تاریخ انتشار : ۱۹ آذر ۱۳۸۶ - ۱۲:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۲۱۱۴۳

در مورد حاکمیت برخی روش‌های غیرحرفه‌ای در رسانه‌های بزرگ ایران، به وفور سخن گفته شده است؛ اگرچه توجه به این سخنان، بسیار کم بوده و شاید سخن گفتن دوباره در این باره، فایده‌ای نداشته باشد، اما اکنون که قرار است شبکه جدیدی به شبکه‌های برون مرزی صدا و سیما افزوده شود و Iran press ، انگلیسی زبانان را به جمع مخاطبان رسانه ملی ایران اضافه کند، بازبینی بعضی روش‌های حاکم بر عرصه خبررسانی کشورمان، اجتناب ناپذیر است. زیرادر غیر این صورت، با صرف هزینه از جیب مردم ایران، شبکه‌ای فعال خواهد شد بدون آن که بتواند در رقابت با شبکه‌های بزرگ خبری، دستاوردی برای کشور و ملت ایران داشته باشد.

تردیدی نیست که تمام دولت‌ها، بنگاه‌های اقتصادی و احزاب که در گوشه‌ای از جهان رسانه‌ای را راه‌اندازی می‌کنند، اهداف خاص سیاسی و عقیدتی را تعقیب می‌نمایند، اما شرط اصلی رسیدن به این اهداف، جذب مخاطبان است و جذب مخاطب جز با جلب اعتماد مخاطبان به دقت، سرعت و صحت اکثر اخبار امکان‌پذیر نیست. بر همین اساس، رسانه‌هایی هم که وظیفه تحمیل برخی باورها به ملت‌های گوناگون را به عهده دارند، قبل از هر چیز تلاش می‌کنند که خبررسانی سریع و به موقع خود را به آنها بباورانند و پس از آن، در میان دهها و شاید صدها خبر- که به لحاظ ظاهر، هیچ‌گونه شبهه‌ای در صحت آنها وجود ندارد- نکته‌ای یا جمله‌ای را می‌گنجانند و مخاطب را به صورت غیرمستقیم تحت تاثیر خبررسانی خود قرار می‌دهند. برای رسیدن به این نقطه، رسانه‌های پرمخاطب و تاثیرگذار جهانی، خود را ظاهراً بی‌طرف نشان می‌دهند و هرگاه لازم باشد اخباری را منتشر می‌کنند که در نگاه اول و تک بعدی، برای سرمایه‌گذاران و قدرت‌های حاکم بر آن رسانه‌ها، مطلوب نیست. اما اگر به دقت نگریسته شود، برای آنها سود بردن از مجموعه اخبار، اهمیت دارد و نه حصول اطمینان از سودآوری و یا بی‌ضرر بودن یک یا چند خبر! این نکته‌ای است که متأسفانه در خبررسانی رسانه‌های موثر ایران مورد غفلت واقع می‌شود و همین امر، به موازات کاهش اثرگذاری رسانه‌های داخلی، اقبال قشرهایی از جامعه به منابع خبری ظاهر موثق و در واقع هدف‌دار خارجی را افزایش داده و می‌دهد. این وضعیت به ویژه در سالهای اخیر و بالاخص در برخورد با تحولات آمریکا، به وضوح مشاهده می‌شود بسیاری از صاحب‌نظران، سیستم تصمیم‌گیری در آمریکا و نحوه مواجه تصمیم‌گیران اصلی آن کشور با حوادث مهم داخلی و جهانی را بسیار پیچیده‌تر از آن می‌دانند که بتوان با نگاهی گذرا به ظاهر آن تحولات، تحلیلی دقیق از آنها ارائه نمود. اما آنچه در ظاهر وجود دارد حضور فعال دو حزب تاثیرگذار در عرصه سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایالات متحده است. هریک از این د و حزب نیز رسانه‌هایی در اختیار دارند و از این رسانه‌ها نیز به صورت شش دانگ برای رقابت‌های حزبی استفاده می‌کنند اگرچه موارد متعددی نیز می‌توان یافت که دو حزب و رسانه‌های آنها، اجازه نمی‌دهند تلقی کوچک‌ترین اختلاف نظر به سطح جامعه آمریکا منتقل شود که به عنوان نمونه می‌توان به نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی ایران اشاره کرد . به طوری که در تمام 28 سال گذشته نه تنها هیچ نشانه‌ای از اختلاف دو حزب عمده آمریکا در مواجهه با انقلاب اسلامی مشاهده نشده است، بلکه نشانه‌های دقیقی می‌توان ارائه کرد که ثابت می‌کند سران هر یک از دو حزب به دنبال شناسایی و به کارگیری راههای جدیدتر و حتی خشن‌تر در مواجهه با این پدیده سالهای پایانی قرن بیستم هستند.

اما در این سر ماجرا، یعنی در کشور ما، عده‌ای به گونه‌ای برخورد می‌کنند که نشان می‌دهد یا در شناخت واقعیات آن جامعه دچار مشکل هستند و یا علیرغم اطلاع از این وضعیت، ابتدایی‌ترین نکات حرفه‌ای در خبررسانی را مورد بی‌توجهی قرار می‌دهند.

موضوع جنگ عراق، یکی از موضوعاتی است که به نظر می‌رسد دو حزب آمریکا، به نحو ماهرانه‌ای آن را به سوژه رقابت تبدیل کرده‌اند؛ اگرچه جمع بندی اظهار نظر سران دو حزب در چهار سال گذشته نشان می‌دهد که اختلاف نظر آنها نیز در حدی نیست که بتوان آن را راه نجاتی برای مردم عراق و منطقه دانست. حتی اگر اختلاف نظرها را جدی و غیر تبلیغاتی بدانیم نهایتاً نمی‌توان نقش رقابت‌های داخلی را در بروز و ظهور این اختلاف‌ها نادیده گرفت.

اما متاسفانه بعضی رسانه‌های داخلی به گونه‌ای خبر رسانی می‌کنند که گویی یک حزب آمریکایی، در قامت یک تشکیلات حقیقت‌طلب، در برابر حزب دیگر ایستاده است و می‌خواهد به هر طریق ممکن، از تضییع حق ملت مظلوم عراق جلوگیری کند! این روش خبررسانی در رسانه‌های عمومی ایران، اگر برای تحقیر دشمن و رقیبی باشد که در 5 دهه گذشته- و به ویژه از زمان کودتای 28 مرداد علیه دولت مردمی مرحوم دکتر مصدق- خساراتی را متوجه ملت ایران کرده است بلامانع می‌باشد اما اگر باعث شود که برخی سیاستمداران و عناصر موثر داخل کشورمان، بحران درون آمریکا را بیش از حد واقعی بدانند و رفتار و گفتار خود را مبتنی بر این تلقی تنظیم نمایند، قطعا شاهد تصمیم‌سازیها و تصمیم‌گیریهایی خواهیم بود که سودآوری آنها برای ملت و کشور ایران مورد تردید است. (تجلیل افراطی برخی رسانه‌های ایران از مایکل‌مور کارگردان سرشناس آمریکایی- در سال‌های گذشته- نمونه‌ای از این روش خبررسانی در داخل کشور ماست، در حالی که تنها دو روز قبل، روزنامه وابسته به دولت در گزارشی نسبتا مفصل در مورد این مستند ساز آمریکایی، خبری را به نقل از یک خبرگزاری غربی منعکس کرد که پیام اصلی آن تأکید بر روش غلوآمیز مایکل‌مور در انعکاس حقایق و حتی وارونه جلوه دادن حقایق توسط او بود.)

از سوی دیگر رسانه‌های داخلی ایران، در شرایطی اختلاف نظر دو حزب رقیب آمریکایی در مورد یک پروژه پر هزینه مالی و انسانی- جنگ در عراق- را به بزرگترین سوژه خبری خود تبدیل کرده‌اند که اختلاف نظرها میان اصولگرایان حاکم بر مجلس و دولت ایران، به مسائل بسیار جزئی همچون تغییر ساعت، نرخ‌گذاری گازوئیل، سهمیه‌بندی بنزین و استیضاح یک وزیر و ... کشیده شده و متاسفانه رسانه‌ملی و بسیاری از رسانه‌های داخلی از خبررسانی دقیق و اثر گذار برای رساندن این موضوعات به سرانجام مطلوب برای ملت، خودداری می‌کنند. راستی اگر قرار است  Iran pressهم با همین روش پیش برود، مسئولان صدا و سیما مطمئن باشند که بسیاری از افراد در داخل و خارج از ایران، ترجیح خواهند داد همه خبرها را از بعضی رسانه های دیگر پیگیری کنند.