تاریخ انتشار : ۱۴ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۷:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۲۱۱۹۴۵
اشاره: رژیم صهیونیستی نخستین رژیمی بوده است که تروریسم سازمان‌یافته را در منطقه خاورمیانه بوجود آورده و هم‌اکنون نیز آن را در سطح گسترده در لبنان و فلسطین اعمال می‌کند. گزارش حاضر ضمن بررسیِ پدیدۀ تروریسم در جوامع صهیونیستی، آن را عمده‌ترین مانع برقراری صلح و آرامش در منطقه بیان می‌کند. در بخش دیگری از این گزارش به موضوع آب در منطقه پرداخته شده و چشمداشت‌ها و دست‌اندازیهای رژیم صهیونیستی به منابع آب کشورهای عربی مورد بررسی قرار گرفته است. با هم این مقاله را می‌خوانیم.

طی دو ماه گذشته شاهد اوج‌گیری بحث درباره شیوع بیماری جنون گاوی بودیم. البته این بیماری که از طریق مصرف گوشت گاو مبتلا، به انسان سرایت می‌کند، موضوع تازه‌ای نیست و چند سالی است که در سطح قاره‌ها و کشورهای جهان به ویژه قاره اروپا مطرح شده است.
جامعه اروپا نیز، تلاشهایی را در این زمینه آغاز کرده و مانع صدور گوشت گاوهای بریتانیایی به دیگر کشورها شده است. همچنین از کشورهای واردکننده گوشت گاو درخواست شده تا از سلامت گوشتهای وارداتی اطمینان کامل حاصل کنند. در این خصوص، لبنان نیز اعلام کرده که تنها از آلمان و اوکراین گوشت گاو وارد می‌کند.
اما در این‌جا سخن از خطری بزرگتر و هولناکتر است. امروز جهان با جنون بشری روبرو است. بیماری که با انواع و اشکال گوناگونش (اعم از شناخته شده یا ناشناخته)، ملتها و ارزشهای انسانی را تهدید می‌کند. جنون نژادپرستی، تعصب و انحصارطلبی خطرش به مراتب بیشتر و فاجعه‌آمیزتر از جنون گاوی است.
این امر بر همگان روشن است که رژیم صهیونیستی طلایه‌دار تروریسم جهانی و بزرگترین مانع برقراری صلح و آرامش در منطقه است. با این وجود شاهد برپایی اجلاس سران در شرم‌الشیخ قاهره با شعار «از مبارزه با تروریسم تا برقراری صلح» بودیم. جالب آنکه اسرائیل نیز یکی از شرکت‌کنندگان در این اجلاس بود.
رژیمی که به گفته پروفسور «ادوارد سعید» استاد و محقق دانشگاه کلمبیا «اولین رژیمی است که تروریسم سازمان‌یافته را در منطقه بوجود آورده و اکنون نیز آن را در سطح وسیع در فلسطین و لبنان اعمال می‌کند.» در اینجا سخن از مخالفان صلح نیست. بلکه انگیزه واقعی درج مطالبی است که از سوی برخی شرکت‌کنندگان در اجلاس، چند روز پس از برپایی آن عنوان شده بود.
«صائب عریقات» یکی از مسئولان حکومت محلی فلسطین می‌گوید: رژیم صهیونیستی به سازماندهی تروریسم علیه مردم فلسطین می‌پردازد.
همچنین از سوی وزارت امور خارجه مصر، بیانیه‌ای صادر شد که در آن از اقدامات تروریستی و اعمال مجازاتهای عمومی علیه ملت فلسطین ابراز نگرانی شده بود. نخست‌وزیر اردن نیز تصریح کرد که ساکنان اراضی اشغالی به علت موج دستگیریها و مجازاتهای عمومی در وضع اسفباری بسر می‌برند.
این اوضاع نه تنها سبب برانگیختن خشم و کینه ملت فلسطین شده است، بلکه موجب بیکاری 70 هزار کارگر شده که بطور روزانه متحمل 30 میلیون دلار زیان مالی می‌شوند و روزبروز بر فقر و گرسنگی آنها افزوده می‌شود.
در این حال، اجتماعات و نشست‌های متعددی با انگیزه مبارزه با تروریسم برپا می‌شود. بدون اینکه هیچگونه توجهی به این امر شود که تروریسم سازمان‌یافته و مجازاتهای عمومی که در فلسطین اشغالی اعمال می‌شود، همه برخلاف قوانین بین‌المللی است. جالبتر اینکه از سوی شرکت‌کنندگان اجلاس در شرم‌الشیخ سخن از مبارزه با تروریسم فلسطینی به میان آمد و از شیمون پرز بخاطر مبارزه با تروریسم ستایش و قدردانی شد!
این در حالی است که، ملت فلسطین حدود نیم قرن و ساکنان جنوب لبنان و مناطق اشغالی سوریه 20 سال است که با تروریسم سازمان‌یافته رژیم صهیونیستی دست و پنجه نرم می‌کنند.
خبر دیگری که اخیراً پایتختهای خاورمیانه را به خود مشغول کرد، گفتگو بین حافظ اسد رئیس‌جمهور سوریه و حسنی مبارک رئیس‌جمهور مصر، درباره نفوذ تشعشات هسته‌ای بود. این تشعشات در اثر فعالیتهای نیروگاه هسته‌ای اسرائیل (دیمونه) بوجود آمده و بیم آن می‌رود که چرنوبیل دیگری در منطقه آفریده شود و جان میلیونها انسان را در معرض خطر مرگ قرار دهد.
ُاز سوی دیگر بانک بین‌المللی در 20 مارس گزارشی ارائه کرد مبنی بر اینکه منطقه با خشکسالی و کمبود آب مواجه شده است.
در این گزارش آمده است: کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا 5 درصد از جمعیت کل جهان را تشکیل می‌دهند، در حالی که تنها 1 درصد از آبهای قابل شرب را در اختیار دارند. علت این کمبود و خشکسالی به رشد سریع جمعیت و افزایش کشاورزی و مصرف‌کنندگان ارتباط دارد.
این سومین یا چهارمین گزارش بانک بین‌المللی است که سه ساله اخیر ارائه شده و در آن درباره بحران آب در منطقه هشدار داده است. البته در این گزارشها علت اصلی کمبود آب بدرستی بیان نشده است. در حقیقت عامل اصلی این خشکسالی و کمبود آب، اسرائیل است، زیرا رژیم صهیونیستی دو میلیارد متر مکعب از آبهای منطقه را غصب کرده و قسمت اعظم آبهای فلسطین، اردن، جولان، حاصبانی، وزانی و بخشی از آبهای یرموک و بانیاس را بخود اختصاص داده است.
این رژیم همچنین به آبهای رودخانه لیتانی نیز چشم طمع دوخته است. در گزارش اخیر بانک بین‌المللی که توسط «جان هیوارد» مسئول واحد کشاورزی و اداره منابع آبی خاورمیانه ارائه شده تاکید شده که اسرائیل از آبهای «لیتانی» برای آبیاری صحرای اردن استفاده می‌کند و به بهانه هدر رفتن آبهای لیتانی قصد دارد که آن را به قیمت تعیین شده خریداری کند.
چشمداشت اسرائیل به آبهای «لیتانی» سابقه‌ای دیرینه دارد و به سال 1919 بازمی‌گردد. یعنی زمانی که صهیونیستها درخواست خود را مبنی بر رسیدن به مرزهای قانونی که «لیتانی» را نیز شامل می‌شد به کنفرانس پاریس ارائه کردند.
بهانۀ اسرائیل که بارها تکرار شده مبنی بر هدر رفتن آب رودخانه «لیتانی» حول دو واقعیت دور می‌زند. اول اینکه تنها 4/1 از زمینهای لبنان برای کشاورزی مناسب است و این کشور قسمت اعظم مواد غذایی مورد نیازش را از دیگر کشورها وارد می‌کند و طرح آبرسانی بقاع غربی و جنوب لبنان از طریق آبهای «لیتانی» از اولویت‌های تأمین مواد غذایی در لبنان است.
دوم، این کشور در حدود یک میلیارد و 500 میلیون کیلووات در ساعت برق تولید می‌کند. که تولید این میزان برق از سد «قرعون» که روی رودخانه «لیتانی» قرار دارد آغاز می‌شود و از طریق خطوط فشار قوی که مسیر 860 متر را طی می‌کند و به کارخانه برق می‌رساند.
پس آیا اسرائیل با این بهانه قصد دارد لبنان را از آبرسانی به منطقه بقاع و جنوب و همچنین از نیروی برق محروم سازد؟
دکتر «فادی قمیر» رئیس شورای ادارۀ مصالح رودخانه «لیتانی» در یک گفتگوی مطبوعاتی که در 25 مارس برگزار شد در ارتباط با درخواست «هیوارد» برای فروش آب رودخانه «لیتانی» به اسرائیل گفت: «این کار هرگز منطقی نیست» زیرا با این کار لبنان قادر نیست منازل مسکونی را آبرسانی کند. و با کمبود آب مواجه می‌شود.
پس چگونه ما آب را بفروشیم وی می‌افزاید: بانک بین‌المللی چگونه از ما این درخواست را می‌کند در حالی که در سال 1994 برای طرح تولید برق به ما وام پرداخت کرده است.
درخواست اسرائیل برای خرید آب «لیتانی» به اصرار این کشور بر حفظ آبهای جولان و همچنین پافشاری بر اینکه مسئله آب مساله‌ای منطقه‌ای است ارتباط تنگاتنگی دارد.
رژیم صهیونیستی با عنوان کردن این مسئله اهداف دیگری را در نظر دارد و با این کار قصد دارد چنین توجیه کند که همانطور که سوریه از منابع آبی فرات بهره‌مند می‌شود، اسرائیل نیز حق بهره‌برداری از آب این مناطق را دارد و در آن سهیم است. و با اینکه لبنان از آب رودخانه «لیتانی» برای تولید برق استفاده می‌کند اما آب رودخانه هدر می‌رود.
اسرائیل با ترکیه برای تسلط بر آبهای «هلال خصیب» تبانی کرده، بطوری که تانکرهای حاوی آب فرات به سوی این کشور روانه شده است. جامعه عرب در اجتماعی که دو ماه پیش برپا شد بیانیه‌ای صادر کرد و در آن از ترکیه خواسته شده، عملیات احداث سد بر روی فرات و دجله را که بدون مشورت با سوریه و عراق صورت می‌گیرد متوقف کند.
زیرا این کار برخلاف قوانین بین‌المللی است. همچنین خواستار توقف برگرداندن آبهای آلوده به سوریه شده است، که این کار موجب وارد آوردن خسارتهای زیادی به آب آشامیدنی کشاورزی و محیط زیست می‌شود. و نیز در بیانیه مذکور بر حقوق سوریه و عراق در آبهای دجله و فرات تاکید شده است.
با توجه به موارد ذکر شده، درمی‌یابیم که 3 خطر بزرگ حیات منطقه و به ویژه ملت فلسطین و ساکنان اراضی اشغالی را تهدید می‌کند:
1- مجازات عمومی که برخلاف قوانین بین‌المللی بر ملت فلسطین اعمال شده که از پیامدهای آن بیکاری، فقر و گرسنگی روزافزون است.
2- خطر آلودگی هسته‌ای که در اثر تشعشعات هسته‌ای نیروگاه «دیمونه» جان میلیونها انسان را به مخاطره افکنده است.
3- تسلط بر آب آشامیدنی جنوب منطقه از سوی رژیم صهیونیستی و شمال منطقه از سوی ترکیه.
اینها همه تهدیدی آشکار است که حیات و سرنوشت ملتی را به مخاطره می‌اندازد. ولی ما شاهد بی‌اعتنایی مجامع بین‌المللی نسبت به این قضیه هستیم. زیرا از نظر آنها، حقوق اعراب بی‌اهمیت است.
اگر چنانچه یکی از این خطرها ملتی غیر از فلسطین را تهدید می‌کرد، قطعاً جامعه بین‌المللی به تکاپو می‌افتاد، اما خطرهای ذکر شده حتی باعث کوچکترین عکس‌العملی از سوی همان کسانی که در جریان عملیات «عسقلان» و قدس و تل‌آویو به جنبش و تکاپو افتاده بودند نشد. اینجاست که معنی حق و عدالت و حقوق بشر را درمی‌یابیم.
البته قبل از عملیات «عسقلان» قدس و تل‌آویو، گفتگوی صلح به کندی صورت می‌گرفت زیرا اسرائیل، سوریه و لبنان را برای قبول شرایط خود تحت فشار قرار داده بود. واکنش حافظ اسد هم در برابر این فشارها ایستادگی و مقاومت بود بطوری که در یکی از سخنرانیهایش در 16 فوریه در ضیافت افطار (ماه رمضان) گفت: روند صلح هیچگونه پیشرفتی نداشته است.
و هر چقدر شرایط سخت‌تر شود ما تسلیم فشارها نمی‌شویم و هرگز صلحی را که برخلاف منافع کشورمان باشد نمی‌پذیریم. و حتی‌المقدور با این فشارها مقابله می‌کنیم. هرگاه صلح عادلانه باشد آن را می‌پذیریم. در غیر این صورت آن را رد می‌کنیم. و هرگز تسلیم این جوسازی‌ها نمی‌شویم. و اتهام دفاع از تروریسم عربی را نمی‌پذیریم.
بنابراین مسئول کُندی روند صلح همان رژیمی است که صلح را سلطه و تسلیم معنی می‌کند. شیمون پرز، نخست‌وزیر سابق اسرائیل ابتدا شعارش این بود: «صلح قبل از انتخابات»، اما هنگامی که انتخابات قبل از صلح صورت گرفت، شرایط و شرطهای دیگری را برای مصالحه اعلام کرد. در پی آن، اوضاع لبنان وخیم شد و بمبارانها از سر گرفته شد و آتش جنگ شعله‌ور گردید.
وی همچنین اعلام کرد که اسرائیل همچنان به تسلط بر آبهای جولان ادامه خواهد داد. اکنون ناظران جهانی مفهوم امنیت اسرائیل را درمی‌یابند؛ امنیتی که جز اسکان بیشتر یهودیان و استمرار اشغالگری و بالا گرفتن سرکوب و کشتار معنی دیگری ندارد.
آری، جهان با دیده حیرت و تعجب نظاره‌گر این حوادث است که چگونه معیارها وارونه می‌گردد و رژیمی اینچنین سفاک با پوشش «مبارزه با تروریسم» تمامی جرائم خود را می‌پوشاند و با درنده‌خویی و جنونی بسیار خطرناکتر از جنون گاوی بر ملتها و حقوق و ارزشها و قوانین بین‌المللی و انسانی یورش می‌برد.
ای کاش همانطور که پزشکان کشف کردند که بیماری جنون گاوی از طریق مصرف گوشت گاوهای مبتلا منتقل می‌شود و راه پیشگیری از آن ممانعت از مصرف این گوشتهاست، راه جلوگیری از شیوع جنون بشری را نیز که اینچنین ملتها را عذاب می‌دهد، کشف می‌کردند!