دکتر رحمان قهرمانپور، کارشناس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام بحث خود را تحت عنوان «ویژگیهای الگوی ترکیه و امکان گسترش آن در منطقه» شروع کرده و میگوید: «در مورد الگوی ترکیه نظرهاى گوناگونی وجود دارد که آیا منظور اقتدارگرایی سکولار است یا یک نگاه اسلامیخاص، اسلام گرایی میانه رو یا شیوه همزیستی مردم ترکیه در کنار هم.»
وى با اشاره به تحول ساختار قدرت در ترکیه میافزاید: «یکی از ویژگیهای اساسی کمالیسم، رقابت میان مرکز و پیرامون است که مرکز، ارتش و سکولارها هستند و پیرامون، که یک زمان چپها بودند و اکنون اسلام گراها. ساخت قدرت در ترکیه همیشه به شکلی بوده است که نهادهای انتخابی در هر حال قدرت مانور محدودی داشتهاند؛ بنابراین هرگاه پیرامون بر سر قدرت آمده است قدرت تحرک محدودی داشته است. اما برخلاف تصوری که در ایران وجود دارد ارتش بخشی از این قدرت مرکزی ثابت است و سایر نهادها مانند قوه قضاییه هم قابلیت برابری دارند. در دهه 1970 جریانهای پیرامونی عمدتا چپ بودند که ارتش، اسلام گراها را برای جلوگیری از قدرت چپها تقویت کرد. مفهومی در ترکیه با عنوان دولت پنهان نیز وجود دارد که اشاره آن به همین نهادهای غیرمنتخب است.»
همچنین وی در خصوص اینکه چرا عدالت و توسعه توانست از پیرامون به مرکز بیاید؛ میافزاید: «به نظر میرسد این اتفاق ناشی از قدرت سومی باشد که در ترکیه به وجود آمد و آن عبارت است از تاثیرات جهانی شدن و پیوستن به اروپا. یعنی در کنار دو قدرت سنتی که در ترکیه وجود داشت و به نوعی به بنبست سیاسی منجر شده بود (یعنی قدرتهای مرکز و پیرامون) با ورود قدرت سوم (جهانی شدن) موازنه سنتی برهم خورد. ترکیه در 1990 از جهت ساختار سیاسی دچار عدم ثبات شده بود. به دلیل ساختار سیاسی و انتخاباتی خاص ترکیه (رسیدن به اکثریت نسبی) هیچ حزبی نتوانسته بود تشکیل دولت بدهد و در این فضا حزب عدالت و توسعه با درک ورود نیروی سوم یعنی جهانیسازی، دموکراتیزاسیون، حقوق بشر و غیره که به اندازه دو قدرت قبلی قوی بودند وارد فضای سیاسی شد. از سوی دیگر این حزب اولین حزب ملی به معنای واقعی است که توانسته حتی به مناطق کردنشین نفوذ کند.»
دکتر قهرمانپور با اشاره به تاثیر اسلام گراها در تحولات ترکیه میگوید: «عدالت و توسعه به سمتپذیرش سکولاریسم رفت و این استراتژی سبب قدرت گیری حزب شده است. در این میان کاریزمای آقای اردوغان بسیار نقش داشته است. بحران چپ در ترکیه نیز در قدرت گیری عدالت و توسعه نقش داشته است.»
وی سپس به مشکلات پیش روى الگوی ترکیه پرداخته و میگوید: «ناسیونالیسم در ترکیه نقش قابل تاملى دارد. هنوز هم در ارتش ترکیه از خطر گسترش مسیحیت در منطقه صحبت میشود. ناسیونالیسم آتاتورک ناسیونالیسم سرزمینی است که عدالت و توسعه به دنبال کم کردن قدرت و شدت این ناسیونالیسم است. نتیجه این قضیه اجماع نخبگان بر منافع ملی است که در ترکیه شکل گرفته است. حتى میتوان گفت با وجود اینکه قوه قضاییه و دولت با یکدیگر اختلاف نظر دارند اما خط قرمز منافع ملی را رعایت میکنند. بدنه نخبگان نیز از طریق ارتباط با آمریکا و اروپا و رسانهها گسترش پیدا کرده است و به دلیل اینکه این بدنه نخبگان در سایر کشورهای عربی ضعیفتر است امکان گسترش الگوى آن کم میشود.» همچنین قهرمانپور در خصوص حضور ترکیه در صحنه تجارى منطقه تاکید میکند: «ترکیه بیشتر به دنبال حضور در صحنه تجاری منطقه است تا صحنه استراتژیک و این امر باعث آسیبپذیری الگوی ترکیه شده است و در این راستا باید به حمله به شرکتهای ترک در شهر بنغازی لیبى اشاره کرد. نکته دیگر این است که اکنون اعراب به دلیل نگرانی از ایران به ترکیه نزدیکتر شدهاند. در مجموع باید گفت ترکیه یک بازیگر جدید در منطقه است که تجربهای در این زمینه ندارد و با نوعی خوشبینی وارد عرصه شده است. باید دید بعد از تحولات منطقه، موضع ترکیه چه خواهد بود.»