تاریخ انتشار : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۹:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۲۱۶۰۶۵
«جوان» از بازگشت فتنه به خاستگاه اولیه‌اش گزارش می‌دهد

علی رضائی
انتخاب روزهای خالی از مناسبت و علت به منظور برپایی آشوب در خیابان‌های تهران، شگرد امروز فتنه‌گرانی است که طبق شواهد برآمده از تجربیات تازه آنان، از خارج کشور اداره و طراحی می‌شود. طبق اسناد وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی، اینک ضدانقلاب است که وارد دایره فتنه شده و اپوزیسیون داخلی و خارجی را برای حرکت روی یک خط واحد، هدایت می‌کند. بی‌تردید محیطی که در این شرایط می‌تواند به عنوان نقطه وصل و محل رجوع آنان برای همفکری و برنامه‌ریزی تلقی شود، شبکه‌های اجتماعی مجازی است که از هر منطقه‌ای در دنیا می‌توان فقط با چند کلیک و ورود به فضای اینترنت و ماهواره، فاصله‌ها را درنوردید. سرعت انتقال و دریافت اطلاعات در فضای سایبر به قدری است که این امکان در مراحل مختلف موجب شده تا اصحاب داخلی و خارجی فتنه، دقت را فدای سرعت کنند.
هماهنگ‌سازی آنلاین
رسانه از مهم‌ترین ابزارهای امریکا و سایر دشمنان در جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی است که تا امروز بیشترین مبالغ را نیز به خود اختصاص داده است. تصویب بودجه 55 میلیون دلاری در بودجه سال گذشته ایالات متحده امریکا که برای تقویت شبکه‌های رسانه‌ای و مجازی علیه ایران به ابلاغ اوباما نیز رسید از جمله شواهدی است که در کنار هزاران سند دیگر، شلیک رسانه‌ای و سایبری نظام سلطه به سمت ایران را اثبات می‌کند. اظهار نظر شفاف وزیر امور خارجه امریکا در مؤسسه نیوزیوم که به چاپ روزنامه امریکایی وال استریت ژورنال رسید نیز گویای حقیقتی است که هیلاری کلینتون آن را اینگونه ابراز می‌دارد:«جنبش سبز با کمک توئیتر، مؤثرتر از تحریم‌ها برای براندازی ایران است؛ در ایران هماهنگ‌سازی آنلاین، ابزاری مهم برای پیشبرد دموکراسی است و شهروندان این کشورها را قادر می‌سازد تا به نتایج مشکوک انتخابات در کشورهایشان اعتراض کنند.»
شبکه‌سازی اغتشاشگران
برنامه‌ریزی برای شبکه‌سازی اغتشاشگران و کنار هم قرار دادن نیروهای معترض، معارض و منافق که عمده این فعالیت از مسیر ماهواره و سایبر محقق می‌شود، موضوعی است که از سال‌ها پیش در دستور کار امریکا بوده است. حجت‌الاسلام حسین طائب رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در این باره معتقد است:«امریکا شبکه‌سازی‌‌هایی را از سال‌ها قبل در ایران در نظر داشت و برای ورود به جریان فتنه و استفاده از بستر انتخابات، زیرساخت‌های خود را آماده کرده و برای سازماندهی اغتشاشات برنامه‌ریزی کردند.»
فقدان برگه اعتبار
در شرایط فعلی اگرچه سران داخلی و خارجی فتنه روی یک محور حرکتی تلاش دارند تا شبکه‌سازی خود را بسیار قوی جلوه دهند، اما شکست‌های پی در پی آنان در طراحی‌های اخیر که مبتنی بر اردوکشی خیابانی بود، این سؤال را برای بسیاری به وجود می‌آورد که فتنه اینک تا چه اندازه از سرمایه اجتماعی برخوردار است و شبکه اجتماعی که سنگ آن را بر سینه می‌زنند، واقعیت است یا لایه تازه‌ای از توهم رسوب کرده‌شان؟ با کمی تحقیق در زمینه شبکه‌ها و سرمایه‌های اجتماعی به حقایقی می‌توان دست یافت که پاسخگوی سؤال اخیر باشد. یکی از موارد اولیه‌ای که در شکل‌گیری یک شبکه اجتماعی مستحکم دخیل است، «کاستن از خودخواهی‌ها» و «ارتقای سطح همکاری‌ها» است.
حال آنکه قیاس این حقیقت با اوضاع شبکه‌های به ظاهر اجتماعی فتنه، تصویری وارونه را نشان می‌دهد. مهم‌ترین این وارونگی‌ها گرچه در ساختار پیش برنده فتنه و در حلقه اول فتنه‌گران دیده می‌شود ولی اگر به برخی از سایت‌های اینترنتی نظیر بالاترین، توئیتر و فیس بوک که از سوی سران خارجی فتنه بسیار از آنها حمایت می‌شود، نگاهی بیندازیم این موضوع روشن‌تر می‌شود. از سوی دیگر «اعتماد متقابل» به عنوان عنصر اصلی سرمایه اجتماعی که در شبکه‌های اجتماعی در سه محور تکلیف، اعتماد و انتظار تعقیب می‌شود، امر مهمی است که اگر بخواهیم درجه کیفی آن را در بدنه شبکه اجتماعی فتنه بسنجیم، می‌توان شدت یا ضعف انعکاس فراخوان حلقه اول فتنه برای راهپیمایی در روزهای 25 بهمن، یکم، پنجم و دهم اسفند را در عمل ساختارشکنان سنجید. سستی افراد منتسب به شبکه‌های اجتماعی فتنه برای حضور در این راهپیمایی‌های غیرقانونی در یک آمار صحیح می‌تواند نشانگر کمربند زنگ زده‌ای باشد که حرکت روی آن بر اساس احساس تکلیف نیست، زیرا اعتمادی نسبت به سرشاخه‌های داخلی و خارجی نیست. عدم واکنش اتاق‌های فکر فتنه در برابر بی‌محلی ساختارشکنان موسوم به جنبش سبز نیز حاکی از آن است که از ابتدا هیچ انتظاری برای تحقق یک تحرک جدی نداشته‌اند. این یعنی یک برگه اعتبار که البته سفید و بی‌مهر و امضا میان حلقه‌های مختلف اغتشاشگران، سرگردان است!
منشأ سرمایه اجتماعی
«دین»، «تجارب تاریخی»و «سنت» از گزینه‌هایی است که در علم جامعه‌شناسی به عنوان منشأ سرمایه اجتماعی از آن یاد می‌شود.حال بنگریم جلوه این موارد را در میان حامیان واقعی و مجازی یا ماهواره‌ای فتنه.دین سبز، دینی که لائیک ها، همجنس بازان، منافقین، سلطنت‌طلبان و بهایی‌ها به آن اعتقاد دارند و درون آن دایره می‌گنجند، مهم‌ترین موضوعی بود که پس از روشنگری‌ها، بسیاری از حامیان موسوی از اعتقاد به چنین دینی اعلام برائت کردند و این جدایی‌ها و ریزش‌های فتنه بود که عملاً راه را برای ایجاد سرمایه قوی اجتماعی فتنه بست.البته در ادامه مسیر، استفاده از تجارب عاریتی و سنت گریزی سران فتنه نیز عاملی بود که بر موانع تحقق یک شبکه اجتماعی قوی افزود.با این اوضاع تنها فعالیتی که امروز برای طیف چندپاره فتنه باقی مانده، هیاهو در فضای مجازی و ماهواره با پول‌های خارجی است. صدور دستور از خارج کشور در این روزها برای اغتشاش و آشوب در کشور در حالی که سرمایه اجتماعی داخلی برای فتنه باقی نمانده است، نشان می‌دهد که غبارها در حال کنار رفتن است و فتنة پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در حال بازگشت به خاستگاه و پناهگاه اصلی و اولیه خود در خارج از کشور است؛ پناهگاهی که نظام سلطه و حاکمان آن خصوصاً امریکا، اسرائیل و انگلیس پایه‌های آن را قوام بخشیده‌اند.