تاریخ انتشار : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۸:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۲۱۳۲۰۴

اصطلاح تروریسم، شمشیر تیزی در دست قدرتمندان و زورمداران شده که از آن برای به وحشت انداختن دیگران، ترور شخصیت آنها و گاه ترور خود آنها استفاده می‌کنند. از این رو اتهام تروریسم ممکن است به هر کشوری که مثلاً در برای ایالات متحده آمریکا سر فرود نیاورد، زده شود. وزارت خارجه آمریکا گزارش سالیانه‌ای دارد که در آن افرادی که واشنگتن آنها را تروریست می‌شمارد و نیز کسانی که مهر بخشودگی و برائت خورده‌اند، مشخص شده است.
همچنین هر قدرت و دولتی می‌تواند مخالفان سیاسی خود را تروریست بنامد، حتی اگر به خشونت و درگیری مسلحانه نیز اقدام نکرده باشند. ما در جهان سوم، نمونه‌های زیادی از این نوع داریم. این موضوع ما را با این پرسش مواجه می‌سازد که آیا تروریسم، قانونی و غیرقانونی دارد؟
پایداری در برابر ستم با استفاده از قدرت و خشونت در صورتی که منافع آن بیش از زیانهایش باشد، قطعاً مشروع و قانونی است. مبارزه با اشغال و تصرف یک سرزمین و کشور از همین نوع است. زیرا اشغال، امر منکر و ناپسندی است که باید با قدرت و با استفاده از زور با آن مبارزه کرد. مقاومت در برابر اشغال، حق مشروعی است که منشور سازمان ملل و قوانین بین‌المللی نیز به آن تصریح کرده‌اند و مورد قبول خردمندان و توده مردم است. از نقطه نظر تاریخی نیز همه رهبران جنبشهای مقاومت ملی و حرکتهای انقلابی از نظر قدرتهای حاکم، تروریست بوده‌اند. مگر همین یاسر عرفات نبود که سالیان سال رهبر تروریستها و خرابکار بزرگ نامیده می‌شد ولی از هنگامی که با اسرائیلیها به تفاهم رسید، نامش از لیست سیاه پاک شد. سپس ورق برگشت و او به مبارزه با تروریستهایی برخاست که دقیقاً همان کاری را می‌کنند که او در گذشته می‌کرد. آنچه تغییر کرده، این است که او تغییر عقیده داده و از ادامه راه باز مانده است، اما دیگران هنوز به راه خود ادامه می‌دهند!
حکومتهای تروریستی
اگر به تاریخچه تروریسم بنگریم، این مسئله نظر ما را به خود جلب خواهد کرد که چه گفته‌ها، نوشته‌ها و کارهای ضد و نقیضی درباره تروریسم وجود دارد.
این مسئله در ذهنها جا افتاده است که تروریسم تنها به گروهها مربوط می‌شود. در حالی که حقیقت، خلاف این است. زیرا تروریسم به گروه خاصی اختصاص ندارد و در واقع ممکن است گروهها و افراد گوناگون از آن استفاده کنند. حتی ممکن است سازمانها و موسسات منطقه‌ای و جهانی نیز به آن دست زنند. زیرا هرگونه تصرفی که با خشونت و زور همراه باشد و بیرون از چارچوب قانون و عدالت انجام پذیرد، شایسته است که آن را تروریسم بنامیم. حال از سوی هرکس که می‌خواهد باشد. مثلا دولت صدام حسین نمونه‌ای از تروریسم دولتی است و البته این صرفا یک نمونه است و تروریسم دولتی منحصر به آن نیست. بسیاری از دولتهای دیگر نیز رفتاری شبیه رفتار دولت صدام دارند. پس سزاوار است که آنها را نیز به لیست تروریستها بیفزاییم. دولتهای اروپایی هم که با صربها همپیمان شدند و با آنان به کشت و کشتار در بوسنی پرداختند، باید به این لیست افزوده شوند. شورای امنیت نیز که نگذاشت مردم بوسنی از خود دفاع کنند و اصرار داشت که دستشان از سلاحهای جنگی در برابر جنایت صربها کوتاه باشد، بدون شک به اقدامی تروریستی دست زده است و...
اسرائیل هم دولتی است کاملاً تروریستی که از سال 1948 تاکنون به کشتن فلسطینیها ادامه داده است. این کشور با استفاده از تروریسم توانسته است صلح را به فلسطین تحمیل کند و دنیا را به حمایت از این صلح تحمیلی فرا خواند. همه رهبران اسرائیل که جهان را به مبارزه با تروریسم می‌خوانند، خود دارای شناسنامه تروریستی هستند. شناسنامه‌ای پر از حوادث و وقایع خونینی که بر سر ملت فلسطین آورده‌اند.
وزیر کنونی امور خارجه اسرائیل، در تمام عملیاتهای تروریستی بزرگ که در تاریخ صهیونیستها رخ داده شرکت داشته است.
آمریکا وظیفه خود می‌داند که نقش تروریستی اسرائیل در تاریخ را پنهان نگه دارد. این مسئله به جایی رسیده که هرکس را که با اشغالگری اسرائیلیها مخالفت کند، تروریسم معرفی می‌کند! این منحصر به سازمانهایی مثل سازمان فلسطین حماس نمی‌شود. بلکه دولتهایی را که از مقاومت ملت فلسطین حمایت می‌کنند و با صلح تحمیلی اسرائیل مخالفند در بر می‌گیرد. دولتهای سوریه و ایران نمونه‌ای از این دست هستند. تروریسم در مفهوم آمریکایی آن، مقاومت در برابر اشغال و مخالفت با روند صلح تحمیلی است. این در حالی است که آمریکاییها به درگیریهای مسلحانه‌ای که بعضی از گروهها و سازمانها در سرزمینهای ما دارند، توجهی نمی‌کنند. زیرا برای آنها آنچه سردمداران حکومتها در کشورها انجام می‌دهند و یا بعضی از دسته‌ها و گروهها علیه جامعه، قانون و حکومت مرتکب می‌شوند اهمیت چندانی ندارند. آنچه برای آنها اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد، این است که موضع آنها در برابر اسرائیل و مسئله صلح چیست؟ دولت سوریه نیز اگر پیمان صلح با اسرائیل را امضاء نکند، به زودی به لیست دولتهای حامی تروریسم افزوده خواهد شد و چنانچه این پیمان را امضاء کند، برائت خود را ثابت و کارنامه سیاسی خود را پاک کرده است.
دولت عراق نمونه کاملی برای اثبات این مدعاست. صدام حسین تا سال 1990 علی‌رغم آنچه بر سر ملت خود آورده بود و حتی چیزی نمانده بود که کردهای عراقی را با گازهای سمی از میان ببرد، از دیدگاه آمریکاییها چهره‌ای دوست داشتنی و خواستنی بود. جنگ با ایران نیز باعث محبوبیت بیشتر او می‌شد و جایگاه او را تثبیت می‌کرد. زیرا آمریکاییها این اقدام را همسو با سیاستهای خود می‌دیدند. ولی او پس از پایان جنگ با ایران با اشغال کویت در سال 1990 پا را از گلیم خود فراتر می‌گذارد و با این اقدام، تروریست و شیطان بزرگ و یاغی می‌شود. در حالی که آنچه صدام با مردم کویت کرد، چیزی است شبیه همان کاری که سالیان دراز بر مردم عراق روا می‌داشت و مورد اعتراض آمریکاییها هم قرار نمی‌گرفت.
چرا صربهای تروریست بخشیده می‌شوند؟
از دیگر عملکردهای ضد و نقیض شورای امنیت این است که با تهدید دولت سودان از او می‌خواهد سه تروریستی را که در ترور حسنی‌مبارک دست داشته‌اند، به آدیس آبابا تحویل دهد و برای این کار، ضرب‌الاجل نیز تعیین می‌کند و هشدار می‌دهد که در صورت تخلف از این خواسته، مجازاتهای بین‌المللی در انتظارش خواهد بود. این عملکرد نشان می‌دهد که ظاهراً سازمانهای بین‌المللی در مبارزه با تروریسم از هیچ کوششی فروگذار نیستند. در حالی که واقعیت چیز دیگری است. وقایع مربوط به جنگ بوسنی واقعیتهایی را برای ما آشکار کرد. برای نمونه، دادگاه بین‌المللی لاهه نام 51 تن از صربها و کراواتها را به جرم انجام کارهای ضد انسانی و کشتن هزاران انسان بی‌گناه محکوم کرده بود اعلام می‌کند. این عده، افراد معروفی هستند و برخی از آنها مانند رادوان کارادزیچ، رهبر صربها، ژنرال میلادیچ، فرمانده ارتش صرب، ومیلان مارتیچ، رهبر صربهای کروات، دارای پست و مقام بالا می‌باشند. اما با این حال می‌بینیم که جنایتکاران جنگی صرب از آزادی کامل برخوردارند و برخی از آنها از مقابل دیدگان نیروهای پیمان ناتو که در بوسنی مستقر هستند، می‌گذرند و شورای امنیت نیز هیچ‌گاه به فکر اقدام جدی و تهدید دولت بلگراد برای تسلیم این تروریستها – همان‌گونه که با دولت سودان کرده – نیفتاده است.
شگفت‌تر اینکه تحریم جهان بلگراد به اجرای طرح پیشنهادی صلح در بوسنی موکول می‌شود. در همان زمان نیز فرمانده نیروهای پیمان ناتو اعلام می‌کند که تروریستهای صرب که متهم به ارتکاب جرایم جنگی هستند و کسانی که جنایتکار جنگی شناخته شده‌اند و دستور بازداشت آنها صادر شده است، تحت پیگرد قرار نخواهند گرفت!
چرا شورای امنیت از اعمال تروریستی صربها به راحتی چشم می‌پوشد، ولی در برابر تروریستهای سودان با شدت و قاطعیت هرچه تمامتر عمل می‌کند؟
این پرسشی است که باید بدان پاسخ گوییم. من گمان نمی‌کنم کسی بتواند این دو عملکرد یعنی شدت و قاطعیت در برخورد با سودان و سهل‌انگاری و اهمال در برخورد با صربها را با هم جمع کند. مسئله تروریسم با بسیاری از مسائل دیگر آمیخته است. تروریسم در آینده وسیله‌ای خواهد شد در دست قدرتمندان برای تحقق منافع و خواسته‌هایشان.
سخن از تروریسم با توجه به جنبه‌های گوناگون آن پایان‌ناپذیر است. و سخن ما در اینجا درباره دولتها و سازمانهای دولتی و گروههای سیاسی تروریست بود. بحث از تروریسم عمومی که با ایجاد فشار به تصفیه حساب شخصی و یا معنوی با طرف مقابل می‌انجامد، سخن دیگری است.
همچنین بحث بالا درباره تروریسم فیزیکی و مادی بود و از تروریسم فکری و معنوی که خطرش کمتر از اولی نیست، سخنی به میان نیامد.