تاریخ انتشار : ۱۳ آذر ۱۳۸۶ - ۱۰:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۲۱۱۷۹

پرویز اسماعیلی

اعلام رسمی خبر «تولید صنعتی سوخت هسته‌ای»، تزریق گاز برای غنی‌سازی اورانیوم به سانتریفیوژها و همچنین تولید انبوه سانتریفیوژ مقطعی تاریخی در ایران اسلامی است. خبرهایی که هر یک از نظر بار فنی و حقوقی معانی زیادی را تفسیر می‌کند که مختصرترین آن رسیدن ایران به نقطه غیر قابل بازگشت در تسلط بر فناوری هسته‌ای است.

موضوعی که به یقین وزن کشور در معاملات بین‌المللی و مذاکرات با گروه 1+5 را تغییر و البته به احتمال قوی فشارها به کشورمان را نیز به طور مقطعی افزایش می‌دهد. در این زمینه و در موقعیتی که رئیس جمهور از نظر« توان هسته‌ای» در نطنز تشریح کرد، ملاحظات زیر قابل توجه است:

1- نقش اول انرژی در توسعه، به ویژه در دهه‌های آتی قابل انکار نیست. مطالعات آژانس بین‌المللی انرژی در سال 2005 ثابت کرده است که سال 2025 (فقط 18 سال دیگر) نقطه پایان انرژی‌های فسیلی در جهان است. همه کشورهای علاقه‌مند به توسعه در دنیا به سرعت در حال تأمین و تنوع منابع انرژی خود از طریق انرژی‌های نوین هستند. برآوردها نشان می‌دهد که حتی در صورت برنامه‌ریزی 50 ساله جهانی، انرژی‌هایی نظیر انرژی خورشیدی، بادی و ... حداکثر 3 درصد برق مورد نیاز جهان را تأمین می‌کنند. لذا انتخاب انرژی هسته‌ای (علی الخصوص با توجه به فواید زیست محیطی آن و ملاحظات پیمان کیوتو) معقول‌ترین و منطقی‌ترین گزینه است. از همین زاویه است که آمریکا با وجود دارایی هنگفت خود در زمینه سوخت‌های فسیلی برنامه افزودن 100 نیروگاه اتمی دیگر به جمع 104 نیروگاه فعلی را در دستور دارد. روسیه دربه‌در به دنبال تأمین مواد اولیه اورانیومی برای حفظ جایگاه رقابتی خود در کلوپ قدرت‌های هسته‌ای است . چین مخفیانه قرارداد دائم خرید 20 هزار تن اورانیوم از استرالیا را امضاء می‌کند و حتی کشورهایی مثل یمن نیز «استفاده از انرژی اتمی» را یک «برنامه ملی» می‌نامند. در این بین، این سوال مطرح است که با وجود منابع قابل ملاحظه کانی هسته‌ای در ایران (نظیر اورانیوم، زیرکونیوم، تریم، دوتریم و...) در ایران و همچنین با وجود دانش بومی هسته‌ای، چرا و به چه استدلالی ایران نباید از این توانمندی در جهت توسعه خود استفاده کند؟

نقل است که خاویر سولانا بعد از توافق با لاریجانی مورد مؤاخذه کشورهای 1+5 قرار گرفت و از قول آنها پیام داد: از نظر 1+5 تولید انرژی هسته‌ای حق مسلم همه کشورهاست، اما به نظر ما دلیلی ندارد که هر کشوری اجازه یابد از حداکثر حقوق خود استفاده کند! منطقی که قاعدتاً پذیرفتنی نیست.

2- تعریف استقلال در دهه آینده به قدرت تأمین انرژی خلاصه می‌شود. کشوری که نتواند انرژی خود را تأمین کند، دولت درجه دو باقی خواهد ماند و کشوری که استقلال در انرژی داشته باشد، ذاتاً قدرتی درجه اول خواهد بود. بر این اساس ملی شدن «صنعت هسته‌ای» در نزدیکترین زمان یک نیاز استراتژیک، هم برای استقلال سیاسی و هم برای استقلال اقتصادی، و همچنین برای توسعه صنعتی و رفاه عمومی ملت ایران است. از سوی دیگر هیچ کشوری بودن هزینه به استقلال نرسیده است. چنانچه در قضیه ملی شدن «صنعت نفت» نیز ملت ایران در شرایط نسبتاً مشابه (از نظر رویارویی بین‌المللی) هزینه زیادی پرداخت. گرچه هرگز نباید فراموش کرد مدیریت زمان، هزینه و تاکتیک در حفظ و تثبیت موقعیت فعلی یک ملاحظه حیاتی است. تدبیر نگهداشتن پیروزی از پیروزی مهم‌تر است.

3- در موقعیت فعلی حفظ اتحاد ملی یک وظیفه تاریخی و ملی است. هرگونه عقب‌نشینی از نقطه‌ای که با همت و هزینه زیاد به آن رسیده‌ایم، نه میلیمتری، که کیلومتری خواهد بود. ضمن اینکه کوچک‌ترین عقب‌نشینی از حقوق و توان بومی هسته‌ای این پیام را به بیگانگان خواهد داد که ایران در برابر فشار شکننده و تسلیم‌پذیر است. نکته‌ای که با تاریخ ملی ما متناقض است.

منافع رسیدن ایران به تولید صنعتی سوخت هسته‌ای مختص گروه ایدئولوژیک یا قشر و نگاه ویژه‌ای در کشور نیست، حتی به ساختار سیاسی حاکم بر کشور نیز تعلق ندارد. ایران مسلط بر تکنولوژی هسته‌ای در سایه نظام مقدس اسلامی یک سرمایه تاریخی برای این سرزمین و محصول تلاش جوانان این مرز و بوم است که همه باید پاسدار آن باشیم. هزینه‌ای که امروز برای استقلال و حفظ حقوق کشور در این زمینه می‌دهیم، در حقیقت جلوی کج شدن فرزندانمان در برابر بیگانگان را در دهه‌های آینده خواهد گرفت. در مورد حقوق کشور در این زمینه باید یک صدا و متحد بود، اما نباید جلوی طرح بحث‌ها و نقدهای روشی را سد کرد. در کنار حفظ و ادامه شفافیت با مردم، نگاه به انتقادات خیر‌خواهانه باید حداکثری باشد.    

4- اما اتفاقی که در ایران اعلام شد، یک فرصت بزرگ برای جامعه جهانی است. در وضعیت فعلی و به ویژه بعد از دهه 90 تمام تنش‌های هسته‌ای در این نقطه متمرکز شده که فاصله بین تسلط بر چرخه سوخت یا بازفرآوری صلح‌آمیز هسته‌ای، با روند تسلیحاتی آن نازک است. نگرانی درستی که راه اصلاح آن نه کنترل ابزارها و تقسیم انحصارطلبانه آن در جامعه جهانی، بلکه تقویت اراده‌ها برای توقف در محدوده صلح‌آمیز و تمهید مکانیسم‌های قدرتمند بین‌المللی برای ایجاد اطمینان جهانی از عدم انحراف کشورهاست.

الگوی ایران با سختی، تحریم‌های ظالمانه، اما با شفافیت و وفاداری کامل به قوانین بین‌المللی بر انرژی هسته‌ای مسلط شد، می‌تواند فرصتی برای جامعه جهانی باشد. برخورد سخت با ایران حتماً این سیگنال را به کشورهای در حال توسعه می‌دهد که در شفافیت محدود و حداقلی برخورد کنند و به سراغ تأسیسات زیرزمینی مخفی و یا حتی خروج از NPT برای حفظ منافع ملی خود روی آوردند. حال آنکه الگوی ایران این زمینه را به دست می‌دهد تا با تمرکز بر 4 ماده اول پیمان ان پی تی، مکانیزم‌های فنی و حقوقی به گونه‌ای طراحی شوند که جامعه بین‌المللی را از عدم انحراف کشورها(Diversion) مطمئن و امکان عدم پایبندی (Non compliance) به مواد پیمان فوق را از کشورها، بدون اطلاع جامعه جهانی و آژانس به نزدیک صفر برساند.

کشورهای در حال توسعه اکنون ایران را الگویی موفق در این مسیر می‌دانند. شورای امنیت به جای تهدید دانستن فعالیت صلح‌آمیز و قانونمند ایران برای صلح جهانی(!) و نیز صدور قطعنامه باید بفهمد که می‌تواند ایران را به «الگویی مقید» در حرکت کشورهای در حال توسعه مبدل کند، و الا آنها به هر طریق میانبر و هزینه‌ای این مسیر را آزمایش خواهند کرد. اگر با فناوری‌های نوین برخورد انحصار طلبانه شود و توزیع آن از ملت‌ها دریغ شود، نتیجه قطعاً حاکمیت آنارشیسم و رادیکالیسم در روابط بین‌المللی و ظهور خشونت‌های دهشتناک تاریخی در عصر انسان‌های متمدن است.

اگر جامعه جهانی هر چه زودتر با پذیرش مدل ایران این مشکل را حل نکند، نتیجه چالش با ایران هر چه شود باز هم شاهد توسعه تسلیحات کشتار جمعی و هسته‌ای در جهان آینده خواهیم بود. و الا در دنیای جدید، دارایی کشوری خاص و فقر کشوری دیگر هرگز یک حقیقت پایدار نخواهد ماند. لذا رسیدن به مکانیزم و رژیمی تازه و سختگیرانه، فراگیر و برابر در جهت اطمینان از عدم ورود کشورها به فاز نظامی از فاز صلح‌آمیز فعالیت‌های هسته‌ای به نفع جامعه جهانی است. خبری که دیروز رئیس جمهور ایران به دنیا اعلام کرد می‌تواند کمک بزرگی در این جهت باشد.

5- نکته پایانی؛ دست مریزاد اصلی را باید به همت جوانان و دانشمندان نجیب، پرتوان و کم ادعایی گفت که گرچه در صحنه تبلیغ نیستند، اما تاریخ ایران برای همیشه مرهون خدمات و زحمات آنان باقی خواهد ماند. قدر تلاش‌های دولت‌ها و همه مسوولان و موثران قبلی و فعلی را نیز باید پاس داشت و سپاسگزارشان بود. از دست ما فقط این امر برمی‌آید که بگوییم «زنده باشید».