تاریخ انتشار : ۱۴ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۷:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۲۱۲۷۰۸

عباس درویش توانگر
فروش اوراق مشارکت به عنوان یک ابزار مالی از اول مهرماه آغاز می‌شود. در این زمینه نکاتی مطرح است که امید است پاسخهای لازم درباره آنها داده شود.
1- برای اوراق مشارکت پروژه نواب 25 درصد سود محاسبه و برآورد شده است. طبیعی است شهرداری تهران با اخذ انواع و اقسام «عوارض»، «خودیاری» و «همیاری» می‌تواند این رقم را تامین نماید. اما آیا پروژه‌های تولیدی اعم از صنعتی و کشاورزی از چنین مزیتی برخوردارند؟
شهرداری تهران برای تامین این میزان سود مجبور است زمینهای تجاری و مسکونی مجاور این بزرگراه را با قیمت بسیار بالا در اختیار متقاضیان قرار دهد، پس به طور طبیعی تورمی در حد 25 درصد به مردم تحمیل می‌شود. تجار نیز برای تامین هزینه‌های خرید مغازه یا پاساژ آن را به مردم منتقل می‌کنند، چرا باید این تورم به مردم تحمیل شود؟
2- شهرداری تهران در گذشته نیز قصد انجام این امر را داشت، ولی همان موقع با اعتراض بانک مرکزی مواجه شد. اینک چه تغییراتی صورت گرفته که شبیه همان اقدام تکرار می‌شود؟
3- ظاهرا در جریان مذاکرات مجلس شورای اسلامی، بانک مرکزی افزایش سود سپرده‌های بانکی را پیشنهاد کرده بود و در تصویب نهایی چنین موضوعی مورد تصویب کمیسیونهای ذیربط قرار نگرفت. آیا این اقدام یعنی تعیین 25 درصد سود برای اوراق مشارکت به نوعی بی‌توجهی به تصمیمات نمایندگان مردم نمی‌باشد؟
4- در جامعه ما افراد بسیاری دارای «خلاقیت»، «ابتکار» و یا «علاقه‌مند به سرمایه‌گذاری» هستند وقتی آنها می‌بینند تولید به واسطه بورکراسی و هزینه‌های مختلف مقرون به صرفه‌جویی نیست و اگر هم هست چنین سودی ندارد، سرمایه‌های خود را تبدیل به اوراق مشارکت کرده و اقدام به سرمایه‌گذاری نمی‌کنند. با دریافت مبالغی توسط شهرداری یا هر دستگاه دیگری که مجری و کارفرمای پروژه است، هزینه‌هایی پدید می‌آید که تاوان آن را مردم باید بپردازند، در حالی که در سرمایه‌گذاری مستقیم چنین مشکلی بروز نمی‌کرد.
5- چه مبنایی برای برآورد سود 25 درصد وجود دارد؟ آیا این مبانی منطقی و اقتصادی است یا سعی خواهد شد تمام راههایی که می‌تواند این سود را تامین کند توسط شهرداری به کار گرفته شود، حتی اگر با منطق اقتصادی توام نباشد؟!
6- اگر پروژه‌ای زیان کرد به نظر می‌رسد پرداخت سود وجه شرعی نداشته باشد در این باره البته خوب است فقها نظر دهند.