بازتابهای داخلی شورش
تاثیر سیاسی
اگر موضوع باجخواهی سیاسی از آشوب اکراد چندان تهدیدکننده برای دولت نیست این بدین خاطر است که اکثر دشمنیها و خصومتها به مناطق شرقی و جنوب شرقی کشور محدود شده است و دیگر مناطق غنی و پر برکت غربی کشور آرام باقی ماندهاند. دیگر دلیل برای ثبات ظاهر رژیم از این حقیقت نشأت میگیرد که در حال حاضر ارتش یعنی همان مدافع سنتی قدرت سیاسی در آنکارا، در خصوص مهار و کنترل درگیری و عدم اوجگیری آن، راه دیگری در پیش ندارد.
در این میان هیچ جای حیرت و تعجب ندارد که شعبهور شدن آتش درگیریها و خشونت به قطببندی اجتماعی در میان نژادهای مختلف منجر شده است. مردم ترکیه بطور روزافزونی این ایده را بیشتر قبول میکنند که تمامی اکراد را عضو (پ ـ ک ـ ک) بدانند و بین اکراد و (پ ـ ک ـ ک) هیچ تفاوتی قائل نشوند، به گونهای که به هنگام تشییع جنازه سربازان ترک همواره بین ترکها و اکراد یک نزاع داخلی روی میدهد. در مناطق حاشیه دریای مرمره واژه کارفرمایان مورد تهدید قرار میگیرند که کارگر کرد را استخدام نکنند و صاحبخانهها از اجازه خانه به اکراد امتناع میکنند. یک حاکم محلی از مردم خواسته است که محله متعلق به اکراد را تحریم کنند و آنان را بدین طریق تحت فشار بگذرانند. همراهی عملیات نظامی ارتش و نیز قطببندی اجتماعی نیز با درگیری روانی فوقالذکر موجب برانگیخته شدن احساسات تمامی اکراد حتی آنکه خود را در ماهیت ترکی غرق کرده شده است.
«جنگ اسنایدر» پیشبینی میکند که تشدید احساسات ملیگرایی، که ناشی از شکلگیری این احساس در میان گروههاست که این درگیری را یک موضوع حیات و مرگ ببینند، بسیج مردم و امکانات را برای (پ ـ ک ـ ک) آسانتر میکند. در حالی که جامعه ترکیه هنوز چنین احساسی پیدا نکرده که این درگیری را یک موضوع مرگ و زندگی بداند، اکراد ـ حتی آنان که در این آشوب دخالتی ندارند، چنین احساسی را دارا هستند و هر روزه هم بر میزان این احساس افزوده میگردد. اکراد خود را در موضع دفاعی میبینند و شاهد گسترش عملیات نظامی ارتش علیه خود هستند. بنابراین طبیعی است که (پ ـ ک ـ ک) مشکل چندانی در جذب و استخدام حامیان جذب نداشته است.