تاریخ انتشار : ۲۹ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۷:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۲۱۱۲۶۹

انتخابات مجلس ششم در پیش است و همه جناحهای سیاسی فعال در کشور، خود را برای دستیابی به کرسیهای بیشتر مجلس آماده می‌کنند. همینطور که در سطح همه محافل سیاسی و مطبوعاتی مشاهده می‌شود، رقابت انتخاباتی آغاز شده و شلیک توپخانه جناحها به گوش می‌رسد به این امید که پیاده نظام آنها در روز رأی‌گیری بتواند حرف نهایی را در سر صندوق‌های رأی بزند و به فتح مجلس موفق شود.
هر کدام از جناحهای سیاسی کشور برای موفقیت خود به عواملی دلخوش کرده و زمینه‌های سیاسی و اجتماعی خاص را مورد توجه قرار می‌دهند که بررسی این دلایل و زمینه‌ها می‌تواند تا حدودی در شناخت وضعیت مجلس ششم و چشم‌انداز سیاسی آن به ما کمک کند. در این نوشتار درصددیم تحلیلی اجمالی از زمینه‌های کامیابی یا عدم توفیق هر یک از جناحهای سیاسی را براساس وضعیت موجود آنها ارائه کنیم:
الف - طیف موسوم به «راست»:
جریان موسوم به راست از گرایشهای متفاوت و گروههای متعدد تشکیل می‌شود. گروه محوری این طیف، «جامعه روحانیت مبارز تهران» است ولی تشکلهای همسو با این گروه نیز در همه دوره‌های گذشته، فعالانه در صحنه رقابت سیاسی حضور داشته‌اند و در این انتخابات هم انتظار می‌رود که در اکثر مواضع و کاندیداها، با روحانیت مبارز تهران همراهی کنند.
علی‌رغم وجود چهره‌هایی چون هاشمی‌رفسنجانی و حسن روحانی، جریان حاکم بر این تشکل گرایش به مواضع سیاسی و فرهنگی طیف راست دارد و این افراد تنها می‌توانند در تعدیل مواضع آنها مؤثر باشند نه در تغییر جهت‌گیری آنان. به همین دلیل انتظار می‌رود که در دور جدید فعالیت گروهها برای کسب پیروزی در انتخابات مجلس، جامعه روحانیت مبارز تهران خواستار همکاری و همراهی با برخی از گروههای سیاسی حامی دولت هم باشد اما نه آن‌گونه که معنای ائتلاف تاکتیکی بدهد و مواضع این گروه را در میان هواداران و حامیانش زیر سؤال ببرد.
این را نیز باید در نظر گرفت که گروههای حامی دولت نظیر کارگزاران سازندگی چون در این انتخابات خود را بدون توسل به طیفهای سیاسی دیگر هم تا حد زیادی موفق می‌بینند لذا چندان تمایلی به همکاری با طیف موسوم به راست نشان نمی‌دهند. همچنین برخی از گروههای همسو با روحانیت مبارز تهران نظیر جمعیت مؤتلفه اسلامی هم بشدت مخالف ائتلاف با گروههایی نظیر کارگزاران سازندگی‌اند لذا این احتمال که کارگزاران و طیف متمایل به راست در انتخابات مجلس ششم با هم به وحدت کامل حتی در حوزه‌هایی محدود هم برسند، اندک است.
طیفی از نیروهای موسوم به راست، افرادی‌اند که تحت عنوان حزب‌الله سازماندهی شده‌اند و در سراسر کشور فعالند. اینان در وضعیت موجود، علی‌رغم داشتن مواضعی بعضاً مغایر با تشکلهای رسمی همسو با جامعه روحانیت مبارز تهران، در طیف راست قرار دارند و در انتخابات مجلس ششم یکی از گروههای فعال این طیف محسوب می‌شوند.
جریان موسوم به راست از جهات گوناگون، شانس موفقیت زیادی برای حفظ اکثریت موجود در مجلس را ندارد. تمایل عمومی جامعه به دولت خاتمی به گونه‌ای است که بخودی خود، مخالفین را در موضع ضعیف‌تر قرار می‌دهد. بسیاری از اقشار جامعه برآنند که مجلس کنونی مانع تحقیق برنامه‌های دولت است و برای فراهم آمدن زمینه‌های موفقیت دولت در عملی کردن برنامه‌های مربوط به توسعه همه‌جانبه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، مجلس باید همگام دولت باشد لذا چنین انتظار می‌رود که حامیان دولت در کسب اکثریت آرای مردم، موفقتر باشند.
این تلقی، مشابه تصوری است که در انتخابات مجلس چهارم پدید آمد. در آن زمان طیف چپ به عنوان مانع موفقیت دولت هاشمی معرفی شد و حامیان دولت بر این نکته تاکید می‌کردند که مجلس باید با دولت هاشمی، همفکر و همنظر شود. در آن زمان طیف موسوم به راست به حمایت از هاشمی و برنامه‌های اقتصادی آن پرداخت و با شعار «حمایت از هاشمی» توانست مجلس چهارم را در اختیار گیرد و طیف چپ را در حاشیه قرار دهد.
اینک همان فضای سیاسی به گونه‌ای دیگر پدید آمده و ضرورت همسان شدن مجلس با دولت به شعار سیاسی بسیاری از اقشار اجتماعی مبدل شده است و این به معنای نامساعد شدن فضا و زمینه به زیان طیفی است که اینک در مجلس، حداکثر آرا را در اختیار دارد.
در عین حال، طیف راست به برخی از عوامل امیدوارکننده نیز دلخوش کرده است. اولین نقطه امید این طیف، اختلاف نظرهایی است که در میان حامیان دولت و به اصطلاح طیف دوم خرداد وجود دارند. این یک واقعیت است که افراد و گروههای مختلفی در سطح کشور از دولت حمایت می‌کنند که قطعا در معرفی نامزدهای مختلف بشکند و در نتیجه احتمال رای آوردن نامزدهای طیف راست افزایش یابد.
نقطه امیدواری دیگر برای طیف راست، عملکردهای ضعیف، متناقض و جناحی برخی از مدیران دولت در سطح استانها و شهرها و رنجانیدن اقشاری از مردم از سوی آنان است. قطعا سوء تدبیر و برخورد خطی با مسایل، انتقادها و اعتراضهایی را در مردم ایجاد می‌کند و اگر فردی مقبول و محترم در سطح شهرها، از این فضای اعتراضی بهره گیرد، تا حدودی به احتمال پیروزی خود خواهد افزود.
البته این احتمال وجود دارد که این فضا به سود مستقلینی باشد که اشتهار به جناحی بودن ندارند اما اگر ضعف مدیریتها در مناطقی از کشور آنچنان چشمگیر باشد که اعتراض گسترده‌تری را موجب شده باشد، در آن صورت افراد جناح راست هم شانس پیروزی خواهند یافت.
از جمله مسایلی که موضع طیف راست را در انتخابات مجلس تقویت می‌کند، تاثیرپذیری کمتر فضای انتخابات شهرهای کوچکتر از فضای سیاسی کلی کشور است. مردم در شهرهای کوچک، صرفا با معیارهای حزبی و گروهی رای نمی‌دهند بلکه مسایل بومی و منطقه‌ای نیز بشدت بر تصمیم آنان موثر است. قاعدتا اگر نیروهای سیاسی موسوم به طیف راست بتوانند از چنین فضایی بهره گیرند، قادر خواهند بود نمایندگانی را در مجلس ششم داشته باشند.
در جمع‌بندی نهایی از وضعیت طیف راست در انتخابات مجلس ششم باید گفت که احتمال رای آوردن نامزدهای همسو و همفکر با این طیف در بسیاری از شهرهای کوچکتر وجود دارد ولی این احتمال به میزانی نیست که بتواند وضعیت موجود را در مجلس حفظ کند و باز هم اکثریت را در اختیار این طیف قرار دهد.
ب - طیف موسوم به «چپ»:
طیف چپ هم از گرایشهای متفاوتی تشکیل می‌شود ولی چنین به نظر می‌رسد که «مجمع روحانیون مبارز تهران» هنوز هم جریان محوری این طیف باشد. البته گروههای طیف چپ، هر کدام برای خود شأن و منزلی علی‌حده قائلند و مانند گروههای طیف راست از نظر تشکلات روحانی خود تبعیت نمی‌کنند ولی نمی‌توان انکار کرد که مجمع روحانیون مبارز، هنوز محوری‌ترین گروه طیف چپ به حساب می‌آید.
شعار محوری طیف چپ حمایت از برنامه‌های دولت خاتمی است و طبعا این شعار برای عموم مردم، جذاب و خواستنی است. البته اقشاری از مردم با توجه به عملکرد فرهنگی و سیاسی دولت، نگاه نقادانه همراه با نوعی نارضایتی پیدا کرده‌اند به ویژه آن که کارکرد اقتصادی دولت نیز رضایت‌بخش به نظر نمی‌رسد. البته این برداشت، عمومی نیست و حتی اگر برخی از حامیان دولت پایگاه مردمی دو سال قبل خود را نداشته باشند اما باز هم دولت دارای قویترین پایگاه اجتماعی است و حمایت از دولت نیز می‌تواند آرای مردم را به سوی حامیانش جذب کند.
که برای دولت خاتمی، مشکل‌آفرینی می‌کنند و در صورت موفقیت در انتخابات مجلس ششم، بر حجم مشکل‌آفرینی خود خواهند افزود. همین تصویر، مردم را به سوی مخالفان طیف راست سوق می‌دهد. عناصر طیف چپ در صورت تدارک کردن نیروهای سیاسی مورد احترام مردم، بیشترین فرصت و امکان را برای بهره‌برداری از این وضعیت در اختیار خواهند داشت. از طرفی نیروهای چپ، پراکنده‌اند و نیاز به یکسان کردن مواضع خود دارند.
البته تلاشهایی برای ایجاد وحدت از سوی گروههای این طیف دیده می‌شود ولی متاسفانه این تلاشها برای پی‌ریزی وحدت اصولی ایجابی نیستند. بلکه عمدتا بر مبنای بزرگنمایی تهدید طیف راست در انتخابات مجلس صورت می‌گیرند. این گونه وحدت سلبی شاید در گزینش رئیس‌جمهوری موضوعیت پیدا کند ولی بعید است در جریان انتخابات مجلس بتوان به چنین وحدتی دست یافت.
یکسان کردن مواضع حدود 16 گروه سیاسی و ارائه لیست انتخاباتی واحد اگر در سطح چند شهر بزرگ میسر باشد، در سطح همه شهرها ناشدنی است و این در حالی است که نیروهای طیف راست به صورت جدیتری به دستیابی به وحدتی اصولی با یکدیگر امیدوارند.
آنچه عناصر طیف چپ را نگران ساخته است نحوه برخورد شورای نگهبان با صلاحیت نامزدهای انتخاباتی است. چنین به نظر می‌رسد که با تصویب مجدد نظارت استصوابی در مجلس و با ورود افرادی چون آیت‌الله محمد یزدی به شورای نگهبان، این احتمال وجود دارد که باز هم صلاحیت افراد بسیاری از طیف چپ، رد شود. در صورتی که چنین اتفاقی رخ دهد، پیوند طیف چپ با نیروهای حاشیه نظام بیشتر خواهد شد و خصلتهای لیبرالی در آنها رشد چشمگیری خواهند کرد.
همیشه این‌گونه بوده که چپ، وقتی در قدرت قرار داشته ویژگیهای انقلابی و رادیکالی‌اش تقویت می‌شده و در هنگام قرار گرفتن در حاشیه و انزوا، در جستجوی آزادی و امنیت، به سوی لیبرالیسم کشیده می‌شده است. اینک نیز اگر شورای نگهبان صلاحیت عناصر شناخته شده طیف چپ را تایید نکند، عملا آنان را به سوی نیروهای در حاشیه یا بیرون جناحهای خودی سوق داده است که قطعا به سود انقلاب نیست.
در جمعبندی نهایی از وضعیت طیف چپ، باید گفت که بیش از سایر گروهها، این طیف از حامیان دولت از شانس بیشتری برای ورود به مجلس برخوردارند مگر آن که اختلاف نظر میان آنان، آرای حامیانشان را تقسیم کند و فرصت را برای موفقیت دیگران پدید آورد.
ج - کارگزاران سازندگی:
این حزب سیاسی با تشکیل احزاب تازه‌ای چون جبهه مشارکت، حزب همبستگی، حزب اسلامی کار و امثالهم، دیگر به اندازه سابق دارای قدرت نیست زیرا در شهرهای گوناگون، همان افرادی که در گذشته از کارگزاران سازندگی حمایت می‌کردند، اینک به جمع حامیان احزاب و گروههای تازه تاسیس پیوسته‌اند.
کارگزاران نیروهایی‌اند که قصد ماندن در مصادر قدرت را دارند و اگر حمایت آنان از شخصیت بانفوذی چون هاشمی‌رفسنجانی را استثناء کنیم، اختلاف‌نظر و تفاوت مواضع در میانشان جدی است. نوع نگاه هاشمی‌رفسنجانی به مسایل کشور و تحلیلهایی که در چند مدت اخیر از ایشان مشاهده شده، نشان می‌دهد که وی حاضر نیست به صورت جدی با دولتیان پیوند بخورد بلکه درصدد حفظ نیروهای سیاسی منتقد یا مخالف دولت هم است.
در همین راستا، این احتمال هم وجود دارد که با تلاش هاشمی، کارگزاران به صورت همزمان با هر دو طیف وارد همکاری شوند و ضمن همکاری جدیتر با طیف حامی دولت و چپ، با نیروهای معتدل راست هم وارد گفت‌وگو شوند. طیف راست هم بعضا از این همکاری استقبال می‌کند ولی چنین به نظر می‌رسد که همکاری انتخاباتی کارگزاران با طیف راست، هم در جریان راست اختلافات را دامن می‌زند و هم باعث ظهور مناقشاتی در طیف چپ خواهد شد.
چنین به نظر می‌رسد که کارگزاران سازندگی در نهایت در ائتلافی نزدیک با چپ و حزب مشارکت، در صحنه انتخابات حاضر خواهد شد و همچنان که با حمایت از خاتمی، سهم بزرگی از قدرت مجریه را در اختیار گرفت، در جریان انتخابات مجلس هم با حامیان دولت همکاری خواهد کرد و نمایندگان متعددی از طیف خود را به مجلس ششم خواهد فرستاد.
خلاصه آن که مجلس ششم یادآور فضای سیاسی مجلس چهارم است و بعید است که طیف راست جز اقلیتی را بتواند در مجلس ششم حفظ کند. با توجه به این که پس از کناره‌گیری طیف چپ از مجلس سوم، اختلافات میان مجلسیان و دولتیان در مجلس چهارم، مضاعف شدند. آیا بار دیگر چنین اتفاقی رخ خواهد داد.