پس از حضور و بازداشت فائزه هاشمی در آشوب ناکام اول اسفند، سایتهای وابسته به آقازاده آشوبگر ابتدا تلاش کردند تا حضور تحریک آمیز وی در خیابان ولی عصر را تکذیب و محل دستگیری او را جایی دیگر قلمداد کنند؛ اما زمانی که گافهای متعدد، دروغ آنها را برملا کرد، به شیوه نخ نمای مظلوم نمایی روی آوردند تا از این طریق بتوانند رسوایی به بار آمده همسویی با ضدانقلاب و منافقین را به نحوی مخفی نگه دارند. ادعاهای اخیر مبنی بر تعرض به فائزه هاشمی و خاندان هاشمی که بهشدت در برخی سایتهای وابسته تبیلغ و بزرگنمایی میشود، یادآور شانتاژهای نخ نمای گروهکهای ضد انقلاب در سالهای اولیه پس از پیروزی انقلاب و نیز سناریوی «بازی در دو نقش» برخی عناصر در دوران دوم خرداد است.
به نوشته «جوان آنلاین»، در سالهای 59 و 60 زمانی که آشوبهای خیابانی گروهکهای مخالف انقلاب، با رویارویی قاطعانه مردم و نیروهای حزب اللهی مواجه گردید؛ یکی از شگردهای جریان آشوب طلب برای فرافکنی و مظلوم نمایی، متهم کردن نیروهای حامی انقلاب به خشونت ورزی بود. یکی از این اتهاماتی که گروهکها با دستور تشکیلاتی مطرح میکردند، ادعای سقط جنین یک زن حامله به دلیل هجوم نیروهای حزب اللهی به تجمع گروهکها بود! این سناریو زمانی شکل مضحکی پیدا کرد که بلافاصله بعد از هر رویارویی نیروهای حزب اللهی با ضدانقلاب در هر جا و هر زمان، ادعای سقط جنین زن حامله به صورت اتوماتیک -به تبعیت از همان بخشنامه تشکیلاتی- در رسانههای ضدانقلاب منتشر میشد. بهتدریج این ادعا چنان نخ نما شد که همه میپرسیدند این خانم محترم حامله کیست که در همه تجمعات و درگیریها حضور فعال دارد و همیشه جنینش سقط میشود؟!
در دوران موسوم به اصلاحات نیز یکی از شگردهای گروههای دوم خردادی، سناریوی «بازی در دو نقش» بود. بر اساس این سناریو، یکی از احزاب دوم خردادی، عدهای را اجیر کرده بود تا با نام و ظاهر حزب اللهی وارد عمل شده و ضمن بر هم زدن تجمعات گروههای دوم خردادی، اعضای منتسب به این گروهها را نیز مورد ضرب و شتم قرار دهند. یکی از این اشخاص، «امیرفرشاد ابراهیمی» بود.در یک برهه خاص که جریان مدعی اصلاحات و کارگزاران به تهییج اجتماعی نیاز داشتند، بدون هیچ سابقه قبلی، عطاءالله مهاجرانی و عبدالله نوری در نماز جمعه حاضر شدند و توسط عدهای از جمله همین امیرفرشاد ابراهیمی مورد هجوم قرار گرفتند. ماجرای ضرب و شتم مهاجرانی و نوری انعکاس زیادی در مطبوعات دوم خردادی داشت اما بعدها همین امیرفرشاد ابراهیمی زمانی که ماهیت واقعی خود را روشن ساخت و به خارج گریخت، اعتراف کرد که از حزب کارگزاران پول میگرفته تا تجمعات آنها را به هم بزند و اعضای آن را مورد هجوم قار دهد تا این حزب و سایر گروههای دوم خردادی بتوانند در صحنه سیاسی مظلوم نمایی کنند.