تاریخ انتشار : ۲۹ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۲۱۱۴۸۳

 دکترحامد حاجی‌حیدری
«عظیم»+«سریع»
دگرگونی «عظیم» و «سریع»...
جهان، صحنه وقوع دگرگونی های عظیم و سریع است.
و نخستین گام برای انطباق با این دگرگونی «عظیم» و «سریع»، پذیرفتن وقوع دگرگونی با هر دو مولفه «عظیم» و «سریع» است.
 اینکه باید به سرعت و گستردگی طرح جدیدی بر «هویت»، «فرهنگ»، «سیاست» و «اقتصاد» ریخت.
 تا آنجا که به سیاست فعلی اصولگرایان مربوط می شود، مهم ترین اتفاق ها حول دو دستور کار اصلی خارجی و داخلی باید تفسیر شوند:
اول، و مهم ترین اتفاق، زیر و رو شدن مناسبات جهانی و ضرورت گسترش نقش فرهنگی ایران در خاورمیانه است؛
و دوم، فرونشستن جنبش سبز و در عین حال، باقی ماندن نارضایتی ها و ضرورت یافتن شیوه های جدید مشارکت سیاسی برای پیشگیری از جنبش های انحرافی آینده.
 این دو، دو دستور کار اصلی قابل توجه اصول گرایان در خارج و داخل است.
 و خطوط راهنمای اصلی، برای درک این دو دستور کار چنین اند:
1.استمرار بحران هویت در شرایط دگرگونی عظیم جهان: شتاب دگرگونی های گسترده اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، و فنی-تکنولوژیک، امکان استقرار بر پایه هویت پایدار را از افراد گرفته است.
2.تحکیم سیطره قدرت های اقتصادی بزرگ غیردولتی: نظر به تحرک بالاو ناتوانی بوروکراسی های دولتی در همپایی با دگرگونی ها، قدرت های اقتصادی چابک تر بر فضای اقتصادی عالم بیش از پیش فائق می آیند.
3.بیشینه شدن کارآمدی اقتصادی به نحوی که بیش از توش و توان حزم و جذب ساختارهای سیاسی است. این، مآلاً به معنای خارج شدن تحولات از کنترل قدرت های سیاسی است.
4.فراگیر شدن سطحی از خشونت و نافرمانی مدنی در تمام کشورهای دنیا، اعم از توسعه یافته و در حال توسعه، که نشان از نارسایی و ناکارآمدی مکانیسم های دموکراتیک مشارکت اجتماعی از جمله احزاب و مطبوعات دارد. راه حل های تازه ای باید جست که با ساختار جدید قدرت همساز باشد.
5.رنگ باختن دموکراسی و نهادهای دموکراتیک و هویت های متکی به ملت دولت ها در جهان: در اثر واقعیات فرهنگی و اقتصادی مذکور، منابع هویتی پیشین و در راس آن، ملت-دولت ها کم اعتبار خواهند شد و این به نوبه خود، مولفه های قبلی را تشدید خواهد کرد.
6.ضرورت جستجو برای یافتن راه های تازه مشارکت سیاسی و گفتگو که به شرط اتکا به تجربیات و سنت های کارآمد موفق خواهند بود. فرصتی برای آزمون و خطا نیست.
7.تقویت و بحرانی شدن جنبش های موقت و بی برنامه هویت ساز (مانند نمونه جنبش سبز).
8.ضرورت نظام عقیدتی برای بازسازی هویت برنامه دار.
9.امکان خیزش جهان بینی های معنوی در جهان.
10.دگرگونی عظیم در خاورمیانه که فرصت ها و در عین حال، تهدیدهای تازه ای فراروی پروژه بنیادگرایی اسلامی در ایران قرار خواهد داد.
11.بویژه تقویت سلفی گری در جهان عرب، موضوع قابل توجهی خواهد بود. تشدید مبادلات عقیدتی و پرهیز از هر نوع برخورد مستقیم باید دستور کار اصلی باشد.
12.گسترش ناگهانی حوزه نفوذ ایران، و ضرورت مدیریت این حوزه نفوذ بر مبنای مبادلات عقیدتی و فرهنگی، و پرهیز اکید از فرمول های اقتصادی و سیاسی نفوذ.
اظهار نظرهایی مانند «تداوم مبارزه اسلامی مردم جهان، به اتحاد جماهیر اسلامی می انجامد» که به تیتر یکی از خبرگزاری ها تبدیل می شود، صرف نظر از کم سلیقگی آشکار در نام گذاری چنین اتحادی، نشان از شکل گیری سوداهای عجیب و ویرانگر در ذهن برخی دارد که باید از آن حذر کرد.
13.لزوم تلاش حوزه نفوذ ایران برای وادار کردن غرب به همکاری و ترک مخاصمه.
14.استمرار دگرگونی در داخل کشور و مسئله آفرینی جنبش های موقت هویت ساز و بی برنامه که جنبش سبز «یکی» از نمونه های آن بود. در آینده، مصونیت کشور از این نوع جنبش ها، بستگی کامل به توانمندی فرهنگی و آموزش های عقیدتی در بازسازی هویت برنامه دار اسلامی، در کنار حفظ کارآمدی ساختار اقتصادی در حفظ سطح اقل زندگی طبقه متوسط شهری خواهد داشت.
15.ضرورت و فوریت کوشش های عقیدتی و فرهنگی برای فائق آمدن بر بحران معنا و هویت در زندگی.
16.ضرورت تلاش فشرده برای فرموله کردن ساز و کارهای مسالمت آمیز برخوردهای فکری در لایه فوقانی فرهنگ نخبه، و جمع بندی و گروه بندی رقابت های سیاسی بر مبنای ساز و کارهای مناسب تصمیم سازی و مبادلات فکری موثر.
17.ضررورت جدی گرفتن بیش از پیش تهدید بیرونی با بر هم خوردن توازن سیاسی و اقتصادی و فرهنگی در جهان.
18.اهتمام به بررسی های منظم جهانی برای راهبری سیاست های فرهنگی ایران در مقیاس جهانی.
19.گسترش سوداگری در چهارچوب «اقتصاد نهادی» با جهان؛ این نوع مبادلات اقتصادی، در عین حال که با توجه به زمینه های فرهنگی هدف صورت می گیرد، به لحاظ عقیدتی بی طرف نیست و برای گسترش سبک زندگی دینی تلاش می کند.