در تاریخ 25 خردادماه سال جاری روزنامه رسمی کشور مبادرت به درج تفسیر شورای نگهبان از اصل 99 قانون اساسی کرد این تفسیر که به درخواست آیةالله رضوانی عضو این شورا و سرپرست هئیت نظارت بر انتخابات صورت گرفته بود بشرح زیر است:
متن استفسار رئیس هئیت مرکزی نظارت بر انتخابات از شورای نگهبان
با سلام و تحیات
نظر به اینکه امر انتخابات از امور مهمه کشور است و امت اسلامی با رشد انقلابی در تمام دورههای اخذ رای بنحو چشمگیر در انتخابات شرکت نمودهاند و منبعد نیز باید بنحوی عمل شود که حضور آزادانه مردم همچنان محفوظ بماند و این امر مستلزم نظارت شورای نگهبان است تا در تمام جهات رعایت بیطرفی کامل معمول گردد و در این خصوص در کیفیت اجرا و نظارت گاهی شائبه تداخل مطرح میگردد بنا به مراتب استدعا دارد نظر تفسیری آن شورای محترم را در مورد مدلول اصل نود و نه قانون اساسی اعلام فرمایند.
غلامرضا رضوانی رئیس هیات مرکزی نظارت شورای نگهبان بر انتخابات پاسخ تفسیری شورای نگهبان پیرامون اصل 99 قانون اساسی
هیات مرکزی نظارت بر انتخابات
عطف بنامه شماره 33/3 مورخه 22/2/1370 موضوع در جلسه 1/3/70 مطرح و نظر شورا بدینشرح اعلام میگردد.
نظارت مذکور در اصل 99 قانون اساسی استصوابی است و شامل تمام مراحل اجرائی انتخابات از جمله تائید و رد صلاحیت کاندیداها میشود.
دبیر شورای نگهبان
محمد محمدی گیلانی
متن اصل 90 قانون اساسی جمهوری اسلامی بشرح زیر میباشد:
«شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آرا عمومی و همهپرسی را به عهده دارد»
اگر تحلیل سیاسی چنین تفسیری و اینکه چرا در مقطع فعلی صورت میگیرد را به بعد موکول کنیم بواسطه ابهاماتی که در این نحوه تفسیر ایجاد شده، و در جهت روشن شدن ابعاد و پیامدهای حقوقی آن، بر آن شدیم با طرح سئوالاتی که آنرا به اقتراح عمومی میگذاریم، مبانی حقوقی تفسیر شورای نگهبان از اصل 99 قانون اساسی را بشکافیم. به همین جهت فقها و حقوقدانان شورای نگهبان، قضات و اهل فن امور حقوقی، اساتید و دانشجویان و سایر صاحبنظران را به پاسخ سوالات زیر فرا میخوانیم.
1- اگر قبول کنیم قوانین عادی حلقه واسط میان قانون اساسی و اجرا هستند، آیا تفسیر شورای نگهبان (و آئین نامهای که قاعدتاً بر مبنای آن توسط شورای نظارت نوشته خواهد شد) میتواند بجای قانون عادی این نقش را ایفا کند؟
2- در صورت پاسخ مثبت به سوال اول، آیا شورای نگهبان که خود بخشی از قوه مقننه است به نیابت از تمامت قوه مقننه و ابتدا به ساکن به تقنین نپرداخته است؟
3- میدانیم که قانون اساسی در مقابل بیان اصول است و این وظیفه قوانین عادی است که با تفریع، قانون اساسی را به اجرا نزدیک کنند (همانگونه که در فقه از قول معصوم داریم: علینا القأ الاصول و علیکم التفریع) آیا فقهای شورای نگهبان وظیفه تفریع اصول قانون اساسی را بر عهده خود میدانند؟
4- چه تفاوتی میان تفسیر، تفضیل و تأویل وجود دارد؟ آیا میتوان بنام تفسیر، از یک اصل قانون اساسی، یک قانون عادی ساخت؟
5- آیا تفسیر «نظارت» مندرج در اصل 99، به نظارت استصوابی از مصادیق تأویل قانون اساسی و تفسیر به رای نیست؟
6- کدام قرائن حالیه و مقالیه، داخلیه و خارجیه در اصل 99 وجود دارد که نظارت مندرج در آنرا به نظارت استصوابی تاویل کنیم؟
7- چگونه نظارت مجلس بر رادیو تلویزیون نظارت استطلاعی است، اما نظارت شورای نگهبان بر انتخابات نظارت استصوابی؟
8- میدانیم که در قانون اساسی شرایط کاندیداها و نحوه انتخابات مجلس خبرگان بعهده خود این مجلس واگذار شده است. آیا اگر مقننین قانون اساسی، تعیین صلاحیت کاندیداها و نحوه انتخابات مجلس شورای اسلامی را بعهده شورای نگهبان میدانستند، این امکان برایشان وجود نداشت که به همان صراحت چنین اختیاری را به شورای نگهبان بدهند تا شورا مجبور نشود با تمسک به کلمه «نظارت» و تأویل آن چنین حقی را بزحمت برای خود ثابت کند؟
9- قانونی که فعلاً برای انتخابات مجلس شورای اسلامی معتبر است یکبار از تأیید شورای نگهبان گذشته است. آیا نظر شورای نگهبان در این رابطه تغییر کرده است؟
10- اگر در عمل هئیت نظارت شورای نگهبان فقط به تعداد مورد لزوم برای هر حوزه انتخابیه، صلاحیت کاندیداها را تایید نمود آیا مفهوم «انتخاب» که نص قانون اساسی است خواهد داشت؟
11- آیا در این صورت به مجلسی که انتصاباً تشکیل میشود اطلاق لفظ مجلس شورا صحیحتر است یا مجلس سنا؟
12- هنگامیکه برای انتخاب شدن در یک حوزه رای نسبی شرط باشد و تعداد کاندیداها باندازه مورد نیاز حوزه باشد و هر کس بتواند تنها با رائی که خودش بخودش میدهد وارد مجلس شود چه مجرائی برای ابراز اراده مردم باقی خواهد ماند؟ لااقل اکثریت مطلق این حسن را دارد که مردم میتوانند نارضائی خود را با دادن ورقه سفید ابراز نمایند؟
13- چون شورای نگهبان این نحوه نظارت را برای کلیه انتخابات و منجمله انتخابات ریاست جمهوری قائل است در صورتی که تنها یک کاندیدا را برای ریاست جمهوری تأیید کردند (چنانچه که در قصه خبرگان مواردی چنین شد) آیا به نظام سیاسی حاصله اطلاق لفظ «جمهوری اسلامی» صادق است؟
14- محدوده استصواب تا کجاست؟ میدانیم که مجری انتخابات قوه مجریه است اما اجزای اجرأ را باید به تصویب شورای نگهبان برساند درین صورت آیا صلاحیت هیات اجرائی، فرمانداران، استانداران، کارمندان اداره کل انتخابات وزارت کشور، وزیر کشور و حتی رئیسجمهور را برای برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی شورای نگهبان باید تصویب کند؟
15- چه کسی حق استفسار قانون اساسی را از شورای نگهبان دارد آیا این شورا خود ابتدائاً حق تفسیر قانون اساسی را دارد؟ معنی سئوال آقای رضوانی که خود عضوی از اعضای شورای نگهبان و مبعوث آنان است چیست؟
16- تعیین صلاحیت کاندیداها آیا امری اجرائی است؟ در صورت مثبت بودن سئوال آیا تکفل این امر از سوی شورای نگهبان تداخل قوا بشمار نمیرود؟
17- شورای نگهبان در قبال این وظیفه اجرائی (یعنی اختیار رد صلاحیت) در قبال چه مرجعی مسئول است؟ (بر مبنای اصل توازی اختیارات و مسئولیتها) و کسانی که از فیتلر شورای نگهبان نمیگذرند حق شکایت به چه مرجعی را دارند؟
18- آیا تفسیر قانون اساسی میتواند مانع اجرای قانون عادی شود؟ (آنهم نه قوانین طاغوتی که شورای نگهبان حق الغای آنها را برای خود مسلم میشناسد بلکه قانونی که یکبار از صحه این شورا گذشته است)
19- اگر بپذیریم که اصل برائت است و محرومیت از یک حق اجتماعی (حق انتخاب شدن) از لوازم کیفر جرم سیاسی است آیا شورای نگهبان خود را در مسند قضاوت میپندارد؟
20- اگر کلمه «نظارت» در اصل 99 قانون اساسی برای تعیین صلاحیت کاندیداهای مجلس خبرگان کافی بود، چرا مجلس خبرگان ناچار شد برای احاله چنین وظیفهای به شورای نگهبان به اصل 108 متمسک شود و قانون جدیدی وضع کند؟