تاریخ انتشار : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۱:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۲۱۱۷۱۸

صالح اسکندری
یکی از انحرافاتی که دشمن به طور مستقیم و غیر مستقیم علیه انقلاب اسلامی از ابتدای پیروزی نهضت دنبال کرده است خلط انقلابی گری با افراطی گری است. واقعیت این است که فاصله انقلابی گری و افراطی گری در برخی اوقات به ضخامت یک تار مو نازک می گردد اما هیچ وقت این دو مقوله با هم اختلاط نمی یابند. مرزهای باریک و دقیقی بین صراط مستقیم انقلابی گری و مسیر انحرافی افراطی گری این دومقوله را همواره از یکدیگر تفکیک می کند. هیچ انقلابی واقعی افراطی نمی شود و در مقابل هیچ افراطی نیز نمی تواند یک انقلابی خالص باشد.‏
‏ افراط و تفریط دو لبه یک قیچی هستند که اگر در دست دشمن قرار گیرند می تواند آسیب های جدی را برای هر انقلابی به همراه بیاورد چرا که افراط و تفریط ریشه در جهل دارد. "لا تَری الجاهلُ الّا مُفرِطا اُو مُفرَّطاَ"‏.
افراطی گری این قابلیت را دارد که چهره یک نظام انقلابی و مردمی را مشوه سازد و مانع از تحقق باورها و آرمانهای انقلابیون گردد.
از ابتدای انقلاب اسلامی همواره دو جریان افراطی کیان انقلاب اسلامی را در معرض تهدید قرار داده اند که اغلب در واکنش به یکدیگر رشد کرده و تکثیر شده اند.
دسته اول افراطیون ضد انقلاب اعم از منافقین، سلطنت طلبان، بهائیان، فتنه گران، ایادی آمریکا و رژیم صهیونیستی در داخل و... هستند که حتی در مقاطعی دست به اسلحه بردند و در کوچه و خیابان اقدام به ترور مردم و مسئولان کشور کردند. عناد و افراطی گری این جریان اگر چه لطمات مقطعی به انقلاب و نظام وارد نموده اما در مجموع باعث پویایی و تسلط گفتمان انقلاب اسلامی شده به نحوی که جریان افراطی ضد انقلاب در حال حاضر یکی از شکننده ترین و سست ترین دوران خود را سپری می کند.
اما دسته دیگری از افراطیون در درون خانواده انقلاب و در واکنش به جریان افراطی ضد انقلاب در مقاطع مختلف شکل گرفته است. این افراطی گری در برخی از برهه های انقلاب اسلامی به خودسری ها و رفتارهای مذمومی منجر شده که حاصلی به جز هزینه های سنگین برای نظام نداشته است. نتیجه افراطی گری به تعبیر امیر المومنین (ع) فساد است."کُلُّ اِفراطٍ به لَهُ مُفسِدٌ" این فساد می تواند جنبه سیاسی، اجتماعی و یا اقتصادی پیدا کند. مهدی هاشمی معدوم (مسئول مخلوع واحد نهضت‌های سپاه پاسداران) که برادرش داماد مرحوم منتظری‎ ‎است و به جرم گردآوری سلاح، ترور، آشوب و اقدام علیه امنیت کشور از سوی‏‎ ‎وزارت اطلاعات تحت تعقیب قرار گرفت و در نهایت اعدام شد هزینه نوعی افراطی گری و محصول این فساد سیاسی بود. البته سر نخ های جریان منحرف هاشمی نیز در دست منافقین قرار داشت.‏
یکی از مقاطعی که مجددا افراطی گری در بخشی از خانواده انقلاب آن هم در واکنش به هتاکی ها و بی حرمتی های مجموعه ضد انقلاب رشد یافت، دوره فتنه 88 بود. این افراطی گری اگر چه در برخی اوقات منفعلانه و در پاسخ به رفتار ساختار شکنانه جریان سبز بود اما در برخی از اوقات با بیشتر فاصله گرفتن از انقلابی گری منجر به بداخلاقی ها و حرمت شکنی هایی گشت که شایسته و بایسته هیچ جریان انقلابی نبود.‏
رهبر معظم انقلاب همواره مقید بوده اند که این جریان افراطی گری در درون خانواده انقلاب مهار شود، چرا که اساسا افراطیون بر اساس فقد درایت و آینده نگری پدید آمده اند و نتیجه ای جز افساد ندارند. ایشان در فتنه 88 با صبوری و هوشمندی امور را مدیریت نمودند تا کمترین تلفات و خسارات به مردم وارد شود. معظم له با تاکید بر پرهیز جوانان انقلابی از هر گونه زیاده روی و افراطی گری به آنها توصیه کردند:" مراقب هرگونه زیاده روی باشند و به دور از افراط و تفریط، به گونه ای عمل کنند که کسی نتواند تهمت افراطی گری به آنها بزند." ایشان فرمودند:" هر فرد انقلابی، ضمن حفظ شور و احساسات خود، باید بصیر و هوشیار، پیچیدگی های زمانه را درک کند و با پایداری در برابر فشارها و مشکلات، همواره رفتاری منطقی و عقلی داشته باشد."‏
مسیر رهبری انقلاب در برخورد با فتنه 88 مسیر روشنگری و بصیرت افزایی بود. انقلاب اسلامی از ابتدای پیدایش یک خط روشن و شفاف را دنبال کرده است که ریشه در وحی و مکتب اهل بیت (علیهم السلام) دارد. جنس این انقلاب نرم است و سر و کارش با روح و قلب ملت هاست.‏
در این میان ممکن است عده ای بی حوصلگی کنند و راه روشنگری و بصیرت افزایی را رها کنند. این عده اگر در دام افراطی گری، اهانت، حرمت شکنی، فحاشی و ناسزا بیفتند در واقع از خیمه ولایت خارج شده اند. انقلاب اسلامی در هیچ شرایطی حتی سخت ترین برهه ها حاضر نیست به مبانی اصولی و اخلاقی خودش پشت کند و برای رسید ن به نتیجه بر هر وسیله ای متوسل گردد. تجربه 32 ساله انقلاب اسلامی نشان داده است که افراطی گری سرنوشت محتوم انزوا را برای این جریان خودسر رقم خواهد زد که خسران دنیا و آخرت را در پی دارد.‏