تاریخ انتشار : ۰۹ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۱:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۲۱۱۸۲۶

عاطفه امینی
از سال گذشته و شروع فتنه بعد از انتخابات، مدام این نصیحت امیرالمومنین را در ذهن مرور می کنیم که فرمودند زمان فتنه مانند بچه شتر باشید که نه می تواند شیر بدهد و نه می شود از او سواری گرفت! کار سختی است. سخت است که نه حرفی بزنی که باری بر دوشت شود و نه سکوتی کنی که منجر به سوء استفاده فتنه گران شود! در چنین شرایطی تنها بصیرت است که به کار می آید و بصیرت محصول یکی دو ساعت تعمق یا یکی دو روز تورق نیست! بصیرت محصول عمری تبعیت از حق است و هر لحظه دقت در اعمال و رفتار.
بصیرت باید در تمامی زندگی ات جریان داشته باشد تا در زمان فتنه عاقبت به خیر شوی.
برخی از علمای بزرگ علم، لغت بصیرت را این گونه تعریف کرده اند:
"حقایق دین یا غیر دین که به باور قلبی تبدیل شده باشد." خلیل بن احمد در تعریف بصیرت می گوید: "اعتقاد قلبی به یک امر دینی و یا یک حقیقت." برخی از اهل لغت هم، بصیرت را به لوازمش یعنی زیرکی و عبرت تعریف کرده اند؛ زیرا زیرکی، هوشیاری و عبرت، از لوازم بصیرت است و بدون این لوازم، بصیرت معنا نمی یابد و پدید نمی آید.
باتوجه به پاره ای از فرمایشات حضرت امیر (ع) که بعد به آن اشاره خواهد شد، به نظر می رسد مفهوم بصیرت فراتر از مواردی است که اهل لغت از آن یاد کرده اند. شاید یک عنصر کلیدی در مفهوم بصیرت که در تعاریف آنها مشاهده نمی شود، قدرت تشخیص حق از باطل آراسته شده باشد، آن هم در شرایط خطیر و ابهام آلود که چنین مهمی از عهده هر کس برنمی آید.
در هر صورت مطابق آموزه های دینی آنچه که می تواند هر فرد و یا ملتی را از کوران فتنه به سلامت عبور دهد، مرکب رهوار بصیرت است. اهل بصیرت فریب نمی خوند. هرچند تصویر تظاهر مزوران بسیار بلند و صدایشان پرطنین و بیانشان پرطمطراق و مسحور کننده و اعجاب انگیز باشد.
بصیرت در کلام اهل معنا
بصیرت به معنای دانایی، بینایی، بینایی دل ، هوشیاری، زیرکی و یقین است. نزد اهل معنا، نیرویی نهانی و قوه ای قلبی است که در شناخت حقایق تا عمق وجود و باطن ذات آن رسوخ می کند. شاه نعمت الله ولی و برخی از اهل معرفت می گویند: "بصیرت قوه قلبی یا نیرویی باطنی است که به نور قدس روشن گردیده و از پرتو آن، صاحب بصیرت، حقایق و بواطن اشیاء را درمی یابد. بصیرت به مثابه بصر (چشم) است برای نفس."
میان بصر که تامین کننده نور ظاهری، و بصیرت که آورنده نور باطنی است، تفاوت بسیار است. نور ظاهری، تنها با بینایی انسان سروکار دارد. خورشید و ماه و چراغ، بیش از این که فضا را روشن و بینایی انسان را یاری کند، کاری انجام نمی دهد. پس اگر انسانی ناشنوا بود یا در بویایی و لامسه و گویایی خود نقص داشت، با تابش آفتاب و مهتاب و نورهایی از این قبیل، مشکلاتش حل نمی شود.
اما نور باطن همه نقص های (باطنی و معنوی) انسان را برطرفف و تمام دردهای او را، درمان می کند. در صورتی که درون کسی را روشن کرد، ساحت جانش چنان نورانی روشن می شود، که هم صحنه های خوبی را در خواب و بیداری می بیند، هم آهنگ های خوبی را می شنود، هم رایحه های دل انگیزی را استشمام می کند و هم لطیفه های فراوانی را لمس می نماید.
تحصیل بصیرت
برای نیل به مقام رفیع بصیرت، باید به بازسازی و اصلاح نفس خویش پرداخت. مجاهده با هواهای نفسانی و تهذیب روح از زنگارهای گناه، و لطیف و شفاف ساختن آیینه دل به نور توحید، تنها صراط مستقیمی است که "حجاب" دیدگان دل را می گشاید و آدمی را در معرض الهامات غیبی و مقام کشف و شهود قرار می دهد.
1) توبه: اولین گام برای تهذیب نفس و تحصیل بصیرت است. توبه از تقصیرات و گناهان، بلکه از کوتاهی ها و جبران حق الله و حق الناس است.
2) ذکر خدا: ذکر زبانی، قلبی و عملی موجب بصیرت می گردد. امیرالمونین(ع) می فرماید: "من ذکر الله استبصر؛ هرکسی به یاد خدا باشد، بینایی و بصیرت یابد."
3) هم نشینی با علما: مجالست با علما که موجب بصیرت و بینایی است. علی (ع) می فرماید: "جاور العلماء تستبصر؛ با دانایان بنشین تا آگاهی یابی."
4) خردورزی: کسی که هر خبر یا مطلبی را می شنود، فورا نمی پذیرد، بلکه پیرامون آن می اندیشد و آن را از صافی عقل و اندیشه اش می گذراند، بصیرت و بینایی می یابد، چنان که آینده نگری و به کارگیری خرد در فرجام امور باعث بصیرت و بینایی می گردد.
5) زهد: زهد و عدم دلبستگی به دنیا، از اموری است که باعث بصیرت می گردد.
6) ارتباط با خدا: ازدیاد معرفت به خدا، انس با قرآن و معانی و معارف آن ، توسل به ائمه (ع) و مناجات با خدا در خلوت، مخصوصا نماز شب از اموری هستند که موجب بصیرت و بینایی و برخورداری از الهامات غیبی می شود.
درجات و مراتب بصیرت
بصیرت باطنی و بینایی دل، درجات و مراتبی دارد. ا.ج آن مرتبه ای است که ائمه (ع) دارند. امیرالمونین (ع) می فرماید: "لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا؛ اگر همه پرده ها فرو افتد، چیزی بر یقین من افزوده نمی شود." اگر چه آن مرتبه از یقین مخصوص اولیای معصوم (ع) است، ولی دیگران نیز می توانند مراتبی را تحصیل نمایند. هرکسی نور باطنی را از فطرت خداداد خویش استخراج کند و چشم و گوشش باز شود، می تواند خدا و نشانه های او را با "چشم دل" ببیند و صدای تسبیح موجودات هستی را بشنود، که به حکم "یسبح الله ما فی السموات و ما فی الارض." همه آنان که در آسمان و زمینند، تسبیح خدا می کنند. بسیاری از واقعیت ها را که با بصر نمی توان دید، با بصیرت مشاهده می کند، بلکه توانایی دیدن جهنم و شنیدن صدای زفیر آن را پیدا می کند، چنان که قرآن می فرماید: "کلمل لو تعلمون علم الیقین لترون الجحیم، ثم لترونها علم الیقین."