تاریخ انتشار : ۱۷ آذر ۱۳۸۶ - ۱۲:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۲۱۳۹۵
مروری بر اسناد یونسکو در خصوص مسجدالاقصی؛
دکتر احمد جلالی مقدمه‌ : این روها در اخبار شنیدیم که رژیم صهیونیستی با عملیاتی غیرمجاز و غیرقانونی اقدام به حفاری و ساخت و ساز جدید در ضلع غربی مسجداالاقصی کرده است. در مقابل مجامع و رسانه‌های کشورهای اسلامی به اعتراض برخاستند. از آنجا که یونسکو وظیفه حفاظت از میراث جهانی ثبت شده را بر عهده دارد، سفرای کشورهای اسلامی-و از جمله اینجانب به سهم خود- در یونسکو فعال شدند و نامه‌های اعتراض‌آمیز روانه این سازمان شد. ریاست محترم مجلس شورای‌اسلامی‌ایران نیز طی نامه محکم و مستندی به مدیرکل یونسکو، با استناد به مصوبات روشن بین‌المللی خواستار محکومیت این عملیات و اقدام برای جلوگیری از آن شد. 1 مدیرکل یونسکو در تاریخ 8 فوریه 2007 طی بیانیه‌ای نگرانی عمیق خود را درباره فعالیتهای آغاز شده از سوی مقامات اسرائیل در محل شهر قدیمی بیت‌المقدس که تحت حفاظت کنوانسیون حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی جهان (1972) قرار دارد ابراز داشت و در این خصوص نامه‌ای به نخست‌وزیر رژیم اسرائیل نوشت. مدیرکل در بیانیه خود با اشاره به ویژگی متمایز این شهر آورده است که برهم زدن توازن ظریف بین نمادهای سه دین توحیدی دارای کتاب مقدس به نوبه خود مخاطره بی‌حرمتی به عقاید مقدس آنها را در پی خواهد داشت و افزوده است که عمق مخاطرات چنین اقداماتی را در حال حاضر نمی‌توان پیش‌بینی کرد.

خلاصه ماجرا از این قرار است که - براساس گزارش نمایندگی فلسطین در یونسکو -اسرائیلیها صبح روز سه‌شنبه ششم فوریه 2007 عملیات انهدام یک تپه خاکی را که به باب المغاربه در دیوار جنوب‌غربی مسجدالاقصی منتهی می‌شود آغاز کردند. این تپه تنها جزء باقی مانده از باب المغاربۀ تاریخی است در سال 1967 به منظور گسترش میدان جلوی دیوار ندبه منهدم شد.بعدها به این بهانه که باب‌المغاربه- که ورودی مخصوص بانوان به حرم قدس شریف است-در حال فروریختن است و ایمنی ندارد آن را بستند و بدین ترتیب حتی از دسترسی کارشناسان به آن ممانعت کردند و از تعمیر آن توسط موسسه وقف اسلامی که همواره متکفل امور قدس بوده است نیز جلوگیری کردند.

تپه تاریخی فوق‌الذکر تنها راه ورود به مسجد‌الاقصی در قسمت غرب و جزء لاینفکی از حرم است. این مسیر شامل پلی چوبی و دو اتاق متعلق به اوقاف اسلامی دوران اموی (750 – 661م) است و جنبه میراثی و تاریخی دارد. مقامات اسرائیل اعلام کرده‌اند که این عملیات حفاری که آغاز کرده‌اند به مدت حداقل هشت ماه ادامه خواهد یافت. هدفشان این است که با ساختن یک پل شیشه‌ای، میدان براق یعنی محوطه جلو دیوار ندبه را به مسجدالاقصی متصل کنند و برای این کار دست به تخریب زده‌اند تا بتوانند ستونهای نگاهدارنده این پل را نصب کنند اما چنین وانمود می‌کنند که این اقدامات جنبه ترمیم و بازسازی دارد.

این عملیات در حالی صورت می‌گیرد که مجموعه بافت قدیم شهر بیت‌المقدس شامل آثار تاریخی متعلق به پیروان یه دین بزرگ توحیدی، در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است و هرگونه دخل و تصرف در آن غیرمجاز است. حتی اخیرا نیز در قطعنامه شماره ۷A.۳۴  مصوب کمیته‌ میراث جهانی درسی‌امین اجلاس آن در ویلنیوس لیتوانی در ژوئن- ژوئیه 2006 موکدا از مقامات اسرائیلی خواسته شده که همه نقشه‌ها و اطلاعات مربوط به طرحهائی را که برای مرمت مسیرهای منجر به حریم شریف و بناهای جدید در سمت دیوار غربی حرم و اطراف آن دارند قبلا به مرکز میراث جهانی یونسکو اطلاع دهند. تمامی کشورهای عضو کنوانسیون میراث جهانی و از جمله اسرائیل با متن قطعنامه مزبور موافقت کرده‌اند و برای حصول این اجماع مذاکرات طولانی با نماینده اسرائیل در یونسکو در خصوص این موضوع صورت گرفته که او هم پذیرفت.

این اقدامات اسرائیل نه تنها نقض واضح ملاکهای مندرج کنوانسیون 1972 یونسکو و کمیته بین‌الدول میراث جهانی است که خلاف حقوق بین‌الملل و قطعنامه‌های سازمان ملل متحد نیز هست که بر وضعیت قانونی و سیاسی قدس بعنوان سرزمین‌های اشغالی فلسطین تاکید می‌کند و به مقامات اشغالگر اجازه هیچ‌گونه اقدام یکجانبه که منجر به تغییر وضع موجود شود را نمی‌دهد. موافقتنامه‌های ژنو و لاهه درباره مسئولیت نیروی اشغالگر نسبت به سرزمین‌های اشغالی در حین منازعه نیز در این میان نقض شده است.

علاوه بر این در سال 2003 کنوانسیون مهم دیگری در باب حفاظت از میراث معنوی مشترک بشر در یونسکو به تصویب رسید و می‌دانیم که قدس ظرف نمادین نگاهداری مجموعه‌ای از مواریث معنوی منحصر به فردی است که به همه پیروان ادیان توحیدی تعلق دارد و از همین‌رو محافظت آن در مقابل هرگونه تخریب و تغییر هویت تاریخی و فرهنگی در واقع حفاظت از یک نماد معنوی برای اتحاد و صلح و برادری و همزیستی میان پیروان سه آئین بزرگ توحیدی است.

به دنبال این فشارها و اعتراضها، روز سه‌شنبه در رسانه‌های فرانسه از قول مقامات رژیم اسرائیل اعلام شد که این اقدامات را متوقف کرده‌اند تا از مسلمانان بیت‌المقدس نیز در باب آن نظرخواهی شود. اما سفیر فلسطین در یونسکو به من گفت که این یک حیله تبلیغاتی اسرائیل برای کاستن فشار افکار عمومی مسلمانان است چون آنچه که فعلا متوقف کرده‌اند ساخت و ساز آن دسترسی جدید است ولی حفاری و از میان بردن آن آثار تاریخی دوران اسلامی همچنان ادامه دارد.

پس از ذکر این مقدمه‌، آنچه می‌خوانید گزارشی کوتاهی است در باب وضعیت میراث فرهنگی و طبیعی قدس که تحلیل شخصی من نیست بلکه حاصل نگاهی است به اسناد سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) که در فاصله سال‌های 1999 تا 2001 که عضویت شورای اجرایی یونسکو و 2001 تا 2003 که ریاست کنفرانس عمومی این سازمان و 2003 تا 2005 که ریاست مجمع عمومی کنوانسیون میراث جهانی را برعهده داشته‌ام، بیشتر در جریان آن قرار گرفته‌ام. هدف این مقاله آن است که به طور مستند نشان دهد که آنچه امروز اتفاق می‌افتد در واقع ادامه همان سیاستی است که اسرائیلیها سالهاست به بهانه‌های واهی در مسیر تخریب و تغییر هویت تارخی میراث قدس در پیش گرفته‌اند که این روزها به شکل بسیار خطرناک و تحریک‌آمیزی تشدید شده است.

همچنانکه در مقدمه اشاره شد، سالها پیش، قبل از آنکه دولت خودگردان فلسطین به وجود آید، به پیشنهاد اتحادیه عرب و مباشرت وزارت اوقاف اردن، بافت قدیم شهر بیت‌المقدس که مسجد‌الاقصی و قبه‌الصخره و آثار تاریخی دیگری متعلق به مسیحیان و یا یهودیان را نیز در خود جای داده است، بر اساس کنوانسیون حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی مصوب 1972 یونسکو، در فهرست میراث جهانی یونسکو، و نیز به عنوان میراث جهانی در معرض خطر، به ثبت رسیده است. ثبت یک اثر در فهرست میراث جهانی به این معنی است که ارزش آن، فراتر از تعلق به سرزمین یا ملتی خاص، جهانی است و میراث مشترک همه بشریت محسوب می‌شود و بنابراین لازم است برابر با ضوابط کمیته میراث جهانی از آن حفاظت و در مقاطع مختلف گزارشی از وضعیت آن به یونسکو داده شود. البته وضعیت حفاظت از آثار تاریخی و بافت قدیم شهر بیت‌المقدس، به جهت شرایط خاصی که مطرح است، معمولاً در قالب قطعنامه خاصی در اجلاس کنفرانس عمومی یونسکو که عالی‌ترین مرجع حاکم بر این سازمان است مورد بحث قرار می‌گیرد.

بر این روال، در بیست و هشتمین کنفرانس عمومی یونسکو در، 1995 قطعنامه‌ای در باب حفاظت از میراث قدس به تصویب رسیده بود. به دنبال طرح گزارش مربوط به این مصوبه در بیست و نهمین کنفرانس عمومی یونسکو، در 12 نوامبر 1997 قطعنامه دیگری به تصویب رسید که ضمن آن از مدیرکل یونسکو خواسته شد که در همکاری با موسسه وقف اسلامی که از دیر باز تولیت امور قبه‌الصخره و مسجد الاقصی و فضای حرم شریف را بر عهده داشته است، مطالعات لازم را در خصوص مرمت و حفاظت قبه‌الصخره و مسجد‌الاقصی و آثار تاریخی مربوط به مذاهب سه‌گانه در قدس سازمان و سامان دهد و گزارش آن در دستور کار سی امین کنفرانس عمومی یونسکو در 1999 قرار گیرد. در اجرای این تصمیم و پیرو مصوبه اجلاس 156 شورای اجرایی یونسکو، مدیر کل وقت یونسکو، آقای فدریکو مایور یک کارشناس برجسته بین‌المللی به نام پروفسور لئون پرسویر، استاد ممتاز تاریخ قرون وسطی و معاون پیشین دانشگاه سوربن و کارشناس و ارزیاب پیشین شورای بین‌المللی آثار و چشم‌اندازهای تاریخی و رئیس کمیسیون حفاظت از آثار تاریخی بوسنی هرزگوین را برای تهیه گزارش در این خصوص منصوب کرد و او در پایان ماموریت خود که از تاریخ یکم تا دهم سپتامبر 1999 در بیت‌المقدس انجام گرفت، گزارشی فنی و تخصصی به مدیر کل ارائه کرد و مدیرکل پس از خواندن آن، آن را برای بحث و بررسی به سی‌امین کنفرانس عمومی یونسکو ارسال کرد.

متن کامل این گزارش در سند C ۱۲/۳۰ یونسکو آمده است. پروفسور پرسویر دراین سند رسمی گزارش کرده است که شهر قدیم بیت‌المقدس که به ثبت جهانی رسیده، زندانی شهرسازی‌های عظیم حومه، به خصوص در بخش شرقی، شده است چندان که هرکس پس از چند سال دوری بیت‌المقدس بازگردد قبل از هر موضوعی متوجه تبدیل منظر طبیعی این اثر ثبت شده تاریخی می‌شود. ساخت و سازهای مختلف، بزرگراهها، برج‌ها و هتل‌سازی‌هایی که در آن منطقه صورت گرفته است، هویت منظر شهر قدس را برهم ریخته در حالی که بر اساس قوانین و مصوبات کمیته میراث جهانی، وقتی اثری به ثبت جهانی می‌رسد حفظ منظر طبیعی و تاریخی آن نیز بخشی از حفظ اثر محسوب می‌شود. او علاوه بر آنچه در غرب بیت‌المقدس از سال 1948 شروع شده و ادامه یافته است، به عنوان نمونه به طرح‌های توسعه در مقابل دروازه یافا متصل به دهکده داوود، طرح‌های بزرگ خانه‌سازی در دامنه شمال‌شرقی و جنوب‌شرقی از قبیل هتل‌‌های بزرگی که در قسمت پائین خیابان Derech Schechem که نزدیک مقبره شاهان 7 و کلیسای سنت جورج سر به آسمان کشیده است اشاره می‌کند و با انتقاد روشن و مستدل به دلایل کارشناسانه نتیجه می‌گیرد که این ساختمان‌ها یک کمربند وسیع نامتناسب در حومه شهر مجهز به سیستم‌های ارتباطی ساخته است که به طور فزاینده‌ای، به تدریج چشم‌انداز اولیه تاریخی شهر را دارد محو می‌کند. بخش عمده منظر زیبای قدس به طرف شرق که به طرف رود اردن امتداد داشت با این شبکه ساختمان‌ها و بزرگراهها که آن را احاطه کرده است عملاً نابود شده است. به تدریج شهر به سمت شرق گسترش یافته و منظر بیت‌المقدس تاریخی، دیگر آن شهر زیبای برافراشته در کناره صحرا نیست بلکه شهری است گم شده و زندانی در حصاری از شهرسازی‌های مدرن که هیچ تناسبی با بافت‌ تاریخی، دیگرآن شهر زیبای برافراشته در کناره صحرا نیست بلکه شهری است گم شده و زندانی در حصاری از شهرسازی‌های مدرن که هیچ تناسبی با بافت تاریخی آن ندارد.

این تغییرات که از زمان تدی کولک شهردار اسبق بیت‌المقدس شروع شد،‌ به صورت فعال در زمان جانشین او ایهود اولمرت (نخست‌وزیر فعلی اسرائیل) نیز ادامه یافت. طراحان و شهرسازان اسرائیلی در طراحی این برنامه‌ها شتاب می‌کنند. او به عنوان مثال به نوشته‌های شماره 1998 نشریه جروزالم پست که سیاست‌های شهرداری بیت‌المقدس را منتشر می‌کند اشاره می‌کند که نویسنده آن، امیر سشیم است که از 1984 تا 1994 مشاور رسمی شهرداری بوده است. پروفسور پرسویر روایت می‌کند که متخصصان فلسطینی و اسرائیلی در جریان صحبت‌های شخصی که با او داشته‌اند همگی از مخاطراتی سخن می‌گفتند که پروژه بیت‌المقدس بزرگتر برای چشم‌انداز تاریخی شهر ایجاد کرده است و آن را تقبیح می‌کردند زیرا بسیار دشوار است که این بیت‌المقدس (سال 1999) را با "شهری که صحرا در او آرمیده" یکی گرفت، وصف شاعرانه‌ای برای این شهر کهن که در ترانه ساموئل تریگانو 12 در سال 1983 بکار رفته بود. او از قول یکی از اسرائیلی‌هایی که با او صحبت می‌کرده نقل می‌کند که با روندی که در تغییر هویت مکان‌های تاریخی حفاظت شده قدس در جریان است، به زودی وضعیت جاهایی مانند دره کیدرون و گهنا نسبت به شهر بیت‌المقدس مانند وضعیتی خواهد بود که پارک مرکزی و پارک فورت تیرون نسبت به نیویورک امروزی دارند، یعنی مواریث طبیعی و فرهنگی در حصار رو به گسترش شهرسازی مدرن زندانی و بلعیده می‌شوند. همان مخاطب، بدون زیر سؤال بردن اعتبار قانون بیت‌المقدس که در مجلس اسرائیل در تاریخ 30 جولای 1980 درباره آن رای گیری شد، درباره عوارض مهلک سیاست‌های شهرسازی که منجر به خسارت‌های قطعی و جبران ناشدنی به ارزش‌های میراثی می‌شود اظهار تعجب می‌کند.

براساس این سند، هرچند نخست‌وزیر اسرائیل در بیانیه 11 ژوئن 1999 خود آورده است که اسرائیل شهرک‌های جدید در ساحل غربی نخواهد ساخت اما شهرک‌های موجود را نیز تخریب نمی‌کند، در عمل چنین نیست زیرا شبکه‌های شهرک‌های موجود همچنان در حال گسترش است و حتی به حریم مناطق حساس تاریخی نیز رسیده است. پروفسور پرسویر که در تاریخ 9 سپتامبر شخصاً به Maale Adoumim رفته، مشاهده کرده است که کارهای ساختمانی زیادی هنوز در جریان است و می‌گوید تا آنجایی که مطلع شده است، در بزرگترین شهرک یهودی‌نشین جدید که در بیت‌المقدس شرقی ساخته شده، بیش از 60 هزار نفر را اسکان داده‌اند استنباط او این است که آن برنامه‌ریزی شهری که اسرائیلی‌ها عنوان بیت‌المقدس بزرگتر را به آن داده‌اند و بر آن اساس این همه بزرگراه در اطراف این شهر تاریخی را در دست احداث دارند در همین جهت و چارچوب پیگیری می‌شود.

گزارش معتقد است که تغییراتی که در ترکیب اجتماعی قدس در حال وقوع است، تدریجاً دارد سازکاری میان ساخت شهری و میراث برجای مانده در قدس قدیم را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و بر هم می‌ریزد. به روایت این سند، در سال 1999 هنوز در شهر قدیم، تمایز سنتی و تاریخی میان چهار ناحیه اصلی، ناحیه یهودی در جنوب‌شرقی، ناحیه ارامنه در جنوب‌غربی، ناحیه مسیحی در شمال‌غرب و ناحیه اسلامی در شمال‌شرق محسوس بود، اما آثار و تبعات ناخوشایند این تحولات بر سازگاری میان ساخت شهری جدید و اصالت میراث شهر قدیم، به تدریج دارد ویژگی‌های فرهنگی این نواحی تاریخی را از میان می‌برد و استحاله می‌کند.