تاریخ انتشار : ۱۱ آبان ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۲۱۱۱۷۵

محمدعلی اکبری
در یکصد سال اخیر کمتر چهره‌ای را می‌توان یافت که بسان میرزا ملکم‌خان مورد قضاوتهای تناقض‌آمیز واقع شده باشد. گروهی او را پیامبر تجددخواهی و پایه‌گذار اندیشۀ دولت مدرن در ایران پنداشته‌اند و جماعتی دیگر، نماد دغل‌کاری و سرسپردگی به بیگانگان. با این حال موافقان و مخالفان وی معترفند که سهم جدی او را در گلشن‌آرایی بستان مشروطه‌خواهی و منورالفکری ایران نمی‌توان انکار کرد.
ملکم‌خان به سال 1249 قمری در خانواده‌ای ارمنی در جلفای اصفهان دیده به جهان گشود. وی تحصیلاتش را در جلفا و سپس فرانسه پی گرفت و در رشتۀ علوم سیاسی فارغ‌التحصیل شد. ملکم در مدت حیات سیاسی‌اش که تقریباً تا پایان عمر ـ 1326 قمری ـ طول کشید، رسایل و مکتوبات فراوانی در زمینۀ علل پریشان احوالی ایرانیان و راه نجات آنان به رشتۀ تحریر درآورد. ملکم‌خان را باید بنیان‌گذار گفتار «تجددخواهی بلاشرط» در ایران دانست. بی‌شک در میان تجددخواهان عصر ناصری و مظفری، هیچکدام تا پایۀ میرزا ملکم‌خان در شکل‌گیری و قوام گفتار تجددخواهی صاحب سهم و نقش نبوده‌اند. وی همانند دیگر تجددخواهان در بازجویی علل پریشان‌احوالی ایرانیان، سنتی بودن جامعه و حکومت در ایران را علت‌العلل عقب‌ماندگی ساکنان آن می‌داند. ویژگیهایی که وی از جامعۀ سنتی ذکر می‌کند مؤید این امر است که از نظر وی تعصب دینی، ناکارامدی ساختار حکومت، عدم آشنایی و به‌کارگیری علوم جدید و فقدان نظم قانونی، عناصر سازندۀ جامعۀ سنتی ایران هستند. وی در توضیح تعصب دینی از پایبندی به ظواهر و شعایر دینی و فقدان انعطاف کافی در برابر نیازهای زمانه یاد می‌کند و آنها را عامل فکری جمود و مانع رشد فرهنگی معرفی می‌کند. ظرافت کار ملکم را در اینجا باید دید که علی‌رغم بی‌اعتقادی به قواعد دینی، به‌ جای تاختن به آنها، بنیان دین را با مدنیت جدید همراه و عقاید رایج دینی را در برابر آن قرار می‌دهد.
وی در تبیین نقش ناکارامدی ساختاری نظام خودکامۀ قاجاری، آن را به کارخانه‌ای تشبیه می‌کند که تمام اجزای آن پوسیده و از بین رفته‌اند و با صیقل دادن چرخ‌دنده‌های از کار افتاده نمی‌توان تغییری در سرنوشت کارخانه داد. ملکم وضعیت علوم و فنون رایج در ایران را نیز یکی دیگر از عوامل پریشان‌احوالی ایرانیان می‌داند و اعتقاد دارد که کارامدی این دستگاه علمی محل تردید جدی قرار دارد و باید دست از کیمیاگری و رمّالی برداشت و در پی اساس تازه و کاملاً بدیعی در نوزایی علمی گشت. شاید بتوان شاهکار ملکم را در تهاجم به نظام سیاسی قاجاری از آن حیث که فاقد مقررات مستقل از ارادۀ حکومتگران است، دانست. وی هنگامی که مبادرت به انتشار روزنامۀ قانون کرد، نوک پیکان حملات خود را متوجه نوع نظام سیاسی و نه اشخاص حکمران کرد. خودکامگی حکومت در نظر وی حکومت بی‌قانون یا «بی‌نظم قانونی» بود و اعتقاد داشت که تا نوع نظام سیاسی سنّتی در ایران دگرگون نشود، روزنه‌های امیدواری نسبت به آینده، مسدود خواهد بود.
ملکم پس از بازنمایی عوامل عقب‌ماندگی ایرانیان در مسند طبابت می‌نشیند و نسخه درمان می‌پیچد. وی در این کار چشم به شهر هزار رنگ فرنگ دارد و با هزار زبان می‌خواهد به خوانندۀ خود بفهماند که دوای تمام امراض وی در آن «بهشت زمینی» است. عین عبارت وی را می‌آوریم که جای هیچ شبهه‌ای باقی نماند: «ما که بر حقیقت این علوم به هزار دلیل معتقد شده‌ایم و به علم‌‌‌الیقین می‌دانیم نجات دولت بسته به قبول این تدابیر [تجددگرایی] است حرف ما منحصر به این است که این علوم در فرنگستان حیّ و موجود و اولین اسباب زندگی این عهد شده‌اند و ما هم باید احکام این علوم را قبول نماییم.» این جملات رویکرد اساسی ملکم‌خان را در طریق نجات ایران روشن می‌کند. باید اذعان کرد که وی با پافشاری بر این نظر، پایه‌گذاری گفتاری در تجددخواهی شد که از آن تحت عنوان «تجددخواهی بلاشرط» یاد شد. ملکم در پی‌جویی درمانگری جامعۀ ایرانی، به این پرسش نیز پاسخ می‌دهد که «از کجا باید آغاز کرد؟» ملکم برای پاسخ دادن به این پرسش نخست ذهن و فکر مسئولان را متوجه این مهم می‌کند که «پیشرفت اروپاییها در وهلۀ اول به صنایع و اختراعات آنها نیست، بلکه دستگاهی به نام «دستگاه دیوان» معرفی می‌کند که چنانچه به طور ناگهانی از میان برود، تمام قاره اروپا در طی یک شب «بلوچستان» خواهد شد. ملکم پس از ذکر این مقدمات به مخاطب خود می‌گوید که باید از پذیرش بی‌قید و شرط «سیستم حکومتی اروپا» آغاز کرد. منظور وی از سیستم حکومتی اروپا «سلطنت مطلق منظم» است. یعنی نوعی حکومت مشروطه که اولاً رابطۀ مردم و حکومت بر پایۀ متن قانونی روشن و مستقل از ارادۀ حکومتگران سامان یافته است و ثانیاً قدرت بین پادشاه، دولت و مجلس قانونگذاری تقسیم شده است. مهمترین نکته در راهبرد ملکم این است که تمام گرفتاریهای ایرانیان تابعی از این ام‌المصائب است و در مقابل، همۀ راههای نجات آنان نیز در گروی تحقق این رکن رکین است. درهای سعادت به روی ایرانیان گشوده نمی‌شود الّا به تغییر در ساخت و بافت نظام سیاسی. وی اذعان دارد که ایران مدرسه می‌خواهد، زراعت و بهداشت لازم دارد و باید کارخانه‌های جدید و مؤسسات اعتباری نوین نظیر بانک در کشور رایج شود، ولی وجود همۀ این امور را تابعی از وجود ذی‌جود حکومت قانونی می‌پندارد که چون صد آید نود هم پیش ماست. بی‌گمان این راهبرد ملکم، پس از او توسط دیگر منورالفکران نیز پیروی شد و پیدایش گفتار سیاست محور در اندیشۀ منورالفکری این دوران، ریشه در عقاید ملکم‌خان دارد. به‌علاوه منورالفکران در گزینش راهبرد «سلطنت مطلق منظم» نیز وامدار وی هستند.