آقای وارن کریستوفر وزیر خارجه آمریکا در خاورمیانه مشغول گشت و گذار و دیدار و گفتگو با رهبران کشورهای منطقه است. این که وزیر خارجه آمریکا چه اهدافی را پیگیری میکند، کم و بیش توافق نظر وجود دارد. آنطور که گفته شده است بحث اصلی چگونگی به ثمر رساندن طرح سازش بین طرفهای عربی و رژیم صهیونیستی است که در واشنگتن به حالت تعطیل درآمده است. ظاهراً آقای کریستوفر به خاورمیانه آمده است تا شرایط از سرگیری مذاکرات را فراهم سازد و طرفین را برای بازگشت به میز مذاکره تشویق نماید. از مجموع اظهارنظرهای شخصیتهای سیاسی و دولتی در جهان عرب چنین برمیآید که روند سازش علیرغم دشواریهائی که بروز کرده است جاده یک طرفهای است که بازگشت از آن وجود ندارد. صهیونیستها نیز احساس میکنند که راه بازگشت وجود ندارد و آنها نیز باید به جلو نظر داشته باشند.
در این بین مشکل اصلی همچنان در دمشق نهفته است. دولت سوریه بدرستی ارزیابی کرده است که هر گامی که به عقب بردارد، دشمن دو گام به جلو برخواهد داشت و روی همین اصل از همان اول خواهان روشن شدن قطعی مسأله جولان اشغالی شده است. موضع قاطعتر سوریه در مقابل اسرائیل اکنون آمریکا را به این نتیجهگیری رسانده است که کلید صلح خاورمیانه در دمشق است و به همین دلیل بر شدت تلاشها و فشارهای خود برای کشاندن حافظ اسد به روند صلح افزوده است. با این حال صهیونیستها سیاست روشنی در این باره اتخاذ نکردهاند و همچنان به انتشار اظهارنظرهای ضد و نقیص ادامه میدهند. تصور میشود که صهیونیستها آگاهانه به شرایطی دامن میزنند که دریافت نظریات نهائی آنها را در مورد تخلیه جولان همراه با تردید و پیچیدگیها کند و بخصوص سوریها در موقعیتی قرار بدهد که خیلی امیدوار به دستیابی به جولان نباشند و در همان حال امیدشان هم بطور کامل قطع نگردد.
این که یک مقام صهیونیستی صحبت از ضرورت تخلیه جولان برای دستیابی قطعی به صلح به میان میآورد و مقام دیگری تنها تخلیه بخشهائی از بلندیهای جولان و حفظ بخشهای دیگری را مطرح میسازد بیش از آنکه واقعاً تضاد و اختلاف نظر در اسرائیل باشد حرکتی حساب شده برای فریبکاری است. با این حال آمریکا نمیتواند برای همیشه چنین سیاستی را نافع بداند. برخوردهای چندگانه صهیونیستها با ارائه طرحی به وزیر خارجه آمریکا که به دمشق برده است تکمیل شده است. اما سوریها از قبل روشن ساختهاند که هرگونه طرحی که به نوعی شامل تخلیه محدود و جزئی جولان باشد مورد توافق قرار نخواهد گرفت. به نظر میرسد که با توجه به اختلاف برداشتهای سوریه و اسرائیل دشوارترین بخش از سفر وزیر خارجه آمریکا در دمشق باشد، چرا که علاوه بر مسأله جولان پیشنهادات دیگر اسرائیل نمیتواند چندان مورد توجه حافظ اسد باشد. اسحاق رابین که به تازگی از سفر به مسکو بازگشته است، ممکن است موقعیت خود را تا حدودی مستحکمتر یافته باشد و بر همین اساس علاوه بر تخلیه جزئی جولان خواهان تشکیل کمیسیون نظامی مشترک و دو جانبه سوری - اسرائیلی برای بررسی اوضاع امنیتی مرزها بعد از تخلیه احتمالی جولان و نیز امنیت در مرزها با لبنان باشد. اینها مطالبی است که حافظ اسد قبل از آنکه اطمینان نهایی برای دستیابی به جولان را دریافت کند، مایل به بحث پیرامون آن نخواهد بود.
با این حال شرایط برای آقای کریستوفر چندان هم نامیدکننده نیست. سوریها به درستی میدانند که صلح بدون یک توافق همه جانبه که از حمایت بینالمللی همراه شود امکانپذیر نخواهد بود. بنابراین دمشق مایل نیست که مسئولیت شکست مذاکرات واشنگتن را به تنهائی بر دوش بگیرد. احتمال اینکه سوریه به هر دلیلی از بازگشت به واشنگتن سر باز بزند ضعیف است و در مجموع به سود سوریه ارزیابی نمیشود با این حال باید در نظر داشت که سوریه با محدودیتهای جدی در این خصوص روبرو است و تا از وزیر خارجه آمریکا قول روشنی دریافت نکند خود را در موقعیتی نخواهد یافت که بدون قید و شرط به واشنگتن بازگردد.
تصور بر این است که علیرغم سرسختیهای همیشگی اسرائیل در مقابل امتیاز دادن به اعراب شرایط به گونهای است که به تدریج برخی از مقامات صهیونیستی را قانع کرده است که واگذاری جولان به سوریه بهائی است که باید برای صلح پرداخت شود اما در همان حال این وحدت نظر وجود دارد که این واگذاری در آخرین مرحله از مذاکرات سازش و به هنگامی صورت گیرد که اسرائیل و آمریکا به تمامی اهداف خود در خاورمیانه دست یافته باشند. مجموعه اعراب طی ماههای اخیر به گونهای رفتار کردهاند که آمادگی نهادی برای سازش تاریخی را دارند. پذیرش اسرائیل در کنفرانس آب در مسقط و پذیرائی از هیأت اسرائیلی در قاهره و قطر همگی حکایت از آن دارد که اعراب خود را آماده کردهاند و سوریه و لبنان در حقیقت تنها کشورهائی هستند که هنوز در این چهارچوب بطور کامل نگنجیدهاند ولی انتظار مقاومت طولانیتر تا حدی بدور از واقعبینی سیاسی است. در این بین مذاکرات محرمانه و جداگانه از آن نوع که بین ساف و اسرائیل در اسلو پیگیری شد و از دیدگاه صهیونیستها به نتیجه مطلوب نیز رسید انگیزههای بیشتری در اختیار اسرائیل قرار داده است که مذاکرات مشابهی با سایر طرفها مورد توجه قرار بدهد. هر چند که به دلیل مشکلات بعدی که در طرح غزه - اریحا پیش آمده است تا حدودی خوشبینیهای اولیه را تعدیل کرده است با این وجود هنوز این برداشت در میان صهیونیستها قوی است که کشاندن هر کدام از کشورهای عرب در مذاکرات محرمانه جداگانه و بدون سر و صدا مفیدتر از مذاکرات علنی و پر سر و صدا نظیر آن چیزی است که در واشنگتن صورت میگیرد.
منتها گمان میرود که سوریه آمادگی ورود به چنین بازی خطرناکی را نداشته باشد. علت آن است که سوریه خود را به عنوان حامی اعراب و فلسطینیان تبلیغ کرده است و با هرگونه توافق جداگانهای به شدت مخالف بوده است. طبعاً تغییر موضع برای حافظ اسد به سادگی ممکن نخواهد بود. رئیسجمهور سوریه تاکنون نشان داده است که مایل به خدشهدار شدن وجه و اعتبار شخصیاش نیست و این امر مهمی است که آمریکائیها بهتر از اسرائیلیها درک کردهاند. در هر حال کریستوفر در دمشق است که میتواند به این نتیجه برسد که سفر خاورمیانهای جاریاش موفقیتآمیز بوده است یا نه. سوریه به این امتیاز خود آگاهی دارد و به سادگی از آن نمیتواند صرف نظر کند. پیچیدگی صلح خاورمیانه در همین است به ویژه آنکه جناح اسلامی فلسطینی از موضع امتناع سوریه حمایت میکند.