تاریخ انتشار : ۱۵ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۲۱۲۷۷۸

دیگر از محله‌های فلسطینی پایتخت کویت، جز نام چیزی باقی نمانده است. پیش از این، 30 تا 60 درصد از ساکنین این محلات را فلسطینیان تشکیل می‌دادند. ولی اکنون که ده ماه از آزادسازی این امیرنشین می‌گذرد تنها تعداد کمی از فلسطینی‌ها در این محلات باقی مانده‌اند. هر چند مغازه‌ها و بوتیکهای آنان هنوز هم پابرجاست ولی مالکین آنها تغییر کرده است ولی کوی و برزنها دیگر شور و نشاط گذشته را ندارند.
ساختمانهای مسکونی که تا پیش از این 20 خانواده را در خود جای می‌داد. اکنون تنها 3 یا 4 خانواده در آن زندگی می‌کنند که آنها هم به زبانهای سری‌لانکایی، فیلی‌پینی و یا تایلندی با یکدیگر سخن می‌گویند. محلات فلسطینی می‌روند که حال و هوایی آسیایی به خود گیرند. اگر احیانا شخصی فلسطینی در آنجا باشد در وضعیت نامساعدی بسر می‌برد و قصد ترک آنجا را دارد. یکی از جوانان فلسطینی می‌گوید: «همه ما، اینجا را تا سه ماه دیگر ترک می‌کنیم. دیگر به نقطه غیر قابل بازگشتی رسیده‌ایم، دیگر نمی‌توانیم اینجا بمانیم. چون به جهنمی مبدل شده است.
از چهارصد هزار فلسطینی که تا پیش از اشغال در این امیرنشین می‌زیستند، اکنون تنها پنجاه هزار نفر باقی مانده که از این تعداد بیست هزار نفرشان از گذرنامه‌های مصری استفاده می‌کردند که از اعتبار ساقط گشته است. احتمالا اینها آخرین فلسطینیهایی هستند که در بازسازی و توسعه کشور کویت شرکت دارند. یکی از مسئولین کویتی می‌گوید: «ما به این دلیل می‌خواهیم آنها کشورمان را ترک کنند که به طور وحشتناکی از ما متنفر شده‌اند.» او سیاست کنونی دولت را پنهان نمی‌سازد که در نظر دارد نه تنها فلسطینیها، بلکه تمام اهالی کشورهایی که طی جنگ در جبهه مخالف کویت قرار داشتند، یعنی سودانی‌ها، یمنی‌ها، اردنیها و عراقیها را از سر راه بردارند.
پس از پایان ماه ژوئن، تصفیه حسابهای شدید جای خود را به تصفیه حسابهای نامحسوس‌تر سپرده است. کویتیها برای آرام ساختن وجدان غربیها، پذیرفتند تخفیفهایی را برای فلسطینی‌ها قایل شوند. از ابتدای ژانویه سال جاری کویتیها به روال سابق پایان دادند. ولی اخراجهای مستبدانه به طور مخفیانه همچنان ادامه دارد.
سلسله حاکم آل ‌صباح، پس از آزادسازی کویت، بخش زیادی از اعتبار خود را که در پی فرار شکوهمندانه!؟ به هنگام اشغال امیرنشین از دست داده بود، بدست آورد. بنا به گفته احمدروبی، استاد دانشگاه و عضو مجلس منحله کویت، این خاندان نخوت و تکبر گذشته خود را احیا کرده است و اکنون به افراطی‌ترین عنصر جامعه کویت مبدل شده است.
دولت جدید که ریاست آن را شیخ سعد به عهده دارد، ارتباط با مخالفین پارلمانی را قطع نموده و همچنین به گفتگو با روشنفکران پایان داده و سانسور را بر مطبوعات برقرار کرد. به نظر می‌رسد که هدف اصلی نخست‌وزیر کویت، ایجاد حزب خاندان آل صباح باشد. عبدالله نیباری دبیرکل مجمع دمکراتیک، مقامات حاکم دولت در موضع ضعف قرار دارند.
او گفت: «در میان گروهی که جبهه مخالفین را تشکیل می‌دهد نوعی توافق عمومی وجود دارد ولی در نحوه عمل، تفاهم نیست. در جمع ما، برخی بر این اعتقاد نیستند که از نیروهای مردمی استفاده کنند. همچنین به ویژه در برخی از زمینه‌ها، با برنامه برادران مذهبی خود موافق نیستیم. به رغم گوناگون آراء، در میان ما رقابت وجود نداشته که همین موجب قدرتمند شدن ما می‌شود و از طرفی نیز همکاری روشن و صمیمانه‌ای میان افراد حکمفرما است. این همان چیزی است که دولت را نگران ساخته و می‌کوشد که در میان ما تفرقه و نفاق افکند.»
مجمع دمکراتیک به طور جدی در پی آن است که این همکاریها را تقویت نماید و اخیرا نیز عقاید حساس و ظریفی را ابراز داشته است. به گفته دبیرکل، هفت گروه مخالف، اخیرا کمیته رهبری را برگزیده‌اند تا برای انتخابات آتی، همانگونه که دولت وعده انجام آن را در اکتبر آینده داده، آماده شوند. مخالفین روی این جمله بسیار تاکید دارند که آل صباح باید سلطنت کند و مردم حکومت کنند، این چیزی است که در قانون اساسی مصوب سال 1962 آمده است و موضوعی که مخالفین را زیر یک سقف گرد آورده است. در ماده چهارم قانون اساسی بر سلطنت مشروطه و موروثی آل صباح صحه گذارده شده و در ماده ششم بر دولت دمکراتیک منبعث از اراده مردم تاکید شده است.
عبدالعزیز رئیس قدرتمند اتاق بازرگانی کویت که از بازرگانان بزرگ کشور است، می‌کوشد که خود را گونه‌ای دیگر نشان دهد ولی در زمینه مسایل اصلی با مخالفین موافق است. او به این موضوع تاکید می‌کند که قدرت آل صباح نباید موجب شود که آنها از اصول اساسی زندگی سیاسی تخطی کرده و یا اینکه منافع مردم را به باد دهند. مخالفین برای انتخاب آتی حساب ویژه‌ای باز کرده‌اند چرا که می‌کوشند نفوذی را که پیش از انحلال پارلمان داشته‌اند، دوباره بدست آورند. ولی آیا به راستی به چنین چیزی نایل خواهند شد؟
همه می‌پندارند که انتخابات تحت فشار ایالات متحده آمریکا برگزار می‌شود، مخالفین حتی در صورت دیر برگزار شدن انتخابات، به انجام آن تمایل دارند. ولی آیا به راستی ممکن است که خانواده آل صباح اجازه دهد که مخالفین در این جو ضد دمکراتیک به فعالیت پرداخته و یا اینکه حداقل امکانات برای آنان در نظر گرفته شود. به همان‌گونه که سانسور بر مطبوعات حکمفرما شود، آزادی بیان محدودتر می‌شود. آیا این موضوع ارتباطی با تصمیم به ایجاد شورای ملی کویت، دو ماه پیش از تهاجم عراق، توسط امیر کویت ندارد؟
این موضوع شکاف عمیقی میان امیر کویت و مخالفین بوجود آورد. پس نبرد انتخاباتی با امکانات برابر انجام نمی‌شود. دولت کویت تمام اقدامات ممکن را انجام می‌دهد که خواسته‌های مخالفین را تحت‌الشعاع قرار دهد. افزایش حقوقها به میزان بیست و پنج درصد در همین راستا ارزیابی می‌شود. دولت اعلام داشته که این اقدام به سفارش شورای ملی انجام شده است. البته این افزایش حقوق به دلیل تورم پر شتاب بی‌فایده می‌نماید. ولی هدف دولت آن است که مردم نفهمند اینکار هدیه‌ای واقعی برای بانکها است که قرض بیست و شش میلیارد دلاری باز پرداخته شود. در میان 2500 بدهکاری که وجود دارند، تعداد زیادی از نزدیکان خانواده صباح به چشم می‌خورند. سیصد تن از آنان باید 80% از این 26 میلیارد دلار را بپردازند.
این موضوع مشاجرات قلمی فراوانی را در امیرنشین کویت برانگیخته است و همین امر بر توانایی مخالفین طی دوره فعالیتهای انتخابات در افشاگری اعمال خلاف دولت می‌افزاید و این نظر را می‌پروراند که در مجلس آزاد، نمایندگان جلوی اعمال خلاف را گرفته و از فرو غلطیدن به دامن حکومت مستبد مطلقه جلوگیری می‌شود.