تاریخ انتشار : ۰۹ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۱:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۲۱۱۸۲۸
اشاره: به گزارش پایگاه خبری- تحلیلی اِشراف، مرکز ارزیابی‌های استراتژیک و بودجه(CSBA) یک موسسه تحقیقات سیاسی مستقل و بی‌طرف است که با هدف ترویج ایده‌های بدیع و مناظره پیرامون راهبرد امنیت ملی و نیز ارائه راهکارهای سرمایه‌گذاری تاسیس شده است. هدف CSBA توانمند ساختن سیاستمداران برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه درخصوص استراتژی، سیاست امنیتی و تخصیص منابع است. ماموریت این مرکز ارائه تحلیل‌های فوری، بی‌طرف و هدفمند به تصمیم‌گیرندگان ارشد قوه مجریه و مقننه و نیز حوزه رسانه و جامعه بزرگ امنیت ملی است. CSBA برای توسعه راهبرد امنیت ملی و سیاست و نیز تخصیص منابع کمیاب انسانی و مالی، مشارکت هدفمند را تشویق می‌کند. بخش تحقیق و توسعه این مرکز بر موضوعات کلیدی مرتبط با تهدیدات جاری و در حال ظهور برای امنیت ملی آمریکا متمرکز است. برای رفع این چالشها باید تشکیلات امنیت ملی را متحول ساخت و ما نیز وظیفه داریم به نوبه خود مسئولان را یاری رسانیم. "جان نونان" در مقاله ای با عنوان "معضلی جدید برای پنتاگون" که در پایگاه ویکی استاندارد منتشر شد، وضعیت نیروها و امکانات دفاعی آمریکا در قرن حاضر را بررسی کرده است. نویسنده در این مقاله به نقل از "مرکز ارزیابی‌های استراتژیک و بودجه آمریکا" مدعی شده است: ایران به دنبال دستیابی به سامانه‌های پدافند هوایی پیشرفته است که می‌تواند حریم هوایی ایران را برای کلیه جنگ‌افزارها به جز تعداد اندکی از جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌های آمریکا غیرقابل نفوذ سازد. این مرکز همچنین اعلام می‌دارد که دستیابی ایران به سامانه‌های جدید پدافند هوایی، انتخاب ما را به حمله با بمب‌افکن رادارگریز B-2 محدود می‌سازد که پنتاگون تقریباً 16 فروند از آن را در اختیار دارد. بدلیل اهمیت مباحث مطرح شده در این مقاله، پایگاه خبری تحلیلی اِشراف متن کامل آن را در اختیار مخاطبان قرار می دهد. پیشاپیش از عدم سانسور برخی ادعاهای مطرح شده در این مقاله از مخاطبان خود پوزش می طلبیم:

معضلی جدید برای پنتاگون
تقویت ارتشی که بتواند به طور همزمان و با موفقیت در دو جبهه ظاهر گردد، چندین دهه است که از دکترین‌های راهبردی مهم پنتاگون به شمار می‌رود. اما پس از انتشار آخرین شماره مجله "دیفنس ریویو"(Defense Review)، طراحان وزارت دفاع عمدتاً از راهبردهای رزمی قدیمی حمایت کردند. استراتژیست‌های دفاعی گفتند: با دکترین جدید ارتش می‌تواند با اجتماعات شورشی مقابله کرده و در عین حال از "همکاری واقعی یا ظاهری رقبای خود" یعنی روسیه و چین ممانعت بعمل آورد.
راهبردهای آمریکا برای افزایش سریع قدرت نظامی ناکام مانده‌اند
منتقدان جزم‌اندیشی نظامی معتقدند که این روشی کاملاً بدیع برای توجیه سیاست کاهش سلاحهای جایگزین به جا مانده از دوران ریگان بود که وزیر دفاع رابرت گیتس آن را برگزید. طرفداران این نظریه ادعا می‌کنند که راهبرد جدید با تهدیدات قرن بیست‌ویکم سازگاری بیشتری دارد. البته، حق با هر دو گروه است.
مشکل اینجاست که هر دو راهبرد در افزایش سریع قدرت نظامی ناکام مانده‌اند. روند جهانی شدن صرفاً به "آی‌پاد"(iPods) و "بیگ‌مک"(Big Mac) محدود نمی‌شود. اطلاعات به سرعت در جریان است و دانش فنی صرفاً به تامین امنیت مقر فرماندهی نظامی کشورهای غربی محدود نخواهد شد. کشورهای یاغی(!) کوچک نظیر سوریه، کره شمالی، ایران و غیره درصدد دستیابی به موشکهای بالستیک، توانمندی جنگ سایبری و دسترسی آسان به طراحی تسلیحات کشتار جمعی هستند.
به ادعای گزارش مرکز ارزیابی‌های استراتژیک و بودجه آمریکا، ایران به دنبال دستیابی به سامانه‌های پدافند هوایی پیشرفته است که می‌تواند حریم هوایی ایران را برای کلیه جنگ‌افزارها به جز تعداد اندکی از جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌های آمریکا غیرقابل نفوذ سازد. این مرکز همچنین اعلام می‌دارد که دستیابی ایران به سامانه‌های جدید پدافند هوایی، انتخاب ما را به حمله با بمب‌افکن رادارگریز B-2 محدود می‌سازد که پنتاگون تقریباً 16 فروند از آن را در اختیار دارد.
حال و هوای صبح امروز در کره چگونه است؟ ارتش آمریکا که پس از پایان جنگ سرد دیگر قدرت سابق را ندارد، از استقرار تجهیزات بازدارندگی، ناوهای هواپیمابر، جت‌های جنگنده اف-22 پیشرفته، رزمناوها و ناوشکن‌های رقبای خود در کره باخبر شد- که این مسئله مطمئناً اجازه نمی‌دهد تا چین، روسیه، ایران و سایر کشورهای یاغی را از اقدامات خصمانه علیه خود بازداریم.
برای ارتش رو به زوال آمریکا باید دکترین نظامی دیگری طراحی کرد
خلاء در توانمندی و ضعف در برنامه‌ریزی نتایج نامطلوبی را در پی خواهد داشت، از اینرو به عنوان راهکاری برای ارتش رو به زوال باید دکترین‌های نظامی را بازنگری کرد. برنامه‌ریزی دقیق راهبردی در نهایت ارتشی را سازماندهی می‌کند که قطعاً می‌تواند هر سناریویی را ناکام گذارد.
همیشه کشوری مثل ایران وجود دارد که موشک جدید بسازد یا کره شمالی که از قابلیت نفوذناپذیری استفاده کند. بهترین راه مقابله با خطر روزافزون این تهدیدات، تشکیل ارتشی قوی، قابل اعتماد و هماهنگ است تا بتواند در کوتاهترین زمان ممکن و با قدرت بسیار به تهدیدات جاری پاسخی کوبنده بدهد. این به معنای نوسازی ارتش است و اینکه وزارت دفاع باید برای یافتن نقاط ضعف دقیقاً دکترین نظامی خود را بررسی کند.
برتری نظامی حملات دوربرد آمریکا رو به زوال است
مدتهاست که ایالات متحده آمریکا بواسطه توانایی انجام حملات دوربرد از برتری نظامی محسوسی در میادین نبرد برخوردار است. امروزه، این برتری رو به زوال است. علیرغم اینکه حملات دوربرد نقش مهمی در جنگهای 70 سال اخیر ایفا نمودند، اما معلوم نیست که آیا ایالات متحده آمریکا برای حفظ این برتری در آینده سرمایه‌گذاری لازم را برنامه‌ریزی کرده است. کاهش قابل‌توجه سرمایه‌گذاری در تامین "سامانه‌های" حملات دوربرد ارتش آمریکا– نظیر بمب‌افکن‌های زمین‌پایه، هواپیماهای جنگنده مستقر بر روی ناو، موشکهای کروز و سکوهای پشتیبانی ویژه حملات الکترونیکی هوایی– همراه با فرسایش تدریجی سامانه‌های موجود باعث خواهد شد که ارتش در آینده، نبرد را به نفع دشمن واگذارد و نتواند به طور موثر در شبکه‌های رزمی غیرقابل نفوذ (A2/AD) وارد شود.
با توجه به مدت زمانی که برای ساخت و آزمایش سامانه‌های تسلیحاتی جدید نیاز است و اگر میزان بودجه دفاعی روند سرمایه‌گذاری برای حملات دوربرد را به تاخیر اندازد، احتمالاً شکافی ایجاد خواهد شد که بر اثر آن ایالات متحده آمریکا برتری خود را برای یک دهه یا بیشتر از دست خواهد داد.
در نتیجه، آمریکا تنها باید یک گزینه را انتخاب کند: با این فرض که حملات دوربرد در آینده چندان بکار نمی‌آیند، این عقب‌نشینی را بپذیرد یا طرحی را اجرا نموده و برای حفط برتری خود در حملات دوربرد از منابع کافی آن بهره گیرد. این مقاله برای راهکار دوم گزینه‌هایی را پیشنهاد می‌کند که مطمئناً برتری استراتژیک آمریکا در حملات دوربرد را برای 30 سال آینده تضمین خواهد کرد.
چارچوبی برای تامل درباره حملات دوربرد
تعریف چارچوب مفروضات برای اندیشیدن درباره فرصتها و تهدیدات گزینه‌های مختلف، اولین گام ضروری برای ارزیابی ملزومات حملات دوربرد ارتش آمریکاست. با استفاده از فرضیات نادرست درخصوص ماهیت نبردهای احتمالی، در دسترس بودن پایگاه هوایی، وجود تهدیدات در حال ظهور و اهداف بالقوه می‌تواند به تحلیل ناقص و در نهایت اجرای طرحها و سرمایه‌گذاریهایی بیانجامد که ارتش ایالات متحده آمریکا را در آینده از حالت آماده‌باش کامل خارج می‌سازد.
ساختار برنامه‌ریزی وزارت دفاع پس از جنگ سرد مبتنی بر فرضیاتی شکل گرفت که قابلیتهای پروژه قدرت می‌تواند در پایگاههای خط مقدم جبهه بکار گرفته شوند. این وضعیت"خاص" به عملیات هواپیماهای جنگنده تاکتیکی، ناوهای هواپیمابر، سامانه‌های سوخت‌رسان هوایی، شبکه‌های C4ISR و سامانه لجستیک پشتیبانی در میدان نبرد تعمیم می‌یابد. جنگ اول خلیج این فرضیات را تقویت کرده و به وزارت دفاع کمک کردند تا ساختار جدید برنامه‌ریزی را براساس تعداد و نحوه سازماندهی نیروهای نظامی توسعه دهند.
ایالات متحده آمریکا با استفاده از این ساختار جدید توانست دو جنگ منطقه‌ای را به طور همزمان- جنگ ایران/عراق و کره- "خاتمه بخشد." برنامه‌ریزان پنتاگون حملات دوربرد را از قابلیتهای"روز اول" می‌دانند که برای پیشگیری از حمله نیروهای دشمن ضروری است. هواپیمای تاکتیکی کوتاه‌برد که از پایگاههای اطراف میادین عملیاتی نسبتاً مجاز به پرواز در می‌آیند، قادرند بیشتر این حملات را به انجام برسانند. در مجموع باید گفت که این فرضیات بودجه دفاعی 20 ساله آمریکا را تعیین کردند که در این میان با سرمایه‌گذاری در ساخت جنگنده‌های کوتاه‌برد زمین پایه و نیز جنگنده‌های مستقر بر روی ناو، بیشتر طرح‌‌های جدید ویژه حملات دوربرد مسکوت ماند.
ارتش چین و ایران قدرت عملیاتی آمریکا را با چالش‌های مستقیم روبرو ساخته‌اند
در بررسی مجدد، فرضیات برنامه‌ریزی دهه 1990 ساختاری نامناسب برای ارزیابی امکان حمله به وزارت دفاع ارائه می‌دهند که شاید بتوان در عملیاتهای احتمالی آینده از آنها بهره گرفت. امروزه، ارتش برخی از کشورهای خارجی– از جمله چین و ایران– بر روی شبکه‌های رزمی A2/AD سرمایه‌گذاری می‌کنند که بواسطه آنها این امکان را خواهند یافت تا قدرت متعارف آمریکا در کلیه حوزه‌های عملیاتی را با چالشهای مستقیم و دشوار روبرو سازند.
نبردهایی که به شبکه‌های A2/AD نیاز دارند، باید از هواپیماهای جنگنده کوتاه‌برد استفاده نمایند که می‌توانند از فواصل دور عملیات کرده، از حمله به اهداف زمینی در عمق خاک دشمن اجتناب ورزند و تعداد سورتی پرواز خود را کاهش دهند. ضمن اینکه، سامانه‌های پدافند هوایی دشمن ممکن است کل منطقه عملیات را به غیر از مناطق صعب‌العبور برای هواپیمای غیررادارگریز و موشک کروز پوشش دهد. برای مقابله با حملات جنگ‌افزارهای با مهمات هدایت شونده دقیق آمریکا، دشمنان شاید تدابیر دفاعی همچون پنهانکاری، استتار، تجهیز سامانه‌های نظامی، احداث یا تقویت تاسیسات کلیدی در اعماق زمین را در دستور کار خود قرار دهند.
این پژوهش ساختاری جایگزین برای ارزیابی سامانه‌های موردنیاز برای حملات دوربرد آینده ارائه می‌دهد. این چارچوب بر فرضی بنیادین استوار است مبنی بر اینکه محیط‌های عملیاتی آینده صرفنطر از سطح نبرد، در ماهیت سخت و دشوار خواهند بود. این ساختار جدید باید نیروهای زمینی و دریایی آمریکا را وادار سازد تا از فواصل دور عملیات کنند، به محیط‌های پرخطر نفوذ نموده و به ظرفیتی دست یابند که براساس آن بتوانند به هزاران هدف متحرک و مستحکم در اعماق زمین یا در عمق خاک دشمن حمله کنند.
ارزیابی ویژگی سامانه‌های حملات دوربرد در آینده
ساختار جدید فرضیات پیشنهادی در این مقاله ثابت می‌کند که سامانه‌های حملات دوربرد وزارت دفاع آمریکا در آینده به ویژگی‌های منحصربه‌فردی نیاز دارند. شبکه‌های پدافند هوایی مدرن و پیشرفته با ویژگی‌های زیر قابل تشخیص خواهند بود: فاصله زیاد برخی از محیط‌های عملیاتی، تهدید فزاینده موشکی علیه پایگاه‌های آمریکا در خط مقدم جبهه، اهداف مهم و چالش برانگیز که برای نابودی آنها به سامانه‌های تهاجمی زمین‌پایه با قابلیت پرواز5000-4000 میل دریایی از محل سوخت‌گیری هوایی تا انهدام مناطق هدف در محیط‌های نبرد.
شبکه‌های غیرقابل نفوذ که کره شمالی آن را توسعه داده و سایر کشورها نیز که با در اختیار داشتن منابع لازم اقدام به خرید سامانه‌های نظامی پیشرفته نموده‌اند، احتمالاً نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا را با خطرات جدی تهدید می‌کنند و آنها را وادار می‌سازند تا از فاصله 1000 میل دریایی یا حتی بیشتر عملیات کنند. این مسئله ثابت می‌کند که آمریکا به ناوهای هواپیمابر نیاز دارد که برد پرواز هواپیماهای آن حداقل باید 2 تا 3 برابر هواپیماهای F/A-18E/F یا F-35C باشد.
علاوه بر این، هواپیمایی که قابلیت پرواز از روی سطح دریا یا زمین را دارد، باید بتواند به سامانه پدافند هوایی ‌پیشرفته و متعدد دشمن نفوذ کند و از ویژگیهایی نظیر پرواز در همه جهات و رادارگریزی بهره‌مند باشد. نهایت اینکه، برای رفع مشکلات ناشی از شبکه‌های رزمی C4ISR آسیب پذیر به سامانه‌های پرتابی نیاز است که بتوانند به طور موثر و مستقل از طریق این شبکه‌ها عملیات کنند. به طورمشابه،‌ عواملی نظیر برد، مقاومت، رادارگریزی و فعالیت مستقل احتمالاً از شروط لازم برای عملیاتهای تهاجمی موثر در دهه‌های آتی خواهد بود.
سامانه‌های حملات دوربرد در آینده
با بهره‌گیری از این ساختار جدید برای ارزیابی سامانه‌های حملات دوربرد وزارت دفاع، نقاط ضف زیر آشکار می‌گردد:
-بمب‌افکن‌های زمین‌پایه به غیر از بمب‌افکن کوچک B-2، فاقد توانایی لازم برای نفوذ در محیط‌ پدافند هوایی پرخطر هستند؛
-هواپیماهای مستقر بر روی ناو آمریکا فاقد برد، مقاومت و دسترسی به سیستم پشتیبانی از عملیات تهاجمی دوربرد در محیط‌های A2/AD هستند، بویژه اگر تهدیدات دشمن ناوهای هواپیمابر را وادار سازد تا دورتر از برد موثر خود عملیات کنند.
-سامانه‌های تهاجمی دریایی و زمینی موجود و قابل برنامه‌ریزی از جمله سامانه با سرنشین یا بدون سرنشین، فاقد توانایی و ظرفیت لازم برای حمله به اهداف بزرگ هستند که متحرک و مستحکم بوده و در اعماق زمین یا در عمق خاک دشمن استقرار دارند.
-تسلیحات موازنه‌ای فاقد توانایی لازم برای حمله به اهدافی هستند که متحرک، مستحکم و بوده و در اعماق زمین یا در عمق خاک دشمن استقرار دارند.
-سامانه‌های حملات الکترونیکی هوایی فاقد برد و دسترسی به سیستم پشتیبانی موردنیاز برای عملیات تهاجمی دوربرد در حریم هوایی میادین نبرد هستند.
بمب افکن‌های آمریکا فاقد توانایی لازم برای نفوذ به میادین نبرد هستند
برای انهدام هزاران هدف در عملیات‌های هوایی آینده، بمب‌افکن‌های نیروهای هوایی ایالات متحده آمریکا فاقد توانایی لازم برای نفوذ به حریم هوایی میادین نبرد هستند. درحالیکه بمب‌افکن‌های جدید به ویژگی رادارگریزی در کلیه جهات و سیستم محافظت از خود نیاز دارند ، اما وزن و مقدار مواد منفجره نمی‌تواند معیار مناسبی برای تعیین میانگین هزینه واحد باشد.
مواردی که می‌توانند تاثیر بمب‌افکن‌های جدید را بر روی بودجه دفاعی کاهش دهند عبارتند از: رفع کمبود نیازمندیها، تحقق کامل برنامه تامین منابع و الگوبرداری رقابتی، بهره‌برداری از فناوریها و سامانه‌های بهسازی شده. ساخت بمب‌افکن جدید با سرنشین یا بدون سرنشین، بسته به الزامات ماموریت، می‌تواند گزینه‌های انتخابی فرمانده نبرد را در عملیاتهای هوایی آینده - بویژه در محیط‌های فاقد ارتباطات ماهواره‌ای- افزایش دهد. بمب‌افکن حامل سرنشین-‌ اگر به درستی طراحی شده باشد- این قابلیت را دارد که با اندک تغییراتی سلاح هسته‌ای حمل کند. چنین تغییراتی انعطاف‌پذیری بیشتر این سامانه را در آینده به همراه خواهد داشت.
نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا برای دستیابی دوباره به برتری در میادین نبرد باید بر روی نسل جدید قابلیت‌های نظامی سرمایه‌گذاری کند تا بدین‌ترتیب برد، مقاومت و امکان دسترسی به هواپیمای مستقر بر ناو را افزایش دهد. در غیر اینصورت، ناوهای هواپیمابر آمریکا بر مفهوم عملیات تمرکز می‌کنند که البته به شرایط عملیاتی نسبتاً مساعد و آسان بستگی خواهد داشت. با سرمایه‌گذاری جدید، نیروی دریایی آمریکا می‌تواند از طریق شبکه‌های رزمی تقویت شده A2/AD در جهت عملیاتهای تهاجمی موثر علیه دشمنان گام بردارد و حضور در عملیاتهای آتی و استقرار فوری و کارآمد نیروهای تهاجمی را در میادین جنگ تضمین نماید.
با توجه به عمر مفید بمب‌افکن‌های نیروی هوایی آمریکا و توانایی آنها برای انجام ماموریتهای تهاجمی موازنه‌ای، تولید سامانه‌های موازنه‌ای جدید تا زمانی به تاخیر می‌افتد که ساخت بمب‌افکن‌های نفوذپذیر تقریباً کامل گردد. به جای این گزینه، سرمایه‌گذاری در پروژه مشترک ساخت موشک کروز توسط نیروی دریایی– هوایی آمریکا که بتواند از طریق سکوهای دریایی و زمینی به سوی اهداف موردنظر پرتاب شود، ذخایر تسلیحات موازنه‌ای ارتش آمریکا را افزایش خواهد داد حال آنکه صرفه‌جویی اقتصادی از طریق تامین ملزومات بیشتر و تولید دائمی تسلیحات فوق، هزینه کل ساخت هر موشک را کاهش خواهد داد. وزارت دفاع آمریکا همچنین باید ذخایر محدودی از تسلیحات تهاجمی متعارف را برای نابودی تعداد اندکی از اهداف مهم را خریداری نماید که باید ظرف یک ساعت یا حتی کمتر در میادین نبرد بکار گرفته شوند.
به منظور پشتیبانی از سامانه‌های تهاجمی نفوذی منجمله موشکهای تهاجمی موازنه‌ای، وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا باید ساخت هواپیمای تهاجمی دوربرد مجهز به سامانه‌های الکترونیکی هوایی را در دستور کار قرار دهد. همزمان با بررسی گزینه‌های دیگر، وزارت دفاع ‌باید مطمئن شود که آنها نیز باید از همان ویژگیهای سامانه‌های تهاجمی دوربرد برخوردار باشند، مثلآً قابلیت رادارگریزی در کلیه جهات، برد کافی و امکان پشتیبانی از عملیاتها در عمق خاک دشمن.
طرح‌های ابتکاری و اجرا
در این گزارش چهار راهکار پیشنهاد شده است که برمبنای آنها وزارت دفاع آمریکا می‌تواند سرمایه‌گذاری خود را اولویت‌بندی نماید تا بدین ترتیب مشکلات موجود در اجرای عملیات از راه دور و شاید حملات آینده مرتفع گردد. کلیه راهکار‌ها ساخت هواپیمای چندمنظوره را برای افزایش برد ناوهای هواپیمابر نیروی دریایی پیشنهاد می‌دهند. آنها ذخایر محدود تسلیحات تهاجمی متعارف را توصیه می‌کنند.
راهکار اول ساخت بمب‌افکن جدید را تا اواسط دهه 2020 به تاخیر می‌اندازد بلکه شاید امکان تکمیل یا ساخت فناوری‌های جدید برای یک هواپیمای نفوذی فراهم گردد. راهکار دوم ساخت یک بمب‌افکن جدید صرفاً موازنه‌ای بدون سامانه رادارگریز را پیشنهاد می‌دهد اما باید این قابلیت را داشته باشد که از حریم هوایی میادین نبرد جان سالم بدر برد. راهکار سوم اولویت را به ساخت یک بمب‌افکن نفوذی جدید اختصاص می‌دهد، حال آنکه عمر مفید آن باید به همان اندازه بمب‌افکن‌های موجود ارتش آمریکا در عملیاتهای تهاجمی موازنه‌ای باشد. راهکار چهارم توصیه می‌کند که در عوض یک اسکادران کامل از بمب‌افکن‌های نیروی هوایی آمریکا، یک هواپیمای نفوذی ساخته شود.
به اعتقاد نویسنده مقاله، ظاهراً راهکار سوم مناسب‌ترین رویکرد برای حفظ برتری راهبردی آمریکا در حملات دوربرد طی 30 سال آینده است. از اینرو، به وزارت دفاع توصیه می‌کند که:
1- برنامه جدیدی را برای تامین بیش از یکصد بمب‌افکن نفوذی جدید با/بدون سرنشین در دستور کار وزارت دفاع قرار گیرد که البته باید به سامانه رادارگریزی در کلیه جهات مجهز بوده و ظرفیت حمل تقریباً‌ 20000 پوند مواد منفجره و بردی در حدود 4000 تا 5000 میل دریایی داشته باشد. این بمب‌افکن باید از قابلیت تجسسی داخلی و سیستم محافظت از خود بهره‌مند باشد تا امکان عملیات مستقل علیه اهداف ثابت و متحرک در محیط‌های فاقد سامانهC4ISR را داشته باشد.
2- توسعه سامانه‌های موازنه‌ای جدید را تا زمان کامل شدن برنامه تولید بمب‌افکن‌های نفوذی به تاخیر اندازد.
3- یک هواپیمای بدون سرنشین دریایی بسازد که قابلیت سوخت‌گیری در هوا و شعاع رزمی حداقل 1500 میل دریایی را داشته و مجهز به سامانه رادارگریزی در کلیه جهات باشد تا در صورت برخورد با شبکه‌های پیشرفته پدافند هوایی بتواند از تله آنها بگریزد.
4- بر روی ساخت یک موشک کروز مشترک سرمایه‌گذاری کند که قابلیت پرتاب از سکوهای تهاجمی دوربرد و کوتاه‌برد و نیز قابلیت حمل کلاهک‌های متعارف یا هسته ای را داشته باشد.
5- برای پشتیبانی از حملات محدود علیه اهداف ارزشمند با زمان واکنش حداکثر چند ساعته، تعداد محدودی (یکصد یا کمتر) سلاح تهاجمی متعارف بسازند.
6- برای پشتیبانی از عملیاتهای تهاجمی دوربرد از یک سکوی AEA استفاده نماید و برای کاهش زمان و هزینه اجرای برنامه‌های موردنظر از سایر فناوری موجود و برنامه‌های وزارت دفاع بهره‌برداری نمایند.
7- بمب‌افکن نفوذی جدیدی را طراحی نمایند که قابلیت حمل تسلیحات هسته‌ای را داشته باشد.
نویسنده مقاله خود را چنین به پایان می رساند: البته مسئله توسعه سامانه‌های تهاجمی دوربرد برای عملیاتهای آتی فراتر از بحث ادغام فناوری‌های جدید و ساخت سکوهای پرتاب جدید است. از اینرو، وزارت دفاع باید با دقت و به نحو موثر روند سرمایه‌گذاری را مدیریت کند تا به شرکای صنعتی خود تضمین دهد که نیروی انسانی کارآزموده خود را حفظ خواهد کرد. لازم به ذکر است که توانمندی‌ ارتش آمریکا در جنگ‌های آینده به این امر بستگی دارد. بنابراین، وزارت دفاع و کنگره برای تعیین منابع موردنیاز باید با یکدیگر همکاری نموده و از طرح‌هایی حمایت کنند که به ارتش این امکان را می‌دهد تا برتری خود را در حملات دوربرد علیه دشمنان آینده ایالات متحده آمریکا حفظ کند.