مهاجرت یهودیان به آمریکا از سال 1492 که کریستف کلمب همراه با 300 نفر وارد این قاره شد آغاز گردیده اینها کسانی بودند که پس از پایان حکومت عربی از اسپانیا رانده شده بودند، یکی از آنان «لوئیس دی خوریس» بود. وی اولین نفری است که در ساحل کوبا پیاده شد و در آنجا مستقر گردید. بعد از کشف توتون و تنباکو، گفته میشود که او اساس و پایه تسلط یهودیان بر شرکتهای کنونی توتون و تنباکو است.
بعد از این جریان تا سال 1815 تعداد 6000 یهودی به آمریکا مهاجرت کردند که اینها موج اولیۀ مهاجرت یهودیان به آمریکا را تشکیل دادند و بنام یهودیان شرقی معروف شدند و اکثر آنان از اسپانیا و شمال آفریقا و کشورهای عربی و آسیا و هند آمده بودند.
موج دوم مهاجرت یهودیان بین سالهای 1815 - 1884 مقارن با عصر انقلابات و نهضتها در اروپا و شروع جنگ داخلی آمریکا بود. در این سالها مهاجرت یهودیان آلمان به این قاره را در حد 000/100 نفر تخمین زدهاند.
سومین موج مربوط به مهاجرت یهودیان روسیه و کشورهای اروپای شرقی است و بین سالهای 1880-1930 که تعداد یهودیان در آمریکا نزدیک به دو میلیون نفر رسید تعداد یهودیان آلمان که در فاصله دو جنگ جهانی به آمریکا مهاجرت نمودند به دویست هزار نفر بالغ میگردید که بر این اساس تعدادشان در حال حاضر به نزدیک 6 میلیون نفر میرسد که 3% جمعیت آمریکا را تشکیل میدهند و اینان برای اسرائیل دو نقش اساسی را ایفا میکنند.
اولا: بعنوان یک منبع کمکهای مادی و سیاسی بشمار میرود
ثانیا: یک اهرم فشار بر حکومت آمریکا هستند که در جهت روند توسعهطلبانۀ اسرائیل در مناطق عربی بسیار موثرند. و این نقش در دادن وامهایی که جهت اماکن یهودیان شوروی، در شهرکها پرداخت میشود بسیار آشکار و روشن است.
سازمانهای یهودی:
رهبران صهیونیسم جهانی به اهمیت تاسیس یک مرکز برای رسیدن به اهداف خود پی برده با کمک پایگاه گسترده خود در سطح جهان تلاشهای خاصی برای ایجاد یک شبکه سازمانهای صهیونیستی و هواداران صهیونیسم انجام دادند.
بهترین مثال این جریان کنفرانس صهیونیستی 1897 است که پس از آن جمعیتها و اتحادیههای صهیونیستی در همۀ کشورهای اروپایی و آمریکا گسترش مییابد و هنگام برگزاری دومین کنفرانس صهیونیستی در سال 1898 - 1913 گروههای صهیونیستی تشکیل شد که از این تعداد 373 گروه در روسیه بود و در سال 1914 این سازمانها در اکثر کشورهای اروپایی و آمریکا و آسیا و آفریقا گسترش یافت.
سازماندهی و رهبری این سازمانها را مرکز رهبری یهودیان جهان در ایالات متحده و اسرائیل بعهده داشت، مهمترین این سازمانها، «نمایندگی یهودی» است که بر سازمانهای صهیونیستی بیش از 60 کشور اشراف داشته، همچنین کنفرانس یهودیان جهان در 67 کشور علاوه بر حکومت صهیونیستی (اسرائیل) نمایندگی دارد.
سرمایه این سازمانها از درآمدهای «نمایندگی یهودی» و دیگر سازمانهای صهیونیستی و کمکهای مالی سرمایهداران یهودی و همچنین مالیات اجباری که از یهودیان جمعآوری میشود، تامین میشود. این تشکیلات سازمان یافته صهیونیسم بینالمللی یک پایگاه عظیم مادی ایجاد کرده است و اثر بزرگی بر سیستم اداری و وسائل ارتباط جمعی در کشورهای سرمایهداری (امپریالیستی) دارد که نقش اساسی را در نفوذ و فعالیت لابی صهیونیست بر سیاست این کشورها را ایفا میکند.
صهیونیستها وسیعترین شبکه خود را در ایالات متحده ایجاد کردهاند که تقریبا 300 سازمان و 230 انجمن محلی و صندوق کمک و موسسه روابط عمومی و پیش از 500 کنیسه را دربر میگیرد که همه آنها در جهت نشر ایدئولوژی صهیونیستی و پشتیبانی اسرائیل فعالیت میکنند. هر بخشی وظیفهای در یک زمان معین ایفا میکند، برخی از آنها در جهت ایجاد تجمع بمنظور پشتیبانی از یک موضوع تلاش میکنند و برخی جمعیتهای یهودی را تحت پوشش قرار میدهند، گروهی ماموریت ایجاد روابط دوستانه با شخصیتهای سیاسی مختلف را دارند و گروهی هم جمعآوری کمکها برای دولت اسرائیلی را بعهده دارند.
مهمترین این سازمانها عبارتند از:
1- سازمان دعوت اتحاد یهود که بزرگترین (سازمان) جمعیت یهودی در آمریکاست که جمعآوری کمکها و تشکیل گردهماییها و سمینارها و دیدار با رهبران و بزرگان را بعهده دارد.
2- سازمان «بنای بریت» که از یک تشکیلات خاصی برخوردار است و وظیفه متهم کردن مخالفین منافع اسرائیل بر عهده آنست.
3- موسسه یهودی ـ آمریکائی ـ یک سازمان تابع رژیم اسرائیل است.
4- سازمان یهودی ـ آمریکائی که ایجاد ارتباط و تنظیم بین یهودیان جهان را انجام میدهد.
5- گروه آمریکایی ـ اسرائیلی در امور عمومی، در سال 1964 تاسیس شد و فشار بر کنگره وظیفه این گروه است، دفترش با 30 کارمند در واشنگتن قرار دارد و بیش از 12 هزار عضو از میان صهیونیستها و رهبران آنها دارد. رئیس آن «توماس واین» مشاور سیاسی سابق خانوادۀ کندی است.
6- کنفرانس رهبران جمعیتهای بزرگ یهودیان آمریکا، میتوان نام «کنفرانس لابی صهیونیست در آمریکا» را بر آن نهاد که مهمترین نقش سیاسی لابی را ایفا میکند. ماموریتش ایجاد ارتباط با مدیران وسایل ارتباط جمعی، شخصیتهای سیاسی آمریکا و ارائۀ افکار و طرحهای لازم برای بررسی، تصمیمگیری و حتی رای دادن به نفع آنها.
در زمینه اقتصادی و مالی تقریبا 20% از میلیاردرهای آمریکا را یهودیان تشکیل میدهند که بخش عظیمی از مراکز مهم مالی مانند شرکتهای سرمایهگذاری و بورسها، کارخانههای طلا، الماس و گوشت و... را در دست دارند.
آمار 1958 نشان میدهد که درآمد یهودیان 10% از کل درآمد سرانه آمریکا بیشتر است با اینکه آنها تنها 3/3 درصد از کل ساکنان را تشکیل میدهند.
فعالیت سرمایهداری یهودی به طرز دقیقی با قطبهای احتکاری و بخشهای اقتصادی از جمله صنایع تولیدات نظامی ـ انرژی ـ بانکها و نفت و... در ارتباط است و در شرکتهای بزرگ مصرفی مانند گولدمان اندساکس ـ لیمان بادر ـ کان لیپ ـ کارل م ـ لیپ رودس) و شرکتهای تجاری سیزراندروپیک و کارخانههای صنایع سنگین مانند جنرال دینامیک ـ لیتون اندستریز، ستاندارد اویل اف اندیانا» نقش مهمی بازی میکند.
مهمترین زمینه فعالیت اقتصادی لابی، در صنعت نفت، پتروشیمی و صنایع نظامی که در سالهای اخیر سرمایهداری صهیونیستی در این زمینه فعالیت بیشتری را نشان داده است، «موسسه تولیدی لیمان» اقدام به ایجاد موسسات بزرگ صنایع نظامی، الکترونیکی و موسسات صنایع فضایی جنرال دینامیک کورپوریشن» و «لیتون اندستریز» و سیریاند از جمله این اقدامات است. تقریبا 30 شرکت بزرگ را در بر میگیرند که وزارت دفاع آمریکا زیر پوشش خود قرار میدهند. شرکت «لازارفریر» توانست بر مجتمع بزرگ صنایع هواپیمایی لاکهید، ایرکرافت دست یابد.
کارشناسان اقتصادی میگویند این شرکت تقریبا 23% از سهام شرکتهای صنعتی بزرگ در ایالات متحده را داراست و در بعضی موسسات این میزان سهام به 40% میرسد، نمایندگان این شرکتها تقریبا 15% از پستهای اداری کشور را دارند.
طبیعی است که اینهمه دارایی، در انتخابات و رساندن عناصر طرفدار اسرائیل به مراکز مهم رهبری بکار گرفته میشود لازم به ذکر است که 20 الی 40 درصد از هزینههای تبلیغاتی حزب جمهوریخواه و 50 الی 65% هزینههای حزب دموکرات بوسیله لابی تامین میگردد.
در زمینههای تبلیغاتی یهودیان بزرگترین مراکز و بنگاههای خبری را داشته و بر بخش عظیمی از وسایل ارتباط جمعی از جمله نیویورک تایمز، واشنگتن پست، رادیوی کاربریشن اوف آمریکا تسلط دارند و تقریبا 300 روزنامه و هفتهنامه و مجله را دارند و مهمتر از آن نیروی فشار بر همه مطبوعات از طریق کمک مالی در دست دارند. لابی در صنعت سینما نیز نفوذ زیادی دارد.
شرکتهای «متروگولدین مایر»، «شرکت فوکس قرن بیستم» از جمله شرکتهای وابسته به لابی است، خبرگزاریهای بزرگی را نیز در اختیار دارد نفوذ لابی در مطبوعات به حدی میرسد که سازمان گشتاپوی یهودی که بنام «پیمان مقاومت یهود» با گستاخی از سیاست «سنگ مطبوعاتی» در برابر مخالفین یهود استفاده میکند. یکی از نویسندگان یهودی در یک مقاله خود در جواب هجوم جرالد اسمیت بر یهودیان مینویسد: ما نام جرالد اسمیت را منتشر نمیکنیم بلکه صدای گریهاش را.
انتخابات در آمریکا:
نفوذ صهیونیسم در ایالات متحده با مسئله سازمان انتخاباتی بطور عام و انتخابات ریاست جمهوری بطور خاص ارتباط دارد، یهودیان برخلاف دیگر ساکنان در انتخابات بطور فعال شرکت میکنند و بدین وسیله فشار بزرگی را بر احزاب و شخصیتهای سیاسی که قصد دستیابی به پستهای حساس کشور را دارند وارد میکنند.
لابی نقشهای خود برای موفقیت عناصر طرفدار اسرائیل و سیاستهای صهیونیستی در ادارههای آمریکایی که نقش تصمیمگیری را دارند، در «اداره انتخابات» اجرا میکند و سرمایههای هنگفتی را در این راه خرج میکنند.
برای نمونه «ابراهام فینبرگ» سرمایهدار بزرگ یهودی در سال 1968 برای حمایت از «همفری» کاندیدای حزب دموکرات به تنهایی یک میلیون دلار داد و پیروزی کارتر در سال 1976 میلیونها دلار خرج داشته است همین انگیزهای میشود تا کاندیداها برای کسب دوستی لابی و پیروزی در سایه حمایت او در برابر هم سبقت گیرند و در مقابل تعهد مینمایند که از موضعگیریها و خواستههای اسرائیل در سازمانهای دولتی آمریکا دفاع نمایند.
هنری جاکسون در یکی از پوسترهای تبلیغاتی خود در کنار پرچم اسرائیل میایستد تا دلیل دوستی و علاقه خود به اسرائیل را نشان دهد.
برای اینکه نقش لابی در موضعگیریهای سیاسی آمریکا روشن شود گذری سریع بر سیستم انتخاباتی، و وسیله انتخاب رئیسجمهور لازم است.
کنفرانس ملی حزب جمهوریخواه و حزب دمکرات نام کاندیداهای خود را برای کسب مقام ریاست جمهوری و معاونت آن معرفی میکند تعدادی از اعضاء این کنفرانس از طریق انتخابات مقدماتی و کمیسیونهای فرعی حزب در این ایالات بطور مستقیم انتخاب میشوند، کنفرانس ملی اجتماع وسیع درون حزبی است که از نمایندگان اعضاء ایالات متحده تشکیل شده است و هر چهار سال یکبار تشکیل میشود. کاندیداهای ریاست جمهوری تلاش میکنند موافقت اعضاء آنرا بدست آورند که آنرا بعنوان کاندیدای حزب قرار دهند. پس از معرفی کاندیداها در حزب فعالیت انتخاباتی خود با استفاده از وسائل تبلیغاتی، سمینارها، تراکتها،... را در میان مردم آغاز میکنند و تا روز انتخابات ادامه مییابد، مردم بطور مستقیم برای انتخاب اعضاء هیات انتخاباتی را که در ایالات و پایتخت بر 538 نفر میرسد شرکت میکنند. و هر یک از اعضا بعنوان یک رأی در اتخاباتیکه این هیأت پس از پیروزیش برای انتخاب رئیسجمهور برگزار میکند، بشمار میرود.
تعداد اعضاء این هیأت انتخابی مذکور در تمام ایالات نسبت به جمعیت آن تقسیم میشود از این میان تعداد 12 ایالت که یهودیان آمریکایی در آن بطور وسیع حضور دارند 227 عضو و رأی اختصاص دارد و از آنجا که یهودیان بطور کامل در مقابل 40% بقیه ساکنان رأی میدهند، بطور جدی بر نتیجۀ انتخابات تاثیر میگذارند چرا که کاندیدای مقام ریاست جمهوری لازم است که 51% از رأی هیأت را کسب نماید (یعنی 27 رأی از 538 ـ رأی) و همانگونه که از قبل گفته شد در 12 ایالت یهودیان نقش اصلی را در انتخابات بازی میکنند لذا کاندیداها در تبلیغات انتخاباتی جهت کسب حمایت یهودیان از هم پیشی میگیرند، چرا که یهودیان حرف نهایی را میزنند بطوریکه این ایالات بنام «کلید حکومتها» نام گرفتهاند.
شایان ذکر است که حرکت صهیونیستی در آمریکا به یک حزب سیاسی واحدی ارتباط ندارد بلکه افراد خود را در همه احزاب، جمهوریخواه، دموکرات، سوسیالیست و... تقسیم میکند هر چند که بیشترین افراد را به حزب لیبرال که منافعشان را حفظ میکند سوق میدهد و رأی خود را به نفع آن حزب میدهد.
سناتور جیمز «ابورزق عربالاصل» نقل میکند که: من و سناتور ویلیام فلبرایت در سال 1973 در مناقشه کنگره دربارۀ کمک 2/2 میلیارد دلاری آمریکا به اسرائیل، اصرار داشتیم که کنگره باید راه اعتدال و حکمت را پیشه کند، در همین هنگام یکی از اعضاء به من نزدیک شد و گفت اجازه بدهید که بگویم به یک دلیل بسیار ساده شما به هیچجا نمیرسید. بدلیل اینکه یهودیان در کشور حق رأی دارند اما عربها این حق را ندارند.»
نفوذ در پنتاگون:
از آغاز سال 1989، با انتصاب ریچارد بیرل بعنوان مشاور وزیر دفاع آمریکا در مسائل امنیت ملی جهانی که روابط دوستانه و صمیمانهای با (لابی) صهیونیسم داشته است نفوذ لابی در پنتاگون و شرکتهای صنایع نظامی مربوط به آن افزایش یافت.
مجله نیواستیتمان در ماه سپتامبر 1982 فاش ساخت که ریچارد بیرل و یکی دیگر از مشاوران وزیر دفاع در تجارت دولتی و روابط اقتصادی و امنیتی بنام ستیفان برایان تلاشهای وسیعی به نفع اسرائیل در مراکز صنایع نظامی آمریکا انجام میدهند. این مجله میافزاید:
که «بیرل» اندکی قبل از پیوستن به پنتاگون برای اجرای طرحها، مشاورههایی با شرکت صنایع نظامی سولتام اسرائیل برای تولیداتش در ایالات متحده انجام داده بود و 140 هزار دلار بعنوان پاداش دریافت کرده بود.
«برایان» مدتها قبل وقتیکه یک کارمند دولتی در کمیسیون امور خارجه مجلس سنا بود متهم به جاسوسی به نفع اسرائیل شده بود. بیرل و برایان بعنوان مسئول اجرا سیاستهای پنتاگون در انتقال تاکتیک هستند در امر انتقال به کشورهای مختلف نقش اساس را بازی ـ میکنند.
چنانکه در انتصاب کارمندان و مستشاران هوادار اسرائیل در ادارههای نظامی مربوط به امور تحقیق، خرید و تولید نقش مهمی را ایفا میکنند و از طریق دوستان خود ـ فشارهایی بر کاخ سفید و کنگره در گرفتن تصمیمات به نفع اسرائیل ایجاد میکنند.
از جمله در یاری دادن اسرائیل در نجات از ورشکستگی اقتصادی همانگونه که مجله نیواستیتمان فاش ساخته است.
بدنبال همکاری پنتاگون، ژنرال بازنشسته جان فوجت و کلیمیت کاریتس با یک سازمان امینت نژادی یهودی بنام «جینا» که زیر نظر لابی صهیونیسم در ایالات متحده است همکاری میکنند که برایان ریاست این سازمان را که مقرش در واشنگتن است از سال 1975 تا 1981 پیش از انتقال به پنتاگون جهت همکاری با پیتر بعهده داشته است.
در حقیقت «جینا» پردهایست که سفارت اسرائیل برای وسعت دادن به تلاشهای خود برای گسترش اسلحهاش از یکطرف، و از طرفی دیگر جهت تأمین اسلحه مدرن اسرائیل از آمریکا در پشت آن مخفی شده باشد نیست.
فرودی بوشفیتچ رئیس گروه فرعی کارشناسی امور خاورمیانه و جنوب در مجلس سنا است که در اداره سیاست ایالات متحده نقش مهمی ایفا میکند. ماکس کامبلمان سرپرست گروه آمریکایی در ـ کنفرانس امنیت و همکاری اروپا در مادرید، کایکل میدن مشاور خاص الکساندر هیگ وزیر خارجه سابق آمریکا، یوگین روستو مدیر مؤسسه نظارت بر فروش و خلع سلاح از جمله کسانی هستند که با «جینا» همکاری میکنند.
لابی صهیونیسم نیز از راه عناصر نفوذی خود در پنتاگون و کارخانههای نظامی اقدام به سرقت نقشهها و اطلاعات محرمانه مربوط به ساخت اسلحه و ذخیرههای جنگی آمریکا نموده آنها را بطور مخفیانه به اسرائیل منتقل میکند.
خصوصاً در اواخر دهۀ 70 خبرگزاریها به نقل از رئیس (مدیر) شرکت ریکان اپتیکال آمریکایی پرده از توطئه انتقال اطلاعات وسیع و بسیار محرمانه به اسرائیل برداشتند. بطوریکه گروهی از جاسوسان اسرائیلی در حالیکه اطلاعات گسترده و مهمی از سیستم راداری ـ نیروی هوایی بسیار پیشرفته که میتوان بوسیله آنها یک فرد را که به فاصلۀ 160 کیلومتر در یکی از خیابانها در حرکت است، ردیابی کرد را بهمراه داشتند، دستگیر شدند.
کما اینکه در یک سند محرمانۀ بخش حفاظت وزارت دادگستری آمریکا، اسرائیل بوسیله «لابی» در رأس کشورهایی است که اطلاعات محرمانه تکنولوژیک آمریکایی را بسرقت میبرند. آخرین مسئلهای که خبرگزاریها پرده از آن برداشتند، رسوایی جاسوس اسرائیلی پولارد است که افکار عمومی آمریکائیان را تکان داد، هرچند که بر استمرار و عمق روابط آمریکا و اسرائیل اثری نگذاشت.
لین جانکا جانشین سابق معاون وزیر دفاع آمریکا و کارشناسان سیاست خاورمیانه در سخنان خود در مورد توانایی اسرائیل در کسب اسلحه و اسرار نظامی آمریکا گفت: باید بدانیم که اسرائیلیها در پنتاگون بسیار زیرکانه عمل میکنند، و مردانی را دارند که تشکیلات ما را بخوبی میشناسند و در همه ردهها روابط دوستانهای ایجاد کردهاند، و بگونهای با حکومت برخورد میکنند که همواره از نیروی فشار استفاده میکنند و یک حضور کلی دارند.
وحشت در میان کنگره:
پول فندلی سناتور جمهوریخواه آمریکایی سابق در کتاب خود «چه کسی جرأت حرف زدن دارد؟» میگوید: گروه اسرائیلی ـ آمریکایی امور عامه که با اسم اختصاری (ایباک) معروف است، مشهورترین گروه در کنگرۀ آمریکاست، هر جا و هر کس در امور سیاسی خاورمیانه دخالتی داشته باشد و این اسم در کنگره گفته شود، صورتش رنگارنگ میشود»
در حقیقت «ایباک» بین گروههای فشار قدرت بیشتری دارد، و برای پشتیبانی یا کنار زدن یکی از نمایندگان میلیونها دلار خرج میکند و شبکهای دارد که هرگونه موضعگیری نسبت به اسرائیل یا ارسال اسلحه به کشورهای عربی را زیر نظر قرار میدهد.
برای مثال وقتی که سناتور چارلز پرسی در سال 1981 هواپیماهای آواکس را به عربستان داد، گروه «ایباک» برای متوجه کردن دیگران تصمیم به تحت فشار قرار دادن او گرفت و از او عنصری نامطلوب که شبیه غول است، معرفی کردند.
«ایباک» همه مسائلی را که اعضاء کنگره در مورد مسایل سیاسی خاورمیانه مطرح میکند میداند حتی سخنان خصوصی را، هر کس از آنها که از اسرائیل انتقاد کند موقعیت سیاسیش در خطر قرار خواهد گرفت.
در سالهای اخیر این سازمان توانسته است نفوذ خود را در حد حاکمیت مطلق بر تصمیمات کنگره در مورد مسائل خاورمیانه و منافع اسرائیل گسترش دهد.
بطوریکه همه نمایندگان در مجلس نمایندگان و سنا به قدرت سیاسی برتر «ایباک» در راه موفقیت در انتخابات ایمان آوردهاند. همین امر انگیزهای شد که سناتور پل فندلی بگوید: صورت ذهنی موجود از «ایباک»، خود واقعی و یا خیالی است که مراد ما برای سلطه جاویدان و ترسناک آن بر قرار شده است.»
نیویورک تایمز در مورد «ایباک» میگوید: بزرگترین مجتمع برای منافع مشترک سیاست خارجی، که به بهترین شکل اداره میشود و بیشترین نفود را در واشنگتن دارد «واشنگتن پست» آنرا بعنوان قدرت سیاسی یهودی مهم کنونی در آمریکا میداند. پل ن پیت ماکبوسکی نویسنده سابق با صراحت میگوید که: کنگره از این سازمان در هراس است.
«این سازمان نشریهای بنام» اخبار خاور نزدیک» که از مهمترین نشریات لابی صهیونیسم در آمریکا است منتشر میکند که در میان 60 هزار آمریکایی مسئول در امور سیاسی طرفدار اسرائیل توزیع میشود، همچنین بطور رایگان بین اعضاء کنگره و مسئولین ردههای بالای حکومتی و مطبوعات توزیع میشود، و حقیقت اینکه این سازمان همانگونه که پل فندلی میگوید: امتداد حکومت اسرائیل در کنگره آمریکاست و این مطلب در سال 1986 هنگامیکه بین اعضاء کنگره بیانیهای مبنی بر بمباران نیروگاههای اتمی عراق توسط رژیم صهیونیستی آنهم یکساعت پیش از صدور آن بیانیه از طرف نخستوزیر اسرائیل بیشتر روشن میشود.
با گذشت زمان، نفوذ این سازمان چند برابر گذشته حتی به کاخ سفید رسیده است و رؤسای جمهور آمریکا برای گرفتن موافقت از کنگره به آن پناه میبرند. برای نمونه پناه بردن ریگان برای کسب موافقت طرح جنگی بود، که پس از حصول موافقت بعنوان تشکر به مدیر «ایباک» گفت: از تو و از همه کارمندانت برای این کمک بزرگ جهت تصویب طرح جنگی تشکر میکنم، ... و من میدانم که برای بدست آوردن این موافقت از همه سازمانها کمک گرفتید، و علاوه بر توجه خاص دفتر ریگان به برقراری روابط محکم با این سازمان، کاخ سفید در گذشته نیز برای تصویب کمک خارجی خصوصاً اگر این طرح شامل کمکهای اقتصادی ـ نظامی بزرگی برای اسرائیل باشد، از آن کمک میگرفت.
ژنرال جورج براون میگوید: این لابی بقدری قدرتمند است که نمیتوان باور کرد، اسرائیلیها از ما اسلحه و ماشین ابزار نظامی مدرن میخواهند وقتیکه در جواب آنها میگوییم: نمیتوانیم کنگره را برای تائید اینکار قانع کنیم، میگویند، از بابت کنگره دغدغهای نداشته باشید، آن را به عهده ما بگذارید ـ با اینکه آنها کشور دیگری هستند اما هر چه که میخواهند میتوانند در کنگره انجام دهند.
«ترجمه از دفتر سرپرستی کیهان خوزستان»