تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۳۹۱ - ۰۸:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۲۱۲۲۶۹
حسین مهدی‌زاده مقدمه: یا بنی آدم قد انزلنا علکم لباساً یواری سؤاتکم و ریشاً و لباس التقوی ذلک خیر ذلک من آیات الله لعلهم یذکرون یا بنی آدم لایفتننکم الشیطان کما اخرج ابویکم من الجنه ینزع عنهما لباسهما لیریهما ما سوءتهما انه یریکم هو و قبیله من حیث لاترونهم انا جعلنا الشیاطین اولیاء للذین لایؤمنون(1) ای فرزدان آدم، برای شما لباسی فرو فرستادیم که اندام شما را می‌پوشاند و مایه زینت شماست، و لباس تقوا بهترین است این از آیات خداست باشد که متذکر شده پند گیرند ای فرزندان آدم، مبادا شیطان شما را فریب دهد چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد. پوشش از تن آنان بر کند و قبایح آنان را در نظرشان پدید آورد. همانا که شیطان و بستگانش شما را می‌بینند در صورتی که شما آن‌ها را نمی‌بینید ما شیطان را دوستدار آنان که ایمان نمی‌آورند قرار دادیم. روزنامه ایران در شماره‌های 1628، 1627، 1623 در باب مخالفت با چادر مشکی مطالبی منتشر کرده علاوه بر روزنامه ایران، روزنامه‌ها و مجلات دیگر نیز مطالبی کم و بیش مشابه درباره پوشش چادر مشکی منتشر نمود، اگرچه مخاطب خاص و مستقیم نوشته حاضر روزنامه ایران است ولی مخاطب غیرمستقیم و عام آن می‌تواند همه مطبوعات یا افرادی باشند که مطالبی مشابه مطالب روزنامه ایران در مورد چادر مشکی ذکر کرده یا می‌کنند. بنابراین نقد حاضر می‌تواند به‌ طور عام برای مخالفین پوشش و چادر مشکی مفید باشد.

پس از مقدمه مطالب این نوشته را در چند قسمت می‌توان بیان نمود.
الف ـ مدعای مشترک و اصلی مقالات سه‌گانه روزنامه ایران
پیام مشترک و مدعای اصلی سه شماره مذکور این است که چادر سیاه برای بانوان مکروه و نامطلوب است، بنابراین مطلوب است از چادر رنگارنگ استفاده شود.
ب ـ ادله و نقد و بررسی آن‌ها
در لابلای مقالات سه شماره مذکور برای اثبات مدعای قبل به‌ طور پراکنده به ادله‌ای استناد شده است. نگارنده پس از استخراج و نقل قول مستقیم ادله به نقد منطقی و استدلالی آن‌ها پرداخته و داوری را به خوانندگان محترم، مخصوصاً بانوان مؤمن و عفیف و فرهیخته واگذار می‌نماید.
دلیل اول: «چادر به احتمال خیلی زیاد از زمان قاجاریه در ایران جا افتاده است و هیچ ارتباطی به دین و مذهب ندارد»(2)
اولاً: این که واقعاً چادر در چه زمانی بین زنان ایرانی جا افتاده است نیازمند مطالعه تاریخی است و گوینده محترم نیز سند، مدرک و دلیلی برای حرف خویش نقل نکرده‌اند بنابراین کلام ایشان مدعایی بدون دلیل است.
بر فرض آن‌گونه که ایشان ادعا کرده‌اند بپذیریم چادر در زمان قاجار در ایران جا افتاده است، پس از اثبات ارتباط وثیق و مستحکم چادر با دین که در زیر خواهد آمد باید زنان ایرانی افسوس بخورند که چرا دیر و در زمان قاجار متوجه چادر به عنوان مدل و الگوی پوشش مناسب شده‌اند نه این که از این پوشش متین و با وقار گلایه‌مند باشند. و البته زنان مسلمان و مؤمن حقیقی هیچ‌وقت از پوشش کامل اسلامی مثل چادر گلایه‌مند نبوده و نخواهند بود.
ثانیاً: گوینده محترم ادعا نموده اساساً چادر (چه رسد به رنگ مشکی آن) هیچ ارتباطی به دین و مذهب ندارد. دقت و پژوهش در آیه 59 احزاب که واژه جلابیب (جمع جلباب) در آن به کار رفته، صحت مدعای فوق را مورد تردید جدی قرار می‌دهد. در آیه مذکور آمده است: «یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک نسأ المومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفوراً رحیماً)(3)
براساس ترجمه مرحوم الهی قمشه‌ای معنای آیه شریفه چنین نقل شده است: «ای پیغمبر گرامی به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادر فرو پوشند که این کار برای این که آن‌ها (به عفت و حریت) شناخته شوند تا از تعریض و جسارت هوس‌رانان آزار نکشند بر آنان بسیار بهتر است و خدا در (حق خلق) آمرزنده و مهربان است.
به منظور بررسی صحت و سقم ادعای مذکور لازم است بین جلباب مطرح شده در قرآن و چادر رایج فعلی در ابعاد چهارگانه «مفهوم»، «اندازه»، «کارکرد» و «رنگ» مقایسه‌ای انجام گردد تا ارتباط یا عدم ارتباط چادر با دین اسلام و قرآن آشکار گردد. برای انجام مقایسه مذکور به‌ طور مستقل به تبیین ابعاد چهارگانه مذکور نسبت به جلباب و چادر پرداخته می‌شود.
1- مفهوم، اندازه، کارکرد و رنگ جلباب
1-1- مفهوم جلباب: اصل ریشه لغوی جلباب، جیم، لام و بأ است که طبق نقل کتاب لغت معتبر معجم مقاییس اللغه دارای دو معناست. معنای اول آوردن شیء از جایی به جایی و معنای دوم چیزی که شیء دیگر را می‌پوشاند. که جلباب از معنای دوم مشتق شده است.(4)
واژه جلباب در اصل مصدر فعل رباعی جلبب است که از مصدر، اسم ذات اراده شده و نام پوشش ویژه‌ای قرار گرفته است. برای فهمیدن ویژگیهای جلباب و مفهوم آن باید از کتاب‌های لغوی و تفسیری معتبر کمک گرفت.
کتاب‌های لغت: کتابهای لغوی معتبر مثل العین، لسان العرب، صحاح اللغه، مصباح المنیر، معجم الوسیط(5) اتفاق‌نظر دارند که مفهوم جلباب پوشش گسترده است ولی در این که اندازه آن چه مقدار بوده و چه میزان از بدن و لباس‌های دیگر را می‌پوشانده است، اختلاف‌نظر دارند.
کتاب‌های لغات قرآنی: در کتاب لغات قرآنی «لسان التنزیل» نگاشته قرن چهارم و پنجم کلمۀ جلباب به چادر معنا شده است(6) مرحوم شعرانی نیز در کتاب لغات خویش جلباب را به چادر معنا کرده است.(7)
کتاب‌های تفسیر: در تفاسیر مهم شیعه و عامه معانی مختلفی برای جلباب ذکر شده است.
بعضی از مفسرین مانند شیخ طوسی(8) و بیضاوی(9) جلابیب را به ملاحف تفسیر کرده‌اند. ملاحف جمع ملحفه(10) پوشش فراگیر است که بالای لباس‌های دیگر پوشیده می‌شود و از نظر کارکرد کارآیی چادر را دارد. علامه طباطبایی(11) و شیخ محمدجواد مغنیه(12) ابتدا گفته‌اند جلباب به معنای پوشش شامل و فراگیر است و سپس قول دیگری مبنی بر این که جلباب به معنای خمار و مقنعه است را نیز نقل کرده‌اند.
تفسیر قرطبی جلباب را به لباسی که همۀ بدن را می‌پوشاند معنا کرده است.(13)
حاصل این که از مجموع کلمات لغویین و مفسرین استفاده می‌شود جلباب پوششی گسترده بوده است ولی این که دقیقاً اندازه آن چه مقدار بوده و چه میزان از بدن و لباس‌های دیگر را می‌پوشاند دیدگاههای متفاوتی وجود دارد.
2-1- اندازه جلباب: از مجموع کلمات لغویین و مفسرین که ذکر آن‌ها گذشت در مورد اندازه جلباب سه دیدگاه قابل اشاره است.
دیدگاه اول: جلباب پوششی فراگیر بوده که از بالای سر تا قدمها را می‌پوشانده است.
دیدگاه دوم: جلباب پوششی بزرگتر از خمار و مقنعه بوده که کمتر از مقدار ردأ، یعنی تقریباً تا زانوها را می‌پوشانده است.
دیدگاه سوم: جلباب همان خمار و مقنعه است، پوششی که فقط سر و سینه‌ها را می‌پوشانده است.
با ذکر سه شاهد آشکار می‌گردد که دیدگاه اول درست و دیدگاه دوم و سوم مخدوش است.
شاهد اول: از نحوۀ پوشش حضرت فاطمه زهرا(س) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد برای دفاع از فدک(14) دو نکته مهم استفاده می‌شود.
نکتۀ اول: از جریان تاریخی مذکور فهمیده می‌شود حضرت دو پوشش مستقل به نام خمار و جلباب داشته‌اند. بنابراین نظر طرفداران دیدگاه سوم مانند راغب اصفهانی در مفردات که جلباب را به خمار معنی کرده‌اند مخدوش می‌گردد.
نکته دوم: از عبارت (لاثت خمارها علی راسها و اشتملت بجلبابها) که در مورد نحوۀ پوشش حضرت نقل شده، استفاده می‌شود که «خمار» همانند مقنعه‌های امروزی برای پوشش سر بوده است و «جلباب» نیز پوششی سرتاسری بوده که تمام آن وجود مبارک از سر تا قدمها را شامل و فراگرفته است.
شاهد دوم: مؤید مدعای قبل که جلباب از نظر اندازه پوششی بوده که از سر تا قدمها را می‌پوشانده است، تفسیر ابن‌عباس صحابی پیغمبر(ص) و شاگرد امام علی(ع) در تفسیر قرآن، در مورد جلباب است. زمخشری در کشاف و آلوسی در روح‌المعانی از او نقل کرده‌اند که جلباب پوششی است که از بالا تا پایین بدن را می‌پوشانده است.(15)
شاهد سوم: کلمات بسیاری از لغویینی که ذکر بعضی از آنها گذشت.
حاصل این که اندازه جلباب بلند و گسترده بوده است به ‌گونه‌ای که همانند چادرهای فعلی بانوان از سر تا پایین پا را می‌پوشانده است. پس از مشخص شدن اندازه جلباب، باید بررسی نمود کیفیت پوشش و کارکرد جلباب چه بوده است؟
3-1- کارکرد جلباب: برای فهمیدن کارکرد جلباب و کیفیت پوششی آن لازم است معنای (یدنین علیهن من جلابیبهن) در آیه 59 احزاب معلوم گردد. تقریباً همه مفسرین آورده‌اند که تا قبل از نزول آیه مذکور بعضی از زنان حرّ همانند زنان برده به دلیل رعایت نکردن پوشش مناسب و کامل گاهی اوقات در بین کوچه‌ها مورد اذیت و آزار مردم لاابالی قرار می‌گرفتند.
آیه شریفه نازل شد که اگر زنان می‌خواهند مورد اذیت و آزار مزاحمان قرار نگیرند، هنگام خروج از منزل، جلابیب خویش را به سر و بدن خود نزدیک سازند تا به عفت و حجاب شناخته شده و در نتیجه از مردم‌آزاری شهوت‌رانان مصون بمانند.
بعضی از تفاسیر مانند تفسیر زمخشری کشاف از ابن‌سیرین در مورد معنای «یدنین» نقل کرده‌اند که مراد قرار دادن جلباب بالای ابرو و گرد کردن و جمع و جور کردن و قرار دادن گوشه‌های جمع شده آن بالای بینی است.(6)
کارکرد مذکور و کیفیت پوشش جلباب، دقیقاً همان کاری است که امروزه بسیاری از دختران و زنان چادرپوشی که حساسیت بیشتری نسبت به رعایت حجاب خویش دارند، انجام می‌دهند.
آیا علاوه بر مفهوم، اندازه و کارکرد، جلباب قرآنی رنگ خاصی نیز داشته است یا نه؟
4-1- رنگ جلباب: قرآن به زبان عربی مبین نازل شده که برای مردم عرب زبان خصوصاً‌ مردم عرب عصر نزول قابل فهم بوده است. بنابراین باید بررسی نمود زنان مؤمن عرب عصر نزول مخاطب آیه، از واژه جلباب چه برداشتی داشته و تبادر ذهنی آن‌ها از واژه مذکور چه بوده است؟ سنن ابن‌داوود قضیه‌ای از امّه سلمه نقل کرده است که مبیّن تبادر ذهنی زنان عرب است.
در کتاب ابی‌داود آمده است وقتی آیۀ «یدنین علیهن من جلابیبهن» نازل شد. زنهای انصار از خانه‌هایشان خارج شدند در حالی که پوشش مشکی داشتند، گویی بالای سر آنها کلاغ نشسته است.(17)
در کتاب عون المعبود شرح سنن ابی‌داود آمده است، چون پوشش‌هایی که زنان انصار به عنوان جلابیب از آن استفاده کرده بودند سیاه‌ رنگ بوده است لذا به کلاغ که رنگ آن سیاه است تشبیه شده‌اند.(18)
بعضی از تفاسیر مهم عامه و شیعه مانند تفسیر الدرالمنثور سیوطی، روح‌المعانی آ‌لوسی و تفسیر المیزان علامه طباطبایی نیز جریان فوق را نقل کرده‌اند.(19)
شواهد لغوی نیز مؤید و تثبیت‌ کننده تبادر ذهنی فوق است.
بسیاری از کتاب‌های لغوی معتبر مانند لسان ‌العرب، القاموس‌ المحیط، اقرب‌ الموارد، محیط‌ المحیط، معجم الوسیط ... هنگام بحث از جلب ریشه جلباب تصریح کرده‌اند که یکی از معانی جلب، سیاهی است.
مثلاً جلب اللیل به معنای سیاهی شب آمده است. در بسیاری از کتاب‌های لغوی و تفسیری شواهدی از شعرهای عربی نقل شده که جلب در آن‌ها به معنای سیاهی به کار رفته است مثل (و جلب اللیل یطرده النهار) لسان العرب پس از نقل عبارت مذکور تصریح کرده است گوینده شعر از جلب، سواد و سیاهی را اراده کرده است.
علاوه بر کتاب‌های لغوی معتبر، بسیاری از کتاب‌های تفسیر مثل کشاف، بعضی از شواهد شعری که جلب در آن‌ها به معنای سیاهی به کار رفته را نقل کرده‌اند مثل: مجلبب من سواد اللیل جلباباً(20)
حاصل این که از قرینه تاریخی مذکور و شواهد لغوی فوق استفاده می‌شود رنگ جلباب قرآنی مورد استفاده در صدر اسلام مشکی بوده است.
2- مفهوم: اندازه، کارکرد و رنگ چادر
1-2- مفهوم چادر: چادر پوششی گسترده است که از بالای سر روی لباسهای دیگر پوشیده می‌شود.
2-2- اندازه چادر: از نظر اندازه، چادر پوششی بزرگ است که سرتاسر بدن و لباسهای دیگر را از بالای سر تا قدمهای پا می‌پوشاند.
3-2- کارکرد چادر: کارکرد چادر به ‌گونه‌ای است که از بالای سر پوشیده شده و اطراف آن جمع و جور شده و به‌ گونه‌ای کنترل می‌گردد تا پوشش بیشتر و بهتری داشته باشد. بسیاری از زنان حساس نسبت به حجاب خویش اطراف قسمت بالای چادر را جمع و جور کرده با دست خویش کنترل می‌‌کنند.
4-2- رنگ چادر: گرچه رنگ چادر به اقتضاء شرایط محیط بعضاً‌ متفاوت است ولی در ایران خصوصاً در محیط‌ها و شهرهای مذهبی به دلیل ملازمت چادر مشکی با وقار و متانت، رنگ چادر دختران و بانوان متدین، غالباً‌ مشکی است.
3- مقایسه جلباب و چادر از نظر مفهوم، اندازه، کارکرد و رنگ
1-3- مقایسه مفهوم جلباب و چادر: گذشت که از نظر مفهوم هر دو پوشش گسترده و بزرگ هستند که از بالای بدن و روی لباس‌های دیگر پوشیده می‌شوند.
2-3- مقایسه اندازه جلباب و چادر: ذکر شد که براساس دیدگاه صحیح در اندازه جلباب، چادر و جلباب اندازه‌شان یکسان است به نحوی که هر دو از بالای سر تا پایین پا را می‌پوشانند.
3-3- مقایسه کارکرد جلباب و چادر: با توجه به معنای مذکور درباره «یدنین» و تطبیق آن با کاری که زنهای چادری هنگام استفاده از چادر انجام می‌دهند معلوم شد که کارکرد و کیفیت پوشش هر دو یکسان است.
4-3- مقایسه رنگ جلباب و چادر: گذشت که به دلیل تبادر ذهنی و شواهد لغوی رنگ جلباب زنان عرب زمان نزول آیه مشکی بوده است. و اکنون رنگ اکثر چادرها به ویژه چادر زنان متدین در محیط‌های مذهبی نیز مشکی است. بنابراین از نظر رنگ نیز اختلافی ندارند.
حاصل این که پس از مقایسه جلباب و چادر در ابعاد چهارگانه مفهوم، اندازه، کارکرد و رنگ آشکار گردید که جلباب و چادر در ابعاد مذکور، همخوانی و شباهت‌های بسیار نزدیکی با یکدیگر دارند بنابراین برخلاف اظهارنظر گوینده محترم می‌توان گفت چادر رایج فعلی بانوان مؤمن و مسلمان ارتباط بسیار وثیق و مستحکمی با دین اسلام خصوصاً قرآن دارد.
علاوه بر این که پژوهش در آیه 59 احزاب ارتباط وثیق چادر حتی رنگ مشکی آن با دین اسلام و قرآن را آشکار ساخت. برای فهمیدن ارتباط چادر با دین و مذهب باید به نظرات فقها و مراجع تقلید به عنوان کارشناسان دینی توجه نمود. که در بررسی دلیل بعدی نمونه‌هایی از نظرات آن‌ها ذکر خواهد شد.

برچسب اخبار