مقدمه:
امروزه یکی از مراکزی که به صورت علنی به مقابله با نظام جمهوری اسلامی پرداخته، سرویس جهانی بیبیسی است. این مرکز سعی دارد از طرق مختلف، افکار عمومی جهان به ویژه مسلمانان و ایرانیان را به جمهوری اسلامی بدبین کند. از آن جا که ویژگی ضد استعماری این انقلاب، راه هرگونه سوء استفاده بیگانگان را سـدّ کـرده، عـزم دشـمـنـان بر از بین بردن این نظام اسلامی ضد استعماری دوچـندان شده است و آنها میکوشند تا با طرح نقشههای جدید به خاک، هویت، فرهنگ و منافع این ملت، دست یازند. از این رو ما باید برای دفاع از کیان جمهوری اسلامی با دشمنان مقابله کنیم. برای واکنش در مقابل دشمن باید او را شناخت، به اهدافش پیبـرد و به روشهای او در ضـربـه زدن و رسـیدن به اهداف آگاه شد.
بررسی سابقه و عملکرد سرویس جهانی بی بی سی بدون توجه به مفهوم و اهداف برنامههای دراز مدت دیپلماسی عمومی دولت بریتانیا در ایران و خاورمیانه امکان پذیر نیست. ازاینرو ابتدا ذکر چند مقدمه ضروری به نظر میآید.
1. دیپلماسی عمومی، اصطلاحی است که از اواسط دهه 1960 میلادی و در زمان جنگ سرد در آمریکا و دیگر کشورهای بلوک غرب مطرح شد. دیپلماسی عمومی به معنای برقراری روابط دولتها با ملتها به جای روابط بین دولتها است. هدف از این نوع دیپلماسی فتح قلوب و اذهان عمومی همه یا بخشهای انتخاب شده از مردم کشورهای مورد نظر از طریق سیاستهای فرهنگی و اجتماعی است.(1)
پایگاه رسمی اینترنتی وزارت امور خارجه بریتانیا دیپلماسی عمومی را چنین تعریف میکند: «دست یابی به اهداف سیاسی از طریق کار با عموم مردم در کشورهای خارجی»(2) همچنین تعریف جدید دیگری از دیپلماسی عمومی بریتانیا این گونه است: «کار برای رسیدن به اهداف، نفوذ کردن مثبت در دیدگاههای افراد و سازمانهای خارجی نسبت به بریتانیا و همکاری آنها با بریتانیا»(3).
2. بحث دیپلماسی عمومی به مفهوم غربی آن در ایران امری نسبتا جدید و با سابقه چهل ساله است، ولی سیاستهای مشابه این مساله توسط مقامات انگلیسی در ایران از ابتدای قرن نوزدهم با آغاز مناسبات دیپلماتیک دو کشور شروع میشود. این استعمار پیر از نیمه قرن نوزدهم با استقرار دوایر مختلف دیپلماتیک در شهرهای مختلف ایران این دیپلماسی را گسترش میدهد.(4)
بیشترین حجم ارتباطات ماموران بریتانیایی و فعال شدن دیپلماسی بریتانیا در منطقه در فاصله نیمه قرن نوزدهم تا نیمه قرن بیستم است. از آن پس، این نفوذ استکباری بین بریتانیا و آمریکا تقسیم میشود. در این دوره که حدود یک سده به طول انجامید، در تهران و دیگر شهرها دیپلماتهای بریتانیایی مستقر بوده و با رفت و آمد به این شهرها با مردم عادی و شخصیتهای غیردولتی مراوده و ارتباط مداوم داشتند.
این ارتباط عمدتا از دو طریق جداگانه ولی هماهنگ صورت میگرفت: از یک سو در تهران از طریق «دبیر شرقی» یا «کنسول شرقی» و همکارانش که مامور تماس با افراد مختلف و صاحب نفوذ در ایران و به ویژه پایتخت بودند. و از سوی دیگر در سایر بلاد از طریق کنسولها، کنسولیارها و ماموران محلی خود در شهرها، ارتباطات دیپلماسی بریتانیا با ایرانیان گستردهتر میشد. این استعمار پیر در این دیپلماسی با استفاده از مکاتبات متقابل به زبانهای فارسی و انگلیسی بین اتباع ایرانی و دیپلماتهای بریتانیایی، خبرچینی، تقاضای حل و فصل مشکلات از راههای غیرعادی توسط ماموران انگلیسی، شکایت از مسؤولان و چهرههای صاحب نفوذ داخلی و خلاصه تقاضای بازکردن گرههای ناگشوده به دست ماموران بریتانیایی و همکاران محلی ایرانی آنان، سعی در نفوذ بیشتر بر افکار عمومی ایران و گسترش روابط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و حتی شخصی آنان در یک دوره طولانی دست کم صد ساله داشت.
یکی از مهمترین موارد ارتباط مقامات دیپلماتیک بریتانیا با ایرانیان در تهران و برخی دیگر از شهرها را میتوان در ماجرای بستنشینی در باغ تابستانی سفارت آن کشور در قلهک در تابستان 1285 دید که عملا برای مدتی چه از طریق بستنشینی مردم و چه از طریق انتقال تلگرافها، مقامات محلی دیپلماتیک بریتانیا واسطه انتقال پیام مشروطه خواهان ایرانی به دیگران شدند.(5)
با توجه به دامنه فعالیتهای دیپلماتهای محلی بریتانیا در ایران، شاید بتوان لندن را پیشگام دیپلماسی عمومی دولتهای سلطهجوی خارجی در تاریخ ایران و احتمالا دیگر کشورهای خاورمیانه دانست.
2. انگلیس برای دیپلماسی عمومی در جهان از شیوههای مختلفی استفاده میکند.
یکی از روشهای آنها برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی، درست چند ماه پس از پایان یافتن جنگ جهانی اول، تأسیس سرویس عمومی بیسیم به نام رادیو در مارس 1919 میباشد. مسؤولان آن کشور تا اواخر سال 1932 به منظور گسترش این دیپلماسی اقدام به تأسیس یک رادیوی بین المللی کردند. این سرویس با عنوان «سرویس امپراتوری بی بی سی» (BBC Empire Service) به زبان انگلیسی و عمدتا برای جذب مخاطبان انگلیسی زبان خارج از مرزهای آن کشور آغاز به کار کرد. اما روشهای اجرایی دیپلماسی عمومی بریتانیا در ایران و دیگر کشورها در سالهای قبل از جنگ جهانی دوم کم کم دچار تغییر و تحولات بسیاری شد و از طرق مختلفی این روشها اعمال میشد. سیاستگران و سیاستگذاران بریتانیایی پس از چند دهه دریافته بودند که بدون یک بازنگری اساسی در برنامههای سنتی دیپلماسی عمومی خود قادر به رقابت با دیگر قدرتهای حاضر این عرصه در جهان امروز نخواهند بود. به همین سبب، وزرای خارجه و دارایی بریتانیا به طور مشترک در سال 2004 کمیسیونی را به ریاست لرد «پاتریک کارتر»(6) مأمور بررسی و بازنگری اساسی در سیاستهای دیپلماسی عمومی آن کشور کردند. نتیجه این تحقیق که سال 2005 در قالب یک جزوه 77 صفحهای منتشر شد، در سالهای اخیر به راهنما و دستورالعمل اجرایی دیپلماسی عمومی نوین بریتانیا در قرن بیست و یکم تبدیل شده است.(7)
از زمان تدوین و انتشار گزارش لرد کارتر، بخش دیپلماسی عمومی در کمیسیون سیاست خارجی پارلمان بریتانیا فعال شد و بهطور قابل توجهی بیش از گذشته در زمینه قانونگذاری با سرویس جهانی بی بی سی و سایر مؤسسات و مسؤولان آنها وارد تعامل شدند(8).
بر این اساس وزارت خارجه بریتانیا محورهای اساسی را برای دیپلماسی عمومی این کشور اعلام کرد:
1. سرویس جهانی بی بی سی(9)
2. بریتیش کانسل (شورای فرهنگی بریتانیا)(10)
3. شبکه خبری ماهوارهای «بی.اس.ان» (بریتیش ساتلایت نیوز)(11)
4. سازمان نمایشگاههای فرهنگی و تجاری بین المللی بریتانیا.(12)
بدیهی است در این مختصر مجال بررسی همه این موارد وجود ندارد و تنها اندکی به سرویس جهانی بی بی سی و بخش فارسی آن پرداخته خواهد شد.
سرویس جهانی بیبیسی
درست چند ماه پس از پایان یافتن جنگ جهانی اول، حکومت استکباری بریتانیا به منظور در دست گرفتن و هدایت افکار عمومی کشور خود اولین سرویس عمومی بیسیم به نام رادیو را در مارس 1919 راه اندازی کرد. مسؤولان این کشور تا اواخر سال 1932 به دلیل مسائل داخلی خود بخصوص عوارض پس از جنگ، به فکر تأسیس یک رادیوی بینالمللی نبودند. در دسامبر 1932 بخش بینالمللی بیبیسی با عنوان «سرویس امپراتوری بیبیسی»(BBC Empire Service) به زبان انگلیسی و عمدتا برای جذب مخاطبان انگلیسی زبان خارج از مرزهای آن کشور آغاز به کار کرد. در آن زمان نام «سرویس امپراتوری بیبیسی» بسیار پرابهت بود؛ اما امروزه مسؤولان این شبکه ترجیح میدهند تا به فراموشی سپرده شود. آنها نام جدید سرویس جهانی بی بی سی را از سال 1988 جایگزین آن کردند.
سایت رسمی اینترنتی شبکه بیبیسی انتخاب نام قدیمی را چنین توجیه میکند که این نام برای پیشبرد اهداف امپریالیستی نبوده بلکه برای «متحد کردن مردم انگلیسی زبان کشوری که در آن زمان امپراتوری بریتانیا نامیده میشد» این نام انتخاب شده بود.(13) این سرویس در فاصله چند سال بهویژه به دلیل شرایط نزدیک به آغاز جنگ جهانی دوم و نیاز به تبلیغات و تاثیرگذاری بر مردم کشورهای متخاصم دایره فعالیت خود را از زبان انگلیسی به دیگر زبانها گسترش داد و در سال 1938 و چند ماه قبل از آغاز جنگ جهانی دوم بخشهای عربی و اسپانیولی بیبیسی جهانی آغاز شدند(14).
از ابتدای تأسیس سرویس جهانی و بخش فارسی آن همیشه در بین مخاطبان این سرویس در ایران و دیگر کشورهای فارسی زبان دو تلقی متفاوت و حتی متنافر وجود داشته است: یک نظر این که آن سرویس بهعنوان رسانهای وابسته و پیوسته به وزارت خارجه بریتانیا میباشد. دیدگاه دیگر این که وجود این سرویس یک امکان جهانی برای گسترش جریان آزاد رسانهای است. این تقابل به خوبی در تاریخ رسمی بیبیسی مشاهده میشود.
از همان ابتدای تاسیس بیبیسی، در منشورها و اساسنامههای مختلف آن از جمله دستورالعمل مصوب کلمنت اتلی، نخست وزیر وقت در سال 1946، ضمن تاکید بر ضرورت توجه این رسانه به ضرورت پیروی از سیاستهای امپراتوری و منافع ملی آن کشور در انجام کار خود مستقل عمل کند.(15)
این استقلال عمل را در امور روزمره شبکههای داخلی بیبیسی تا حدی میتوان مشاهده کرد؛ زیرا بودجههای هنگفت شبکههای مختلف در بریتانیا از مالیات مستقیم و سالانه مردم با نام «لایسنس فی/ مالیات تلویزیون» تامین میشود(16)، اما بودجه سرویس جهانی بیبیسی، مستقیم از سوی وزارت خارجه آن کشور تامین و بخش جهانی بهطور رسمی از نظر اداری زیر مجموعه و تحت دستگاه دیپلماسی لندن محسوب میشود و سیاستهای کلان آن، مدام به شکل مستقیم یا غیرمستقیم تحت نظارت مسؤولان دولتی یا نمایندگان آنان قرار دارد. مسؤولان بیبیسی در شرایطی اصرار بر استقلال سرویس جهانی خود دارند که برای تصویب و اجرای برنامههای مختلفشان نیازمند ارایه برنامههای خویش به مسؤولان قانونگذاری و اجرایی، و تأیید مستقیم پارلمان از طریق بخش دیپلماسی عمومی کمیسیون خارجی و وزارت خارجه آن کشور هستند.
در یک گزارش مجلس اعیان بریتانیا در بررسی منشور پیشنهادی سرویس جهانی بیبیسی در دوره پارلمانی سالهای 2005-2006 چنین آمده است: «از زمان تاسیس سرویس جهانی بیبیسی، استقلال آن اساس توفیق آن بوده است. با این همه به دلیل آن که وزارت امور خارجه و مشترک المنافع اداره تامین کننده مالی سرویس جهانی است، روابط رسمی بین آن و دولت علیاحضرت ملکه وجود دارد. توافق رسانهای(17) بین بیبیسی و وزارت خارجه تعیین کننده اهداف راهبردی سرویس جهانی بیبیسی است. این [توافق] سرویس جهانی بیبیسی را متعهد میسازد که برنامههای تولید و پخش شده و اولویتهای رسانهای خود را بر اساس قراردادش با وزارت خارجه تنظیم کند. همچنین وزارت خارجه نقش تصمیم گیرندهای درباره شیوه کارکرد سرویس جهانی بیبیسی خواهد داشت...»(18)
این تعامل از آن زمان تاکنون با تغییر و تحولات جزئی ادامه یافته و همواره بخش مشخصی در وزارت خارجه بر سیاستهای میان مدت و دراز مدت بیبیسی در جهان نظارت داشته است. اسنادی بر این ارتباط، در آرشیو ملی بریتانیا و آرشیو سرویس جهانی قابل پیگیری است.
نکته قابل توجه دیگر در نقد و بررسی سرویس جهانی بیبیسی این است که حتی اگر آزادی و استقلال عمل مسؤولان و کارکنان این شبکه از وزارت خارجه را هم جدی بگیریم، باز بر اساس تجربه و اطلاعات موجود میتوان چنین گفت که تاسیس کل این شبکه و بخشهای مختلف مربوط به زبانهای گوناگون آن، دقیقا بر اساس اهداف آشکار و نهان بینالمللی و فرامنطقهای وزارت خارجه بریتانیا بوده و این مسأله بیشتر از هر قسمت دیگری درباره زمان تأسیس بخشهای سه گانه فارسی صادق است. ادامه دارد...