تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۰:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۲۱۲۰۷۲

محمد قددمی
در فضای دموکراسی نسبی بعد از دوم خرداد و به ویژه پس از انتخابات اخیر مجلس که به پیروزی اصلاح‌طلبان و مستقلین در استان کردستان همانند سایر نقاط کشور انجامید، این استان و سایر استانهایی که سکونتگاه اقلیت‌های قومی و مذهبی است شاهد تحولات و جریانات اجتماعی سیاسی، فکری خاصی بوده و خواهد بود که بر مبنای ارزیابی و بازنگری گذشته تاریخی اقوام ایرانی و شناخت دردها و مشکلات و ارایه راه‌کار برای آینده است.
گروهی از افراد و نخبگان که لایه‌های اجتماعی عمدتا جوان را با خود به همراه دارند و در انتخابات نیز کمابیش به ارایه برنامه پرداخته‌اند بر ملی‌گرایی افراطی با تکیه بر چپ الحادی وارداتی (که بعد از جنگ سرد و شکست کمونیسم عملاً به فسیل تبدیل شده) گاهی همراه با شعارهای سوسیال دموکراتیک تأکید می‌ورزند که البته این جریان ویژه کردستان نیست و موجی ملی است و قابل تحلیل و بررسی می‌باشد، گروهی دیگر با شعارهای مذهبی صرف (البته به معنای دین اکمل و جامع‌نگر) فارغ از جو سیاسی موجود و واقعیت‌های جامعه بین‌المللی با نوعی ساده‌انگاری به میدان آمده‌اند و حتی نافی ملیت و قومیت هستند در حالی که در ادیان به ویژه اسلام حب‌الوطن از ایمان شمرده شده و بر رفع تبعیض مابین رنگها و نژادها تأکید شده است، جماعتی دیگر دموکرات‌منشانه تکنوکرات شده‌اند و اصولاً این مسایل را غیرقابل طرح می‌دانند و صرفاً رفاه و امنیت نسبی و تداوم توسعه کردستان (که اکنون در حداقل است) را کافی می‌دانند در حالی که روشنفکران غیر کرد دیدگاههای فدرالی و پلورالی را برای کردستان طرح نموده‌اند، آنها که در متن مردم هستند از خواسته‌های مردم بی‌خبرند افرادی هم انحصارطلب و منفعت‌جو بوده و ترکیبی ناهمگون از این عوامل را بهمراه دارند.
جالب این است که کلیه این دیدگاهها در طول تاریخ پر از فراز و نشیب کردستان امتحان خود را پس داده‌اند و برای بررسی آن لازم نیست که به دوران تاریخی مادها و... برگردیم و حتی لزومی ندارد به تاریخ امارات منطقه‌ای کرد و جریانات زمان عثمانی‌ها و تقسیم کردستان رجوع نمائیم تجربه‌های بعد از انقلاب 57 در ایران برایمان کافی است و صرف‌نظر از وقایع ناگواری که پس از پیروزی انقلاب استان کردستان و حکومت مرکزی براساس سوءتفاهمات و تندروی‌ها و دخالت برخی عوامل غیردلسوز برای کردستان و ایران اسلامی پیش آمد و موجب اتلاف منابع و نیروی انسانی در سطح ملی و منطقه‌ای و توسعه‌نیافتگی و انسداد فرهنگی سیاسی و کردستان شد باید بدانیم که جریانات چپ غیرمذهبی در ایران و کردستان که معمولاً با نوعی لمپنیسم فرهنگی نیز همراه بودند نه تنها نتوانستند گروهی از مشکلات این مردم محروم بگشایند بلکه حتی با گروههای اجتماعی و حزبی دمکراسی‌مآب ملایم و گفتگوطلب درگیر شدند و گروه اخیر را نیز تحمل نکردند و ناتوانی خویش را در عرصه عمل به اثبات رساندند، درگیری مستقیم با ایمان مذهبی و اخلاق عمومی آنها را بیش از پیش مطرود کرد و به بایگانی تاریخ به همراه چپ شوروی (مارکسیست) سپرد و تحلیل‌های قومی دیالکتیکی هم بدادشان نرسید، مذهبی‌های غیرسیاسی و ساده‌انگارتر - گرچه نیششان آلوه نبود - هم نتوانستند کاری درخور نه در جهت صلح و مسالمت در کردستان و نه در راستای احقاق حقوق مردم آنجا به انجام رسانند، طرفداران این فکر کارهای تربیتی و فرهنگی خوب و قابل‌توجهی انجام دادند ولی متاسفانه به علت سوءتفاهمات مذهبی مورد اجحاف و ظلم قرار گرفتند که در این مورد قابل تقدیر و دلجوئی هستند.
گروههای هوادار تکنوکراسی و جانبداران نان و نام و پست اجرایی نیز فارغ از دغدغه‌های خلق بودند و توسعه قابل‌توجهی هم برای کردستان به ارمغان نیاوردند.
ضعف جریان دمکراسی‌منش هم عدم اتکا کامل به خود و خودجوشی بود وگرنه اگر نفوذ اجتماعی گسترده و اعتماد به روشنفکران مذهبی داشت در هنگام صدور پیام هشت ماده‌ای مشهور می‌توانست در جو مسالمت و گفتگو گام اساسی در جهت حل مسائل دیرینه کردستان و تحکیم همبستگی ملی و استیفای حقوق مردم بردارد البته نقش عوامل بازدارنده را نباید از نظر دور داشت که موجب وقایع تاسف‌بار بعد از آن شد.
فارغ از تحلیل سوابق تاریخی جریانات اگر به تحلیل ماهوی اجمالی این طیف‌های فکری بپردازیم و بی‌طرفانه قضاوت نمائیم باید گفت که در دنیایی که علم، غریزه، مجموعه علوم مرتبط و سایبرنتیک، ارتباطات جهانی و اینترنت تاکنون اصول روشن و ضابطه‌های مشخص برای روابط انسان با خود، سایر انسانها، طبیعت، خدا و معنویات ارائه نکرده و دین و وحی یک ضرورت انکارناپذیر محسوب می‌شود و مانیسم و لیبرالیسم و پلورالیسم فرهنگی... و جایگزین و آلترناتیو آن نخواهند بود و در حالی که اکثریت ملل و حتی سردمداران کشورهای موسوم به استعماری خود را به مقید به یک دین مشخص (مسیحیت، یهودیت، بودا...، اسلام) می‌دانند و اصولاً عصر ما عصر معنویت است انکار خدا و دین به تیع مرام روس و چین و براساس تفکر غیرعلمی! ماتریالیسم مارکسیسم توسط روشنفکران کرد در منطقه چه معنایی می‌تواند داشته باشد.
حداقل جهان‌بینی سیاسی چپ اقتضا می‌کرد به پروتستانیسم اسلامی راضی می‌شدیم و اسلام مستقل فارغ از مدعیان آن را تحمل می‌کردیم که متاسفانه آقایان در جو مذهبی کردستان این تحلیل بدیهی را هم نتوانستند هضم کنند و بناچار طرد و برچیده شدند همانند حزب توده که سرطانی رشد کرد و با همان سرعت مضمحل گردید بنابراین در تحلیل گفتمان چپ در ایران و کردستان عدم پذیرش حداقل دمکراسی و قائل نشدن حق ابراز و عمل به عقیده برای متدنین به عنوان صاحبان یک سلیقه را به عنوان عامل اصلی سقوط می‌توان برشمرد.
درست است که قرائتی از اسلام وابسته به زر و زور و تزویر و الحاد فردی و اجتماعی است ولی به قول ژان شونمان وزیر کشور فعلی فرانسه اسلام میانه‌رو موجب ثبات اجتماع است، همچنین صحیح است که دین از سیاست جدا نیست و نمی‌توان متدینین به ادیان مختلف را از دخالت در سیاست منع کرد ولی مقدس‌مابی و سوءاستفاده از مقدسات در جهت کسب منافع سیاسی فردی منفور و مورد نکوهش است وگرنه دین و اخلاق مستقل و غیروابسته مورد عشق و علاقه جوانان حق‌طلب و واقعگراست و دین محدودکننده آزادی نیست تعدیل آزادی فرد، آزادی اجتماع را تضمین می‌کند و آرمانهایی حتی بالاتر از آزادی، رفاه، عدالت (رشد و توسعه همه‌جانبه انسان) چه رسد به آرمانهایی پست همچون لذت، قدرت، ثروت، محبوبیت و شهرت و مقام برای بشریت ترسیم می‌نماید و برنامه کلی ارائه می‌دهد و استخراج ریز برنامه و راهکارها از متون دینی، با تحقیقات علمی و تجربیات اجتماعی و تاریخی را به عهده نسل‌های بعد با توجه به مقتضیات زمان می‌گذارد و امور عمومی مردم را به فرآیند شور و مشورت و بیعت و وکالت (دمکراسی) احاله می‌دهد بنابراین محکوم کردن دین به عقب‌ماندگی و ارتجاع یک اتهام بزرگ و غیرعلمی است و در بررسی دین باید تز آنرا پژوهش کنیم نه مدعیات آن را و نکته دیگر اینکه مردم کور مسلمان و غیرتمند آزادی بیان و اندیشه و توسعه سیاسی را می‌خواهند نه آزادی شکستن حریم اخلاق و عفت و افتادن در چاه لمپنیزم اخلاقی و فرهنگی و آسیب به نهاد خانواده، که آقایان مدعی بودند، انصافاً در آزادترین فضای دمکراتیک کرد و کردزاده‌ طالب این مطلب نیست گرچه فرهنگ پوشش و برخورد (لباس، مراوده) مظاهر فولکوریک کردستان بیشترین نشاط و طرب و اجتناب از سیاه‌پوشی و سیاه‌گرایی و تنگ‌نظری را به همراه دارد.
در تحلیل ماهوی جریان مذهبی غیرملی کردستان ایران باید لایه‌های انزواجویانه صوفی‌گرایانه و درویشی و لایه تندرو جوان‌گرا (متهم به وهابیت) را تفکیک کنیم که البته رگه‌های ملی‌گرایی نیز در برخی لایه‌ها کمابیش (متمایل به کم وجود داشته و دارد که جریان اخیر در مسائل سیاسی مشارکت جسته و چنانکه گفتیم علی‌رغم اشتباهات سیاسی دارای‌‌ انگیزه مثبت و سازنده بوده است و سایر جریانات محافظه‌کار بوده‌ا‌‌‌‌ند.
در میان روحانیت شیعه در ایران نیز ترکیب مشابهی وجود داشته و لایه‌های تندرو به شدت درگیر مسائل کردستان شده‌اند که موضوع بحث نیست. گرچه دین اسلام آئینی سیاسی است ولی تکیه بر برخی ابعاد آن و چشم‌پوشی از اهمیت حقوق ملت و قومیت و اقلیت و نژاد... می‌تواند معتقد آنرا در صحنه سیاست ناکارآمد کند که تجربه آن ذکر شد. جریان دمکراسی و تکنوکراسی هم در سطح رفومیسم (در اینجا به معنای ظاهری و روبنایی) قابل رشد نیست بلکه اتکا به خود و منابع ملی و پتانسیل‌های منطقه‌ای و برنامه‌های راهبردی و کوتاه‌مدت را می‌طلبد و محتاج اعتدال به معنای (باطنی کردن و زیربناسازی) است.
لذا به نظر می‌رسد نمایندگان منتخب ملت در کردستان که از لایه‌های مختلف اجتماع و در جهت نفی انحصار گذشته انتخاب شده‌اند و سایر افرادی که داعیه نمایندگی افکار و افراد را دارند بایستی موضع خود را شفاف و بدون واهمه با جرأت اعلام نماید نه اینکه در ظاهر یک شخصیت باشند و در باطن نوعی دیگر و معتقد به برنامه‌ای دیگرگون چرا که در این صورت فرآیند دمکراسی و هوشیاری مردم بیشتر از چهار سال فرصتشان نخواهد داد که بر کرسی وکالت مردم مظلوم کرد تکیه زنند هرچند که دیگر کردستان توانایی پرداخت هزینه‌های مکرر آزمایش و خطا را ندارد و امروز روزی است که در فضای مساعد کنونی بعد از 29 بهمن (دوره نفی انحصار و حرکت به سمت تحقق عملی شعار ایران برای همه‌ ایرانیان) روشنفکران، نخبگان جوان، روحانیون مترقی، فارغ‌التحصیلان و دانشجویان فرهیخته، جوانان حق‌طلب و کلیه اقشار در کردستان با مدنظر قرار دادن واقعیت‌های روز و تجربیات گذشته و اهمیت اعتدال (نه به معنای سستی در احقاق حق) بر سه محور مهم متفق شوند: 1- حفظ همبستگی ملی و دینی با ایران اسلامی در عین حفظ و استیفای حقوق قومی و مذهبی (اقلیتی) براساس قانون اساسی 2- مشارکت‌ در سایه گسترش مدیریت بومی شایسته و ارتقاء اکراد در هرم قدرت سیاسی 3- سازندگی و توسعه کردستان در پرتو امنیت و تفاهم و مشارکت توسعه فرهنگ پژوهش و تحقیق و حمایت دولت خاتمی (بصورت ویژه).
پس کردستان را تز (ملی - مذهبی) بدون توسعه کفایت نمی‌کند و توسعه نیز منهای حرمت قومیت و مذهب کارساز نیست و در جای دیگر به تفصیل نوشته‌ام که مذهب تسنن شافعی نزدیک‌ترین شعبه مذهبی به مذهب تشییع است و با همه احترامی که اکراد مسلمان برای آل محمد(ص) قائل‌ا‌‌ند احساس نگرانی و غیرخودی انگاشتن‌ها هیچ وجهی ندارد و انتظار از علمای فریقین است که مساعدت در رفع اختلاف نمایند و باز هم تاکید می‌شود که امروز دوره تاریخی بازگشت چپ مدرن در دنیا و بالطبع ایران است نه چپ التقاطی و الحادی، روشنفکران کردستان اشتباه نکنند که اشتباه ما ضریب برمی‌دارد و مغضوب خدا و خلق خواهیم بود قصد را قم این سطور انذار اهل فکر و قلم در آغازین مرحله تحقق جامعه مدنی در کردستان نیست، در فضای دمکراسی سلیقه‌ها قابل سرکوب نیستند بلکه خود را به معرض نقد می‌گذارند، غرض جز مصلحت قوم کرد ملت ایران و صلح و مسالمت نیست وگرنه جریان محلی سیاسی فعلی در کردستان را مردمی باید ارزیابی کرد با هم سرود رهایی را باز می‌خوانیم: اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم و لااضالین.