سیروس محمودیان
به این ترتیب علاوه بر اصل پنجاه و هفتم، اصل یکصد و دهم نیز موید پذیرش حکم حکومتی و ولایت مطلقه است. در اصل 112 نیز که در مقام تاسیس مجمع تشخیص مصلحت است، در جایی که گفته است در مواردی که شورای نگهبان مصوبه مجلس را خلاف موازین شرع بداند و مجلس با در نظر گرفتن مصلحت نظام نظر شورای نگهبان را تامین نکند، حل موضوع و تشخیص مصلحت را برعهده مجمع تشخیص دانسته است، نشان از آن دارد که این مجمع برای اعلام احکام حکومتی تشکیل شده چرا که احکام حکومتی ممکن است حکم اولیه را متوقف یا برای مدتی تعطیل کند و این حکم حاکم بر دیگر احکام اولیه میشود. با همین دیدگاه نیز شورای نگهبان در تفسیر اصل 112 گفته است: «هیچیک از مراجع قانونگذاری حق رد و ابطال و نقض و فسخ مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام را ندارند.» 9- اصل چهارم قانون اساسی، موازین شرعی را بر اطلاق و عموم قانون اساسی و بر همه قوانین حاکم ندانسته است، لذا از آنجایی که حکم حکومتی از زمره احکام شرعی محسوب میشود و چنانکه از عنوان آن برمیآید «حاکم» نیز هست توجه به اطلاق این اصل متضمن پذیرش حکم حکومتی نیز هست.10- حکم حاکم میتواند دامنه احکام را تضییق یا توسعه دهد و مبتنی بر مصالح ملزمهای است که فلسفه و مناط احکام شرعی است. از این جهت بر همگان اجرای آن واجب میشود و هیچکس به هر توجیهی ولو این توجیه که مبانی احکام ولایی را قبول ندارد، نمیتواند از پذیرش و اجرای آن سر باز بزند...». پس همانگونه که در متن مقاله مذکور ملاحظه میشود بر خلاف سیاهنماییهای سعید حجاریان«حکم حکومتی» نهتنها برخلاف قانون اساسی کشور نیست بلکه اعمال این اصل بدیهی قانونی دقیقا مبتنی بر روح اصول57 1 ، 2 ، 4 ، 110 و 112 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است و قطع یقین حضرت امام(ره) که در مقاطع مختلف از این اختیارات استفاده کردند، نمیتوانند مخالف آن باشند و این تهمت گناهی نابخشودنی است که حجاریان فارغ از سیستم قضایی کشور باید در محکمه عدل الهی نیز پاسخگوی تهمت خود به یک عالم ربانی و رهبر کبیر انقلاب اسلامی باشد که اندیشه ناب معظمله در اقصینقاط جهان همچون مشعلی فروزان راه را بر جنبشهای اسلامی منور میکند.
سعید حجاریان و دفاع از انجمن حجتیه
بررسی تاریخ 30 سال گذشته انقلاب اسلامی موید این نکته کلیدی است که در مقاطع مختلف ایران اسلامی مثلث شوم «نهضت آزادی، سازمان منافقین و انجمن حجتیه» در همه فتنههای رخ داده نقش غیرقابل انکار و بسیار راهبردی برعهده داشته است که حضرت امام(ره) با بینش الهی خود نسبت به طرد هر 3 جریان التقاطی از متن انقلاب اسلامی حساسیت خاصی داشتهاند که در این میان رسیدگی به مساله تعیینکننده ارتباطات ویژه، حمایتی و جهتدار سعید حجاریان با تشکیلات ریشهدار انجمن منحله حجتیه به دلیل داشتن جایگاه ویژه امنیتی و مسؤولیتهای خاص او بسیار مهم مینماید. آیتالله جنتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در جریان معرفی انجمن حجتیه با طرح پرسشی علت علاقه مفرط افراد وابسته به انجمن حجتیه به حضور در مراکز اطلاعاتی و مخالفت با نهادهای انقلابی را مورد تردید جدی قرار میدهد. ایشان میگویند: «علت اصرار شما [اعضای اصلی انجمن حجتیه] دایر بر این بود که در مراکز اطلاعاتی نفوذ کنید. معنای اینکه اطلاعات جمعآوری شده را به مراکز بهرهوری و به ارگانهای انقلابی نمیدهید، چیست؟ چرا؟ مگر سپاه یا ارگانهای مشابه نباید دارای آن اطلاعات باشند تا ضدانقلاب را پیگیری کنند؟ چرا با سپاه به صورت کامل همکاری ندارید؟...» اگرچه در سایه اعترافات علنی حجاریان به مخالفت با تمرکز اطلاعات در سپاه در جریان تصویب طرح وزارت اطلاعات یا مخالفت جدی وی با دسترسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به اطلاعات خاص یا علاقه مفرط حجاریان به حضور در مراکز امنیتی– اطلاعاتی میتوان وی را در شمار وابستگان فکری- تشکیلاتی انجمن منحله حجتیه قرار داد اما در عین حال رجوع به برخی نوشتهها و مقالات حجاریان موید دلبستگیهای عمیق و انکارناپذیرش به انجمن حجتیه است که شاید خالی از لطف نباشد که ریشه این دلبستگیهای پایدار را در بطن علاقه اختصاصی وی به جریان مصدق، نهضت ملی شدن نفت و ارتباطات راهبردیاش با نهضت منحله آزادی مهدی بازرگان و بهزاد نبوی، مارکسیست کهنهکار جستوجو کرد.
به هر صورت درباره تاریخچه انجمن حجتیه مختصرا میتوان اشاره کرد که همزمان با تولد سعید حجاریان در سال 1332 انجمن حجتیه نیز با میدانداری شیخ محمود ذاکرزادهتولایی مشهور به شیخحلبی با هدف مبارزه با فرقه ضاله بهائیت و به قولی با هدایت پنهانی سران فرقه ضاله بهائیت و البته با حمایت مستقیم رژیم شاه و ساواک در ابتدا در مشهد و سپس در تهران پا به عرصه حیات میگذارد. فارغ از سوابق سیاسی پیش از کودتای 28 مرداد یا تواناییهای شیخحلبی در سخنوری، کاملا عیان است که انجمن از بدو تاسیس در هماهنگی کامل با اجزای دستگاه پهلوی و تحت هدایت و نظارت مستقیم ساواک به فعالیتهای بیخاصیت و بیروح دینی اشتغال داشته است و اساسا از رژیم دارای پروانه فعالیت رسمی بود که هر ساله با نظر تاییدی ساواک پروانه فعالیت مذکور تمدید میشد. از سوی دیگر در جریانشناسی جریانات فعال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی سران انجمن حجتیه علاوه بر داشتن اشتهار به همراهی با سیاستهای ساواک و تخطئه موضوع رهبری حضرت امام(ره) در جریان مبارزات مردم ایران با رژیم ستمشاهی و کوشش سازمانیافته در جهت پیش بردن پروژه آمریکایی مرجعیتسازی در ایران، به هرز دادن نیروی جوانان انقلابی در جریان مبارزه کاذب با فرقه بهائیت و جداسازی دین از سیاست و ترویج تسامح و تساهل اشتهار دارند.