تاریخ انتشار : ۲۳ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۸:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۲۱۱۳۸۵
راهکار دکتر افروغ برای حفظ دستاوردهای انقلاب
ابراهیم بهشتی اشاره: انقلاب اسلامی دستاوردهای مختلفی در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی داشته است که مسلما حفظ و تلاش برای تقویت آنها دغدغه هر شخصیت و مسئول و مدیر کشور است. در همین ارتباط گفت‌وگو کرده‌ایم با دکتر عماد افروغ صاحب نظر در حوزه تبیین انقلاب اسلامی. این استاد دانشگاه معتقد است برای حفظ دستاوردهای نظام از آسیب‌های احتمالی باید نظارت مدنی در کشور بسط یابد.

* آقای دکتر افروغ انقلاب اسلامی دستاوردهای فراوانی در حوزه‌های مختلف سیاسی، فکری و فرهنگی داشته است. شاید مهمترین آنها همان « استقلال آزادی جمهوری اسلامی» باشد. با این حال به نظر شما آنچه در میان این دستاوردها برجستگی دارد و مشخصه‌ای برای تعریف انقلاب اسلامی در نزد سایر کشورهاست، چیست؟
** بحث دستاوردهای انقلاب اسلامی یک بحث سهل و ممتنع است. بسته به نوع نگاه و رویکرد‌ها به انقلاب اسلامی، ممکن است متفاوت باشد. به نظر من نفس وقوع یک انقلاب دینی خودش یک دستاورد است چرا که به عنوان یک حادثه سیاسی بخشی از جهان را تحت تاثیر قرار داده است. اساسا وقوع تحولات و حوادثی مثل انقلاب در هر نقطه‌ای از جهان یک امر مهم است ولی اینکه یک انقلاب دینی در ایران به وقوع پیوست که کشورهای بسیاری را تحت تاثیر قرار داد، دستاورد و ویژگی ممتازی است. این اتفاق علاوه بر تاثیر‌گذاری مثبت بر برخی کشورها نگرانی‌هایی را در بعضی کشورهای دیگر به‌وجود آورد و گفتمان جدیدی را در خصوص انقلابات مطرح کرد که مورد توجه صاحب نظران این حوزه قرار گرفت.
به هر روی دستاوردهای نظام و انقلاب به لحاظ نرم افزاری و نظری کم نبوده است. الان نمی‌توانیم بگوییم در همین اتفاقات کشور مصر مردم این کشور هیچ خاطره و رجعتی در ذهنشان به انقلاب اسلامی ایران ندارند. انقلاب اسلامی ایران ذهنیت بسیاری از روشنفکران و طبقات مختلف مردم را تحت الشعاع قرار داده است اما اینکه کدام یک از این دستاوردها برجستگی دارد و به تعبیری در جهان زبانزد است؛ به نظر من بحث استقلال است. حفظ تمامیت ارضی و وابسته نبودن به کشورها و قدرت‌های خارجی. اینکه کسی به ما خط و ربط نمی‌دهد. ممکن است کاستی‌هایی در برخی رفتارها و عملکردها و تصمیم گیری‌ها باشد، کسی منکر اشتباهات و کوتاهی‌ها نیست، اما در کلیت آنچه هست حکایت از استقلال دارد و اینکه یک فاعل خارجی وجود ندارد که خواسته‌های خود را به ما دیکته کند.یک نکته مهم در اینجا این است که به همان مقدار که یک تحول ساختاری از طرف خودمان در مواجهه با کشورهای خارجی انجام داده ایم، در داخل هم باید تحولی را شاهد باشیم که به اصلاح و تغییر برخی رفتارها و تصمیمات سلیقه ای و شتابان با فرض بسط و گسترش نقادی‌ها و نظارت‌های فعال و پویا بینجامد. در مجموع انقلاب دستاوردهای بسیاری داشته که مهمترین آن به نظر من استقلال سیاسی است.
* آقای دکتر دستاوردها همواره در معرض هجوم و تخطئه دشمن هستند. در این سه دهه عمر انقلاب هم شاهد هجمه‌های مختلف به این دستاوردها بوده ایم. علاوه بر این هجمه‌های خارجی، به نظر شما چه آسیب‌هایی در کمین دستاوردهای انقلاب از ناحیه داخل است. یعنی آیا رفتارها و عملکردهای مسئولان هم ممکن است منجر به مخاطره انداختن دستاوردهای انقلاب و مشخصا استقلال سیاسی شود؟
** این که گفته شده استقلال سیاسی یک دستاورد مهم است، به این معنی نیست که در معرض آسیب نیست و مصون از هر گونه گزندی است. بله ممکن است با رفتارها و عملکردهای مسئولان در دراز مدت آسیب ببیند. ضمن اینکه استقلال را نباید فقط در وجه سیاسی آن دید و به همان بسنده کرد. ما باید از ناحیه همین استقلال سیاسی و به‌واسطه آن استقلال فرهنگی و اقتصادی مان را نیز سامان دهیم. یعنی استقلال سیاسی مقدمه تحولات درون زای نظام است. غرب استعمارگر، فرآیند وابسته کردن کشور را از وابستگی سیاسی شروع کرد و آن را به وابستگی در حوزه اقتصادی و فرهنگی تسری داد. انقلاب هم همین مسیر را برای پاکسازی طی کرد و ابتدا استقلال سیاسی را کسب کرد اما استقلال سیاسی را باید به حوزه فرهنگی و اقتصادی هم تسری داد. نباید از استقلال سیاسی و مبانی شکل گیری آن غفلت کنیم. وحدت کلمه و پایداری ذیل ایدئولوژی اسلام و انقلاب از شرایط اصلی استقلال است.
اگر نتوانیم « وحدت در عین کثرت» را به نمایش بگذاریم، ممکن است استقلال سیاسی مان هم به تدریج آسیب ببیند. بسیاری از پیروزی‌ها و دستاوردها در سایه وحدت حاصل شده است. با این حال آنچه در خصوص کیفیت وحدت، مطلوب است وحدت در عین کثرت است. تاکید من روی این اصطلاح به خاطر این است که من با وحدت صوری و کثرت افراطی مخالفم. بر همین اساس روابط و تعاملات دولت و ملت ما باید به‌گونه‌ای باشد که بتوانیم آن را ترجمان وحدت در کثرت بدانیم.باید مراقب باشیم که دو گانه عمل نکنیم. ممکن است برخی‌ها بنا بر یکسری توهمات و برداشت‌های غلط جناحی و گروهی دچار رفتارهای دوگانه شوند. مثلا در ظاهر شعار و فریاد مرگ بر آمریکا سر بدهند و در پشت پرده اهداف متناقض دیگری را دنبال کنند یا از شعار نه غربی نه شرقی فاصله بگیرند یا با برخی از کشورهای اقماری و ضد حاکمیت مردمی رابطه دوستانه بر قرار کنند. کشورهایی که حکام آنها(مانند مصر،تونس، اردن و...) آن‌قدر بر مردم خود سخت گرفته و صبر و تحمل آنها را طاق کرده‌اند که واکنش انقلابی مردمشان را در پی داشته است. فراموش نشود که تا همین چندی پیش برخی از صاحب منصبان، علاقه‌مند به برقراری رابطه با این دولت‌ها و حکام ظالم آنها بودند و پیک‌ها و پیغام‌هایی نیز فرستادند و این نقض غرض است.
* برای جلوگیری از بروز چنین آسیب‌هایی چه باید کرد؟
** راهش نظارت است. مسیر نظارت باید باز باشد تا نقد و نقادی رونق داشته باشد. در ضرورت و جایگاه نظارت همین بس که جزو عناصر مبنایی و مقوم انقلاب اسلامی است. اصلا نظارت شرعیت دارد. یعنی همان گونه که اطاعت از دستورات رهبری نظام شرعیت دارد انجام نظارت هم شرعیت دارد که از آن به « شرعیت دو سویه فرمان و نظارت» یاد می‌شود. امر به معروف و نهی از منکر، حق متقابل حاکمیت و مردم، اصل مشورت، النصیحه لائمه المسلمین و... همگی از قواعد شرعی و مربوط به نظارت است. وظیفه مردم این است که بر عملکرد حاکمان و مسئولان نظارت داشته باشند و وظیفه مسئولان هم این است که نقد پذیر باشند. با این حال مسئله نظارت در جامعه ما خیلی نهادینه نشده است حتی ما از آن بخش از نظارت نهادینه شده در سنت خودمان که حوزه‌های علمیه بوده است نیز غفلت کرده ایم. به نظر می‌رسد بعد از انقلاب، روحانیت به‌طور عمده وارد کارهای اجرایی شد و تا حدودی از نقش نظارتی و حتی نظریه پردازی مورد انتظار خود به عنوان یک نهاد مذهبی و تاریخی موثر در تحولات سیاسی- اجتماعی و فرهنگی جامعه،فاصله گرفت و این در شرایطی است که تئوری انقلاب اسلامی از دل همین حوزه‌ها بیرون آمده و انقلاب به آن مدیون است.
جایگاه و نقش نظارتی حوزه‌های علمیه خیلی مهم است. مجلس شورای اسلامی هم یکی دیگر از نهادهای نظارتی رسمی است که به نظر من در دوره هشتم عملکرد نسبتا قابل قبولی در حوزه نظارت داشته است. هر چند ممکن است این عملکرد مطلوب نباشد ولی همین که در برابر برخی رفتارها و خواست‌های غیرقانونی می‌ایستد در مجموع مثبت است. گذشته از نهادهای رسمی نظارتی، ما آنچنان که باید و شاید ظرف مدنی نهادهای ناظر را توسعه نداده ایم. انقلاب اسلامی مظروفی بزرگ است که در ظرف ایران محقق شده است. ما باید ظرف را وسعت دهیم تا مظروف در آن جای گیرد نه اینکه از سرو ته مظروف بزنیم تا به زور در ظرف جای بگیرد. از این منظر باید نهادهای مدنی را بسط دهیم. ما قابلیت‌های خوبی در این زمینه داریم ولی نهادینه نشده است.