تاریخ انتشار : ۱۷ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۰:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۲۱۲۷۸۳

محمداقبال علی‌اصغری
اخیراً دولت کویت با انگلستان یک موافقتنامه همکاری نظامی امضاء نمود که براساس آن، انگلیس مستشار نظامی به کویت اعزام می‌کند و تجهیزات نظامی به این امیرنشین تحویل خواهد داد.
کویت همچنین موافقت خود را با استقرار پایگاه نظامی آمریکا در این کشور اعلام کرد براساس این توافق آمریکا اجازه یافت به هر میزان و هر نوع سلاح که خود صلاح می‌داند در کویت ذخیره کند. هزینه این توافق‌ها هم عمدتاً بر دوش دولت کویت است.
علاوه بر کویت، تعداد دیگری از کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس با آمریکا و انگلیس در حال انعقاد توافق‌های نظامی هستند.
گرایش به تقویت ارتش‌های منطقه بطور جداگانه، حکایت از دیدگاهی می‌کند که از جو نظامی‌گری منطقه حمایت می‌کند. احتمالاً به همین دلیل پیمان امنیتی 2+6 (موضوع بیانیه دمشق) نیز تاکنون شکل نگرفته است، زیرا آمریکا و متحد اروپائیش یعنی انگلستان درصدند ابتدا حضور نظامی خود را تثبیت کنند و با کشورهای منطقه جداگانه پیمان بسته، آنگاه طرح همکاری امنیتی جمعی دنبال شود که در آن صورت همکاری جمعی تنها صوری خواهد بود.
دلیل دیگری که احتمال فوق را تقویت می‌کند، به نتیجه نرسیدن پیشنهاد تشکیل ارتش واحد بود که در اجلاس اخیر سران شورای همکاری خلیج‌فارس در کویت توسط بعضی از اعضای شورا مطرح شد.
مسئله حضور نظامی غرب (به ویژه آمریکا و انگلیس) در خلیج‌فارس جزو استراتژی بلندمدت آنها بوده و وقوع مسائلی مانند اشغال کویت توسط عراق، بهانه‌ای شد برای حضور نظامی آنها در منطقه خلیج‌فارس.
به هر حال در ارتباط با این سیاست کویت، مبنی بر استقرار پایگاههای خارجی و استقرار نیروهای نظامی غرب در این کشور نکاتی قابل تامل می‌باشند:
1- زمانیکه کویت با آمریکا، توافق‌نامه نظامی امضاء کرد، طرفین علت توافق را وجود تهدید از جانب عراق علیه کویت اعلام نمودند. در ارتباط با امضاء قرارداد همکاری نظامی بین کویت و انگلیس نیز، تام‌ کینگ وزیر دفاع انگلیس گفت: «همکاری نظامی بیانگر تمایل قاطع انگلیس به تقویت امنیت و ثبات در منطقه خلیج‌فارس و کمک صلح‌جویانه به کویت و دیگر متحدان منطقه با هدف استحکام توان پدافندی آنهاست».
اما توجیهات فوق عاری از حقیقت می‌باشند، زیرا در حالی به وجود تهدید از ناحیه عراق علیه کویت تمسک جسته می‌شد، که رژیم این کشور حتی قادر به تامین امنیت خود نبود و آمریکا برای اجرای سناریوی خود، سردمداران حکومت کویت را مرعوب و آنها را وادار نمود تا پایگاه نظامی دائمی در اختیار این کشور قرار دهند.
آمریکا با وجود اینکه می‌توانست صدام حسین را از صحنه قدرت عراق حذف کند. این کار را نکرد و او را نگه داشت تا بتواند به اهداف خود دست یابد و از او تحت عنوان عامل تهدیدکننده کشورهای عربی منطقه، خصوصاً کویت بهره‌برداری کرده و حضور خود را در خلیج‌فارس تقویت نمود. انگلیس نیز که در خیلی از مسائل جهانی و منطقه‌ای دنباله‌رو سیاست آمریکاست، برخلاف ادعای وزیر خارجه‌اش، برای تقویت امنیت و ثبات خلیج‌فارس و کمک‌های صلح‌جویانه به کویت و سایر کشورهای منطقه نیامده است. بلکه در راستای طرح‌های درازمدت این کشور می‌باشد.
چون انگلستان نیز مانند آمریکا با اروپای متحد مسئله دارد، لذا با حضور خود در منطقه در کنار آمریکا درصدد سیطره بر منابع انرژی اروپا (نفت) می‌باشد تا از آن به عنوان یک اهرم فشار استفاده نماید.
علاوه بر ملاحظات فوق، تحولات منطقه‌ای در جهت آگاهی توده‌ها، جنبش استقلال‌طلبانه رو به گسترش اسلامی در منطقه و احتمال خروج کنترل منابع نفتی منطقه از دست غرب (آمریکا و بعد انگلیس)، همه و همه ضرورت اتخاذ یک استراتژی جدید در منطقه را برای آمریکا و متحدینش امری اجتناب‌ناپذیر می‌نمود و ایالات متحده ضرورت این تدبیر را از مدتها پیش‌ حس نموده و در اندیشه دستیابی به دستاویزی برای پیاده کردن این طرح بود، لذا آمریکا برای رسیدن به اهداف خود با کمک متحدینش، از امنیت کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس بر پایه همکاری دفاعی علیه هرگونه تهدید احتمالی پشتیبانی می‌کند و خواستار حضور نیروهای خود و متحدینش در منطقه است و قرارداد همکاری نظامی این کشور و انگلیس با کویت دقیقاً در همین راستا ارزیابی می‌شود.
2- به موجب قرارداد نظامی بین کویت و آمریکا، این کشور عملاً به پایگاه نظامی آمریکا تبدیل می‌شود، زیرا آمریکا اجازه کامل دارد به هر میزان و هر نوع سلاح که خود صلاح می‌داند در کویت ذخیره کند و براساس اظهارات تلویحی سخنگوی پنتاگون در همان زمان امضای قرارداد، اجازه استفاده از سلاحهای ذخیره شده آمریکا در کویت نیز صرفاً در اختیار واشنگتن است و دولت کویت در این زمینه نقشی ندارد.
حال علاوه بر ملاحظات قبلی و دلایل حضور انگلیس در منطقه، حاکمان کویت برای اینکه قبح قرارداد نظامی وسیع خود را با آمریکا از بین ببرند و بزعم خود این قرارداد را عادی جلوه دهد، تصمیم گرفتند با سایر کشورهای غربی از جمله انگلیس و فرانسه قرارداد نظامی امضاء کنند.
3- به نظر می‌رسید که ماجرای اشغال کویت توسط عراق برای حاکمان این کشور درس عبرتی شده باشد تا به خود آیند و حفظ خود و امنیت کشورشان را منوط به اتکای، دیگران نکنند.
اما متاسفانه اقدامات دولت کویت در مورد امضای قرارداد نظامی با آمریکا و انگلیس، وابستگی این کشور را به غرب بیشتر خواهد کرد. سال گذشته هنگامی که نیروهای عراقی به کویت حمله کردند، همه دنیا شاهد بود که هیچگونه مقاومتی از ناحیه ارتش و حاکمان این کشور صورت نگرفت، و به محض اطلاع از عبور ارتش عراق از مرزهای این کشور، کلیه خاندان آل صباح به عربستان گریختند و نیروهای نظامی هم وقتی شنیدند که امیر و سایر حاکمانشان به عربستان سعودی گریخته‌اند، آنهایی که توانستند فرار کردند و آنهایی هم که نتوانستند فرار کنند، اونیفورم‌های نظامی خود را درآورده و لباسهای معمولی و غیر نظامی به تن کردند.
طبیعی است که علت رفتار حاکمان کویت، متکی نبودن به اراده مردم و نداشتن ارتش دارای روحیه استقلال‌طلبی و انگیزه ملی بوده و به جای آن اتکای به بیگانگان. بحث این نیست که ارتش کوچک کویت می‌توانست تهاجم گسترده و تمام عیار ارتش رژیم عراق را دفع کند، بلکه بحث این است که همین ارتش کوچک و حاکمان این کشور، لااقل می‌توانستند چند روز و حتی چند ساعت مقاومت کنند، اما هیچگونه مقاومتی مشاهده نشد. دنیا هیچگاه از یاد نمی‌برد، وقتی که همین ارتش بعثی 11 سال قبل به جمهوری نوپای اسلامی ایران حمله کرد، مردم شهر مقاوم خرمشهر با دست خالی بیش از یک ماه در برابر تهاجم متجاوزین مقاومت کردند. آیا کل ارتش کویت که متناسب با خود به سلاح‌های پیشرفته هم مجهز بود به اندازه مردم بدون سلاح خرمشهر نبود؟ تنها سلاح مردم خرمشهر کوکتل‌مولتف و تعداد بسیار معدودی سلاح انفرادی بود.
دلیل مقاومت خرمشهر این بود که مردم ما به خود متکی بودند و دلیل عدم مقاومت و فرار سردمداران حکومت کویت این بود که به دیگران متکی بودند، کویت علاوه بر حمایتهای غرب و خصوصاً آمریکا مگر بعد از عربستان سعودی مهمترین کشور عضو شورای همکاری خلیج‌فارس نبود؟ و یکی از مفاد پیمان شورای همکاری و شاید مهمترین هدف آن دفاع شورا از تجاوز به هر کدام از کشورهای عضو نبود؟ پس چرا این شورا در آغاز تجاوز عراق به کویت، حتی نتوانست یک موضع سیاسی صرف بگیرد!؟ جواب آن روشن است، چون اعضای این شورا هم متکی بر اراده جمعی خود نبودند، بلکه متکی به دیگران بودند.
به هر حال جا داشت سردمداران حکومت کویت از گذشته‌ها درس بگیرند چون آمریکا و انگلیس برای حفظ امنیت این کشور نیامده‌اند، این مطلبی است که در جریان بحران خلیج‌فارس و لشکرکشی عظیم ایالات متحده به منطقه، دیک چنی وزیر خارجه آمریکا رسماً به آن اعتراف کرد، وی گفت:
«برای ما آل صباح مطرح نیست، بلکه ما نفت منطقه را می‌خواهیم» و در آخر به مصداق این مثل، که تجربه شده را آزمون خطاست، امید است حاکمان دولت کویت به خود آیند و به جای بها دادن به بیگانگان به مردم خود متکی شوند که مایه اصلی حفظ و امنیت کشورشان، همراه داشتن پشتوانه عظیم مردمی است.