حوزه خلیجفارس در آستانه تحولات جدیدی بنظر میرسد. شورای همکاری خلیج فارس بخشی از تحریمهای اعمال شده قبلی بر علیه رژیم صهیونیستی را لغو کرده است و به این ترتیب دسترسی اسرائیل به یکی از کهنترین آرزوهایش که تصرف بازار اعراب است در حال تحقق است. گرچه برخی از صاحبنظران منطقهای لغو تحریمها را سمبولیک ارزیابی کردهاند و آنرا چیزی بیش از علنی شدن مبادلات پنهانی قبلی شیوخ منطقه نمیدانند ولی در واقع امر آن است که همین جنبه سمبولیک آن هم میتواند با پیآمدهای بس مهمی روبرو گردد. برهمین مبنا اکنون این سئوال مطرح میشود که چرا شورای همکاری خلیجفارس چنین تصمیمی را علنی کرده است. ظاهراً پاسخها میتوانند متنوع باشند اما جدا از توجیهات ظاهری و حتی در عمق بیشتری مسأله را مورد توجه قرار بدهیم حدس و گمانهای قرین به یقین هم کم نخواهند بود.
این که لغو تحریمها علیه اسرائیل غاصب تحت فشار آمریکا صورت گرفته است جای بحث ندارد. نگاهی گذرا به فشارهای تبلیغاتی هفتههای اخیر در ارتباط با نقض حقوق بشر در عربستان و ابراز نگرانی آمریکا از بازداشتهای اخیر در آن کشور به تنهائی میتواند گویای آن باشد که شیوخ حوزه خلیج فارس با چه تهدیدهای متنوعی روبرو بودهاند. بنظر میرسد که آمریکا و اروپا جدا از اختلافنظرهایشان در قبال چگونگی تصاحب دلارهای نفتی در این امر وحدت نظر داشتهاند که بخشی از منابع موجود در کشورهای ضعیف عرب حوزه خلیج فارس بطرف متحد استراتژیک و منطقهای غرب در خاورمیانه یعنی رژیم صهیونیستی کانالیزه بشود. موضع تبلیغاتی ماههای اخیر اروپا و آمریکا که به گونهای رژیمهای عربی را متعلق به دوران گذشته ارزیابی کردهاند و چنین تبلیغ میکردهاند که ساختار قدرتهای حاکم قدرت تطابق با شرایط تحول کنونی جهان را ندارد و ناچار باید نیروهای جدید که از توان لازم برای درک موقعیت بینالمللی برخوردارند و میتوانند رهبری کشورهایشان را بدست بگیرند در همین رابطه امر هشدار دهندهای بوده است. آیا این تبلیغات به این منظور بوده است که رژیمهای خاندانی عرب حوزه خلیج فارس را دگرگون سازند تا شرایط خاص دنیای غرب قابل پذیرش بیشتری بشود یا این که تبلیغات به این منظور بوده است که شرایط برای نفوذ صهیونیستها مساعد گردد. هر دو احتمال ممکن است وجود داشته باشد و درست با درک چنین احتمالاتی است که شیوخ عرب حوزه خلیج فارس پیشدستی کردهاند و به این امید که فشارها کاهش بیابند مسأله لغو تحریمها علیه رژیم صهیونیستی را علنی ساختهاند.
اما سئوالی که هم چنان مطرح باقی خواهد ماند آن است که آیا اینگونه رژیمها قادر خواهند بود که از طریق دادن امتیاز و چراغ سبز به غرب به قدرت خود ادامه بدهند یا نه این خود بخشی ازسناریوی طراحی شده در آمریکا و اروپا است که پایههای قدرت آنها را متزلزل سازند و جابجائی قدرت سادهتر گردد. این احتمال را نباید دست کم گرفت که با پذیرش نفوذ صهیونیزم در منطقه فاصله بین حکومتها و مردم در کشورهای عرب باز هم افزایش بیابد و تضادها در سطحی رشد بیابد که رویاروئی بین مردم و خاندانهای حاکم اجتنابناپذیر شود.