عابدینی
مقامات سازمان ملل متحد تصریح کردند که با آزادسازی بخشهای چشمگیری از سرزمینهای بوسنی از اشغال صربهای شورشی بوسنی، نیروهای کروات، مسلمان بوسنی، 50 درصد از خاک این جمهوری را در کنترل خود گرفتهاند.
اکنون که به نظر میرسد فرصتهای سیاسی پیش آمده، موجب پیشروی و تا حدی احقاق حقوق دولت مسلمان بوسنی، هرزگوین میشود، اظهاراتی که از سوی برخی محافل سیاسی میگردد از وجود نوعی نگرانی از تحولات بوسنی در اینگونه محافل خبر میدهد. تا جائیکه مقامات سازمان ملل نیز از اهداف دولت سارایوو ابراز تردید کرده و معتقدند، متصرفات جدید نیروهای بوسنی ـ کروات میتوانند فرایند صلح در یوگسلاوی سابق را به مخاطره اندازد.
واقعیت امر این است که پیروزی چشمگیر هفته گذشته نیروهای بوسنیایی در جهت «بانیالوکا» در شمال غرب بوسنی و نیز در مجاورت «دوبوی» در شمال شرق، دولتهای غربی را شگفتزده کرده است. این در حالی است که برخی دیپلماتهای غربی بر این باورند که آزادسازی شهرهای «دروار»، «بوزانسکی»، «پترواج» و «کلیوک» در شمال غرب بوسنی که طبق توافقات احتمالی و سناریوی تنظیمی واشنگتن به صربها اعاده میشد، حکایت از آن دارد که دولت سارایوو بدون نادیده گرفتن طرح صلح گروه تماس میخواهد سرزمینهای بیشتری را از آنچه طبق طرح صلح 49 درصد به صربها و 51 درصد به فدراسیون مسلمان ـ کروات بوسنی پیشبینی شده است، بدست آورد.
پیش از این چنین ارزیابی میشد که پیروزیهای ارضی اخیر نیروهای کروات ـ مسلمان بوسنی، بیشتر نتیجه یک انتخاب سیاسی صربها روی بخشهایی است که آمادهاند پس بدهند. توجیه آنان از این انتخاب صربها این است که صربها ترجیح میدادند از این مناطق عقبنشینی کنند تا شکیت نظامی متحمل شوند.
در کنار مسایل فوق مروری دوباره به نتایج و اهدافی که واشنگتن از رایزنیهای اخیر در مورد تحولات بوسنی، دنبال میکرد، امکان ارزیابی روشن از تحولات را میسر میگرداند. ذکر این نکته ضروری است که موضعگیریهای مخالف از سوی محافل سیاسی اروپایی و برخی مقامات سازمان ملل متاثر از رقابتهایی است که برای بدست گرفتن ابتکار عمل و توسعه نفوذ خود در بالکان و سد نفوذ دیگری صورت میگیرد.
از همین رو گفتنی است، وقتی که دولتهای اروپایی بازیگر پشت پرده بحران بالکان به ویژه بوسنی، نظارهگر تلاشهای تازه و دور جدید رایزنیهای دیپلماتیک کاخ سفید در خصوص بحران بوسنی بوده و هیات آمریکایی را برای مذاکره میپذیرفتند، تصور نمیکردند که کاخ سفید بتواند به این سرعت و با استفاده از فرصت پیش آمده گوی سبقت را از دیگر رقبا برباید. شاید چنین فرصتی را انفعال کشورهای اروپایی و برخی ملاحظات سیاسی، تغییر رویه سیاست خارجی فرانسه در جهتگیری حمایتی از صربها و فشار افکار عمومی، بر اینگونه کشورها به آمریکا داد. عدم ارزیابی صحیح کشورهای اروپایی از فرصتطلبی واشنگتن و اینکه پاریس و لندن فکر میکردند که طرح ابتکاری آمریکا از طرف دولت بوسنی پذیرفته نخواهد شد و یا اینکه این طرح با کارشکنی صربها محکوم به شکست است. البته این بدان معنی نیست که طرح آمریکا مشکلات موجود در طرح صلح را سریعا حل خواهد کرد. اما واقعیت این است که در شرایطی که دولت بوسنی با پیشنهاد پیش شرط 12 مادهای طرح ابتکاری آمریکا را با بنبست مواجه ساخته بود، کاخ سفید با استفاده از فرصت پیش آمده در اجلاس طرفهای درگیر در ژنو توانست در ناباوری سایر رقبا ابتکار عمل را بدست گیرد و با توجه به زمینهای که پیش از آن واشنگتن با لغو طرح کلید مضاعف برای اعطای فرمان حملات ناتو، بدست آورده بود، توانست با استفاده از استراتژی سرکوب و دیپلماسی به موازات هم طرح خود را عملی کند.
شایان ذکر است طرح کلید مضاعف طرحی بود که براساس آن اجازه حملات نظامی علیه صربها باید از سوی فرماندهان نظامی و مقامات سیاسی صادر میشد، اما با لغو آن فرماندهان نظامی در صورت مقتضی اجازه حملات هوایی را دارند. در همین جا یادآوری این مسئله که پاریس به دلیل در جریان قرار نگرفتن از تصمیم آمریکا مبنی بر حمله موشکی آمریکا علیه صربهای بوسنی ناراضی بود، بسیاری از مسایل را روشن میکند.
در هر حال پیامدهای تحولات اخیر در محورهای زیر قابل بررسی است:
1_ کسب فرماندهی عملیات نیروهای واکنش سریع و ناتو در بوسنی توسط آمریکا
2_ جا افتادن طرح صلح آمریکا و اجرای مقدماتی آن
3_ آشکار شدن تضادهای شدید آمریکا و روسیه در بوسنی که پیش از این سعی میشد بر آن سرپوش گذاشته شود.
4_ از بین رفتن موضوعیت لغو تحریم تسلیحاتی بوسنی از طرف کلینتون، امری که کاخ سفید را شدیدا در تنگنا قرار داده بود و تصویب مجدد آن میتوانست تنش و برخورد شدیدی را در داخل آمریکا و در بحران بالکان موجب شود
5_به انفعال کشیده شدن موضع تا حدی ضعیف کشورهای عضو گروه تماس اسلامی در لغو یکجانبه تحریم تسلیحاتی بوسنی. این کشورها در یک تصمیم بیسابقه اعلام کردند که تحریم تسلیحاتی دولت بوسنی بیاعتبار است اما تلاش برای یافتن راههای عملی ارسال کمکهای تسلیحاتی به بوسنی چندان موثر نبود...
6_ پذیرش طرح آمریکا از سوی طرفهای درگیر در بوسنی وجه مثبتی به طرح آمریکا در میان کشورهای اروپایی داده است. این در حالی است که صربها با طرحهای مختلف از جمله طرح «ونس ـ اوئن» و طرح صلح گروه تماس غربی مخالفت کرده بودند.
7_ آمریکا ناگزیر شد سیاست چماق و هویج یا به عبارت دیگری زور و دیپلماسی را در موازات هم استفاده کند.
8_ در این تحولات زمینه مساعدی پیش آمد تا واشنگتن حضور بهتر و فعالتری در بالکان داشته باشد خواه این حضور از طریق مسلمانها باشد خواه از طریق کرواتها.
9_ هویت اسلامی دولت بوسنی تحتالشعاع نفوذ آمریکا قرار خواهد گرفت این در حالی است که کشورهای اسلامی نیز عرصه را به آمریکا واگذار کردند.
10_ تغییر سیاست پاریس و لندن و گرایش به طرف واشنگتن در مقابل مسکو، در این فرایند قابل ملاحظه است.
پیامدهای فوق منتهی به موفقیت کامل طرح آمریکا نخواهد شد بلکه مشکل اصلی و پیچیده این طرح اینجاست که این طرح در مرحله اجرا با مشکلات فراوانی روبرو خواهد شد به ویژه آنکه در آن پیشبینی نشده است که قومیتهای مختلف با چه مبنای حقوقی میتوانند در یک چارچوب جمع گردند.
در هر حال آنچه اکنون به عنوان ابراز نگرآنی محافل سیاسی غرب به ویژه اروپا از پیشرویهای نیروهای کروات ـ مسلمان بوسنی در مواضع اشغالی توسط صربها مطرح میگردد، واکنشهای منفیای است به برخی پیامدهای ناگوار از دید بازیگران پشت پرده بحران بوسنی که احساس میکنند حضور آنها در معاملات سیاسی بوسنی کمرنگ شده است.