حجتالاسلام والمسلمین سیدسعید لواسانی
بیست و پنجم بهمن ماه سال جاری شاهد فتنهگریای از نوع فتنهگریهای سال 88 بودیم که به نظر میرسید با حماسه نهم دیماه تاریخ مصرفش گذشته است. در این روز، گذشته از اعمال همیشگی، اینبار با گشودن آتش به روی مردم چند نفر را زخمی کرده و یک تن را به شهادت رساندند. نقشهای که آمریکا و انگلیس برای سقوط دولت مصدق کشیدند و موفق هم شدند و آن استفاده از اراذل و اوباشی چون شعبان بیمخ بود، برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی هم به کار بردند. این اعمال نشان میدهد ما در مرحله جدیدی از انقلاب اسلامی هستیم که طی آن هم در داخل کشور به مرحلهای حساس و تحولی بنیادین رسیدهایم و هم در بینالملل اسلامی بیداری عالم اسلام در خاورمیانه را موجب شدهایم که میرود تومار غرب و صهیونیسم را در منطقه حساس ما درهم بپیچد. دشمنان داخلی و خارجی هیچ راهی جلوی خود نمیبینند مگر مقابله همهجانبه با همه حیثیت و توانشان با این حرکت توفنده اسلامی. و این البته عجیب نیست.
از سال 1384 که ما وارد مرحله دولت اسلامی شدیم، توطئهها و مقابلهها شدت گرفت. همه ما بخوبی میدانیم که در انتخابات دوره نهم ریاستجمهوری طیف وسیعی از مخالفان انقلاب اسلامی حول یکی از نامزدها جمع شدند تا به هر نحوی که هست، مقابل حرکت دولت اسلامی را بگیرند. آن روزها برای خیلی از ما تحلیل این امر مشکل مینمود که چرا اینهمه هجمه تبلیغاتی علیه یک نامزد و چگونه حمایت این طیف وسیع از نامزد دیگر؟ سِر این مساله در همین نکته بود که جامعه میرود وارد مرحله جدیدی شود و آنها بر خود فرض میدانستند که به هر نحو ممکن جلوی این حرکت را بگیرند. البته نمیخواهیم بگوییم که آن نامزد مستقیما در بطن این جریان انحرافی قرار داشت. اما به دلیل «دید بشدت سیاسی» و «فضای سکولاری» که پیرامون او شکل گرفته بود، زمینه را برای مقابله با مرحله دولت اسلامی ایجاد کرد. این امر ادامه پیدا کرد تا به فتنه سال 88 منجر شد و جریانی را به وجود آورد که به تعبیر برخی از «سروش تا گوگوش» را شامل میشد. رهبری لجستیکی و فکری این جریان در غرب متمرکز است و آنهایی که به نام سران فتنه شناخته میشوند، عروسکهای خیمهشببازیای بیش نیستند. اما رهبری معنوی آن در همان جریان «بشدت سیاستزده و سکولار داخلی» است که از حیث نظر و عمل اعتقاد خود را به اسلام ناب از دست داده و به دلیل حضور در متن رانتخواری و دنیاطلبی، شایستگی هدایت پنهان جریان فتنه را پیدا کرده است. اگر هدف دولت اسلامی اقامه دین و حق و عدل در جامعه است تا جامعهای اسلامی ایجاد شود که در آن استعدادهای انسانی شکفته شود و انسانها تعالی و رشد و هدایت و تزکیه یابند و خلاصه! نسخه کامل و جامع اسلام ـ در حد توان ما در عصر غیبت ـ در جامعه ما پیاده شود، فتنهگران ـ منظور اوباش و اراذلی نیست که در ظاهر صحنه حضور دارند بلکه رهبران فکری و معنوی آنهاست ـ تلاششان این است که ما به سمت جامعه نمونه اسلامی حرکت نکنیم...
...و جمهوری اسلامی به عنوان نماد حکومت مردمسالاری دینی موفق جلوه نکند و الگوی حرکتهای مردمی در کشورهای اسلامی نشود. بنابراین فتنهگران 2 هدف عمده دارند، نخست اسلام در جامعه ما پیاده نشود و دولت اسلامی و طبعاً جامعه و کشور اسلامیایجاد نشود. دوم مردم که پشتوانه حقیقی نظام هستند، از آن خسته و دلزده شوند و نظام از پشتوانه مردمی خالی شود. حال که اینچنین است ما در نزاع و جنگی نرم قرار داریم و «راهی بیکناره» را در پیشرو داریم که «رهروی باید، جهانسوزی؛ نه خامی، بیغمی».