تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۶ - ۱۲:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۲۱۲۰۵
بررسی موضوع قطع رابطه ایران و آمریکا در گفتگو با افروغ؛
اشاره : گروه سیاسی ـ 20 فروردین سالروز قطع رابطه سیاسی ایران و آمریکاست در عین حال که این روزها نیز مباحثی در مورد رابطه سیاسی ایران و آمریکا مطرح شده است. در این خصوص خبرنگار حزب‌الله گفتگویی با دکتر عماد افروغ رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس، استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس انجام داده که در ذیل بخشهایی از آن می‌آید و در روزهای آینده متن کامل آن منتشر می‌شود.

* آمریکایی‌ها همواره نسبت به جمهوری اسلامی موضع تهاجمی داشته‌اند. الان هم برای ما پیش شرط می‌گذارند و همچنان از موضع قدرت و غرور سخن می‌گویند. درچنین وضعی چرا برخی در داخل کشور بحث مذاکره با آمریکا را تکرار و تبلیغ می‌کنند؟ آیا، این دلیلی نیست بر آنکه ما از مواضع اولیه و اصولی خود فاصله گرفته‌ایم؟

** ما یک شرط داریم و آن اینکه رابطه، از نوع گرگ و میش نباشد. اگر می‌خواهیم این ارتباط برقرارباشد، حتما حتما باید رابطه گرگ و میش را تعریف کنیم و راه‌ها و شاخص‌هایی برای برون‌رفت از آن ارائه دهیم و بگوییم یک رابطه سالم دارای چه ویژگی‌هایی است. مسلم است که منافع و مصالح ملی ما باید مطمح ‌نظر قرار گیرد و محور گفت‌و‌گو شود و الا اینکه به دلیل فشارهایی که بر ما وارد می‌شود ـ فشارهایی که نوعا کاذب است و همه هم می‌دانند که کاذب است - مذاکره کنیم، چنین نیست.

بنده خودم در مصاحبه با یکی از خبرگزاری‌های خارجی گفتم که شما بهتر از ما می‌دانید که مسئله هسته‌ای ایران چندان بغرنج نیست. شما دارید آن را بغرنج و پیچیده می‌کنید. شما عادت کرده‌اید که حتما یک "دیگرسازی" کنید تا امنیت و نظم داخلی‌تان حفظ شود. کانه حیات و منافع آمریکا بدون دیگری قابل تداوم نیست و دائما در گرو یک "دیگرسازی" است. دیروز، دیگری به نام شوروی را ساخته بودید و با آن که یک نظم و امنیت داخلی برقرار و مشکل خودتان را فرافکن می‌کردید، امروز مسئله‌ای به نام موضوع هسته‌ای ایران را عمده می‌کنید و به عنوان آن "دیگری" به خورد جهانیان می‌دهید. به هر حال به نظر من گام اول این است که کاملا مشخص کنیم راه‌های برون‌رفت از رابطه گرگ و میش چیست. شاخص‌هایی را به دست دهیم و آن را در اختیار افکار عمومی و حتی آمریکایی‌ها قرار دهیم. اگر پذیرفتند که فبها، مشکلی برای مذاکره نداریم.

بنده معتقدم اگر از قابلیت‌هایی که انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی در اختیار ما قرار داده، خوب استفاده کنیم و فقط در حد شعار و خطابه و ادبیات جدلی حرکت نکنیم، برنده این مذاکره و گفت‌و‌گو ماییم نه دیگری. منتهای مراتب، آمریکا نشان داده که در این ارتباطاتی که با ما داشته ـ مستقیم و غیرمستقیم ـ همواره منافع خودش را بدون لحاظ کردن منافع طرف مقابل دنبال کرده و پایبند به آن تفاهم‌نامه‌های طرفینی نبوده است. داشتان افغانستان را فراموش نمی‌کنیم که چگونه آمریکایی‌ها از همکاری ما سوءاستفاده کردند و متاسفانه افغانستان وجه‌المصالحه قرار گرفت.

* تصور می‌کنید امروز تغییری در اوضاع حاصل شده باشد؟ آمریکایی‌ها هنوز هم صراحتا برای برقراری رابطه با ما پیش شرط می‌گذارند، چگونه می‌شود در چنین شرایطی برنده مذاکره بود؟

** خلط بحث نشود. من می‌گویم که اگر این گفت‌و‌گو در شرایطی منصفانه صورت بگیرد و همزمان در معرض داوری جهانیان قرار گیرد، برنده این گفت‌و‌گو ما هستیم. این را من به لحاظ وجود یک امر بالقوه دارم عرض می‌کنم. یعنی من دارم نهایی‌ترین موضع را عرض می‌کنم. شما یک قدری صبر و تامل داشته باشید و زود قضاوت نکنید. بحث من این است که ما نمی‌توانیم شعار "مرگ بر آمریکا" سر دهیم و بعد بیفتیم در دهان آمریکا. آمریکایی‌ها هیچ‌گاه نشان نداده‌اند که اهل گفت‌و‌گو و پایبند به توافقات طرفینی‌اند. من نمونه افغانستان را مثال زدم که آمریکایی‌ها به هر حال گفت‌و‌گوها را یک طرفه پیش بردند و به نفع خود بهره‌برداری کردند.

الان هم اگر آمریکا دارد بحث مذاکره را مطرح می‌کند، برای رسیدن به یک توافق طرفینی و اصولی نیست که هم برای خود او و هم برای کشور ما منافع داشته باشد، بلکه برای برون‌رفت از مشکل خودش است. آمریکایی‌ها در مرحله اول، چشم به منجلاب‌ها و تنگناها و چالش‌هایی دوخته‌اند که الان در عراق گرفتار آن شده‌اند. این مسئله‌ای است که قبلا هم ما از آمریکایی‌ها دیده‌ایم.

هیمن چند وقت پیش بود که آمریکایی‌ها دنبال آن بودند که بر سر سرنوشت عراق با برخی از مسئولان ما مذاکره کنند. آن موقع ما موضع گرفتیم و مخالفت خودمان را اعلام کردیم و گفتیم این چند پیام دارد که هیچ یک به نفع ما نیست.

* مذاکره با آمریکا یعنی آن پیوندی را که جمهوری اسلامی قطع کرد و برید و همین موجب شد که عواطف صادقانه همه ملت‌های مظلوم دنیا به این نظام جلب شود، دوباره برقرار کند. آنها می‌خواهند با برقراری این پیوند در درجه اول، ضربه نمایانی به جمهوری اسلامی بزنند و در دنیا منعکس‌ کنند که ایران حرف اولش را پس گرفت. آنها می‌خواهند به مردم دنیا بگویند دیدید جمهوری اسلامی هم توبه کرد؟ این‌ها گوشه‌ای از سخنان رهبر انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه تهران در سال 76 بوده است.

** ما که نمی‌خواهیم دست از حرف‌های گذشته‌مان برداریم. وقتی می‌گوییم شروط باید تامین‌کننده آرمان‌های انقلاب و نظام جمهوری اسلامی باشد کجای این حرف جنبه عقب‌نشینی از آرمان‌هایمان را دارد؟

اگر قرار است با کشورهای استکباری مذاکره نکنیم، چرا با شوروی مذاکره می‌کردیم و رابطه داشتیم؟ مگر شعار ما نه شرقی نه غربی نبود؟ مگر شوروی بلوک شرق و مستکبر نبود؟ مگر شوروی خاک افغانستان را اشغال نکرده بود؟ مگر ما هم‌زمان با برقراری رابطه و مبادله ارز با شوروی مبارزه هم نمی‌کردیم؟ علت این بود که رابطه از نوع گرگ و میش نبود.

والا اگر این به آن معنا باشد که اصلا رابطه گرگ و میش مورد اشاره امام مربوط به کل جهان است، مادام که گرگی هست و میشی هست، نباید رابطه‌ای برقرار کنیم. حرف من این است که ما می‌توانیم سیاست‌های ضداستکباری خود را دنبال کنیم و یک رابطه سالم، عزیزانه و به دور از گرگ و میشی هم با آمریکا برقرار کنیم. اشکالی هم ندارد و با هم قابل جمع است. آنچه مورد نقد من است این است که چراغ سبز یکسویه نشان ندهیم.