تاریخ انتشار : ۱۷ آذر ۱۳۸۶ - ۱۰:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۲۱۳۸۷
نگاهی به نقش شرکت‌های آمریکایی در عراق؛
اشاره: تشکیلات موقت اداره امور عراق که پس از سقوط رژیم سابق آن کشور به سرپرستی نمایندگان دولت آمریکا تشکیل شد متهم به هدر دادن میلیون‌ها دلار بودجه بازسازی شده است. کمیته ویژه سنای آمریکا برای تحقیق در مورد عملیاتی مالی تشکیلات موقت اداره عراق اعلام کرده است که نظارت‌های لازم بر نحوه عملیات مالی این نهاد وجود نداشت و هرج و مرج حاکم بر فعالیت مالی آن، به اوضاع «غرب وحشی» در آمریکا بی‌شباهت نبود. با وجود اینکه تقریباً 4 سال از خاتمه جنگ عراق گذشته هنوز هم حدود 80 درصد از مصوب کنگره آمریکا برای بازسازی عراق به دلیل فقدان بودجه‌بندی و برنامه‌ریزی‌های لازم هزینه نشده است. در جریان بررسی عملیات مالی این تشکیلات، سناتورهای حزب دموکرات گفتند که اعضای جمهوری‌خواه سنا از بررسی احتمال وقوع کلاهبرداری در عراق جلوگیری کردند. فرانکلین ویلیس، از کارکنان سابق تشکیلات موقت، در برابر کمیته سنا از وجود سوء استفاده مالی و اسراف گسترده سخن گفته است. وی گفت در مواردی، مقاطعه کاران طرف قرارداد تشکیلات موقت، مطالبات خود را به صورت نقدی و در بسته‌های اسکناس درشت دریافت می‌کردند بدون اینکه این پرداخت‌ها مطابق اصول حسابداری ثبت و بررسی شده باشد. وی افزود وجود کارمندان کم تجربه، هراس از تصمیم‌گیری، اشکال در ارتباطات، تهدیدات امنیتی، فقدان نظام بانکی و وجود مبالغ هنگفت پول، به هرج و مرج در عملیات مالی تشکیلات موقت منجر می‌شد. دیوید اندرز نویسنده کتاب بولتن بغداد در گفت‌وگو با رادیو انگلیسی برون مرزی درباره هدر رفتن میلیون‌ها دلار بودجه مالیات دهندگان آمریکایی در عراق و عدم بازسازی این کشور سخن گفته است که مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.

*محققان آمریکایی معتقدند که دولت بوش میلیون‌ها دلار از بودجه مملکت را که برای بازسازی عراق کنار گذاشته شده بود. هدر داده است مثلاً اینکه کمپ‌هایی را برای آموزش نیروهای پلیس ساخته است که اصلاً مورد استفاده قرار نگرفته‌اند. نظر شما در این خصوص چیست؟ آیا آنها استدلال کافی در این خصوص دارند؟

**بله گزارش این افراد درست است. آنچه که بنده و همکارانم در طول 18 ماه در عراق شاهد آن بودیم این بود که بودجه بازسازی عراق به دست عده معدودی از افراد در تشکیلات موقت ائتلاف سپرده شده بود که هیچ‌گونه نظارتی از طرف این گروه بر اقدامات بازسازی عراق صورت نمی‌گرفت. اجازه بدهید در رابطه با مواردی که بنده شخصاً از نزدیک آن را دنبال کردم، صحبت کنم. بنده فعالیت بسیاری در رابطه با نظارت بر بازسازی مدارس داشتم و این موردی بود که دولت بوش مانور زیادی روی آن می‌داد و سعی می‌کرد از طریق آن برای خود اعتبار کسب کند. بالاخره از میان مقاطعه‌کاران متعدد آمریکایی عراقی و دیگر کشورها یک پیمانکار آمریکایی برگزیده شد و این امر بدون برگزاری مناقصه صورت گرفت و زمانی که ما از شرکت آمریکایی پرسیدیم میلیون‌ها دلاری که برای بازسازی مدارس عراق در اختیارش قرار گرفته بود، صرف چه چیزی شده است و آیا حاضر است مدارک حسابرسی را در اختیار ما قرار دهند، جواب منفی شنیدیم.

مسئولان شرکت آمریکایی به ما گفتند که هیچ‌گونه مدرک حسابرسی در اختیار ندارند و این در حالی بود که ما شاهدیم که تلاش جدی از طرف شرکت آمریکایی برای بازسازی مدارس صورت نگرفته است و نسبت به پولی که در اختیارش قرار گرفته بود بگویم که درصد بازسازی کمتر از یکی دو درصد می‌باشد. این امر در خصوص دیگر شرکت‌های آمریکایی نیز مصداق دارد به نحوی که مدیران مدارس و همچنین مقامات وزارت آموزش اقدامات شرکت‌های آمریکایی را نوعی رشوه‌خواری عنوان کرده‌اند و خواستار توقف آن شده‌اند.

مورد دیگری که ما شاهد اختلاس در آن بوده‌ایم، بازسازی بیمارستان‌ها بوده است. بخش عمده‌ای از بودجه‌ای که برای بازسازی بیمارستان اختصاص داده شده بود به نحوی ناپدید شده است و مسئولان امر پاسخ قانع کننده‌ای در این خصوص ارائه نمی‌دهند.

در بخش‌های نفتی و نظامی نیز ما شاهد رخ دادن اتفاق مشابهی بوده‌ایم، یعنی پولی که برای بخش خاصی در نظر گرفته می‌شود، دقیقاً به آن تزریق نمی‌شود.

متأسفانه این در حالی است که اکثر مقامات آمریکایی نیز از آن مطلع هستند ولی هیچ‌گونه اقدام و پاسخ قانع‌کننده‌ای از سوی آنها داده نمی‌شود.

*عکس‌العمل دموکرات‌ها در این خصوص چگونه بوده است؟ آیا آنها به عدم بازسازی عراق یا ناپدید شدن میلیونها دلار از بودجه مملکت توسط دولت بوش اعتراض کرده‌اند یا خیر؟

**تاکنون اعتراض اساسی توسط دموکرات‌ها صورت نگررفته است.

دموکرات‌ها نظر متفاوتی را در بعضی از موارد با یکدیگر و یا جمهوری خواهان دارند مثلاً اینکه ادعا کرده‌اند بخشی از بودجه جنگ را قطع خواهند کرد یا با اعزام تمامی 21 هزار نیروی درخواست شده توسط بوش مخالفت خواهند کرد یا دولت بوش را وادار خواهند کرد خروج تدریجی نیروها را از عراق آغاز کنند ولی تلاش جدی از طرف دموکرات‌ها برای عملی کردن وعده‌هایشان صورت نگرفته است.

در حال حاضر دولت بوش نسبت به افکار عمومی و درخواست‌ها و اعتراض‌های آنها بی‌اعتنا است و فکر نمی‌کنم که تظاهرات مردم بتوانند تأثیری در تغییر استراتژی عراق توسط دولت بوش داشته باشد.

تعداد بسیار کمی از جمهوری‌خواهان هستند که در موارد بسیار معدودی با سیاست‌های بوش مخالفت می‌کنند، بنابراین آنها نیز نمی‌توانند نقش چندانی در تغییر استراتژی دولت بوش داشته باشند. نومحافظه‌کاران هم که بی‌چون و چرا و به طور کامل از بوش حمایت می‌کنند، بنابراین، این تنها دموکرات‌ها هستند که می توانند باعث تغییر استراتژی دولت بوش شوند و چون اعضای کنگره جزء قانون‌گذاران هستند و در اجرای سیاست سهیم نیستند تنها یک راه‌حل برای مقابله با سیاست‌های بوش دارند و آن این است که با تخصیص بودجه جنگی مخالفت کنند. آنها می‌توانند جلوی بودجه سایه و همچنین بودجه‌های اضطراری را که توسط دولت بوش درخواست می‌شود، بگیرند و بدین ترتیب بوش را وادار کنند که نیروها را از عراق خارج کند.

دموکرات‌ها در حال حاضر بایستی قطعنامه‌ای را برای کاهش بودجه جنگی تنظیم کنند ولی متأسفانه تاکنون این امر محقق نشده و بر بازسازی عراق و بودجه آن نظارتی صورت نگرفته است.

*برخی از مقامات آمریکایی معتقدند که کمبود بودجه و عدم برنامه‌ریزی صحیح باعث بروز مشکلاتی بر سر راه بازسازی عراق شده است، برخی دیگر معتقدند که این ناامنی و هرج و مرج در عراق است که بازسازی را در این کشور غیر ممکن ساخته است ولی گروه سومی هم هستند که معتقدند دولت بوش هیچ طرح و نیتی برای بازسازی عراق ندارد و از کنار این مسئله با بی‌اعتنایی می‌گذرد. نظر شما در این خصوص چیست؟

**دولت بوش قصد دارد با بازسازی عراق به مردم این کشور بگوید که به فکر آنها است و به نوعی به آنها اثبات کند که دوست دارد به مردم عراق کمک کند.

شاید با این کار بتواند جلوی مقاومت‌های مردمی عراق را بگیرد و از نفرات آنها نیز بکاهد ولی طرح‌های آمریکا برای بازسازی عراق طرح‌هایی بوده است که با شکست مواجه شده‌اند و دلیل آن هم این است که دولت بوش می‌خواسته است قدرت و پول را در دست عده خاصی از مسئولان شرکت‌های آمریکایی و یا مقامات آمریکایی حفظ کند و افراد یا شرکت‌هایی را که دلسوز هستند و هدف واقعی آنها این است که به مردم عراق کمک کنند، وارد بازی نکرده است.

دولت بوش قراردادهای بازسازی عراق را به شرکت‌های آمریکایی واگذار کرده است که در تبلیغات انتخاباتی و غیره به نفع آنها گام بر‌می‌دارند. این شرکت‌ها بدون برگزاری مناقصه قراردادها را به خود اختصاص داده‌اند و متأسفانه نظارتی هم بر عملکرد آنها صورت نمی‌گیرد. بنابراین هر کاری را که دوست دارند، انجام می‌دهند. در واقع منافع این شرکت‌ها و مقامات آمریکایی وابسته به یکدیگر است. به همین دلیل هم هست که شرکت های عراقی از دور خارج شده اند ولی مطمئناً اگر قراردادهای بازسازی به آنها سپرده می‌شد آنگاه وضعیتی متفاوت از وضعیت کنونی می‌داشتیم و مسلماً مردم عراق حاضر می‌شدند به آنها کمک کنند.

باید اعتراف کنم که کار کردن در برخی از مناطق بدون کمک گرفتن از رهبران قبیله‌ای غیر ممکن است. مردم برخی از مناطق از حضور نیروهای خارجی در کشورشان متنفر هستند و هر جایی که آنها را می‌بینند با آنها مقابله می‌کنند و اگر قراردادهای بازسازی به مردم همان منطقه سپرده می‌شد بازسازی سرعت بیشتری به خود می گرفت چرا که بدیهی است که مردم هر منطقه‌ای دوست دارند بیمارستان و مدارس و اماکن عمومی آنها بازسازی شود و از امکانات بیشتری بهره‌مند گردند. تکنو کرات‌ها یا طبقه متوسط جامعه نیز به اختصاص دادن قراردادهای بازسازی به صورت یک‌طرفه و بدون انجام مراسم مناقصه به شرکت‌های آمریکایی اعتراض کرده‌اند و خواستار ایجاد تغییراتی در این زمینه شده‌اند.

وجود ناامنی و خشونت، مسلماً کار بازسازی را با مشکلات متعددی روبه‌رو می‌کند ولی این امر هم مهم است که ببینیم عامل خشونت چه افرادی هستند. در خصوص بخش سوم سؤالتان هم باید بگویم که آن قدر که دولت بوش به نفت عراق و حفاظت از مناطق نفتی آن می‌اندیشد به فکر بازسازی عراق نیست.

* این دولت آمریکا است که قراردادهای بازسازی را به صورت یک‌طرفه و بدون برگزاری مراسم مناقصه به شرکت‌های آمریکایی واگذار می‌کند و این مسئولیت به عهده دولت آمریکا است که اطمینان حاصل کند کار بازسازی به نحو احسن پیش می‌رود و بودجه اختصاص یافته به آن ناپدید و یا دزدیده نمی‌شود. ولی چرا دولت بوش نسبت به این امر مهم بی‌اعتنا است؟

**دولت آمریکا اصلاً نگران مسائلی نیست که برای آنها نگران باشد و این ماهیت سیاست آمریکا می‌باشد. دولت بوش نگران منافع مردم عراق، نگران بازسازی این کشور، نگران ثبات و امنیت و نگران آزادی و دموکراسی نیست.

دولت بوش نگران منافع مردم آمریکا، نگران تروریسم جهانی و غیره نیست. دولت آمریکا اهداف خاصی را دنبال می‌کند و فقط به دنبال محقق کردن این اهداف است. اگر هم می‌بینید که برخی از مواقع گام کوچکی را برای کارهای مثبت مثل برقراری امنیت و غیره برمی‌دارد به خاطر این است که از فشارهای عمومی و انتقادهای وارده علیه سیاست‌هایش بکاهد.

بنده در طول ۱۸ ماهی که در عراق بودم از یک مسئله بسیار متأثر شدم و آن این بود که هیچ یک از مقامات آمریکایی نسبت به سرعت پایین و عدم بازسازی عراق شکایت و گله‌مندی نمی‌کردند و اجازه می‌دادند که این فسادها همچنان ادامه پیدا کند. بیش از 3 سال است که از اعلان رسمی پایان جنگ توسط بوش می‌گذرد.

بوش وعده داد که به سرعت کار بازسازی عراق را شروع خواهد کرد ولی متأسفانه نه تنها وعده بازسازی عراق بلکه هیچ یک از وعده‌های دولت بوش محقق نشد.

دولت بوش بر بودجه‌های اعطایی به شرکت‌ها و اقداماتی که مثلاً برای بازسازی انجام می‌شود هیچ نظارتی نمی‌کند چون که نمی‌خواهد در برابر این شرکت‌ها و لابی‌های قدرتمند قرار بگیرد، شاید هم خود مسئولان آمریکایی در این امر ذی‌نفع باشند. بدتر از آن عدم پاسخگویی مقامات آمریکایی در خصوص درآمدهای نفتی عراق است. هیچ‌کس نمی‌داند که چه میزان از نفت عراق صادر می‌شود، مبلغ هر بشکه از نفت صادراتی عراق چقدر است و این درآمدهای هنگفت نفتی عاید چه کسی می‌شود.

عراق دارای ذخایر نفتی بسیار عظیمی است که درآمد حاصل از فروش آن باید برای خود مردم عراق هزینه شود. دولت آمریکا شریک جرم شرکت‌های آمریکایی محسوب می‌شود و زمانی که خودش در موضوع‌های خاصی مقصر است، آن موضوعات را زیر سوال نمی برد.