تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۲۱۱۶۶۷

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
سرکوب وحشیانه‌ای که این روزها علیه قیام مردم بحرین اعمال می‌شود، ابعاد عظیم فشار فزاینده بر این مردم مظلوم را آشکار می‌سازد. با آنکه تبعیض و فشار و سرکوب علیه مردم بحرین تازگی ندارد و در طول تاریخ 38 ساله پس از استقلال بحرین، همواره این رفتارهای ظالمان استمرار یافته، ولی حاکمان بحرین در روزهای اخیر ادعا کرده‌اند که خواستار مذاکره و تفاهم با مردم هستند و مایلند گذشته‌های سیاه در این شیخ‌نشین را جبران کنند اما همچنان به کشتار و جنایت متوسل می‌شوند.
این رفتار حاکمان فریبکار نشان می‌دهد که آنها حتی امروز هم دروغ می‌گویند و همچنان درصدد خسته‌کردن مردم بحرین و فرصت‌طلبی به منظور سرکوب قیام آنها هستند. شواهد و قرائن موجود نشانگر آنست که علیرغم ادعای حاکمان که می‌گویند فریاد اعتراض مردم را شنیده‌اند و خواستار بهبود شرایط سیاسی - اجتماعی هستند، اوضاع‌ بحرین همچنان بر محور حاکمیت اقلیت کوچکی بر اکثریت مردم استوار است و هدف اینست که همین روال ادامه یابد. اما چرا؟
1. حاکمان بحرین تصور می‌کنند با توسل به شگردهای مختلف می‌توانند دفع‌الوقت کنند و همچنان به نیروهای امنیتی، پلیس و سایر نیروهای سرکوبگر متکی باشند. نکته اصلی در این میان اینست که بخش اعظم نیروهای امنیتی، پلیس و سایر نیروهای سرکوبگر دارای "ملیت غیربحرینی" هستند که نه تنها کوچکترین حساسیتی نسبت به سرکوب و مرگ مردم بحرین ندارند، بلکه حتی با سرکوب آنها است که می‌توانند به استمرار حضور و فعالیت خود در بحرین امیدوار باشند. حاکمان بحرین تصور نکنند که با این شگرد رسوا می‌توانند حاکمیت غیرمشروع خود را حفظ و تضمین کنند. بلکه اساساً با وجود همین نیروها و با اطمینان از همین ناحیه بود که امروزه خود را در این بحران عظیم، گرفتار می‌بینند. در واقع اصل بحران با وجود همین "عناصر غیربحرینی" به وجود آمد و ادامه یافت و در مجموع، این عناصر اگرچه گوش به فرمان آل خلیفه و مشتی "شیوخ بی‌ریشه" هستند ولی هرگز حاضر نیستند بخاطر آنها جانفشانی کنند. این عمده‌ترین دلیل برای اثبات ضربه‌پذیری امیربحرین و اطرافیانش محسوب می‌شود.
2. امروزه اصرار و فشار آل سعود برای سرکوب قیام مردم بحرین، حتی بیشتر از شیخ بحرین و اطرافیانش محسوس و ملموس است. چرا که آل سعود برای حفظ موقعیت خود به راحتی حاضر است آل خلیفه دست به هر جنایتی بزند تا "خاکریز اول" سقوط نکند. حاکمان بحرین از این بابت خرسند نباشند که نظامیان و جنایتکاران سعودی بخاطر آنها دست به جنایت بزنند و مردم مظلوم بحرین را قلع و قمع کنند. آل سعود در ماههای گذشته همین جنایات را به نیابت از "علی عبدالله صالح" رئیس‌جمهور منفور یمن هم علیه شیعیان و "حوثی‌ها" در شمال یمن مرتکب شدند و صدالبته کاری هم از پیش نبردند ولی امروزه رژیم یمن از همین بابت احساس ناکامی و خسارت می‌کند و به شدت پشیمان است ولی راه بازگشت را با دستهای خودش مسدود کرده است. پیشدستی امروز آل سعود برای ارائه رهنمودهای سرکوب‌گرانه به آل خلیفه و کمکهای امنیتی برای نابودی قیام بحرین، نه تنها هرگز خدمتی به آل خلیفه محسوب نمی‌شود، بلکه زمینه‌های سقوط زودهنگام آنها را فراهم می‌سازد. در واقع آل سعود به منافع آل خلیفه نمی‌اندیشند بلکه مایلند از گسترش موج قیام به نواحی مرزی عربستان جلوگیری کنند که البته نتایج معکوسی را بهمراه دارد و به چنان هدف و نتیجه‌ای، منجر نخواهد شد.
3. ناوگان پنجم آمریکا در بحرین مستقر است. واشنگتن علیرغم آنکه برای شهدای بحرین اشک تمساح می‌ریزد، با تمامی توان و ظرفیت خود به حمایت و هدایت آل خلیفه برای کشتار دستجمعی مردم بحرین پرداخته و به طرز آشکاری از قابلیت‌های جاسوسی، اطلاعاتی ونظامی خود برای کمک به سرکوب فوری قیام بحرین، سوءاستفاده می‌کند. موضوع مهم در این میان آنست که بخاطر استقرار بخش اعظم ناوگان نظامی آمریکا و پایگاه این کشور در بخش شیعه‌نشین بحرین، فرصتهای استثنائی برای جاسوسی و خبرچینی پیدا کرده ولی آنها هم غافلگیر شده‌اند و علیرغم بهره‌وری از چنین فرصتی، نتوانسته‌اند کاری از پیش ببرند و در آینده نیز ناکام خواهند بود.
در واقع واشنگتن با فریبکاری، سعی دارد خود را در طرف ملتها معرفی کند ولی آشکار است که عملاً در جبهه مقابل ملت‌ها قرار گرفته و در سرکوب قیام‌های مردمی، نقش اصلی را ایفا می‌کند. آنچه در تونس، مصر و لیبی رخ داده، جانبداری آشکار و نهان غرب از رژیم‌های فاسد و سرکوبگر عرب را محرز ساخته است. اگر قرار باشد دمکراسی و اراده مردم، حتی در قاموس همان تعاریف غربی و آمریکائی هم حرف اول را در منطقه و دنیای عرب بزند، بازهم ملت‌های منطقه، در جبهه مقابل آمریکا و صهیونیستها قرار دارند و هرگز کوچکترین تمایلی به سمت و سوی اشغالگران بشر نخواهند داشت. رمز اینکه آمریکا در حال فریبکاری و سرکوب ملت‌های منطقه است، در همین نکته نهفته است.