زانیار زاگرس
صهیونیستها، نخستین کنگره خود را به رهبری «تئودور هرتزل» تشکیل دادهاند:
هرتزل کتابی در دست داشت که «دولت یهود» نام داشت و در 1895 به زبان آلمانی نوشته بود. وی در طرح خود کشور اسرائیل را «سنگر مقدم تمدن عرب در برابر بربریت» نامیده بود.
کنگره قطعنامهای صادر کرد به عنوان «پروتکل رهبران صهیونیست» در بند دوازدهم این قطعنامه چگونگی سیطره بر رسانههای فراگیر و بخصوص مطبوعات، که در آن زمان قویترین رسانه محسوب میشد، تشریح شده است.
1ـ تمام کانالهایی (رسانههایی) که بازگوکننده اندیشههاست باید در دست ما باشد.
2ـ هرگونه چاپ انتشارات باید از آن ما باشد.
3ـ ادبیات و مطبوعات از مهمترین و قدرتمندترین کانالهای تبلیغاتی و آموزشی است و باید زیر سیطره ما باشد.
4ـ دشمنان ما نباید رسانهای در اختیار داشته باشند، که به وسیله آن اندیشههای خود را بروز دهند، در غیر این صورت باید عرصه را چنان بر آنان تنگ کنیم که نتوانند از طریق این رسانه به ما حمله کنند.
5ـ هیچ خبری به هیچ کجا درز پیدا نمیکند مگر اینکه ما اجازه داده باشیم. برای دستیابی به این خواسته باید بر رسانههای خبری در جهان سیطره داشته باشیم. در آن صورت تنها خبرهایی که ما انتخاب میکنیم، به گوش جهانیان میرسد.
6ـ باید تمام مطبوعات را در قبضه داشته باشیم تا هر وقت بخواهیم احساسات مردم را پیرامون مسألهای برانگیزاییم و هر زمان اراده کنیم جدلهایی را که در خدمت منافع ما باشد، به راه بیندازیم و از این طریق بر اذهان سیطره پیدا کنیم.
7ـ ما مطبوعات مختلف با گرایشهای متفاوت خواهیم داشت.
هر کدام از این نشریات طرفدار طایفهای خواهند بود ـ از سلطنتطلب گرفته تا جمهوریخواه و انقلابی و حتی هرج و مرج طلب.
این مطبوعات، مانند «ویشنو» خدای هندوها ـ صدها دست خواهد داشت و هر دستی نبض دگرگون شونده افکار عمومی جهان را برای ما اندازه خواهد گرفت.
8ـ نشریاتی خواهیم داشت که به ما حمله کنند و با ما مخالفت بورزند. اما اتهامات این نشریات بیپایه و بیاساس است و از این طریق میتوانیم افکار عمومی را متقاعد کنیم که هیچ کدام از مخالفین ما برای مخالفت خود دلیل حقیقی ندارند و فقط تهمت میزنند.
9ـ باید در صورت نیاز توانایی برانگیختن احساسات ملت و آرام کردن آن را داشته باشیم. ما این کار را هر طور که شد یعنی با خبرهای راست یا دروغ انجام میدهیم.
ما خبرها را طوری رواج میدهیم که مردم بپذیرند، اما پیش از آن باید ببینیم جای پایمان چقدر محکم است.
10ـ باید مطبوعات مهم «بخصوص مطبوعات ظاهراً مخالف را به دست کسانی بسپاریم که سوءسابقه اخلاقی دارند در آن صورت اگر این اشخاص نافرمانی کنند، فوراً سوابق آنان را افشا میکنیم تا دیگران عبرت بگیرند!»
البته مطبوعات اروپا پیش از کنگره بال در سیطره صهیونیستها بوده:
چنانچه نشریه گرافیک ـ چاپ انگلیس ـ در شماره 26 ژوییه 1879 نوشت:
«مطبوعات قاره اروپا تا حدود زیادی در سیطره یهودیان است»
چند سال بعد از کنگره بال، بسیاری از رسانههای فراگیر اروپا و آمریکا به دست صهیونیستها افتاد و آنان عملیات وسیع خود را آغاز کردند. (همان سیاستهای ماگیاولیستی).
شنیدی؟ فهمیدی؟
سرم را بلند کردم، روبرویم چهره مهربان و نگاه نافذ و قد برافراشته پیر را دیدم، که با لبخندی مرا مینگرد و ادامه داد:
بعد آنها با اصل دین به ضدیت پرداختند و در اروپا و آمریکا با فتنه و صور گوناگون در دامن زدن به انحطاط اخلاقی، فساد، فحشا، استثمار، توطئه و هر آنچه که ضد دین و آرامنهای والای بشری است، کوشیدند با سوء استفاده از افکار فروید و شاگردانش و سوء استفاده از روانشناختی روحیه زنانگی زنان، شعارهای زنان، شعارهای زن، خودآرائی، سکس، روابط آزاد و بیحد و حصر جنسی را با همه انحرافات آن در سطح عمومی رواج دادند و بنیاد خانواده را به نفع کارخانجات و مؤسسات اقتصادی و استثماری، مراکز عیش و عشرت و فحشا درهم ریختند و بعد از آن در همه کارهای کثیف و جنایات استکبار مرئی و نامرئی دست داشتهاند.
امروزه افکار عمومی جهان را توسط رسانهها به باری گرفتهاند.
تمامی فساد و افکار و ایدههای ضدمذهبی آنها توسط استعمار چپ و راست در ملل جهان سوم، تبلیغ و ترویج و در نقاطی با سرنیزه و کشتار تحمیل گردید.
مثلاً در الجزایر و ایران، که زنان شرافتمند و مردان غیرتمند، در برابر توطئه کشف حجاب ایستادند، به خاک و خون و محرومیتهای اجتماعی کشیده میشدند و ...
امروزه اکثر خبرگزاریهای بینالمللی، مطبوعات، شبکههای رادیو و تلویزیونی، صنعت سیما و تأثر، صنعت چاپ و نشر و توزیع و ماهوارهها و دیگر رسانههای فراگیر جهانی در اروپا، به ویژه در آمریکا و پارهای نقاط دیگر به انحصار خود در آوردهاند و همچنین اکثر رسانههای کمتر فراگیر، همانند دایرةالمعارفهای جهانی، مؤسسات شرقشناسی، منبر کلیساها (کیسهها)، مؤسسات تبلیغاتی و امثال اینها را نیز تحت سیطره دارند.
آنها بعد از جنگ دوم جهانی، با فرصتطلبی و برنامهریزی، از اتفاقات زمان جنگ بهرهبرداری کرده و با یک کلاغ، چهل کلاغ و ننه من غریبم، از کاه کوه ساختند و از کشتارهای دسته جمعی و کورههای آدمسوزی داستانها پرداختند و عکسها و فیلمهای زیادی نشر دادند که نشان میداد مسلسلهای ناریها یهودیان را درو میکند، یا یهودیان را به سمت کورههای آتشسوزی میبرند و در این کار اکثراً از تصاویر زنان و کودکان استفاده میکردند و بدینوسیله حس همدردی ملتهای اروپا و آمریکا در قبال آنان احساس گناه کنند و این احساسات رفته رفته به جایی رسید که زمینه تشکیل کشوری برای یهودیان را در سرزمین فلسطین آماده کرد، به این شرط که حقوق اهالی فلسطین مراعات شود، اما بعد این احساسان نیز دگرگون شد و به یهودیان حق مطلق داده شد و هیچگونه حقی برای ملت فلسطین نگذاشتند!
آنها در کنار تهاجم تبلیغاتی برای زیباسازی چهره خود و مظلومنمائی و آنچه که در فوق گفته شد، به نازیبا جلوه دادن چهره اعراب و مسلمانان پرداختند.
فراماسونها نیز در دو سده اخیر، یک جریام همطراز و همجهت با آنها بودهاند و در بعد سیاسی با سازماندهی عوامل بومی، در حکومتهای دستنشانده رخنه میکردند.
صهیونیستها برگهای تاریخ را ورق زدند و پیروزیهای مسلمانان را در صدر اسلام در سرزمین شام، مصر، آفریقا، اروپا و قسطنطنیه یادآوری کردند و مسلمانان و دین اسلام را خطرناک معرفی کردند! در حالیکه به گواه تاریخ رنسانس علمی و اجتماعی اروپا حاصل آن پیروزیها بود از سوی دیگر اعراب را به عنوان مردمی عقب افتاده، شهوتطلب، میگسار و قمارباز معرفی میکردند و آنان را مردمی نشان میدادند که عواطف اساسی سرشان نمیشود و جهل و نادانی بر آنان سایه انداخته است.
آنان چنین القا کردند که مسلمانان دشمن تمدن اروپای مسیحی هستند و وقتی این اندیشه را جا انداختند در مرحله بعد میتوانستند از افکار عمومی بخواهند که در مبارزه با مسلمانان در کنارشان بایستند. آنها موفق شدند که افکار عمومی آمریکا و اروپا را وادار نمایند با عینکی که آنان برایشان تهیه کردهاند به مسلمانان نگاه کنید و صهیونیستها نیز دیگر آن چهره رشت سابق را ندارند.
و همه این کارها را بوسیله سلطه بر رسانههای خبری و هنری به ثمر رسانند و صحنه جایزه اسکار که نمایش شعبدهبازی و حقههای صهیونیسم است، در لوسآنجلس «هالیوود» که مرکز بازماندههای شهر سدوم آنها از نوع منافقش، به راحتی اجرا و به افکار عمومی و بخش بزرگی ار مردم جهان و دستاندرکاران هنر هفتم خودمان هم خورانده میشود، و وای به آن روز که این افکار روشن شود و بخواهد جواب آن همه اهانت و تحمیق و سوء استفاده را بدهد و آن روز نزدیک است، و تاریخ هزاران بار نابودی فاسدان قدرتمدار ضد خدا را تائید کرده (بسیاری از روشنفکران ملل دیگر از جمله ایران نیز در آن سالها متاثر از آن تبلیغات بودند) یک نمونه تأسفانگیز آن صادق هدایت بود که برخوردهای نژادی میکرد.
در تمام مدتی که پیر با صدای گرم صحبت میکرد، بصورت مصور و سریع ذهن من فهرست رسانههای صهیونیستی را، تا آنجا که در دسترس بود مجسم میکرد.
خبرگزاریهای بینالمللی
خبرگزاری رویتر، بنیانگذار: جولیوس پاول رویتر نام اصلی «اسرائیل بیبر جوزانات»
خبرگزاری آسوشیتدپرس ـ خبرگزاری یونایتدپرس
خبرگزاری انترناسیونال نیوز، که با یونایتدپرس در 1958 متحد و خبرگزاری یونایتد پرس انترنشینال را آغاز کردند.
خبرگزاری هاواس، که بعد از تأسیس در 1835 به خبرگزاری رسمی حکومت فرانسه تبدیل شد و...