سعید عطاران
5- بزرگنمایی اختلافات
اختلاف میان علمای دین که ناشی از باز بودن باب اجتهاد است، یکی از عوامل رشد و پویایی امت اسلامی است. این شیوه توسط ائمه دین ترویج میشد. آنان به اصحاب فاضل خود اجازه میدادند تا با رعایت اصول و ضوابط اجتهاد به ارائه آرای علمی و فقهی بپردازند و در مواردی که به آنان رجوع میشود، نظرات منطبق بر اصول شریعت را برای راهنمایی و هدایت مخاطبان و مراجعه کنندگان ارائه نمایند.
اینگونه اختلافها میتواند در نشر علوم مختلف مؤثر بوده و سیر تکاملی علوم را یاری نماید تا آنجا که میتوان پارهای از مسائل اختلافی را از نوع « اختلاف امتی رحمه» دانست که به صورت طبیعی در مسائل جزئی هیچ ضرری ندارد و ضرر و زیان وقتی است که این اختلاف منجر به تفرق و پراکندگی گشته و مسلمانان از مرز برادری خارج شوند. در منشاء این اختلاف باید گفت که: در قرآن که اولین و بزرگترین مأخذ مسلمین است، گذشته از اصول عقاید و پارهای مسائل تغییر ناپذیر که ثابت هستند، در بعضی از احکام و قوانین « جای احتمال و اجتهاد» است و این نخستین منشاء اختلافات فقها و قواعد نظری و ارزیابی علل و مصالح میباشد.(1)
همچنین دستورات پیامبر چون از ابتدا تدوین نشد و به طرق مختلف نقل و به نسلهای بعدی رسید، این امر چه از نظر سندی و چه از نظر محتوا یا الفاظ و عبارات و امثال آن، نیز باعث بروز اختلاف گشت. حتی در مواردی در قواعد مورد استفاده علما برای درک حقایق قرآن و روایت اختلاف وجود دارد، اما این اختلافات که سرچشمه اختلاف علماست به مقتضای حکمت الهی میباشد، زیرا چنان چه خداوند میخواست میتوانست تمام احکام شرع و مسائل آن را به یک سبک نازل کند ولی او میدانست که امور مردم به یک روش اصلاح پذیر نیست.(2)
و به همین دلایل بود که مالک پیشنهاد منصور خلیفه عباسی مبنی بر ترویج و حاکم نمودن تنها فقه او و کنار زدن بقیه مذاهب فقهی را نپذیرفت.(3)
این لطفی الهی است تا امت اسلام دچار خمودی نشوند و اگر بنا بود، مسائل فرعی و نظری هم مانند اصول ایمانی، یقینی و قطعی باشد، راهی برای تعقل و تفکر باقی نمیماند.(4)
به این ترتیب، اختلافات در محدوده مسائل فرعی فقهی نمیتواند بر پیکره مسلمین ضربهای تلقی شود، همانگونه که تاکنون مسلمانان پیرو اهل سنت متشکل از چهار گروه فقهی متفاوت تحت همین عنوان وحدت و همبستگی داشتهاند. شیخ محمود شلتوت رئیس وقت الازهر با استناد به اینکه این مقدار از اختلاف مورد تأیید اسلام است، فتوای مشهور خود را در جواز تقلید از مکتب جعفری را صادر مینماید. ایشان در پاسخ به سئوالی که از او پرسیده بودند آیا جنابعالی با این نظر کاملاً موافقید، که مثلاً پیروی از مکتب امامیه اثنی عشری مغایرتی با دین ندارد؟ میگوید:
آیین اسلام هیچ یک از پیروان خود را ملزم به پیروی از مکتب معینی ننموده، بلکه هر مسلمانی میتواند از هر مکتبی که بطور صحیح نقل شده و احکام آن در کتب مخصوص به خود مدون گشته، پیروی نماید و کسی که مقلد یکی از این مکتبهای(چهارگانه) باشد میتوان به مکتب دیگری( هر مکتبی که باشد) منتقل شود.
مکتب جعفری معروف به مذهب امامی اثنی عشری مکتبی است که شرعاً پیروی از آن مانند پیروی از مکتبهای اهل سنت جایز میباشد.(5)
هر دو دسته بزرگ مسلمانان، یعنی شیعه و سنی به حق معتقد بودند که پارهای مسائل اختلافی از نوع « اختلاف امتی رحمه» طبیعی و معمولی است.
اما عوامل غیر مسلمان و وابسته به استبداد و استعمار با سوء استفاده از افراط و تفریط ها به کمک جاهلان خواستهاند. این اختلافات طبیعی را تبدیل به خصومتها و کینهها و تفرقه و تجزیهها کنند.(6)
اختلافات فقهی و اعتقادی همیشه در بین مسلمانان بوده است ولی« دستهای استعمارگر» که شعارش « تفرقه بیفکن و آقایی کن» است به این اختلافات دامن زده و کمک کرده است تا بتواند حاکم مطلق مسلمانان باشد.(7)
6- تدوین و تألیف کتب تفرقهافکنانه
استعمار حقیقتاً در این زمینه تلاشهای فراوانی کرده است و تا حدود زیادی موفقیتهایی نیز کسب کرده است.
اگر به کتابهایی که از سوی علمای شیعه که پیرامون مذهب اهل سنت نگاشته شده است و نیز کتابهایی که علمای اهل سنت پیرامون مذهب شیعه تألیف کردهاند، نظری بیفکنیم، خواهیم دید که بعضی از مؤلفین یدون برخورداری از روحیه علمی و رعایت بیطرفی دست به قلم برده به جای بیان حقیقت به خرده گیری نسبت به طرف مقابل پرداختهاند.
نام برخی از کسانی که بر علیه گروهی از مسلمانان کتاب نوشتهاند در کتاب « منطق شیعه در کنگرهها و مجامع علمی» آورده شده است و با کمال تأسف همه اهل کشورهای مسلمان منطقه که به ظاهر مسلمان هستند ولی به خاطر غفلت و یا از سر عداوت و یا فریفته شدن به زر و سیم موجب اختلاف و فتنه انگیزی شدهاند و برادران مسلمان را از هم جدا و نسبت به همدیگر بدبین نمودهاند. در اینباره باید گفت متأسفانه، شمار کتابها و رسالههایی که هم اینک در بعضی از کشورهای عربی منتشر شده و میشود، از صد و سی جلد فراتر رفته است و تیراژ هر یک از آنها صد هزار یا احیاناً میلیونی است.
یکی از کتابها تنها در کشور فقیر سودان، هشت میلیون نسخه چاپ و منتشر شده است که دو میلیون نسخه از آن خارطوم پایتخت این کشور پخش شده است!
اخیراً نیز دستهای استعمار کتابی مجهول المؤلف و پر از دروغ و افترا را چاپ کرده که به دروغ آن را به شخصی که مدتی در نجف و در حوزه علمیه آن به تحصیل پرداخته و سپس از مذهب شیعه رویگردان شده، نسبت داده است، و آن را با تیراژ بسیار زیاد چند ده میلیونی چاپ و منتشر کرده، در میان حجاج کشور سعودی توزیع کردهاند. (8)
کتابهای دیگری نیز با هدف بر هم زدن وحدت مسلمانان، علیه اهل سنت نوشته میشود و در مناطق سنی نشین با تیراژ بالا چاپ و توزیع میگردد که این کار بدون برنامهریزی دشمنان اسلام ممکن نیست.
7- راه اندازی سایتها و پایگاههای اینترنتی
توطئهگران استعمار با به کارگیری آخرین دستاوردهای تکنولوژی و فناوری، برای رسیدن به اهداف شوم خود و ایجاد تفرقه میان مسلمانان تلاش میکنند.
از زمانی که شعار « دهکده جهانی» و « جهانی سازی» مطرح شده است. این مهم در دستور کار طراحان و برنامه ریزان استعمار قرار گرفته که با خدمت گرفتن تکنولوژی روز، به صورتی فراگیر و در عین حال آسان و کم هزینه، و با سرعتی فوقالعاده، پیامهای خود را به اقصا نقاط دنیا برسانند.
آنان در راه ایجاد تفرقه میان مسلمانان، از این امر غفلت نورزیده و با استفاده از آخرین دستاوردهای تکنولوژی، با راهاندازی سایتهای فراوان اینترنتی به انحراف افکار مسلمانان و تخریب بنیادهای فکری و از هم گسستن رشتههای وحدت در میان آنان میپردازند و همه روزه با مطرح ساختن موضوعات جدید در ابواب مختلف اعتقادی، فقهی و فرهنگی، در رسیدن به اهداف و نیات ناپاک خویش قدم بر میدارند.
8- شایعهسازی و شبههافکنی
دستگاه شایعه سازی استعمار ، همه روزه به تولید انبوهی از شایعات پرداخته، با استفاده از دستگاههای اطلاعاتی و مخابراتی خود و بهرهگیری از آخرین و مدرنترین تجهیزات مخابراتی، آنها را به سمع و نظر همگان میرسانند. اما باید گفت که تا زمینه مناسبی برای این امر در میان مسلمانان موجود نباشد، این امر نتیجه بخش نبوده، آنچه در این راستا به اهداف استعمار خدمت شایانی کرده است، زمینههای مناسب این مسئله است. این مسئله در غفلت مسلمانان و ناآگاهی آنان نسبت به همدیگر ریشه دارد.
امروزه شایعات فراوانی رواج یافته است که هیچگونه اساسی ندارد و دروغی بیش نیست، ولی در عمق اعتقادات گروههای مختلف مسلمان، نسبت به هم ریشه دوانده است.
9- حمایت از حکومتهای لائیک
از جمله تلاشهای استعمار در مرحله نخست ایجاد نظامهای ضد دینی و در مرحله دوم حمایت فراوان اقتصادی، سیاسی و فرهنگی از آنها است. به این ترتیب، کشورهای مختلف با حمایت از اسلام آمریکایی، در مقابل اسلام ناب ایستادگی کرده، به ترسیم چهرهای غیر واقعی از اسلام که از حقایق و معارف ناب اسلامی تهی است منتهی شده است و این امر عملاً موجبات تفرقه و جدایی مسلمانان را فراهم کرده است.
ب. سطحی نگری و عدم ژرف اندیشی
یکی از موانع همگرایی مسلمانان، عدم ژرف اندیشی عالمان دین و دانشمندان در مبانی و اصول اسلامی است؛ چرا که شناخت درست مبانی و اصول، خود عامل وحدت و فراهم کننده زمینههای همگرایی است.
سطحی نگری از بزرگترین زمینههای تفرقه و مناسبترین وسیله برای پیاده شدن نقشههای استعمار است، لذا دشمنان اسلام همواره کوشیدهاند، تا مسلمانان را از تحقیق و پژوهش و ژرف اندیشی باز دارند؛ چرا که با ژرف نگری میتوانند به سرچشمههای زلال وحدت برسند و مایههای اختلاف را تنها در امور فرعی و جزئی بیابند و با گرد آمدن حول محور اصول به ریسمان استوار خدایی چنگ زنند.
در این باره باید گفت که دور ماندن مسلمانان از تعالیم عالی اسلام، یکی از خواستهای دشمنان بوده است که در این راستا کوشش بسیار نمودهاند تا ساکنان کشورهای اسلامی از علوم و معارف و ژرف اندیشی دور شده، در نتیجه بیاطلاعی از عمق معارف اسلامی، نسبت به هم دشمنی ورزیده، از سر جهل و سطحی نگری، همدیگر را آماج تیرهای سهمگین تکفیر و تحقیر قرار دهند، چنان که از قدیم گفتهاند: « الناس اعداء ما جهلوا» مردم دشمن چیزی شدند که نسبت به آن آگاهی ندارند.
همواره بخشی از تلاشهای مصلحان و نیک اندیشان در صحنه تفاهم و همبستگی مسلمانان، به تعمیق نگرشها و بینشها اختصاص داشته است.
مجاهدتهای علمی شرفالدین و تدوین کتابهای متعدد توسط او گامی در این راستا بوده است. همچنین در اینباره باید به زحمات علامه امینی اشاره کرد که با تألیف کتابی در بیش از 10 مجلد پیرامون حادثه تاریخی غدیر همه مسلمانان را به تعمیق در آن حادثه تاریخی دعوت میکند.
با نگاهی به آثار شرف الدین و دیگر مصلحان بزرگ چون امینی و میر حامد حسین و ...، و اقدامات بزرگ و مؤثری چون پیشنهاد و تأسیس «دارالترقیب بین المذاهب الاسلامیه» به خوبی در مییابیم که یکی از اهداف آنان از نگارش این آثار و تأسیس نهادهایی چون دارالترقیب، دعوت مسلمانان به ژرف اندیشی است؛ چرا که بسیاری از مسلمان پیش تر هم از استنادات تاریخی و روایی بودهاند، ولی آنچه کمتر بدان پرداخته شده، تعمیق و تدبر در آنها بوده است؛ یا آن چنان از هم دور بودهاند که امکان گفت و گو و تضارب آرا میان آنان وجود نگذاشته است.
این در حالی است که دین مبین اسلام جهانیان را به علم و فرا گرفتن دانش، تدبر و ژرف اندیشی فرا خوانده است و مردم را به دانش دوستی و دانشمند پروری دعوت نموده است و در جای جای قرآن مجید به تدبر، تفکر، اندیشیدن و پی بردن به حقایق دعوت کرده است. استفهام های توبیخی قرآن در این باره، دلیل و گواه روشنی بر این مدعاست. (9)
از این رو، برای بازگشت به مجد و عظمت شایسته مسلمین، همه مسلمانان، به ویژه عالمان باید در مورد دین و عقاید اسلام، علم و آشنایی صحیح و عمیق به دست آورند و از هرگونه سطحینگری و اعتقادات سست و بیپایه پرهیز نمایند که با این کار، هم توطئه دشمنان در دور نگهداشتن مسلمانان از علوم و معارف بیاثر مانده، هم خود به حقیقت دین رسیده، از سرچشمههای پاک دین سیراب میشوند.
ج. تعصبات مذهبی
یک از موانع رسیدن به همگرایی اسلامی، تعصبات مذهبی است که مانع فهم حقیقت دین میگردد.
در این باره باید دانست تا زمانی که همه افراد، به ویژه عالمان و دانشمندان، از شرح صدر و قدرت تحمل دیگران برخوردار نگردند، از کشف حقایق بازمانده، گامی در این راه برنمیدارند.
تعصبات مذهبی از عوامل اساسی دور ماندن از حقیقت است و افراد را به پایبندی به خواستهای شخصی و عدم انعطاف در شنیدن سخن و سودای دیگران فرا میخواند.
راه کشف حقیقت، کنار گذاشتن تعصبات مذهبی و احساسات و عواطف شخصی است که به هر دلیل بدان تعلق خاطر پیدا شده است و تا زمانی که امر بر این منوال باشد و ما تحت تأثیر حساسیتهای مذهبی باشیم، نمیتوانیم در راه همگرایی مسلمانان گام برداریم. در این راه، لازم است که اختلافات را در محدوده بحثهای علمی منحصر کنیم و از تعصباتی که نسلهای گذشته برای ما به ارث گذاشتهاند و در اثبات آن هیچ سند و مدرکی وجود ندارد، دست کشیده، به ائمه معصومان و در رأس آنان امیر المؤمنان علیهم الاسلام اقتدا کنیم و به شیوههای تعامل آنان با مخالفین اعتقادی خود توجه کرده، عمل نماییم.(10)
مسئله تعصب و تقلید غیر مجاز در اموری که باب اجتهاد در آنها باز است، در صدر اسلام نمونهای نداشته و مسلمانان با اجتهاد آزاد و اختلاف نظر طبیعی، به دور از دشمنی، جدایی و تعصب، در کنار همدیگر میزیستند، ولی در دورههای بعد پای تعصب به میان آمد و چهار مذهب حنفی و مالکی، حنبلی و شافعی در بین اهل سنت پیدا شد و پیروان این چهار مکتب نسبت به مؤسس آن تعصب به خرج دادند تا آنجا که باب اجتهاد را به روی خود بستند و تنها از آنان تقلید کردند، در حالی که در زمان این فقها و شاگردان برجسته آنان تعصبی وجود نداشت و هر دسته تنها خود را بر حق و دیگران را بر باطل نمیدانست، بلکه نسبت به افکار و نظریات یکدیگر احترام میگذاشتند .(11)
این تعصبات در پیوند با سیاست و استعمار، توانست موجبات تفرقه و جدایی امت اسلام را در دورههای بعد تا عصر کنونی فراهم نماید.
شیخ محمود شلتوت، در ضمن فتوای تاریخی خود را در اینباره میگوید:
بنابراین سزاوار است که مسلمانان این حقیقت را دریابند و از تعصب ناحق و ناروایی که نسبت به مکتب معینی دارند دوری گزینند زیرا دین خدا و شریعت او تابع مکتبی نبوده و در احتکار و انحصار مکتب معینی نخواهد بود.(12)
وی پس از صدور فتوای تاریخی خود در پاسخ به این سئوال که « وظیفه و هدف دانشگاه الازهر در این دوره چیست؟» گفت:
مهمترین نقطه اساسی در برنامه من عبارت است از پیکار با تعصبات و تحقیق و بررسی علوم دینی در محیطی پر از صفا و برادری، بحث در یافتن بهترین راهی که بتوان به تحکیم دین و ایمان خدمت کرد پیروی از دلیل قوی از هر افقی که بدرخشد.(13)
ابوزهره استاد دانشگاه الازهر و رئیس دانشکده حقوق قاهره در این باره میگوید:
در نتیجه تعصبات مذهبی و قومی افتراق و اختلاف موجود میان مسلمین در فکر و احساس و انگیزه و شعور آنان رخنه کرده به حدی که یک مسلمان به مسلمان دیگری که با او در انگیزه فکری اختلاف دارد به دیده دشمنی که در کمین او نشسته است مینگرد نه مخالفی که هر دو در جستجوی حقایق شریعت الهیاند. تعصب افکار مذهبی او را طوری گمراه کرده که آن چه برای او اهمیت دارد دفاع از فکر و اندیشه خود و پیروی آن است نه دفاع از دین و پیروزی دین و اهل یقین.(14)
د. اتهامات واهی و شایعات کذب
یکی دیگر از عوامل تفرقه و یا موانع وحدت و همگرایی بین مسلمانان، اتهاماتی است که مسلمانان نسبت به همدیگر وارد میسازند.
ریشه برخی از نسبتهای ناروا در هواهای نفسانی و اندیشههای هوسآلود و ریشه برخی دیگر از آنها در توطئههای استعماری و استکباری است که با استفاده از زمینههای موجود در بین مسلمانان رواج بیشتری یافته است. گاه این افتراها به حدی مبتذل است که مایه تعجب همه – چه شیعه و چه سنی- است، زیرا که هیچ پایه و اساسی نداشته و از ساختههای دست بیگانگان است.
ریشه برخی دیگر از این نسبتهای ناروا و دروغهای بزرگ جهل و ناآگاهی مسلمانان نسبت به یکدیگر است و این نوع نسبتها با عمیقتر شدن شکاف و جدایی میان مسلمانان پیوسته رو به رشد و گسترش بودهاند، چرا که دوری مسلمانان از همدیگر و نبودن زمینههای تفاهم و گفتگو موجبات عدم شناخت از همدیگر را فراهم آورده است.
سید شرف الدین با اشاره به وضعیت دردناکی که مسلمانان بر اثر خصومتها و دشمنیها نسبت به همدیگر مبتلا شده بودند، میگوید:
افسوس و صد افسوس که برادران مسلمان، که به یک مبداء و به یک دین معتقدند حضورشان در پهنه حیات، همیشه حضوری خصمانه بوده است و پیوسته با هم درگیر شدهاند و چونان مردم بیفرهنگ، درگیری را به اوج رسانیدهاند.... این است جو اجتماعی نگرانی بار مسلمین در طول سال و سدهها! و این است مصیبتهایی که از هر سوی ما را در میان گرفته است، از پیش و پس و از راست و چپ و در این میان، قلمهایی که به کار میافتد...
گاه قلمهایی است که امید هیچ چیزی به نوشتههای آنها نیست و گاه قلمهایی است که مزدور و گاه قلمهایی در گروهگرایی و گاه دستخوش احساسات و در کشاکش این اوضاع است که جامعه اسلام به سقوط کشانیده میشود.(15)
در این باره در مقدمه کتاب« النص و الاجتهاد» چنین آمده است:
نظر شرف الدین این بود که بسیاری از اختلافات سنی و شیعه پایه درستی ندارد، بلکه سرچشمه آنها دروغها و اتهامها و تبلیغاتی است که در شرایط زمانی خاص مطرح شده است و قدرتهای سیاسی گذشته آنها را اشاعه دادهاند.(16)
در کتاب« الفصول المهمه» به برخی از موانع همگرایی بین مسلمین اشاره شده است، سید شرف الدین در این زمینه تکفیر و تحقیری که نسبت به شیعه صورت میگیرد و نیز روی برگرداندن از مذهب اهل بیت را از جمله عوامل دوری مسلمین و از جمله موانع همگرایی شمرده است .(17) و به نظر او شیعیان بدین سبب از برادران اهل سنت خود فاصله گرفتهاند که آنان نسبت به شیعیان اتهاماتی وارد میسازد و همچنین به این دلیل که اهل سنت از مذهب اهل بیت اعراض داشتهاند بی شک عوامل دیگر جدایی، در ایراد اتهامات و نسبتهای ناروا بی تأثیر نیست، عواملی که موجبات دوری مسلمانان را از همدیگر فراهم نموده و بر اثر دوری، شناخت آنان از همدیگر به حداقل رسیده و در این حال توطئهگران با شایعه پراکنی ، دروغهایی را رواج داده و افکار مسلمین را نسبت به هم تحریک نموده و ناآگاهان از مسلمانان خود رواج این شایعات و اتهامات دروغ را در سطح وسیعی مرتکب شدهاند و این مسئله اختصاص به گروهی خاص نداشته و در میان شیعیان هم افرادی یافت شدهاند که عهدهدار نشر اکاذیب و وارد ساختن و رواج اتهامات نسبت به اهل سنت بودهاند و خواسته یا ناخواسته آتش بیار معرکه جدایی و تفرقه بین مسلمانان شدهاند و بدون در نظر گرفتن مصالح عالی مسلمانان اقدام به عمیق سازی شکاف به وجود آمده بین مسلمانان نمودهاند و این اقدامات تفرقه افکنانه زمانی پایان خواهد یافت که همه مسلمانان یک تصمیم جمعی بر منبع شایعه پراکنی و رواج اتهامات بر علیه یکدیگر گرفته و پیروان خود را به رعایت و اجرای این تصمیم ملزم نمایند، به امید آن روز.