تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱۳۹۱ - ۰۹:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۲۱۱۷۰۶

‌ بحث بهائیت در پنج مرحله مورد بحث و بررسى قرار مى‏گیرد. ابتدا در مقدمه چند نکته باید ذکر شود که با توجه به آن‏ها موضوع روشن‏تر خواهد شد:
‌ بحثى که مطرح مى‏کنیم هم جنبه ملل و نحلى دارد که یک فرقه، یک دین یا مذهبى را معرفى و اصول و کلیات آن را طرح مى‏کنیم اما به نقد و بررسى نمى‏پردازیم، اگر هم نقد و بررسى‏اى صورت بگیرد بسیار گذرا و اجمالى است. در این صورت این بحث جنبه کلامى هم پیدا مى‏کند، چون در مسائلى که باب و بهاء مطرح مى‏کنند مطالبى راجع به نبوت و امامت ‌و همچنین ‌صفات خداى متعال و‌... بیان کرده‏اند که مورد نظر ماست و نبوت، امامت، معاد و صفات خدا و خود اقدس الهى مورد بحث قرار مى‏گیرد و دیدگاه آن‏ها نقد مى‏شود.
نکته دوم این است که باب و بهاء مطالب بسیار سست و ضعیفى دارند اما‌ این‌ باعث نمى‏شود که ما بابیت و بهائیت را مورد نقد و بررسى قرار ندهیم به این دلیل که مثلاً بطلانش خیلى روشن است. کم نداریم‌ مسائلى‌ که بطلانشان واضح است ولى علماى ما به آن‏ها پرداخته‌ و با دلیل و برهان آن بطلان را نشان داده‏اند. شاید ‌معروف‌ترین آن‏ها مشبهه باشند که قائل به جسمیت خداوند متعال هستند (خداى متعال «نعوذبالله» دست و چشم و غیره دارد) که این عقیده بسیار واضح البطلان است، اما با این حال بحث‏هاى مفصلى پیرامون آن صورت گرفته و نقد و بررسى شده. بنابراین مشخص مى‏شود که مباحث بابیت و بهائیت بسیار سست است. با این وجود باید مباحث آن‌ها مورد بحث و بررسى قرار گیرد، بخصوص در جو فرهنگى اخیر کشور ما که بهائیت حرکت جدیدى را شروع کرده اند و‌ بابیت و بهائیت در نظر استعمارگران مهم است و آن‏ها روى این امر کار مى‏کنند. همین بس که توجه کنیم ‌درزمان شاه در لایحه انجمن‏هاى ایالتى و ولایتى یکى از مفاد آن را که قسم خوردن به قرآن مجید بود برداشتند و به جاى آن کتاب مقدس را قرار دادند. همانطورى که بزرگانى از جمله آیت‌ الله مصباح یزدى تصریح کردند، یکى از ادله کار آن‌ها این بود که‌ مى‏خواستند به بهائیت رسمیت ببخشند و در آینده یک بهایى هم بتواند وارد مجلس شود و مثلاً به کتاب بیان باب قسم بخورد که این کتاب مقدس است و به این ترتیب به بهائیت رسمیت بیش‌ترى داده شود. آن‏ها حتى با این طرح و برنامه‏ها به دنبال ترویج و مطرح کردن بابیت و بهائیت بوده‏اند و اکنون نیز در پى چنین مسأله‏اى‌ هستند بنابراین‌ به ‌اطلاعات در این زمینه نیاز داریم.
نکته دیگر این است که یکى از امورى که از زمان دولت صفویه به بعد استعمار متوجه آن شد، قدرت عظیم شیعه‌ و مسأله فرهنگ مهدویت ‌در کنار فرهنگ عاشورا و شهادت‏طلبى‌ است.
«فرانسیس فوکویاما» در تحلیل بسیار جامع خود که به تعبیر بعضى وقتى انسان سخنان او را مى‏خواند یا مى‏شنود، احساس مى‏کند که شیعه را از خود ما هم حتى بهتر شناخته و تحلیل کرده تأکید مى‏کند که یکى از عناصر قدرت ساز فرهنگ شیعه، همین فرهنگ مهدویت است. به همین دلیل استعمار براى شکستن قدرت شیعه سیاست‏ها و تاکتیک‏هایى را در پیش گرفته که یکى از آن‌‏ها ایجاد اختلاف در بین شیعه است.‌ طبیعتا اگر اختلاف بین شیعه ایجاد شود در نهایت قدرت آن‏ها کم مى‏شود. یکى از تاکتیک‏هایى که براى اجرا کردن سیاست اختلاف اتخاذ مى‏کنند، ساختن مذهب و فرقه است که شیعه را با فرقه‌ فرقه شدن در مسائل دینى (غیر از مسائل سیاسى و سایر مسائل) از راه دین‏سازى بشکنند و قدرتش را در نهایت تجزیه کنند. بنابراین خود ساختن فرقه و دین و مذهب، مد نظر آن‌هاست بخصوص فرقه و دینى که یک نوعى ارتباط به مهدویت و مسأله انتظار پیدا مى‏کند و فرهنگ مهدویت را تضعیف کند. دقیقا بابیت و بهائیت روى این نقطه ایستاده، یعنى هم فرقه‏سازى و دین‏سازى محسوب می‌شود و هم ضربه زدن به آن نقطه قوت شیعه است‌ (از جهت فرهنگ مهدویت). نکته چهارم این است که‌ گرچه این برخورد با بهائیت، علمى است نه‌ فیزیکى، اما در عین حال باید بسیار هوشمندانه و با سیاست باشد؛ دلیلش هم این است که علیرغم تبلیغات بسیار زیاد و سرمایه‏گذارى‏هاى بسیار کلانى که در ترویج بابیت و بهائیت شده، موفقیت چندانى نداشته‌اند. لذا یکى از ضعف‏ها و نقص‏هاى بابیت و بهائیت‌ همان بوده که خیلى مطرح نشده و آنان دنبال این هستند که به نوعى خودشان را مطرح کنند. اگر بخواهیم بابیت و بهائیت را مطرح و نقد کنیم، باید خیلى مراقب باشیم که تعبیر «دین» بهائیت نکنیم! بلکه باید بگوییم«فرقه» بهائیت.
نکته پنجم این است که، براساس یک قاعده کلى، بهایى‏ها در جلسات اولیه‏اى که براى افراد مى‏گذارند حرف‏هاى خیلى نرم و آرام را مطرح مى‏کنند. اما ما باید در این جلسات تذکر و توضیح دهیم که‌ حقیقت بابیت و بهائیت چیست و بابیت و بهائیت به آن‌جایى مى‏رسند که حتى از ادعاى نبوت هم بالاتر مى‏روند و ادعاى الوهیت مى‏کنند! آن‌ها ابتدا نمى‏گویند باب خدا است! بهاء خداست! یا پیامبر جدید! بلکه مى‏گویند: ما شیعه‏ایم و به این طریق افراد را جذب مى‏کنند. پس در بحث‏ها تاکید و اصرار شود که اصلاً بهایى و بابى جزء شیعه نیست و شیعه این‏ها را باطل محض مى‏داند.      ادامه دارد...