هانس دیتریش گنشر / وزیر خارجه آلمان
ترجمه: باباطاهر علیزاده
اتحاد جماهیر شوروی
ما از مشکلاتی که رئیسجمهور شوروی با آن مواجه است، آگاهیم و این حقیقت واجد اهمیت است که رئیسجمهور شوروی به خاطر فشارهای سنگین داخلی برای دریافت کمک به دنیای خارج نیازمند است. نقش برجسته اتحاد شوروی در شورای امنیت سازمان ملل در طول بحران خلیجفارس انکارناپذیر است. و از همپاشیدگی نهادهای نظامی ورشو، نتیجه منطقی انزوای رهبری شوروی در اروپا میباشد. من گمان نمیکنم که ما حمایت رئیسجمهور شوروی را برای تصویب قرارداد 2 به علاوه 4 فراموش کنیم.
این به نفع ما خواهد بود که اتحاد شوروی قادر به حل مشکلات داخلیاش بر اساس مفاد آخرین پیمان «هلسینکی» باشد، و این برای اروپای جدید مطابق با اصول مهم جامعه اروپا است. برای رسیدن به این اهداف، شوروی باید پروسه اصلاحات را که با شجاعت و جسارت توسط گورباچوف شروع شده، ادامه دهد.
ما به یک اتحاد جماهیر شوروی که به ایفای نقش خود به عنوان یک عنصر مهم در معماری جدید دنیا قادر بوده و نیز مورد قبول تمام اروپا باشد، نیاز داریم. تشویق به انجام تحولات در اروپا، جهان سوم را از رویارویی شرق و غرب میرهاند و حل و فصل مشکلات بزرگ منطقهای را امکانپذیر میسازد، و در این راستا نقش شوروی ضروری است. این کشور نباید مانع این تحولات شود. کمک شوروی به نظام نوین جهانی ضروری میباشد.
آلمان وظیفهاش را در ایجاد گسترده و مستحکمتر با اتحاد جماهیر شوروی، داخل جامع اروپا و اتحادیه غرب، مدنظر دارد. ما از اهمیت اساسی روابط آلمان و اتحاد جماهیر شوروی مطلع هستیم و در راستای آن حرکت میکنیم
سازمان ملل متحد
رقابت دو کشور آلمان با یکدیگر در سطح جهانی، چندان طول نکشید. در سازمان ملل متحد، یک حکومت، نمایندگی کشور آلمان را برعهده دارد. این امر ما را قادر میسازد تا مسئولیت جهانیمان را بدون محدودیت در شبکه این سازمان بینالمللی به خوبی برعهده گیریم. ما در نظر داریم این محدودیتها را که به دلیل توجه به نیروهای مسلح به خودمان تحمیلی کردیم حذف نمائیم. در آینده با اصلاح و تغییر قانون اساسی، سربازان آلمان، قادر به شرکت در عملیات نظامی سازمان ملل خواهند شد. این نشانگر آن است که ما برای زندگی با مسئولیت بزرگتر آماده هستیم. اکنون این مسئولیت متوجه ماست و ما از عهده آن برمیآئیم. اگر به عنوان بخشی از سیستم نظامی اروپایی، این کار را انجام دهیم، در راستای سیاست امنیتی اروپا، گام بزرگی برداشتهایم. ما در نظر داریم، در تعهدات سازمان ملل متحد نه به طور ابتدایی و نه به تنهایی، بلکه به عنوان شریک در عملیات نظامی سازمان ملل وارد عمل شویم، ما تمایل داریم به تقویت و نیرومندی سازمان ملل کمک کنیم و به آن اعتبار بیشتری بدهیم. پایان رویارویی شرق و غرب فرصت لازم را در این زمینه، مهیا ساخته است. برای قوی ساختن و تحکیم سازمان ملل متحد، ابتدا باید تواناییهای موسسات و نهادهایش را افزایش دهیم. دبیر کل و شورای امنیت، باید مشکلات بینالمللی را با وسایل سیاسی حل و فصل نماید. سازمان ملل متحد باید قادر به ایفای نقش مهمتری در مقابله با مشکلات جهانی باشد و از منابع طبیعی حمایت نماید؛ با گرسنگی و فقر مبارزه کند؛ عواملی را که منجر به جریان پناهندگی میشود، بشناسد؛ با حمایت از خلع سلاح منطقهای در سراسر جهان، روابط بینالمللی را غیر نظامی نماید و صادرات جهانی تسلیحات را محدود کند. و این در مورد تعهد و مسئولیت بزرگتری که به عهده گرفتیم، مطرح میشود. در این زمینه ما به تاریخ و ارزشهای مقدس قانون اساسی خود، متعهد هستیم، و از عهده آن برمیآییم و میتوانیم با بر عهده گرفتن این تعهدها و مسئولیتها، خودمان را در انجام وظایف و حل مشکلاتی که بشریت با آن روبروست، تواناتر تشخیص دهیم و به آنچه که در گذشته آلمان اتفاق افتاد، توجه کنیم. کشور ما در همه اوقات برای حقوق بشر حق تعیین سرنوشت ملی، اتحاد ملی و حاکمیت کشورها جایگاه و نقطه امنی میباشد.
این بزرگترین دستاورد اساسی ما در طول جنگ خلیجفارس بود و برداشت ما، این است که به ایجاد یک نظام صلح در خلیجفارس کمک کنیم.
مقابله با برخوردهای سیاست جهانی:
این سوال در هفتهها و ماههای اخیر مطرح شد، چرا آلمان احساس تنهایی میکند، در حالی که آنها در سیاستهای بینالمللی موقعیت مهم ویژهای دارند. من احساس میکنم آلمانیها جواب لازم و قانع کننده را برای این سوال در چهل و پنج سال گذشته دارند. هیچ کشور در اثر مقابله و رویارویی شرق و غرب به اندازه کشور ما صدمه ندید. تقسیم اروپا و جنگ سرد به خاطر دو آلمان، بیانگر این حقیقت است که کشور ما هیچ جایگاهی در دنیا نداشت.
آلمانیها در قلمرو بینالمللی موقعیت مطلوبی نداشتند. بنابراین فرصتی پیش نیامد تا به یک جمهوری فدرال فکر کنند، اما با این وجود، مسئولیتشان را در حفاظت از صلح و آزادی پذیرا بودند. ارتش آلمان ریشه مردمی دارد و بخشی از جامعه دموکراسی ماست که به وسیله یک شورای امنیت ملی حمایت میشود. در این زمان، «بوندسور» «Bundes wehr» به خاطر شورشهای حاد، منازعات و درگیریهای شدید، تشکیل گردید و این هنگامی بود که امنیت کشور ما تهدید میشد و هیچکس دلیلی نداشت تا در مورد اعتبار ما و نیروهای نظامی آلمان تردید نماید. اگر ما تصمیم بگیریم تا اصلاحاتی در قانون اساسی آلمان صورت بگیرد، نیروهای نظامی آلمان بر اساس اهداف مندرج در سازمان ملل، میتوانند وارد عمل شوند. ما دلیلی نمیبینیم تا اصول ارتش را زیر سوال ببریم، توافق و جلب رضایت ملی در موضوعهای ملی برای ثبات و آرامش کشور ما واجد اهمیت اساسی است، که دقیقاً سرویسهای نظامی نسبت به آن متعهد هستند. بنابراین نیروهای نظامی وابستگی زیادی به جامعه و مردم دارند. در آینده «بوندسور» تعهدش را بر اساس ارزشهای مقدس تغییرناپذیر قانون اساسی انجام خواهد داد.
ما آگاهانه به سؤالهای متفاوت بسیاری در مورد دولتهای جدید و قدیم آلمان پاسخ میدهیم. این مسأله تجارب متفاوتی را منعکس میسازد. مردم متحد ما، مایل به دفاع از آزادی و دموکراسی میباشند. تحول دموکراسی که بعد از جنگ در جمهوری دمکراتیک تا سال 1990 ایجاد شد، به این منظور بود که در آلمان شرقی، مردم برای حصول آزادی، خواستار دگرگونی مسالمتآمیز شدند، تعهد به آزادی، نتیجه شرمساری آلمانیها از فاشیسم بود. ما تا ابد شرافت یک جامعه آزاد و دموکراتیک را حفظ خواهیم کرد، ما واقعاً بعد از جنگ، جایگاه امنی نداشتیم و هیچ چیزی را برای آینده پیشبینی نمیکردیم، مشکلات بستگی به این داشت که در کدام آلمان زندگی کنیم، مقابله با این مشکلات کار سادهای نبود، اغلب مردم آلمان شرقی و ما در این آزمون استوار ماندیم و آن را به انجام رساندیم. ما با ایمان و اعتماد کامل میگوئیم که ملتهای جهان میتوانند به حق تعیین سرنوشت مردم آلمان برای دفاع از صلح و آزادی کشور خود و دیگران اعتماد نمایند.