از: غلامرضا کریمی
حضور گسترده نظامی ایالات متحده در خلیجفارس
ایران حضور نیروهای آمریکایی را بعنوان نمایشی از سیاست خودخواهانه، کورکورانه و توسعهطلبانه که هدف آن گسترش درگیری است محکوم کرد. همانگونه که نامه مورخه 19 آوریل 1987 خطاب به دبیر کل سازمان ملل متحد حاکی است10 «جمهوری اسلامی ایران اعتقاد دارد که حضور نظامی ایالات متحده در خلیجفارس و تنگه هرمز که هدف آن حمایت از رژیم متجاوز عراق میباشد تنها منبع بیثباتی و تشنج است که بدون تردید با ادامه حضور آمریکا افزایش خواهد یافت.»(10)
علاوه بر این، به نظر ایران، حضور ناوگان ایالات متحده مغایر با نص قطعنامه 598 شورای امنیت، بویژه پاراگراف پنج آن بود. گرچه اشاره به این قطعنامه توسط ایران که هنوز آنرا نپذیرفته بود، حداقل امری توام با تناقض است، اما ایالات متحده هم بدلیل عضویتش در سازمان ملل متحد، متعهد بود که تصمیم شورای امنیت را اجرا کند. در عین حال باید بر نقش و مسئولیت ویژه ایالات متحده بعنوان عضو دائم شورای امنیت، در حفظ صلح و امنیت بینالمللی، تاکید شود. قطع نظر از امنیت کشتیرانی در خلیجفارس معلوم شد که حضور ناوگان ایالات متحده یک عامل تنش است. علاوه بر این، آمریکا از طریق حضور و مزاحمتش در اعمال حق تفتیش و بازرسی کشتیها، از تجاوز حمایت کرده و بیطرفی خود را نقض کرده است (11).
انهدام سکوهای نفتی
ریشهیابی حوادث دریایی اکتبر 1987 و آوریل 1988 را باید در این ادعا یافت که ایران در مبارزهاش در خلیجفارس از دو نوع سلاح جدید یعنی موشک کرم ابریشم و مین دریایی که هردو را در سال 1987 بدست آورده بود، استفاده کرده است.
در 16 اکتبر 1987 یکی از نفتکشهای تغییر پرچم یافته کویتی بوسیله موشک کرم ابریشم خسارت دید و چند تن از خدمه آن زخمهایی برداشتند، سه روز بعد چهار ناو آمریکایی سکوهای نفتی «رسالت» و «رشادت» را گلولهباران کردند و سپس ساختمان دو سکو را بطور کامل منهدم کردند.
سپس در آوریل 1988 پس از حادثهای که در رابطه با مینگذاری برای کشتی آمریکایی «ساموئل رابرتز» پیش آمد، نیروی دریایی آمریکا به سرعت نیروی اضافی وارد خلیجفارس کرد و در یک عملیات منظم، ناوچههای ایرانی سبلان، جوشن و سهند را غرق کرد و سکوهای نفتی ساسان، سپری و رهکیش را منهدم کرد و به یک هواپیمای اف – 4 خسارت وارد کرد. (12)
بدون شک بسیار مشکل بتوان برای اقدامات آمریکا، جز خصومت فعال، عنوانی دیگر در نظر گرفت.
موارد نقض بیطرفی آمریکا در جنگ تحمیلی
1- تجاوز به قلمرو حاکمیت ایران توسط هواپیماها و کشتیهای آمریکایی: که این اقدامات آمریکا که چیزی جز نقض آشکار حاکمیت یک کشور مستقل نبود بارها توسط ایران به سازمان ملل گزارش داده شده است.
2- کمک به عراق برای تسهیل عملیات جنگی بر علیه ایران: حمله هوایی 14 مه 1988 عراق به چند تانکر نفت در اطراف ترمینال نفتی لارک با همکاری کامل نیروهای آمریکا در منطقه صورت گرفت، که نمود عینی آن بصورت ایجاد اختلال در شبکه مخابراتی واحدهای دریایی ایران و فراهم نمودن کریدورامن پروازی برای بمبافکنهای عراقی که از فراز کشتیهای جنگی آمریکایی پرواز میکردند مشخص میگردد. همکاری فعال آمریکا برای تحقق حملات عراق، نقض بیطرفی توسط آمریکا را مدلل میسازد. (13)
3- اقدام دیپلماتیک آمریکا برای قطع دسترسی ایران به تسلیحات و تلاش جهت تامین سلاح برای عراق.
4- اعمال تجاوزکارانه توسط آمریکا که از اواسط سال 1987 بصورت مشارکت فعال در خصومت نسبت به ایران تبدیل شد.
حمایت علنی و رسمی از کویت، کشوری که با واگذاری کریدور هوایی و دادن اجازه پرواز به هواپیمایی عراق در قلمرو خود، آشکارا با رژیم عراق همکاری نموده و بطور کلی قواعد بیطرفی را نقض کرده است.
6- مسئولیت اصلی سکوت شورای امنیت در طول هشت سال تجاوز عراق به ایران و هدایت شورا به رفتار تبعیضآمیز نسبت به ایران به عهده آمریکا بوده است.
بنابراین با کوششهای مشهور آمریکا در کمک به یک طرف مخاصمه، ادعاهای بیطرفی آمریکا اعتبار خود را از دست میدهد. سئوالی که در اینجا مطرح میگردد این است که اگر نیروهای آمریکایی احساس میکردند که باید در مقابل اقدامات غیرموجه ایران در حمله به کشتیهای بیطرف حرکتی صورت دهند، آیا جای شگفتی نیست که چرا هیچگونه تعهدی از خود نسبت به مقابله با رفتار غیرقانونی عراق در حملاتشان به کشتیهای بیطرف که به مراتب مخربتر بود نشان ندادند؟ اگر نمیبایست به ایران اجازه مین گذاری و حمله به تانکرهای نفتی را داد، آیا منطقی نیست که انتظار داشته باشیم عراق نیز از حملات کور و مهلک موشکی به کشتیهای بازرگانی منع شده باشد؟
دفاع مشروع یا دفاع کیفرگونه
ایالات متحده تمام اقدامات خود علیه ایران در چارچوب ماده 51 منشور دفاع مشروع از خود میداند اما ایران این استدلال آمریکا را رد نمود. به عقیده ایران «براساس منشور، اعمال دفاع مشروع تنها در پاسخ به حملات مسلحانه قبلی میتواند صورت پذیرد.» در اکثر مواردی که ایالات متحده ابتکار حملاتی را علیه اهداف غیرنظامی داشته، بنابر تعریف، عاری از هرگونه حمله مسلحانه بوده است. تحت این شرایط، چنین اقداماتی تنها میتواند به عنوان نقض بارز اصل عدم استفاده از زور در روابط بینالمللی در نظر گرفته شود. (14)
ایران نسبت به تفسیر خیلی وسیع ایالات متحده در مورد ماده 51 منشور ملل متحد که مطابق آن «دفاع مشروع میتواند نه تنها در صورت وقوع حمله مسلحانه، بلکه صرفاً بدلیل وجود مقاصد خصومتآمیز» اعمال شود، اعتراض کرد. بدیهی است که مسئله مزبور ارتباطی با دفاع مشروع نداشته، یکی از مظاهر دفاع مشروع پیشگیرانه را تشکیل میدهد که هرگز پشتیبانی شورای امنیت را بدست نیاورده است. بنظر ایران، عمل انجام گرفته توسط ایالات متحده در آبهای سرزمین ایران و فضای بالای آن، یعنی حمله به واحدهای نیروی دریایی ایران و انهدام ایرباس ایران همه از ویژگی یک عمل تجاوزکارانه، آنگونه که در قطعنامه « تجاوز» تعریف شده است، برخوردار میباشد. (15)
پرفسور پاوست در زمینه افشای بیاساس بودن موضع آمریکا میگوید:
«در خصوص ادعاهای اخیر در زمینه کاربرد «پیشدستانه» زور در برابر سلاحهای دفاعی و تاسیسات نظامی ایران [باید گفت که] کاربرد پیشدستانه زور براساس ماده 51 منشور ملل متحد که استفاده از زور در شکل دفاع در برابر یک حمله مسلحانه را مجاز میدارد، غیرقابل قبول است. بعلاوه، طرح این مطلب مضحک است که کشتیهای بیگانه میتوانند سلاحها یا تاسیسات دفاعی دولتی ساحلی را به بهانه تهدید کننده بودن آنها برای خود، مورد حمله قرار دهند. (بدیهی است که آمریکا یا هر کشور دیگر حق دارد سلاحهای خویش را در سواحل خود مستقر سازد.) چنین استدلالی نظریه دفاع از خود را به شمشیری بر فراز سر خود آمریکا مبدل خواهد ساخت. 16
بعلاوه، پرفسور هنکین، از مدرسه حقوق کلمبیا، ضمن اعتقاد به اینکه اقدامات آمریکا در خلیجفارس مغایر با حقوق جنگ است میگوید:
«شاید در ذهن افرادی در حکومت آمریکا منشور [ملل متحد] کلاً سندی نامربوط باشد. ولی این منشور یکی از تعهدات آمریکاست و بنابراین جزو قوانین این سرزمین میباشد. ما ملزم به رعایت این منشور هستیم... شاید دعوای نیکاراگوا خوشایند ما نباشد، ولی دیوان بینالمللی دادگستری در این دعوا این سند قانونی را مورد تأکید مجدد قرار داد و آن را به اجرا گذاشت. متخصصان حقوق بینالملل باید منشور ملل متحد و دعواهای نیکاراگوا را مورد توجه قرار دهند. در خصوص اقدامات ما در خلیجفارس و در جریان مباحثاتی که در داخل و خارج از دولت پیرامون جنگ خلیجفارس صورت گرفته است ظاهراً ما حقوق ناشی از منشور را به حساب نیاوردهایم... برخی از سخنگویان اخیراً گفتهاند که آمریکا در خلیجفارس مغایر با حقوق جنگ است میگوید:
«شاید در ذهن افرادی در حکومت آمریکا منشور [ملل متحد] کلاً سندی نامربوط باشد. ولی این منشور یکی از تعهدات آمریکاست و بنابراین جزو قوانین این سرزمین میباشد. ما ملزم به رعایت این منشور هستیم... شاید دعوای نیکاراگوا خوشایند ما نباشد، ولی دیوان بینالمللی دادگستری در این دعوا این سند قانونی را مورد تأکید مجدد قرار داد و آن را به اجرا گذاشت. متخصصان حقوق بینالملل باید منشور ملل متحد و دعواهای نیکاراگوا را مورد توجه قرار دهند. در خصوص اقدامات ما در خلیجفارس و در جریان مباحثاتی که در داخل و خارج از دولت پیرامون جنگ خلیجفارس صورت گرفته است ظاهراً ما حقوق ناشی از منشور را به حساب نیاوردهایم... برخی از سخنگویان اخیراً گفتهاند که آمریکا در خلیجفارس رسماً بیطرف باقی مانده است... البته، هیچکس ما را به دوستی با ایران متهم نخواهد ساخت، ولی این ادعای نیرومند وجود دارد که احتمالاً عراق متجاوز است. چند سالی است که کسی این نکته را خاطرنشان نساخته است. آیا در شرایط عدم یقین متجاوز از سوی شورای امنیت، حقوق ناشی از منشور به اجرا در نمیآید؟ آیا در حالت عدم وجود تصمیم شورای امنیت در این زمینه، حتی اگر آشکار باشد که یک طرف به نحوی مغایر با منشور ملل متحد جنگ را آغاز کرده است، باز هم دولتها میتوانند بیطرفی اختیار کنند؟
آیا ما واقعاً بیطرفیم؟... آیا آمریکا از کویت پشتیبانی نمیکند، و اگر پاسخ مثبت است، آیا ما نیز مباشر در جنگ نیستیم؟ چنانچه پاسخ این سوالات مثبت باشد، ما نه تنها از متجاوز پشتیبانی کردهایم، بلکه در صورتی که قرار بر اجرای قوانین قدیمی جنگ باشد، قوانین جنگ را نقض نمودهایم.(17)
بنابراین، اقدامات آمریکا در راستای مجازات شدید ایران بوده و سعی در دامن زدن به اغتشاش داشته است و نمیتوان در قالب دفاع مشروع مورد تجزیه و تحلیل قرار داد بلکه این اقدامات در چارچوب اعمال غیرقانونی تلافیجویانه یا دفاع کیفرگونه قابل بررسی است که در اینجا بدلیل اهمیت اینگونه موارد دو نمونه از آنها ذکر میگردد:
یکی حمله هوائی 4 آوریل 1986 ایالات متحده به لیبی که واشنگتن مدعی بود بمباران تریپولی با رعایت کامل ماده 51 منشور صورت گرفته است، و بازدارندگی آشکار بعنوان بخشی از اقدام دفاعی ذکر گردید: «هدف ایالات متحده نابودی تسهیلات بکار گرفته شده توسط لیبی برای انجام سیاست خصمانهاش در زمینه تروریسم بینالمللی و بازداشتن این کشور از حملات تروریستی در آینده بوده است» اما با وجود این، استدلال آمریکا مورد حمایت نویسندگان قرار نگرفت.
اقدام تلافیجویانه از این دست، حمله موشکی نیروهای ایالات متحده بود که در تاریخ 27 ژوئن 1993 به مقر نیروهای امنیتی بغداد صورت گرفت – بعد از آنه بگفته یکی از مقامات آمریکا قطعا مشخص شد که «دولت عراق توطئه شکست خورده قتل بوش رئیسجمهور سابق آمریکا را هنگامی که چند ماه پیش از آن سرگرم دیدار از کویت بوده، راهبری کرده است.» کلینتون رئیسجمهور آمریکا این اقدام را «پاسخی محکم و مناسب و پیام به کسانی که از تروریسم دولتی حمایت میکنند و جلوگیری از تجاوز» عنوان کرد و سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد به اعضای شورای امنیت گفت: ایالات متحده محق بوده طبق ماده 51 منشور مستقیماً واکنش نشان دهد و اقدام آمریکا محدود و مناسب و متوجه مرکزی بوده که مستقیماً عملیات بر ضد رئیسجمهور بوش را تدارک دیده بود.
به هر حال از نظر صرفاً حقوقی، اعتقاد بر این است که شانس بسیار کمی وجود دارد که بتوان مشروعیتی برای این اقدام یافت. مگر آنکه کسی حاضر شود ماده 51 را بازنویسی کند یا یکسره خط بطلان بر آن بکشد، در غیر این صورت، به این کار هی عنوانی دیگری جز اقدام تلافیجویانه مسلحانه غیرقانونی در زمان صلح نمیتوان داد.(18)
حال که بحث دعاوی ایران و آمریکا در خصوص مسائل جنگ تحمیلی در دیوان بینالمللی دادگستری در جریان است فرصتی استثنائی برای دیوان فراهم آمده تا استدلالی را که در رای مربوط به نیکاراگوئه 1986 در مورد برخی از دقیقترین و پربحثترین جنبههای قاعده «منع توسل به جنگ» به کار گرفت توسعه دهد و تبیین نماید، شباهت کاذب دفاع از خود و اقدام تلافیجویانه، و گسترش تدریجی ماده 51 به گونهای که مفاهیم بیگانه و غیرمعمولی را در برگیرد، دو پدیده حقوقی غیرمنطقی است که در ده سال اخیر به بار آمده است، سفسطههائی که دیوان بینالمللی دادگستری باید به بررسی آنها بپردازد و امید است بنحوی از عهده برطرف کردنشان برآید.(19)