تاریخ انتشار : ۱۰ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۲۱۱۸۵۵

گزارش: سمانه ناظریان خبرنگار اعزامی مهر
ظهر یکشنبه برای بازدید از نقاط دیدنی شهر سوار بر اتوبوس به همراه یک مترجم هتل راترک کردیم. در مرکز شهر بروکسل، ترافیک روان بود و هوا پاک و عاری از آلودگی. با گذر از خیابانها همگونی نما از خانه ها نمی دیدی. رنگ و وارنگ در طرح های مختلف با معماری متفاوت، عموما چهار یا پنج طبقه.
یکشنبه بود و تعطیل؛ برودت وکدورت هوا با سردی انسانها عجین شده و شهر را بی روح ساخته بود. از تکاپو و همهمه خبری نبود؛ گویی زمان ساکن و جریان زندگی راکد است .
بروکسل ، باجمعیتی یک و نیم میلیون نفری پایتخت کشور بلژیک است. اینکه در میان تمامی شهرهای مطرح اروپایی، بروکسل انتخاب برتر اروپاییان برای پایتختی گشته، جایگاه قابل تامل این شهر را حکایت میکند.کمیسیون اروپا، مجمع یا همان شورای اروپا و پارلمان اروپا در این شهر واقع شده اند. شهری که قرار است سمبل وحدت فرهنگی و دیپلماتیک اروپائیان باشد ؛ از پیش از آن سمبل و مقر وحدت امنیتی بخشی از اروپا با ایالات متحده آمریکا- سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ناتو – بوده است! بروکسل محل اتحادیه غرب اروپا WFE و سازمان اروپایی امنیت و ناوبری هوایی – Eurocontrol- هم هست.
از لحاظ زبانی مناطق شمالی بلژیک به زبان آلمانی سخن می گویند و جنوبیها به فرانسوی . لذا بروکسل رسما دو زبانه است.
در زمانهای گذشته، زبان بومی کشور آلمانی بوده است و فقط 5 درصد به فرانسوی سخن می گفتند، اما در قرن 20، پس ازآنکه بلژیک توسط فرانسه زبانان اشغال شد، فرانسه زبان رسمی گشت، بطوریکه اکنون 80 درصد مردم فرانسوی سخن می گویند، 5/8 درصد آلمانی و 2/10 درصد به هر دو زبان .
با گذر از طبیعتی سرسبز و زیبا، به حواشی شهر منطقه "فلاندرزنشینها" رسیدیم. بر خلاف مرکز شهر که پایه چراغهای راهنمایی به رنگ قرمز و سفیدبود،اینجا پایه ها به دو رنگ زرد و سیاه دیده می شد ، یعنی رنگ پرچم فلاندرزها. در همین منطقه بنایی عظیم و تاریخی از دیار شرق توجه مان را به خود جلب کرد، معماری چین را در بروکسل یافتیم البته از پشت شیشه های اتوبوس!
پس از گذر از کاخ پادشاه بلژیک، سازه فلزی اتمیوم را پیش روی خود دیدیم؛ متولد 1958 توسط "آندره واترکین" بلژیکی . نماد قرن بیست ،نمادی از صلح و پیشرفت فن آوری. یک طرح زیبای اتمی، متشکل از 9 کره، فولادین با قامتی 102 متری. بلور آهنی است که 165 بار به اندازه واقعی اش بزرگ تر گشته؛ این بنا به مناسبت جشن جهانی بروکسل طراحی شده ،اولین جشن جهانی بعد از جنگ جهانی دوم. کره بالایی، رستورانی است که از آنجا می توان نمایی از شهر بروکسل را نظاره کرد.
بیش از 60 درصد برق بلژیک از انرژی اتمی تامین می شود؛ این است که بلژیکی ها خود را هسته ای ترین کشور دنیا می دانند. حال آنکه فرانسوی ها با حدود 75 درصد انرژی الکتریکی هسته ای همچنان رکورد دار جهان هستند. از اتوبوس پیاده شدیم، عکسهایی یادگاری گرفتیم.
برای لحظه ای خود را در فضا و دنیایی دیگر دیدم گویی آنقدر کوچک شده بودم که اتم در قامتی چنین پیش رویم بزرگی می نمود. دنیا و عظمتش ما را در خود غرق کرده بود وغافل از کوچکی خود بودیم و توانمندیهایی که می توانست نمادی چنین غول آسا از ذره ای بسیار کوچک خلق کند. خلقتی که از پروردگارمان به ارث رسیده است. انسان ، خالق هستی های نوین و خداوند یکتا، خالق انسان. یاد این بیت ماندگار فارسی افتادم که "دل هر زره را که بشکافی – آفتابیش در میان بینی"
دنیای مدرن دوباره وجه متناقضش را اینگونه به‌رخ کشید. انسانِ خلاق و سازنده(سوژه) و انسانِ تسخیر شده ساختِ خودش(اوبژه). درست همانند نقشی که اروپاییان برای مدیریت جهان برای خود برگزیده‌اند؛ گویی انسان غربی تمام قد سوژه است و انسان شرقی اگر چه تاریخی بس گران دارد ولی اوبژه‌ای بیش نیست.
کاش این تناقض از ذهن همنوعانمان زدوده می‌گشت که نگاه دکارتی به جهان تنها بخشی از فلسفه است و واقعیت را می توان گونه ای دیگر دید. آرزویی که چندان هم رویایی نیست. می‌توان با یکدیگر و کنار هم؛ نه در مقابل هم، گفتگو کرد. گفتگویی از سرِ دوستی، صلح،آزادی و عدالت.
دیگر مجالی برای تامل و تفکر نبود باید به راه می افتادیم؛ به سمت کلیسای جامع "سنت میشل" در مرکز شهر، کلیسایی بزرگ به سبک گوته در نزدیکی "گراند پالاس" - جواهری در تاج بروکسل واقع در میدان مرکزی شهر. به داخل کلیسا رفتیم . بنایی بجا مانده از قرن 16، متشکل از 49 ناقوس. سکوت و آرامشی در فضا حاکم بود که ناخود آگاه تو را به جهانی دیگر سوق می داد. مثل تمام مکانهای مذهبی ادیان ابراهیمی.
در گوشه گوشه کلیسا نمایی از مراحل تولد مسیح را به صورت نمادین می دیدی. تمامی روایات دینی کاتولیک ها به تصویر کشیده شده بود. انگار خود را در سده 2000 میلادی نمی دیدی. دو هزار سال به عقب برگشته بودی.
اینجا خود را به خدای عیسی (ع) نزدیکتر می دانستی . مردمی قانونمند با زبان و فرهنگی متفاوت از خود،با پوشش و آداب و رسومی متمایز، در عین حال به دنبال او؛ خدایی بودن ،خدایی شدن، خدایی رفتن و در نهایت به او رسیدن. چه قهار است و توانا و چه رحمتی دارد و با چه حکمتی ما را از رسیدن به خواسته ها، آمال ، آرزوها و اهدافمان باز می دارد و به خود فرا می خواند. حکمتی که عقل عاجز ازدرک آن است.
و تو ای انسان! که در این مکان پیوندی نا گسستنی با خدا و همنوعت می یابی، بگو چه بر سرت آمده که خارج از این مکان، بناگاه حضوری غیر انسانی تمام وجودت را جلوه گر می‌شود؟ تو می شوی انسان معطوف به قدرت و روابط خود را بر اساس نظمی خود‌بنیاد و ضد انسانی بنا می‌کنی؟ کاش فاصله غرب از شرق همین فاصله زمینی و خاکی بود و نه فاصله ای در درازای زمان و معنویت.
وقت تنگ بود، به راه افتادیم؛ این بار با مترو سی ساله شهر و به سمت هتل . از آنجا با اتوبوس به منزل سفیر رهسپار گشتیم. در گفتگویی دوستانه و صرف شام با آقای علی اصغر خاجی،از نزدیک در جریان مسائل ایران و اروپا قرار گرفتیم. خاجی یکسال پیش سفیر ایران در بروکسل شد، پیش از آن نیز سفیر ایران در عربستان سعودی بوده است.         ادامه دارد...