(یادآور میشود کیهان در آن زمان از آلودگی افرادی از مجلس در پرونده شهرام جزایری خبر داده بود)، پس برای ادب شدن کیهان (که دیگر به نقاط حساس اشاره نکند) این پرونده لازم بود طراحی شود.
پرده سوم
یک هفته بعد از اجرای پرده دوم
24 دی ماه 80
روزنامه نوروز در صفحه نخست همزمان با تیتر بزرگ اولین مصاحبه سخنگوی دولت نوشت: «اظهارات تکان دهنده اعلمی در مورد ربودن و تهدید یک طلبه در قم» در متن میخوانیم: اکبر اعلمی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی با اشاره به حضور ناظمزاده فرزند یکی از روحانیون قم در جمع تعدادی از نمایندگان عضو کمیسیون و تشریح دستگیری شش روزه خود گفت: قرائن و شواهد (منجمله ربوده شدن وی) حاکی از آن است افرادی که اساساً خطمشی آنها متکی به ارعاب و ارهاب است میخواهند مجدداً تجدید سازمان کنند (تکرار ادعای آقای میردامادی) سپس آقای اعلمی میگوید: در تاریخ 26/9/80 یکی از طلاب حوزه به نام ناظمزاده توسط افراد ناشناسی دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل و بازداشت میشود...
باقی داستان همان حکایت آقای میردامادی است با جزییات بیشتر فقط در این بخش برای جذابتر شدن داستان تزریق داروهای عجیبی که خون دماغ و تهوع میآورد کشف نبودن در قم از طریق صدای هواپیما اضافه میشود و نامی هم از آقای منتظری برده میشود تا حق مطلب ادا شود و جنبه سیاسی!! آن تکمیل گردد.
پرده چهارم:
25 دی ماه 1380
روزنامه نوروز که از واکنش روزنامه کیهان - هدف اصلی پروژه - احساس کرده است رقیب در تله افتاده است، آتش تهیه حملات خود را زادتر میکند و ناگهان خبری را از آستین بیرون میافکند و بهئنقل از سخنگوی دولت (تیتر درشت صحفه اول) مینویسد: «از نقش مدیر مسوول کیهان در ربودن و شکنجه ناظمزاده بیخبرم»
این شکل از تکذیب از عجایب روزگار است زیرا بهجای «مدیر مسوول کیهان» میتوان نام هر کسی حتی رییس جمهور محترم را نهاد و به همین شدت اعلام بیخبری کرد. در همین روز، نوروز تمامی انرژی خود را مصروف تمرکز ضربه اصلی بر روی کیهان نمود و در این راستا از تمامی سطح صفحات اول، دوم و بخش اعظم صفحه 11 و 16 استفاده کرد، کاری که بسیار عجیب مینماید ولی ناگهان که خبر «محاکمه شهرام جزایری» را در گوشهای دور افتاده از صفحه شانزده میبینید، بسیاری از واقعیات آشکار میشود و همگان میفهمند؛ چه خبری قرار است در جنجالها نادیده گرفته شود.
پرده ماقبل آخر:
هفتم بهمن 80
خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) از قول رمضانزاده سخنگوی دولت که پس از جلسه هیأت دولت در جمع خبرنگاران حضور یافته بود، خبری را با این تیتر منتشر ساخت: «سخنگوی هیأت دولت: اظهارات ناظمزاده کذب محض است».
بر اساس این خبر، رمضانزاده با اشاره به سخنان هفته گذشته خود مبنی بر موظف بودن وزارت اطلاعات مشخص شد مجموعه اظهارات آقای ناظمزاده کذب محض بوده و هیچ اتفاقی در خصوص ربودن ایشان اتفاق نیفتاده است، اما انگیزه بیان این مطلب از سوی وی چه بوده است بعداً مشخص خواهد شد.»
با این گفته سخنگوی دولت، مشخص شد که بنای تمامی داستان سیاسی- تخیلی «ربایش ناظمزاده» بر وهمیات بوده است و به یکباره داستان بازسازی ستاد قتلهای زنجیرهای و اظهارات متین!! آقایان میردامادی، اعلمی و شکوریراد و نعیمیپور و کیانوشراد و وفا تابش و رجبعلی مزروعی و... «کذب محض» از آب درآمد. البته هر چند انگیزه ناظمزاده، به گفته سخنگوی دولت از بیان این داستان (ربایش) مشخص نیست ولی میتوان انگیزه افراد را حدس زد هرچند هیچ زمان، هیچکس اتهام شایعهپراکنی و تفتین را به این بزرگواران نخواهد زد(؟!)
اما پرده آخر:
اگر کسی گمان کند برای این داستانهای وهمی افراطیون جناح دوم خرداد پرده آخری هم متصور است، تجربه نشان داده است که اشتباه میکند، پرده آخر هر داستان خیالی، پرده اول داستانی دیگر از نوع «فریب کلاسیک» است.