عمل شما صدقهی جاریه است
اگر ساخت گنبد و بقعه و مرقد و صحن و سرای امام(ره) مورد اهتمام شما قرار بگیرد و برای آن نیرو و پول و عمر و ابتکار خرج کنید؛ به معنای کار برای یک شخص نیست؛ بلکه به معنای فعالیت برای هویت فکری امام است. این کار، در بقای آن فکر تأثیر دارد. عمل شما، صدقهی جاریه و به معنای زنده نگهداشتن یاد امام(ره) است.
ایجاد گنبد و بارگاه و بقعه و مقبره برای بزرگان، از چند قرن پیش مورد اعتراض و انتقاد عدهایی از خشک مغزهای عالم اسلام قرار گرفت بعدها دست سیاست انگلیس، اینها را به شکل حکومت و دولت و سیاست درآورد و آنها هم با اینگونه بزرگداشت، به شدت مبارزه کردند، تئوریسینهای خشک مغز و سیاسیون خیانتپیشه، اصرار داشتند که مقبرهیی ساخته نشود! دیدید که بر سر مقبره ائمه هدی(ع) و اصحاب پیامبر(ص) و یاران و نزدیکان رسول خدا و شهدای احد، چه بلایی آوردند. اگر از مسلمانها نمیترسیدند، مقبره پیامبر(ص) را هم به همان روز در میآوردند و با خاک یکسان میکردند!
آدمهای خشک مغز و جاهل بدبخت، حرفش را زدند و مطلبش را در کتابها نوشتند؛ زیرا از حقایق اسلام بیخبر بودند؛ اما اینهایی که عملش را کردند، جاسوسهای صهیونیست استعمار زده مزدور بدبختی بودند که همه وجودشان، با یادگارهای اسلامی دشمن بود و حاضر نبودند آنها را تحمل کنند. الآن هم حاضر نیستند تحمل کنند و اگر این اماکن، وسیله پول و اعتبار دنیوی نبود؛ شاید همین الآن آن نقاط را میزدند و با خاک یکسان میکردند!!
طبق بینش ما، یادگارهای اسلامی عزیزند. میشد اسلام به مردم بگوید بروید در زمین صافی بایستید و نماز بخوانید و عبادت کنید؛ در صورتی که به عمارت مسجد دستور داده است: «انما یعمر مساجد الله»(2). آباد کردن مسجد ملاک است و تجسم و تجسد خارجی این کار، مورد نظر اسلامی میباشد؛ چون تأثیر بسزایی دارد. در مورد شخصیتها هم همینطور است.
ان شاءالله این مزار و بقعه مبارک، مرکز برکات و نورانیت و گسترش تفکرات و الهامات الهی و حال و روح عرفانی و توجه مردم عاشق و اهل بصیرت و محبت، خواهد بود و هرکسی از شعبه خودش، از این امکان استفاده خواهد کرد. بنابراین کاری که کردید، با ارزش است.
جانبازان عزیز هرچه در راه خدا دادهاند، برایشان مانده است
به جانبازان عزیزی که در این محفل حضور دارند، این نکته را یادآوری میکنم که هرچه در راه خدا میدهیم؛ برای ما میماند و در حقیقت برای «من» واقعی خودمان خرج کردهایم. هرچه برای خودمان نگه میداریم؛ در حقیقت برای ما نمیماند و مثل همه چیز دیگر دنیا، از بین خواهد رفت. من در این خصوص، اعتقاد راسخ دارم و هیچ نقطه غباری در ذهنم نیست.
در زمان پیامبر اکرم(ص)، بزغالهیی را خدمت ایشان آوردند و حضرت آن را ذبح کردند. فقرا و مستحقان، نزد ایشان آمدند و طلب گوشت کردند. پیامبر(ص)، مرتب از گوشت آن بزغالهیی که برای خودشان ذبح کرده بودند؛ میبریدند و به فقرا میدادند. نهایتاً از تمام گوشتها، فقط کتف آن باقی ماند. چون دیگر کسی نبود؛ آن را به خانه خود بردند تا بپزند و بخورند. یکی از همسران حضرت عرض کرد: یا رسولالله! همه بزغاله ما رفت و فقط همین کتفش برایمان ماند. پیامبر(ص) فرمودند: خیر، همهاش ماند و همین کتف است که از دست ما خواهد رفت؛ چون این کتف را میخوریم و تمام میشود؛ اما آنهایی را که انفاق کردهایم، برای ما میماند.
بنابراین، هرچه از مال و ثروت دنیا دادید؛ برای شما خواهد ماند و هرچه خرج کردید یا برای دیگران گذاشتید تا بعد از شما بخورند؛ از دست شما خواهد رفت.
جسم هم همین حالت را دارد. هرچه شما از جسمتان در راه خدا استفاده کردید و مثلاً دست و پا و چشم و سایر اعضا را در راه جبهه و سازندگی و خدمت به خلق خدا و تلاش برای دیگران و سایر کارهای خیر، صرف کردید و با فکر و حرف و عمل خود، خدمتی را انجام دادید؛ بدانید که هر مقدار بیشتر از این کارها کردید؛ ثوابش بیشتر است.
ایثار جانبازان، آنها را به سلسله طیبه شهدا ملحق میکند
نقطه اوج آنجاست که انسان عضوی را در راه خدا میدهد. بالاتر از این کار، چیزی نیست. اگر شما صدسال دیگر هم چشم میداشتید و در این مدت، از چشم خود هزاران استفاده را در راه خدا میکردید، فضیلتش به قدر حالا که این چشم را در میدان جنگ و در راه خدا از دست دادید؛ نیست و اگر دست و پایی که از شما قطع شده است، تا صد سال دیگر هم با آن کار و تلاش میکردید و برای خدا میدویدید و گرههای مردم را میگشودید ـ که همه این کارها فضیلت دارد ـ اما بهقدر این نیست که اعضای بدن خود را در راه خدا تقدیم کرده باشید.
آنها که شهید شدند، به حد اعلی و اوفی رسیدند؛ اما شما که شهید نشدید؛ در حقیقت اعضای قطع شده و آسیب خورده شما، شهید شدهاند. قدر این ایثار را بدانید؛ چون شما را به سلسله طیبه شهدای فی سبیلالله، ملحق میکند.
یک وقت در مورد جانبازها فکر میکردم که به نظرم رسید گاهی فضیلت آنها از شهدا هم بیشتر است. جانباز کسی است که بعد از آن که قسمتی از بدنش را در راه خدا داد و عضو یا اعضای شهیدی را با خودش همراه کرد و در بقیه مدت زندگی و عمرش هم متقی و شکرگزار بود و عمل صالح انجام داد؛ خدای متعال در مورد اینگونه از مجروحان جنگ، در قرآن میفرماید: «الذین استجابواالله والرسول من بعد ما اصابهم القرح للذین احسنوا منهم و اتقوا اجر عظیم»(3). کلمه «عظیم» در پایان این آیه شریفه، قابل تأمل است.
یک وقت، من و شما این کلمه را به کار میبریم و مثلاً میگوییم: کوه عظیمی است و یک وقت هم است که خداوند تبارک و تعالی، آن را بیان میفرماید؛ خدایی که تمام عظمتها ناشی از اوست و با ارادهاش، همه کون و مکان به وجود میآید و از بین میرود. خدایی که بزرگتر از آن است که بشود او را توصیف کرد. چنین خدایی، با این عظمت غیرقابل تصور میفرماید: «اگر تقوا و احسان پیشه کردید، اجر عظیمی خواهید داشت». این عظمت، فوق تصور من و شماست.