تاریخ انتشار : ۲۹ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۷:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۲۱۱۴۷۹
نسبت جریان فتنه با تحولات مصر و تونس چیست؟

محمد حسین‌زاده
تظاهرات مردمی در کشورهای عربی این روزها درحالی درصدر اخبار رسانه های جهان قرار دارد که بعداز فرار دیکتاتور تونس به عربستان، مردم دیگر کشورهای عربی منطقه به قدرت اتحاد خود ایمان آوردند و آتش انتفاضه مردم به مصر و اردن و یمن هم سرایت کرد.
تصاویری که از کشورهای تونس، مصر، اردن و یمن مخابره می شود، از قبیل آشوب های خیابانی و درگیری با پلیس به مانند اتفاقاتی است که در خرداد و تیر 88 در تهران رخ داد. شاید موسوی نیز در نوشته امروزش و در ادامه توهمات ادامه دار خود از همین جهت، جریان فتنه و این تحولات را در یک راستا می بیند. اما تفاوت های ماهوی این دو اتفاق یعنی، ایران 88 با آنچه در تونس، مصر، اردن و بحرین و یمن می گذرد، در پیش بینی آینده سیاسی منطقه کمک می کند.
اسلام‌گرایی یا غرب‌گرایی؟
معترضین به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران از لحاط خاستگاه فکری غرب گرا بوده و سران آنها دارای روابط نزدیک و دوستانه با کشورهای غربی بودند؛ به طوری که بعداز شکست فتنه سبز در ایران، عده ای از آنها لندن را به عنوان پناهگاهی برای فرار از خشم ملت ایران برگزیدند و عده ای دیگر به سمت ایالات متحده آمریکا روانه شدند. اما آنچه مردم کشورهای عربی را به خشم و قیام واداشته است، غرب گرا بودن حاکمان آن هاست. مردم مسلمان منطقه وقتی می بینند هم کیشان آنها در فلسطین زیر رگبار صهیونیست های نژادپرست به مانند برگ های پاییزی می ریزند و رهبران کشورهای آنها با قاتلین آنها دیدار می کنند و یکدیگر را در آغوش می گیرند، فریاد خشم شان بلند می شود. امروز در تونس و مصر اکثر معترضین را اسلام گرایان تشکیل می دهند. در تونس بعداز 20 سال، صدای اذان از رادیو پخش شد و این به تنهایی پیام انقلاب مردم تونس را به کشورها دیگر عربی رساند که انتفاضه آنها یک حرکت اسلامی است.
در ایران، گروه های هدایت کننده آشوب ها همه در یک اصل مشترک بودند و آن سکولاریسم بود. از جبهه ملی و نهضت آزادی و سلطنت طلب و اصلاح طلب آمریکایی تا بهایی و منافقین (مجاهدین خلق)، با شعار جمهوری ایرانی، وحدت نظر خود را در اصل سکولاریسم نشان دادند. این در حالی است که اصلی ترین گروه مخالف مبارک در مصر اخوان المسلمین است که مبنای حرکت آن، نگاه دینی و اسلامی است.
استکبار‌دوستی یا استکبارستیزی؟
آشوبگران خرداد و تیر88 در تهران، با شعارهایی مانند «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» و درخواست کمک از رئیس جمهوری آمریکا، از همان ابتدا همبستگی و دوستی خود را با اسراییل و آمریکا اعلام کردند. اسنادی که الجزیره به تازگی در مورد مراودات محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین با اسراییلی ها برملا کرده و کمک مالی 50میلیون دلاری او با مأموریت از طرف آمریکا به موسوی را افشا می کند، تأیید دیگری بر استکبار دوستی آشوبگران فتنه 88 است. ذوق زدگی ایالات متحده و اسراییل از اتفاقات داخل ایران و حمایت رسمی اوباما از موسوی و آشوبگران خیابانی تهران نشان از دلبستگی دوطرفه فتنه گران و آمریکا و اسراییل دارد. اما در تونس و مصر اتفاقاتی در حال وقوع است که کاملا برعکس وقایع ایران است.
در آشوب های سال88 تهران، آمریکا از فتنه گران حمایت کرد و به هجمه و اتهام زنی به نظام پرداخت، این در حالی است که در وقایع مصر، آمریکا رسما از دیکتاتور مصر حسنی مبارک، حمایت می کند و مردم مصر بارها به خاطر ظلمی که مبارک در حق مردم بی گناه غزه انجام داده، فریاد مرگ بر آمریکا و اسرائیل سر داده اند.
وقایع خاورمیانه در سال های اخیر نشان داده هر جا که مردم توانستند انتخابات آزاد و سالم مبتنی بر دموکراسی واقعی برگزار کنند، کسانی را انتخاب می کنند که مخالف سیاست های آمریکا در منطقه هستند مانند ترکیه، افغانستان و عراق. به همین دلیل آمریکا از حاکمان دیکتاتور کشورهای عربی حمایت می کند و روابط دوستانه ای با آنها دارد.
دوستان و دشمنان؟
با شروع ناآرامی ها در تهران و پوشش رسانه ای برنامه ریزی شده غربی ها از درگیری های خیابانی در رسانه ها، در کنار خوشحالی زایدالوصف صهیونیست ها و آمریکایی ها، نگرانی ها در میان مردم و جنبش های مبارز منطقه بالا گرفت، دلیل آن هم روشن است، بعد از سید حسن نصرالله، برطبق نظرسنجی ها، احمدی نژاد محبوب ترین فرد در میان اعراب بوده و ایران به عنوان حامی ملت های مظلوم مسلمان شناخته می شود. بنابراین، آشوب و ناآرامی در این کشور، همه مسلمانان آزاده جهان را نگران کرد. اما برخلاف وقایع تهران که بعضی از دوستان دیکتاتور آمریکا در منطقه (مانند عربستان) از بحران داخلی ایران خوشحال بودند، امروز از رخدادهای تونس، مصر و بحرین ناراحت و نگران هستند و از خشم دندان می سایند. خیزش مردم کشورهای عربی ناراحتی غربی ها و سران دیکتاتور دیگر کشورهای عربی را به همراه داشته است و موجی از خوشحالی و امیدواری مسلمانان منطقه را به ارمغان آورده است. مردم ترکیه در حمایت از مصری ها تظاهرات می کنند و الجزیره قطر به صورت خاص بر روی تحولات مصر و قیام مردم مانور می دهد.
مردم له یا علیه حکومت؟
آنچه در تهران اتفاق افتاد یک آشوبگری بود تا یک تظاهرات مردمی، چرا که اولا منحصر در تهران بود و مردم دیگر شهرهای کشور با عدم همراهی خود به آشوبگران نشان دادند با آنها مخالفند و دیگر اینکه در همان تهران هم فقط قشر خاصی از جامعه با آشوبگران و اراذل و اوباش خیابانی همراهی کردند، تظاهرات میلیونی 9 دی و 22 بهمن سال 88 نشان داد که نظام جمهوری اسلامی از چنان پشتوانه مردمی برخوردار است که شکستن چند شیشه و آتش زدن چند سطل زباله آن را ساقط نمی کند. از سوی دیگر، آشوبگران با داشتن سازماندهی قبلی به مردم حمله کرده و اموال عمومی را به آتش می کشیدند که این حرکات افراطی به ویژه آنچه در عاشورا نشان دادند، این ادعا را ثابت کرد که آشوبگران از هیچ جایگاهی در بین مردم برخوردار نیستند و تنها پشتوانه ای که آنها را در میدان نگه داشته است، حمایت های آمریکا و رژیم اشغالگر قدس است.اما آنچه در تونس و مصر و برخی دیگر از کشورهای عربی در حال وقوع است، قیامی مردمی است. نه تنها پایتخت های آنها شاهد تظاهرات های اعتراض آمیز است بلکه تمام شهرهای کشور آنها را در برگرفته است. دولت های دیکتاتور عربی از هیچ پشتوانه مردمی برخوردار نبوده و تنها اتکای آنها به حمایت غرب است.
تشکیل خاورمیانه جدید
رایس تولد خاورمیانه جدید را سال 2006 در آستانه جنگ 33 روزه لبنان اعلام کرد اما شاید هیچ گاه تصور نمی کرد که خاورمیانه جدید، با روحیه ضدآمریکایی شکل بگیرد. درست در زمانی که غرب و کشورهای غرب زده عربی درصدد عملی کردن نقشه خود برای خلع سلاح حزب الله لبنان به بهانه واهی دادگاه ترور رفیق حریری بودند، انقلاب مردم تونس و سپس اشاعه آن در مصر، اردن و یمن تمام معادلات آنها را با شکست مواجه کرد.
آنچه آمریکایی ها و اسراییلی ها را به خشم آورده است، به خطر افتادن موقعیت دولت هایی است که با آنها در مقابله با حزب الله و جمهوری اسلامی هم پیمان بوده اند. از سویی به نخست وزیری رسیدن گزینه حزب الله و مقاومت به جای سعد حریری شکست دیگری برای آمریکا در خاورمیانه جدید بود.
اما در این میان، عربستان که به اولین دیکتاتور فراری دومینوی سقوط دیکتاتورهای عربی پناه داده است و در جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه با صهیونیست ها هم صدا بوده، به ظاهر آرام است، آرامشی از جنس قبل از طوفان.
اگر دیوار قصر مبارک شکسته شود، مسلما آل سعود لرزه آن را در ریاض احساس خواهد کرد، اگرچه عربستان در سال گذشته از آشوبگری دوستانش در تهران در پوست خود نمی گنجید ولی امروز در شک به سر می برد.
هر لحظه امکان دارد مبارک هم به بن علی در عربستان بپیوندند و این یعنی زنگ خطر جدی برای
آل سعود، صحنه امروز خاورمیانه به نفع اسلام گرایان در حال رقم خوردن است، انقلاب رنگی غرب گرایان در ایران به شکست انجامید ولی انقلاب اسلام گرایان در تونس به ثمر نشست و جوانه های امیدوارکننده آن در دیگر کشورهای عربی شروع به رشد کرده است.