تاریخ انتشار : ۲۷ آذر ۱۳۸۶ - ۰۸:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۲۱۱۲۱

عباس پازوکی

محمدباقر قالیباف شهردار تهران با رأی اکثریت اعضای شورای شهر در سمت خود ابقا شد. اما انتخاب شهردار پایتخت در روزهای گذشته همراه بوده است با فشارهای زیاد سیاسی به شورای سوم که در نوع خود بی‌سابقه ارزیابی می‌شود.

پس از آنکه اصولگرایان در انتخابات 24 آذرماه سال گذشته نتوانستند به فهرست واحدی دست یابند، گروهی به اسم "رایحه خوش خدمت" با ادعای حامیان انحصاری دولت نهم وارد عرصه انتخابات شد. این گروه معتقد بودند که برخی از اعضای شورای دوم که به قالیباق رأی داده‌اند از دایره "اصولگرایی ناب" خارج شده‌اند و لذا نام هیچ‌یک از آنان حتی مهدی چمران و عباس شیبانی را نیز در فهرست خود نگنجاند. اما این گروه تنها دو کرسی از 15 کرسی شورای شهر تهران را کسب کرد و 7 کرسی به کسانی رسید که در شورای دوم به قالیباف رأی داده و در انتخابات 24 آذر نیز با شعار حمایت از قالیباف وارد عرصه انتخابات شده بودند.

اما انتخابات دیروز نشان داد که تا حساس‌ترین مراحل رأی‌گیری تنها 3 تن از آنان یعنی آقایان مرتضی طلایی و عباس شیبانی و خانم معصومه‌آباد حاضر شدند به قالیباف رأی دهند و مابقی به سمت نامزد مورد حمایت دولت گرایش پیدا کردند. لذا به نظر می‌یسد که هم‌اکنون آقای دکتر قالیباف و مجموعه هم‌فکرانش که خود را تحت عنوان "اصولگرایان اصلاح‌طلب" معرفی کرده‌اند باید به بازاندیشی درباره نحو فعالین در عرصه سیاسی بپردازند. پیشتر و در انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم نیز برخی از کسانی که به حمایت از قالیباف برخاسته بودند در 48 ساعت پایانی به جمع حامیان محمود احمدی‌نژاد پیوستند. تقریباً مشابه همان اتفاق در ماجرای انتخاب شهردار نیز رخ داده است. این نشان می‌دهد محمدباقر قالیباف یا چندان با بازی‌های سیاسی پشت پرده آشنا نیست و یا حاضر به معامله در این بازی‌ها نمی‌شود. البته احتمال دوم قوی‌تر است، چرا که منابع خبری در روزهای گذشته خبر داده بودند اگر قالیباف تعهد بدهد در انتخابات ریاست جمهوری نامزد نمی‌شود، بدون هیچ مشکلی به ابقای او کمک خواهند کرد که قالیباف نیز با این معامله مخالفت کرده بود.

هر چند قالیباف حاضر به معامله نشد، اما برخی کسانی که با شعار حمایت از او و با بهره‌گیری از محبوبیت وی وارد شورای سوم شده بودند، خیلی راحت تن به معامله دادند و با رفتارهای سیاسی خود، جو سیاسی سنگینی را بر نهاد مردمی و اجتماعی شورا غالب کردند. لذا شناخت دقیق‌تر حامیان واقعی در دقت بیشتر در فعالیت‌های سیاسی لازمه ادامه فعالیت قالیباف و دوستانش هست. شاید بهترین راه برای چنین امری تشکیل حزبی با برنامه و منسجم باشد، چرا که سبب خواهد شد کسانی که به یک مرام و خط فکری اعتقاد ندارند، در ایام انتخابات به خاطر جمع کردن رأی مردم خود را به آن گروه نچسبانند.

اما سوی دیگر میدان، حامیان دولت نهم هستند که پس از حدود 50 روز تلاش شبانه‌روزی، طعم تلخ شکست را چشیدند. این گروه باید بداند که ملاک کار کردن در کشور، "دوستی" و یا "نقد" محمود احمدی‌نژاد نیست. اگر این نکته را مدعیان حمایت از احمدی‌نژاد درک نکنند، به زودی ضربه بزرگتری را به رئیس جمهور وارد می‌کنند.

هر کس در این کشور حق دارد که طرفدار و یا منتقد رئیس جمهور و یا دولت باشد و این حقی است شرعی و قانونی. لذا تلاش برای حذف هر فرد یا گروهی که منتقد رئیس جمهور به نظر می‌رسد کار شایسته‌ای نیست. به ویژه در ماجرای انتخاب شهردار پایتخت این گروه‌ها بیش از آنکه به فکر منافع مردم و عمران و آبادانی پایتخت باشند، به فکر انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم بودند. آنان گمان می‌کردند که انتخاب مجدد قالیباف به عنوان شهردار تهران، پایان جهان است و لذا خود را به آب و آتش زدند که این رقیب احتمالی را از میان بردارند.

شاید بهتر باشد این دوستان که به نظرات نخبگان و کارشناسان توجه نمی‌کنند، حداقل در مورد انتخابات ریاست جمهوری دو سال آینده، به یک جمله رایج در میان عوام توجه کنند که هنوز تا دو سال دیگر "کی زنده است؟ کی مرده؟".