طرح اصلاح قانون اعزام دانشجو به خارج که در آن دختران مجرد از این اعزام محروم شدهاند، از جمله طرحهایی است که متعصبین اقلیت مجلس و جریان زیردست و بالای دست آنان را در موضع مخالفت با نظر اکثریت کشانده است.
در قانون مصوب مجلس دوم در سال 1364، اعزام دانشجو و ارز اختصاص داده برای این امر، شامل حال پسران میشود. در تبصره ذیل آن، دختران به شرطی میتوانند برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بروند که اولا شوهر داشته باشند و ثانیا در معیت شوهرانشان سفر نمایند. در این قانون در واقع اعزام دختران مجرد برای تحصیل به خارج ـ برای تکمیل تحصیلات خود ـ ممنوع شده است. لذا یک روی دیگر این قانون، قانون ممنوعیت اعزام دختران مجرد به خارج برای ادامه تحصیل میباشد.
چرا جناح موسوم به راست با اصلاح این قانون و لغو ممنوعیت دختران مجرد برای ادامه کسب علم در سایر کشورها، مخالفت مینماید؟ چکیدهای از دلایل آنان به شرح ذیل است:
1- مجلس باید به امور اقتصادی و معیشت مردم بپردازد و مشکلات اساسی از جمله بیکاری و تورم را کاهش دهد.
2- غیرت جامعه اجازه نمیدهد دختران مجرد به دیار غربت بروند و آلوده برگردند، یا اینکه دیگر برنگردند.
3- موضوع ممنوعیت اعزام دختران مجرد به خارج، چقدر مهم است که وقت نمایندگان مجلس را تلف کند و چه دردی را از مردم ما دوا میکند؟
4- در شان نظام جمهوری اسلامی ایران نیست که قانونی وضع نماید تا هرزگی رواج پیدا کند.
5- تصویب این قانون خلاف دستورات اسلام است.
6- با اصلاحاتی که نتیجهاش بیبند و باری است باید مخالفت کرد.
7- و...
در اعلامیهها، نطقها، خطبهها، مصاحبهها و یادداشتهای مطبوعاتی مخالفین طرح، جز این چند دلیل، دلیل دیگری دیده نمیشود،
لذا به نظر میرسد بنیان مخالفت آنان موضعگیریهای سیاسی باشد و مخالفت آنان با توجه به سابقه امر در راستای مخالفت همیشگی آنان با جریان اصلاحطلبی و مردمسالاری مطرح شده توسط آقای خاتمی است، زیرا خود آقایان میدانند که این دلایل پایه و اساس محکم و منطقی ندارد. پی بردن به سستی بنیان دلایل مذکور، نیازمند اطلاعات وسیع نیست و هر کسی الفبای مسایل شرعی و موضوعات سیاسی ـ اجتماعی را بداند متوجه موضع منتقدان دولت در اینباره میشود. با این وجود از باب یادآوری نکاتی را متذکر میشوم:
1- مجلس شورای اسلامی، دارای کمیسیونهای متعدد در موضوعات تخصصی گوناگون است که طرحها و لوایح بخشهای مختلف در آنها مورد بررسی کارشناسی قرار میگیرد و برای تصویب به صحن مجلس آورده میشود.
این توضیح واضحات برای جلوگیری از سفسطه بازی مخالفان سیاسی رییسجمهوری داده شد. زیرا آنان میدانند که طرحهای مربوط به اقتصاد کشور و معیشت مردم و اشتغال و موضوعاتی از این دست باید در کمیسیونهای اقتصادی و بودجه و کار مورد بررسی قرار گیرد و موضوع تحصیل دختران مجرد، ربطی به کمیسیونهای مذکور ندارد.
در تقسیمبندی موضوعات قابل ارائه، هر کمیسیونی کار خودش را میکند، لذا خیلی بیانصافی است که از کمیسیونهای فرهنگی، اجتماعی و آموزشی انتظار داشته باشیم برای رفع بیکاری و راهاندازی کارخانجات و شیوه توزیع ارز و... طرح ارائه کنند.
نمایندگان در صحن مجلس مسئولیت تصویب یا رد نهایی طرحها و لوایحی را دارند که از کمیسیونهای مختلف به صحن مجلس میآید، اما در کمیسیونهای گوناگون به بحث کارشناسی در موضوعات مربوطه میپردازند.
پس جناح مخالف اصلاحات، باید این بهانه را کنار بگذارد که هر وقت طرحی در مجلس ارائه شد فوری بگوید، این چه طرحی است؟ مردم مشکلات اقتصادی دارند. مشکلات اقتصادی، بیکاری، گرانی و تورم بسیار جدی است و مردم از دولت و مجلس و نظام انتظار دارند که این مشکلات را رفع کنند. اما بالاخره هر واحدی از حاکمیت، شرح وظایف خاص خود را دارد.
به چه دلیل از کمیسیونهای فرهنگی و اجتماعی انتظار داریم طرحی برای رفع مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم ارائه کنند، اما از حوزههای علمیه و ائمه جمعه و مراجع تقلید انتظار نداشته باشیم که فکری به حال بیکاران بکنند و اقدامی برای ایجاد امنیت بنمایند؟
2- حق متعلق به همه است، تحصیل علم حقی است که هیچکس نمیتواند از آن جلوگیری نماید. مسافرت هم حقی است که نمیتوان از کسی آن را سلب کرد. در اسلام شرطی برای مسافرت خانمهای مجرد قرار دادهاند که باید رعایت گردد. تامین این شرط به عهده حکومت نیست، بلکه به عهده پدر یا ولی اوست. چنانچه این شرط محقق گردد، جلوگیری از مسافرت دختران مجرد به منظور کسب علم و افزایش معلومات، تضییع حق طبیعی آنان است.
ظاهرا در قانون اعزام دانشجو به خارج، مسافرت کردن خانمها را برای ادامه تحصیل در خارج منع نکرده است، بلکه بورسیه دادن به آنان را ممنوع نموده است. اما نگاهی به مشروح مذاکرات مجلس شورای اسلامی به هنگام تصویب قانون مذکور، نشان میدهد که تنها هزینه کردن دولت برای اعطای بورسیه نبوده، بلکه مسایل اخلاقی و اجتماعی کشورهای غربی نیز مورد توجه بوده است. مثلا یکی از روحانیون سرشناس که تا پایان دوره پنجم مجلس نیز نماینده تهران بوده، به هنگام بحث در مورد قانون مذکور، اعلام داشته که ما اجازه نمیدهیم دختران مملکت ما به خارج بروند و به مرض ایدز مبتلا شوند و برگردند!
3- امروزه دختران تحصیلکرده متعددی برای ادامه تحصیل به خارج کشور میروند. اینها اگر از اخذ بورسیه دولتی محروم هستند، با هزینه شخصی و با هزاران گرفتاری اقتصادی، خود را به دانشگاههای معتبر دنیا میرسانند تا علمی را که به آن علاقهمندند، بیاموزند و اگر مدرکی نیاز دارند آن را دریافت دارند.
حتما آن عده از بزرگانی که نگران ایدز گرفتن دختران ایرانی در خارج از کشور هستند و به این بهانه یا بهانه دیگر از هزینه کردن چندهزار دلار برای تحصیلات تکمیلی فرزندان ایران اسلامی، با وضع قانون جلوگیری کردهاند، شنیدهاند که بعضی از دانشگاههای معتبر ممالک اروپایی و آمریکاها، با شناسایی دختران با استعداد که توانستهاند تا سطح فوق لیسانس در ایران با نمرات خوب، خود را بالا بکشند، آنان را با هزینه اهدایی، به تحصیل در آن دانشگاهها دعوت مینمایند. اینگونه دختران با استعداد که قانونا نمیتوانند از بورس تحصیلی جمهوری اسلامی ایران استفاده نمایند و برای خدمت به هموطنان خود به ایران بازگردند، از دعوت دانشگاههای بزرگ ـ که جذب مغزهای جهان سوم در دستور کار آنهاست ـ استقبال کرده و برای همیشه ایران را ترک میکنند.
آقایانی که فکر میکنند با جلوگیری از خارج شدن تعدادی دختر مجرد برای تحصیل، از انحراف اخلاقی آنان جلوگیری میکنند در مقابل این اقدام دانشگاههای «مغزربا» چه میکنند؟
وانگهی چرا این آقایان فکر میکنند پسرانی که با هزینه دولت و با استفاده از بورس تحصیلی به خارج میروند، تماما به ایران برمیگردند و هیچ آسیبی متوجه آنان نیست؟
از طرفی سرخوردگی دختران با استعدادی که مدرک کارشناسی ارشد را دریافت کردهاند، اما در ایران امکان ادامه تحصیل برای آنان نیست، ضایعات زیادی را از نظر روحی و اجتماعی برای آنان فراهم میکند که چهبسا آسیبهای آن بیشتر از آسیبهای احتمالی ناشی از زندگی دو سه ساله در خارج کشور باشد.
با توجه به سنت یکطرفه همسرگزینی در ایران ـ که معلوم نیست چقدر با آموزههای اسلامی منطبق است ـ در بسیاری موارد، دختران مجرد نقش و تقصیری در مجرد بودنشان ندارند، لذا نمیتوان بیدلیل آنان را به آنچه که در آن نقش ندارند محکوم کرد و کیفر محرومیت از حق ادامه تحصیل را به آنان تحمیل نمود.
4- از شایعترین انتقادهایی که مخالفان اصلاحات به اکثریت مجلس ششم در مورد اصلاح طرح اعزام دانشجو به خارج، دارند این است که: این طرح چقدر به درد مملکت میخورد؟ و چرا مجلس خود را سرگرم موضوعی میکند که تعداد بسیار اندکی از شهروندان ایرانی به آن موضوع ارتباط دارند؟
به نظر میرسد که این ایرادگیران میدانند که،
اولا: ارزش حق به کم یا زیادی آن ارتباط ندارد، اگر جلوگیری از حق افراد، به چند نفر انگشتشمار هم مربوط شود، باید نسبت به آن حساس بود و عوامل تضییع حق همین چند نفر را ـ حتی اگر یک نفر باشد ـ برطرف نمود.
ثانیا: تعداد کسانی که به دلیل قانون اعزام دانشجو به خارج، نمیتوانند برای ادامه تحصیل از بورسیه دولت استفاده کنند، قطعا امروزه بیشتر از زمان تصویب آن است، زیرا آمار نشان میدهد که زنان شرکتکننده در مقاطع تحصیلات عالی رو به افزایش است. لذا این سئوال مطرح میشود که اگر افراد موضوع قانون ممنوعیت اندک هستند، چرا موقع طرح این قانون در 15 سال پیش یعنی در مجلس دوم، از تصویب آن به دلیل اینکه افراد انگشتشماری را شامل میشود جلوگیری نکردند و وقت عزیز آن مجلس را صرف موضوعات بیاهمیت که به قول شما دردی را از مردم دوا نمیکند کردند و به فکر اقتصاد و معیشت مردم نبودند؟
ثالثا: مگر دختران مسلمانی که خود را به دریافت مدرک فوقلیسانس رساندهاند، آنقدر ضعیفالایمان هستند که به محض رسیدن به دنیای غرب خود را میبازند و قادر نیستند در کمال سلامت و عفت، دکترای خود را بگیرند و به میهن باز گردند؟ اگر مجموع این افراد که به قول یکی از روزنامههای محافظهکاران در سال فقط سه نفرند، به خارج رفتند و دیگر بازنگشتند چه اتفاقی برای مملکت پیش میآید، در صورتی که به نظر بنده، اینگونه دختران به دلیل شخصیت اسلامیشان پس از پایان تحصیل به سوی خانواده خود باز میگردند و از این بابت هیچگونه نگرانی وجود ندارد. قطعا پسرانی که برای تکمیل تحصیلات خود با بهرهگیری از بورسیه دولت به خارج میروند و دیگر باز نمیگردند، به مراتب بیشتر از مجموع دختران مستحق دریافت بورسیه میباشند.
5- در یک جمعبندی مختصر باید گفت: ادامه تحصیل و کسب علم نباید مختص به پسرها و مردها باشد و همانگونه که پیامبر اسلام(ص) کسب علم را برای مرد و زن به طور یکسان واجب دانستهاند تا تکمیل آن را نیز حتی اگر ضرورت سفر به چین را نیز سبب شود، برای مرد و زن به طور یکسان لازم میدانند و در هیچ یک از دستورات اسلام، استثنا، زن یا مرد برای تحصیل علم دیده نمیشود.