داستان درگیری
یمن میرفت که در ماه دسامبر گذشته شاهد پایان وحدت میان دو بخش شمال و جنوب خود باشد. طوفان اختلافات و انفجار «مینها» میرفت تا همه چیز را ببلعد.
علی لطفی الشور میگوید:
وحدت، دو جناح را در بر میگرفت ولی هرکدام از آنها تاریخچهای را به دنبال خود دارد. بهویژه اینکه درگیری میان این دو جناح طعمه فتنهها شده بود. علت اصلی آنچه که گذشت این بود که از ابتدا این دو حزب با یکدیگر به شکل جدی متحد نشده بودند. اختلاف میان آنها به حوادث روزانه بستگی داشت. به عنوان مثال در حزب سوسیالیست یمن که وارث جبهۀ ملی یمن است، اختلافات و انشعابهای زیادی رخ داد که برخی از این انشعابات مسلحانه بود و در این مدت برخی از افراد از این حزب جدا شده و به صف مخالفین پیوستند. این افراد در پشت آنچه اتفاق میافتد، میباشند.
* آیا نیروهای نظامی نقشی در آنچه که گذشت، داشتند؟
** مشکلی که متوجه نظامیان بود، از طرف کسانی ایجاد شد که خواستار عدم دخالت نظامیان در امور سیاسی بودند. درحالی که قانون احزاب تنها حزبگرایی و نه فعالیت سیاسی را برای نظامیان ممنوع کرده است. همانطوری که برای مسئولین قضایی و دیپلماتها ممنوع میباشد. علیرغم این موضوع، علاقمندی به حزبگرایی در میان نظامیان همچنان وجود دارد. تجربه به ما نشان داده است که موضوع حزبگرایی بر نظامیگری اولویت دارد. سؤالی که مطرح بود، این بود که:
چگونه وزیر دفاع یا فرمانده نیروهای مسلح میتواند افراد نظامی را به کاری وادار کند که با اهداف احزاب آنها، مخالفت داشته باشد.
این «دوگانگی» هنوز نیز ادامه دارد و ما نیاز به کارهای زیادی داریم که بتوانیم این «وحدت معنوی» را ایجاد کنیم. وحدتی که هماکنون در میان حزب و کنگره مورد بحث بوده و این همه مشکلات را از بین خواهد برد.
* چه مشکلاتی هماکنون بر سر راه وحدت وجود دارند؟
** مشکلات در مورد سازمانهای موجود در داخل حزب سوسیالیست در جنوب و شرق کشور، هنوز هم ادامه دارد و هیچ قانونی تاکنون در مورد تعدیل یا لغو آنها صادر نشده است. قوانین قدیم همچنان در مورد این سازمانها، جاری است.
از طرف دیگر، هنوز حکومت بهطور قطعی متحد نشده است و کشور در دو جهت اداره میشود. و این موضوع نه تنها بر اوضاع جاری مملکت بلکه بر کل دولت، قوه مقننه و نیز سازمانهای دولتی تأثیر میگذارد.
وزیر از یک حزب، ولی معاون وی از حزبی دیگر است. قاضی از یک حزب و دیگران از حزبی دیگر، این درهم ریختگی جریان وحدت را به تأخیر میاندازد.
* به نظر شما، این شکل عجیب و غریبی از وحدت نیست که حتی با آنچه که در آلمان مثلاً اتفاق افتاد، متناقض میباشد؟
** شکل کار در یمن از نظر انسانی به مراتب والاتر از آنچه که در آلمان اتفاق افتاد، میباشد. آنچه که در آلمان گذشت، این بود که آلمان شرقی از بین رفت و توفان آلمان غربی همه چیز را در خود بلیعد و هیچ اثری از دولت آلمان شرقی نماند. ولی آنچه که در یمن اتفاق میافتد، عکس این موضوع است. هر دو دولت در مرحلۀ انتقالی، مسئولیتهائی دارند که پس از انتخابات همه چیز مشخص میشود و پس از آن، دوگانگی دولت از بین خواهد رفت.
* چه زمانی انتخابات برگزار خواهد شد؟
** در روز 27 آوریل آینده و درحال حاضر هر دو حزب در صدد تهیۀ موافقتنامهای هستند که در آن نسبت به نتایج انتخابات به هر شکلی که باشد، متعهد باشند. دو حزب هماکنون موافقت کردهاند که این موافقتنامه را حتی اگر یک نفر از آنان نیز عضو پارلمان نگردد، بپذیرند.
البته این موافقتنامه به معنای این نیست که حزب برنده هر چیزی را که میخواهید، میتواند انجام بدهد. اصولی در این زمینه وجود خواهند داشت که نمیتوان از آنها تجاوز کرد. مانند التزام به نظام جمهوری و انقلاب و بدست گرفتن مسالمتآمیز قدرت و اجرای انتخابات سالم بدون هرگونه سب و شتم طرف مخالف.
* آیا حزبی که خواستار بازگشت «امام یمن» باشد، وجود دارد؟
** این مسأله اصلاً مطرح نیست. چون از اصول اساسی یکی این است که هر اقدامی که مخل وحدت دو یمن باشد، مردود بوده و درخواست بازگشت «امام یمن» ضد این اصول قانونی است.
* چند حزب در یمن وجود دارد؟
** آنچه که معروف است، 35 حزب در یمن میباشد.
ولی احزاب زیاد دیگری وجود دارند که دربارۀ آنها چیزی نمیدانیم و حتی نمیدانیم که این احزاب نامشخص از کجا آمدهاند و چگونه ایجاد شدهاند. احزابی که امکانات مالی زیادی دارند، روزنامه صادر میکنند، کنفرانس برگزار میکنند و اثراتی را بر مردم میگذارند، اگر وضعیت به همین منوال بگذرد، ضرر بزرگی متوجه کشور خواهد شد.
این موضوع باعث شد که حزب و کنگره بر لیست مشخصی از کارها در مورد انتخابات آینده موافقت کنند تا از هرگونه درگیری و اختلاف که احیاناً به علت حضور و یا تحریک احزاب کوچک بوجود میآید، جلوگیری کنند.
حزب و کنگره موافقت کردهاند که از حمله به یکدیگر خودداری کرده و خود را برای انتخاباتی سالم، آماده سازند.
* آیا فکر نمیکنید تأخیر انتخابات برای چندمین بار دلیل عدم ثبات یمن میباشد؟
** برعکس، تأخیر انتخابات یک امر ضروری بود و اگر در سایۀ همین امکانات کم کنونی برگزار میگردید، مشکلات زیادی را ایجاد میکرد. در گذشته آمادگی کافی برای گروههای کار و اینکه چه کسانی نظارت خواهند کرد و چه کمیتههایی باید تشکیل شوند، وجود نداشت. اکنون این وضعیت با تشکیل کمیتهها و تعیین مراکز مختلف انتخاباتی به نحو احسن ایجاد شده است و اینبار انتخابات بدون هیچگونه تأخیری در تاریخ 27 آوریل آینده برگزار خواهد شد.
هیچگونه نقشی برای قبایل وجود نخواهد داشت.
* آیا امکان دارد که نتیجۀ نهایی انتخابات بستگی به تعداد افراد هر قبیله داشته باشد؟
قبیله هیچ نقشی در انتخابات نخواهد داشت. قبایل نیز هیچگونه فشاری را در مورد نتایج ایجاد نخواهند کرد. آنچه که اکنون اتفاق افتاده است، این است که افراد برخی از قبایل، کاندیداهای قبایل دیگری را مورد تأیید قرار میدهند.
موضوع دیگر این است که مراکز انتخاباتی براساس تقسیمات جغرافیایی و نه تجمع افراد، تعیین شدهاند.
* در مورد بحران اقتصادی در یمن چه نظری دارید؟
ما درگیر یک بحران اقتصادی جدی هستیم چه اینکه ارز عمدۀ کشور از طریق کارگرانی که خارج از کشور کار میکنند، تأمین میشود. بهویژه کشورهای حوزه خلیج فارس، قبلاً تعداد این کارگران در سعودی به یک میلیون و دویست هزار نفر میرسید. هنگامی که این افراد به کشور بازگشتند مشکل اساسی، هم در یمن زمینه ارز و هم در رابطة ایجاد کار برای این افراد، ایجاد گردید.
* هیچ راهی برای مصالحه با کشورهای حوزۀ خلیج فارس وجود ندارد؟
ما هر دری را برای ایجاد جو سالم در میان کشورهای عربی میزنیم. دلیل آن این است که ما هماکنون تلاش کردهایم که اختلاف مرزی خود را با کشور سعودی به شکل مسالمتآمیز حل کنیم. در این رابطه نیز کمیتهای ایجاد شده است که نشستهایی در ریاض و صنعا داشته است.
* در مورد اکتشافات نفت، آیا واقعیت دارد که یمن بر روی دریاچهای از نفت خوابیده است؟
اکتشافات در این زمینه کم هستند. آنچه که در این رابطه استخراج میشود عمدتاً برای مصرف محلی بوده و تنها بخش کمی از آن به خارج صادر میگردد که برای تأمین واردات مواد غذایی و برخی از مواد خام مورد لزوم، بکار میرود. علاوه بر آن، هزینۀ اکتشافات نفت بسیار سنگین بوده که علیرغم آن سود کمی را نیز دربر دارد.