تاریخ انتشار : ۱۵ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۳:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۲۱۲۷۳۹

دکتر بهمن آرمان
گروه اقتصادی:
در فرآیند توسعه اقتصادی جوامع بشری و در مقیاس کوچکتر یعنی کشورها، عوامل مشخصی توانسته‌اند مسیر تاریخ را منحرف سازند.
انقلاب صنعتی در کشور انگلستان در اواسط قرن شانزدهم و پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم شگرف ناشی از آن متأثر از اختراعات و ابداعاتی بود که در طول همین دوران بوجود آمدند.
استفاده نوین از منابع انرژی و نیرویی که ذغال‌سنگ توانست در کالبد توسعه اقتصادی بدمد، مرزهای این کشور را درنوردید و موتور محرکه عظیمی را به نام انقلاب صنعتی به حرکت درآورد و اقوامی که تا چندی پیش از این تحول شگرف، در مراحل شبانی و روستایی به سر می‌بردند، ظرف مدت کمتر از 100 سال آنچنان قدرتی یافتند که توانستند با همان نیروی بدست آمده از زغال‌سنگ، داعیه اداره امور کشورهایی که در فاصله چند هزار کیلومتری آنان بودند را داشته ‌باشند و به این طریق به عصری که از آن به عنوان استعمار نام برده می‌شود گام گذاردند.
مطالعه روند صنعتی شدن اکثر کشورهای صنعتی و تعدادی از کشورهای تازه صنعتی شده شرق آسیا و آمریکای جنوبی نشان از این واقعیت دارد که بدون استثناء و حتی در شرایط حاضر توسعه اقتصادی از مرحله ایجاد تأسیسات زیربنایی و صنایع پایه‌ گذر کرده است.
اگر اندکی به فرآیند توسعه اقتصادی دقیق‌تر شویم مشاهده می‌کنیم که همه کشورهائی که توانسته‌اند در حال حاضر از استحکام و انسجام اقتصادی و صنعتی لازم برخوردار شوند، دوره‌های خاصی که عملاً در دو یا حداکثر 3 دهه خلاصه شده است را به امر توسعه صنایع زیربنایی مانند، فولاد، سیمان، آلومینیوم، احداث سدها، بزرگراهها و بنادر اختصاص داده‌اند.
اهمیت صنایع استراتژیک در حال حاضر به صورتی درآمده است که حتی آن دسته از کشورهائی که از مرحله صنعتی گذر کرده و پا به دوران فراصنعتی گذاشته‌اند، نیز از این امر غافل نیستند. شاهد مدعا اینکه به رغم این که در حال حاضر فولاد به عنوان کالایی پیش پا افتاده تلقی می‌گردد، کشورهای صنعتی کماکان تولیدکننده اصلی آن هستند چرا که حدود 65 درصد فولاد تولید شده در جهان متعلق به کشورهای عمده صنعتی جهان است.
بررسی تاریخ صنعتی شدن ایران و چگونگی اجرای طرحهای عمرانی عمده در آن، نشان‌دهنده ناهماهنگی آشکار و دخالت آشکار و پنهان قدرت‌های خارجی است. به طوری که هرگاه طرحی در راستای توسعه اقتصادی کشور انجام گرفته، همانند مویی بوده است که از خرس کنده شده باشد، چرا که اکثر صنایعی که به کشور وارد شده و مورد بهره‌برداری قرار گرفته‌اند، به نوعی دارای حلقه‌های مفقودی بوده‌اند که در کشورهای صنعتی تکمیل می‌شده است.
تاریخچۀ اجرای طرح‌های صنعتی در کشور نشان می‌دهد از عواملی که می‌توانسته‌اند به طریقی در جهت اقتصادی کردن آنان مفید باشد، سود برده نشده است، واقعیت این که اکثر طرحهای عمرانی و صنعتی با تأخیرهای طولانی نسبت به زمان پیش‌بینی شده به مرحله بهره‌برداری رسیده‌اند.
ضعف تکنولوژیک کشور و وابستگی اجرای طرحهای صنعتی به واردات ماشین‌آلات و تجهیزات از خارج و ناکافی بودن تخصیص منابع مالی و بویژه ارزی به طرحهای صنعتی و عمرانی از دیرباز به عنوان یکی از موانع اصلی عدم بهره‌برداری به موقع از طرحهای در دست اجرا بوده است.
علیرغم اینکه نفت تقریباً تنها منبع درامد مستقل ارزی کشور شناخته می‌شود و بر اهمیت این مقوله همواره تأکید شده است که نفت ثروت و نعمت خدادادی است و تعلق به تمامی نسل‌ها دارد، متأسفانه هیچگاه برنامه مدونی برای استفاده از منابع ارزی حاصل از فروش نفت بر کشور حاکم نبوده است.
شاهد مدعا این که بخش قابل توجهی از درامد ارزی کشور که در ابعاد گسترده‌ای محدود به درامد نفت می‌شده، به واردات کالاهای مصرفی اختصاص داده شده است و در کمتر موردی بوده که از درامدهای نفتی مستقیماً برای خرید کالاهای سرمایه‌ای مولد و اجرای طرحهای زیربنایی سود برده شده باشد.
در سال 1354 افزایش ناگهانی قیمت نفت و بالا رفتن حجم تعهدات مالی دولت وقت و ناکافی بودن درامدهای دولت، زمینه‌ای را به وجود آورد تا دولت برای نخستین‌بار فروش نفت را در ازای خرید یک مجموعه صنعتی مادر و عظیم مطرح سازد.
بحث ایجاد مجتمع فولاد بندرعباس از طریق فروش نفت به پیمانکاران خارجی به عنوان نقطه آغاز فرایندی بود که علیرغم آن که می‌توانست همچنان ادامه یابد و به سایر طرحهای زیربنایی و کلیدی کشور تسری پیدا کند، متأسفانه در آغاز راه و در قالب یک تغییر نام که مجتمع فولاد بندرعباس را به مبارکه فعلی تبدیل نمود از حرکت باز استاد.
بررسی مقدار نفت فروخته شده در ازای خرید مجتمع فولاد مبارکه نشانگر این واقعیت است که تنها در مقابل روزی 50 هزار بشکه نفت که عملاً معادل 5/2 درصد از کل صادرات نفت کشور است مجتمع عظیمی به ارزش بیش از 5 میلیارد دلار ساخته شد.
بررسی‌های صورت گرفته نشان از این واقعیت دارد که هرچند مدیریت مصممی بر اجرای طرح فولاد مبارکه که از آن به عنوان بزرگترین سرمایه‌گذاری تاریخ صنعت کشور نام می‌برند، در تسریع اجرای طرح مؤثر بوده است، ولی نکته ناگفته همان که تضمین فروش نفت به پیمانکار خارجی، مانع از بروز اختلالات جدی در روند تزریق منابع ارزی به این طرح کلیدی شد و زمینه بهره‌برداری معقول از آن را که عملاً در طول مدت 8 سال بالفعل شد - که سالهایی از آن در زمان جنگ تحمیلی بوده است - فراهم ساخت.
تجربه موفقیت‌آمیز احداث مجتمع فولاد مبارکه که متأسفانه چندان جدید نیست و به سالهای نسبتاً دور بازمی‌گردد می‌بایستی می‌توانست جایگاهی در استراتژی توسعه اقتصادی کشور باز کند، ولی با این وجود گویا این تجربه نیز همانند سایر مواردی که می‌توانستند مورد توجه و عنایت کافی قرار گیرند، همچنان در آرشیو نهادهای برنامه‌ریزی بایگانی شده است.
البته سوای بی‌توجهی‌های مرتبط بر اختصاص منابع درامدی ناشی از صادرات نفت به طرحهای استراتژیک و کلیدی، روند توسعه اقتصادی و صنعتی کشور کماکان و علیرغم مشکلات تخصیص منابع مالی همچنان ادامه داشته است و در هر سال تعداد قابل توجهی طرح کلیدی و استراتژیک به مرحله اجرا گذاشته شده است که هر کدام به نوعی خواهند توانست در تغییر مسیر اقتصادی کشور تأثیر بگذارند.
یکی از طرحهای عظیمی که از آن به عنوان ستون برنامه پنجساله اول نام برده می‌شد و از سال 1368 یعنی آغاز برنامه به مرحله اجرا گذاشته شد، طرح توسعه نیشکر و صنایع جانبی است. این طرح نه تنها از نقطه‌نظر ابعاد اجرایی، بلکه منابع مالی مورد نیاز، تنها با مجتمع فولاد مبارکه به عنوان بزرگترین سرمایه‌گذاری تاریخ کشور قابل مقایسه است.
زیرا نه تنها در بخش کشاورزی بلکه بخش صنعتی نیز تاکنون مقامات اجرایی کشور خود را درگیر چنین طرحی نکرده‌اند. موفقیت بدنه اجرائی کشور در اجرای طرحهای مشابه، این جرأت و جسارت را در ارگانهای تصمیم‌گیرنده به وجود آورد که پس از اجرای طرحهای بزرگ و اساسی در گذشته، خود را یکبار دیگر درگیر سرمایه‌گذاری عظیم دیگری بکنند.
هرچند دستگاه اجرایی توانایی اجرای این طرح که در نهایت قادر خواهد بود کشور را از نقطه‌نظر تولید تعدادی کالاهای استراتژیک مانند کاغذ و شکر تقریباً بی‌نیاز نموده و حتی صرفه‌جویی ارزی بیشتری نسبت به فولاد مبارکه بدست آورد، در خود دیده است، ولی دستگاههای تأمین‌کننده منابع مالی نه توانایی تأمین به موقع منابع مالی را داشته‌اند و نه در پی اندیشیدن به شیوه‌ای که در مورد فولاد مبارکه پاسخ لازم را داده، بوده‌اند.
نتیجه این که پس از گذشت 6 سال از آغاز عملیات اجرایی این طرح و علیرغم مناسب‌تر بودن شرایط اجرایی نسبت به گذشته، هیچ روزنه امیدی به بهره‌برداری کامل از طرحی که می‌تواند سالیانه یک میلیارد دلار صرفه‌جویی ارزی ایجاد کند، در آینده نزدیک وجود ندارد.
سخن کوتاه و آن اینکه توسعه اقتصادی از مرحله اجرای طرحهای زیربنائی و استراتژیک گذر می‌کند و تحقق طرحهای زیربنایی که خوشبختانه بخش عمده‌ای‌ از آن در سطح کشور در دست اجراست امکان‌پذیر نیست. مگر اینکه نسبت به سیاستهای جاری تجدیدنظری اساسی صورت گیرد. ان‌شاءالله