تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۳۹۱ - ۰۹:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۲۱۲۲۰۷

صلاح عبدالله
مقدمه:

صهیونیستها برای مهاجرت خود به فلسطین واژه «گلوله» به معنای صعود را به کار می‌برند و برای مهاجران از واژه «اولیم» به معنای صعودکنندگان به سرزمین اسرائیل استفاده می‌کنند. بسیاری از یهودیان بر این باورند که صعود به سرزمین اسرائیل از فرامین خداوند است که باید بدان عمل کرد. به همین دلیل، مهاجرت یهودیان به فلسطین به یکی از پایه‌های اصلی پیدایش اسرائیل و یکی از عناصر تضمین‌کننده بقای آن تبدیل شد. در واقع، اسکان مجدد یهودیان در فلسطین و ایجاد یک دولت به مثابه تنها وسیله حل مشکل یهودیان و یکی از هدفهای جنبش صهیونیستی بود.1
از زمان صدور اعلامیه بالفور در 1917، تعداد زیادی از یهودیان وارد فلسطین شدند. در دوره قیومت بریتانیا در فلسطین نیز تعداد زیادی از یهودیان به سرزمین فلسطین مهاجرت کردند. رهبران جنبش صهیونیستی نیز مجدانه کوشیدند تعداد مهاجران یهودی را افزایش دهند. آنها بر این باور بودند که ادامه برنامه مهاجرت یهودیان از وظایف اصلی دولت بوده و می‌تواند موجودیت دولت اسرائیل را توجیه کند.2 بن گوریون توقف برنامه مهاجرت یهودیان را به مثابه «نادیده گرفتن حق سکونت یهودیان در این سرزمین و بالاتر از آن از بین بردن این حق» تلقی می‌کرد.3
در بررسی ریشه‌های پیدایش جنبش صهیونیستی باید گفت که فعالیت برای ایجاد موطن یهودیان بین 1860 تا 1880 افزایش چشمگیری یافت، حتی برخی طرحهای مربوط به اسکان یهودیان در فلسطین عملاً به اجرا درآمد. همزمان با این فعالیت، مهاجرت یهودیان به انگیزه تحقق آرزوهای قومی و اجتماعی شکل دیگری به خود گرفت. هرتزل نیز با کمک استعمارگران غربی موفق شد سرزمین فلسطین را به بستری مناسب برای هدفهای صهیونیسم تبدیل کند.4
مهاجرت پیشتازان جنبش «عاشفانه صهیونیسم»5 به فلسطین (1948ـ1882)، نخستین بخش از سلسله مهاجرتهای یهودیان به شمار می‌رود. در این دوره حدود 7 گروه از یهودیان به فلسطین مهاجرت کردند. این مهاجرت جمعیت یهودیان را از 24 هزار نفر، در اوایل 1882، به 758375 نفر در 1948 رساند.
در پی برگزاری کنگره بال (1897) و اجرای اولین برنامه هماهنگ جنبش صهیونیستی، طرحهای صهیونیسم مورد توجه جهانیان قرار گرفت و از سوی دولتهای آلمان، روسیه و بریتانیا حمایت شد. حمایت دولتهای مزبور از طرحهای صهیونیستی در شکل اعمال فشار بر دولت عثمانی به منظور گشودن راه مهاجرت یهودیان به فلسطین ظاهر شد.6
مهاجرتهای بعدی یهودیان، چه به لحاظ مبدا مهاجرت و چه از نظر شخصیت مهاجران، مشخصه دیگری نیز داشت. طبق نقشه هرتزل، در مرحله اول باید فقیران برای ساختن جاده و پل و خانه‌های مسکونی و دیگر نیازهای عمومی به فلسطین مهاجرت کنند. در مرحله بعد، باید بنیانگذاران وارد شوند و در مرحله آخر، مهاجران ثروتمند به فلسطین بروند.7
روند مهاجرت یهودیان
روند مهاجرت یهودیان فلسطین، برحسب تحولات سیاسی، نظامی، اجتماعی و اقتصادی دوره مهاجرت دستخوش نوسان بود:
مهاجرت نخستین (1897ـ1880)
تشکیل اولین گروه مهاجر یهودی، در پی ترور الکساندر دوم، تزار روسی (1880)، صورت گرفت. بخش اعظم این مهاجران را یهودیان روسیه و اروپای شرقی تشکیل می‌دادند. آنان بر اثر ترور تزار مورد اذیت و آزار قرار گرفته بودند.
مهاجرت این گروه در دو مرحله صورت گرفت:
الف) از 1880 تا 1897، در این مرحله گروهی که خود را «عاشقان صهیون» می‌نامیدند، تحت رهبری بارون روچلید (1900ـ1885) عازم فلسطین شدند و با پشتوانه مالی او به حدود 3200 هکتار از زمینهای کشاورزی «ریشون صهیون» و «جدیرا» دست یافتند.8
ب) از 1897 تا 1903، این مرحله با ظهور جنبش سیاسی صهیونیسم، پس از انتشار کتاب هرتزل تحت عنوان دولت یهود در 1896، همزمان بود. در این مرحله پیشرفت آشکاری در تشکیلات و سیاست صهیونیستی مشاهده شد. نخستین کنگره صهیونیستی نیز در همین مرحله (1897) برگزار شد. تا 1903، 5 کنگره تشکیل شد که در نهایت به تشکیل «شرکت آبادانی یهودیان» در 1902 و «شرکت انگلستان و فلسطین» در 1903 انجامید. این شرکت بعدها به «بانک انگلستان و فلسطین» تغییر نام داد.9
در 1903، حدود هزار نفر از یهودیان در فلسطین اسکان یافتند که بیش از نیمی از آنان در بخش کشاورزی و در زمینی به مساحت 350 هزار دو نام کار می‌کردند. از این تعداد، حدود 450 نفر از یهودیان یمن بودند ـ آنان را مقامات انگلیسی از عدن به فلسطین منتقل کردند. این دسته از یهودیان در حیفا اسکان یافتند. آمار کلی مهاجران در این مرحله به رقمی حدود 25 هزار مهاجر رسید که بخش اعظم آنان از خانواده‌های کم درآمد رومانیایی و روسی بودند.11
مهاجرت دوم (1918ـ1904)
تعدادی از رهبران صهیونیست، به رغم مرگ هرتزل (1904). تلاش کردند تا تمام مصوبات کنگرۀ صهیونیستی را به مورد اجرا گذارند. این مرحله را می‌توان از مراحل پرتنشی دانست که مستقیم یا غیرمستقیم سمت و سوی رویدادها را به سود طرحهای صهیونیستی در فلسطین سوق داد. در این بین و در 1908، اعراب بدون توجه به طرحهای صهیونیستی در فلسطین که با تاسیس «دفتر فلسطین» به ریاست ارثور رابین در 1909 ابعاد عملی‌تری به خود گرفت، به مقابله با سلطۀ امپراتوری عثمانی پرداختند. با تاسیس دفتر فلسطین، در واقع هسته اولیه طرحهای نظامی یهودیان در فلسطین پدید آمد.12
بخش اعظم مهاجران را جوانان ماجراجو و بیکار تشکیل می‌دادند که سازمانهای صهیونیستی آنها را جذب کرده بودند. در مهاجرت دوم، حدود 1500 تن از یهودیان یمن وارد فلسطین شدند که در زمینهای کشاورزی مستقر گردیدند. در جریان مهاجرت دوم، شهرکهای یهودی‌نشین و تعاونی‌های کشاورزی تشکیل شد. در این بین، جنبش صهیونیسم نظارت دقیقی بر روند اسکان یهودیان و زندگی آنها در فلسطین داشت، حتی یهودیان مهاجر از آزادی رفت و آمد و یا خرید ملک و ابزار کار و مسکن یا خرید وسایلی که به آنها امکان دهد فلسطین را ترک کنند و به کشور خود بازگردند، محروم بودند.13
بدین ترتیب، پدیده کشاورزی گروهی شکل گرفت تا از یکسو، مهاجران یهودی بیش از پیش تحت مراقبت صهیونیست‌ها درآیند و از سوی دیگر، امکان بیرون راندن اعراب از زمینهای خود و انتقال مالکیت زمینها به صهیونیست‌ها فراهم شود. جنبش صهیونیستی، در جریان مهاجرت مرحله دوم، تلاش کرد تا نیروهای انسانی سیاست اسکان یهودیان را در فلسطین تامین کند.14
بر پایه آمار صهیونیست‌ها، تعداد یهودیان ساکن فلسطین در پی شروع جنگ جهانی اول (1914) و پایان یافتن مرحله دوم مهاجرت صهیونیست‌ها به رقمی در حدود 85 هزار تن رسید. همچنین زمینهای تحت مالکیت یهودیان به 418 هزار دونام بالغ گردید که در آن حدود 44 تعاونی‌های کشاورزی تشکیل شده بود.15
مهاجرت سوم (1923ـ1919)
مرحلۀ سوم مهاجرت یهودیان به فلسطین با وقوع انقلاب روسیه ـ که با قتل‌عام یهودیان در اوکراین و سپس لهستان و مجارستان همراه بود ـ و نیز گنجاندن اعلامیه بالفور در سند قیمومت بریتانیا بر فلسطین همزمان بود. در ماه ششم منشور قیومت بریتانیا بر فلسطین تصریح شده بود که دولت بریتانیا متعهد می‌گردد شرایط مهاجرت یهودیان را به فلسطین تسهیل کرده، با همکاری آژانس یهود، اسکان آنها را در زمینهای دولتی و غیردولتی ترغیب کند. همچنین ماده ششم این منشور بر ضرورت ایجاد تسهیلات لازم جهت اعطای شناسنامه فلسطینی به یهودیان مهاجر تاکید می‌کند.
مقامات بریتانیایی در 26 اوت 1920، قانونی وضع کردند تا امکان بازگشت یهودیانی که در دوره جنگ از فلسطین اخراج شدند، فراهم گردد. در این قانون، هیچگونه محدودیتی برای مهاجرت یهودیانی که قصد داشتند با انگیزه‌های مذهبی وارد فلسطین شوند، وضع نگردیده بود. همچنین به موجب این ماده از قانون، سازمان جهانی صهیونیسم صلاحیت یافت که سالانه تعداد 16500 تن از یهودیان را به فلسطین منتقل کند، به شرط آنکه خود مسئولیت اداره آنها را به مدت یک سال برعهده گیرد.17 در این مرحله از مهاجرت، حدود 35 هزار مهاجر یهودی ـ سالانه 8 هزار مهاجر ـ از روسیه، آلمان و ایالات متحده آمریکا وارد فلسطین شدند. افراد بی‌بضاعت بخش اعظم این مهاجران را تشکیل می‌دادند.
با وقوع انقلاب اکتبر در روسیه، مهاجرت یهودیان این کشور به دلیل محدودیتهای اعمال شده از سوی اتحاد جماهیر شوروی کاهش یافت. 18 مهاجران یهودی در این مرحله نقش عمده‌ای در زمینه‌های اقتصادی و اجتماعی فلسطین ایفا کردند. علاوه بر ایفای نقشی مهم در چارچوب شرکتهای شبه نظامی (کیبوس)، به تاسیس هستادروت (اتحادیه کارگری) و دیگر سازمانهای کارگری مبادرت کردند.19 سازمان صهیونیستی «هاگانا» نیز در همان زمان (1920) تاسیس شد. جدول زیر تعداد یهودیان مهاجر را طی مرحله سوم مهاجرت نشان می‌دهد.20
مهاجرت چهارم (1932ـ1924)
در مرحلۀ چهارم مهاجرت، تعداد زیادی از یهودیان وارد فلسطین شدند. این مهاجرت، بویژه پس از صدور قوانین مربوط به محدود شدن مهاجرت به آمریکا، در 1924، افزایش یافت. در این مرحله، حدود 94 هزار یهودی از طبقه متوسط به فلسطین مهاجرت کردند که بیش از نیمی از آنان لهستانی بودند. مهاجران این مرحله با سرمایه خود طرحهای کوچک را به مورد اجرا گذاشتند.
در 1928، تعداد مهاجران یهودی شوروی به دلیل اعطای حق خودمختاری به یهودیان جمهوری آذربایجان کاهش یافت. مهاجران یهودیان در این مرحله بدین قرار بود:
در 1925، مهاجرت یهودیان به اوج خود رسید و تعداد 32 هزار مهاجر به فلسطین رفتند، در حالی که در 1924، 13 هزار تن از مهاجران یهودی وارد فلسطین شدند.
در 1926، یک بار دیگر تعداد مهاجران کاهش یافت و به رقمی در حدود 13 هزار تن رسید.21
در دو سال آخر، مهاجرت معکوس یهودیان در مقایسه با تعداد مهاجران به فلسطین، افزایش یافت، به گونه‌ای که آژانس یهود ناچار شد به یهودیان بیکار حقوق دوران بیکاری بپردازد. همچنین آژانس یهود برای به کارگیری مهاجران جدید، برخی طرحهای اقتصادی را با دریافت کمکهای مالی از بریتانیا و آمریکا به مورد اجرا گذاشت. تعداد مهاجران یهودی در 1931ـ 1929 در سطح محدود باقی ماند. به عبارت دیگر، در فاصله 1930-1929 حدود 5 هزار نفر در سال و در 1931، حدود 4 هزار نفر وارد فلسطین شدند.
در 1932، مهاجرت یهودیان بار دیگر افزایش یافت و به حدود 9553 نفر رسید. در همین سال، حدود 25 هزار یهودی یمن به فلسطین مهاجرت کردند. در پایان این مرحله از مهاجرت، حدود 175 هزار یهودی در فلسطین ساکن بودند که تعداد سکونت 136 هزار تن از آنان در مجتمعهای مسکونی شهری و باقیمانده آنان در شهرکهای روستایی سکونت داشتند.22