تاریخ انتشار : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۱:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۲۱۶۱۲۱

سیروس محمودیان
در ماجرای فتنه 88 و دنباله آن یکی از سازمان‌های مخوف و جنایتکاری که در ابتدا به‌صورت تلویحی و سپس آشکارا با اعزام تیم‌های نفوذی تروریستی به داخل کشور و صدور بیانیه‌های رنگارنگ به حمایت مستمر علنی از سران فتنه پرداخت، سازمان منافقین‌خلق بوده است که سیاهی پرونده جنایتبار آنها بر کسی پوشیده نیست. سازمانی تروریستی وابسته به آمریکا و اسرائیل که به محض پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357تلاش وافری در جهت مصادره کردن انقلاب اسلامی داشت که در نهایت با هوشیاری رهبر کبیر و فرزانه انقلاب اسلامی و جواب دندانشکن امت حزب‌الله آنان علی‌الحساب از موضع انحصار کوتاه آمده و تنها به امید آینده به گسیل نیروهای وابسته به خود در متن مبارزان انقلابی مسلمان بسنده کردند و باجاگیری استراتژیک نهضت آزادی‌چی‌ها در بدنه اجرایی دولت موقت که اشتراکات بنیادینی با سازمان مخوف منافقین داشتند چادر نفاق بر سر کشیده و با برنامه‌ریزی‌های تشکیلاتی در پی رسیدن به فرصت‌های طلایی صبر نفاق‌آلودی(!) در پیش گرفتند که در ادامه مسیر و با روی کار آمدن بنی‌صدر خائن و تکیه وی بر جایگاه ریاست‌جمهوری آنان با امیدواری بیشتری پیگیر اهداف جنایتکارانه خود شدند.
تدریجا با رو شدن اندیشه‌های التقاطی آنان برای مردم و به دنبال اشغال لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام، ورق برگشت و مردم دست رد بر سینه منافقین زدند. کشف اسناد وابستگی کامل فکری– سیاسی سران آن فرقه به ساواک و رونمایی از اسناد جاسوسی علنی اعضای رده‌بالای منافقین برای سازمان جاسوسی سیا، تصویب عدم کفایت بنی‌صدر توسط مجلس شورای اسلامی و عزل وی توسط حضرت امام(ره) در 30 خرداد 1360 موجب شد تا منافقین با کلیدزدن جنگ خیابانی مسلحانه علیه ملت، باطن جنایتکارانه خود را به نمایش عمومی گذاشته و با بمب‌های اهدایی امپریالیسم آمریکا تعداد بی‌شماری از مردم بی‌گناه و مسؤولان نظام را به شهادت برسانند. در ادامه مبارزه انقلابی(!) سازمان منافقین با ملت بزرگ ایران سران منافق و اعضای فریب‌خورده‌شان با پناه بردن به دامن صدام بعثی و مشارکت انقلابی(!) در جنگ تحمیلی علیه ملت بزرگ ایران فصل نوینی از خیانت به کشور را رقم زدند.
اقدام به بمبگذاری‌های متعدد در کوچه و بازارهای تهران و انجام جاسوسی برای صدام بعثی که فیلم مستند دستبوسی صدام توسط مسعود رجوی خائن و فروش اطلاعات نظامی ایران به دایره استخبارات عراق بارها و بارها از صدا و سیمای کشور پخش شده است، از جمله افتخارات (!) منافقین منحوسی به حساب می‌آید که در این میان به شهادت رسانیدن مستقیم حدود 16هزار نفر از مردم بی‌گناه کوچه و بازار در ایران و قتل‌عام شیعیان بی‌گناه عراق در انتفاضه 1990 تنها بخش کوچکی از جرائم نابخشودنی آنان است. با وجود اینکه عملیات ظفرمند مرصاد در سال67 نقطه عطفی درتاریخ انقلاب اسلامی بود و به تشکیلات نظامی منافقین آسیب‌های جدی وارد کرد اما تشکیلات سیاسی آنان همچنان با هدایت سازمان سیا و حمایت همه‌جانبه صدام عفلقی به حیات نکبتبار خویش ادامه داده و با پیله‌های تنیده به دور خود متوهمانه در پادگان اشرف صدام به مبارزه انقلابی(!) با ملت بزرگ ایران خود را مشغول نشان دادند تا بیش از گذشته به سرکیسه کردن غربی‌ها پرداخته و چند صباحی بیشتر با دلارهای اهدایی غربی‌ها به خوشگذرانی ابلهانه بپردازند که ناگهان رخداد فتنه 88 و حماقت محض سران فتنه روزنه امید جدیدی را برای سران تروریست منافقین و دشمنان قسم‌خورده انقلاب اسلامی باز کرد.
سازمانی که تا دیروز از سوی مجامع بین‌المللی، حتی اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داشت تلاش کرد با مدیریت ذهنی میرحسین و کروبی میدانداری فتنه را به دست گرفته و با سوءاستفاده از فرصت به دست آمده به بازسازی تشکیلاتی خود دست زده و درنهایت ایران را با بمب‌ها و بیانیه‌های اسرائیلی از داخل عراق، فتح(!) کند. در حقیقت منافقین تلاش داشتند از یک سو با برنامه‌ریزی‌های دقیق تشکیلاتی، کشتن جوانان این مرز و بوم و متهم کردن امت حزب‌الله و حکومت اسلامی به کشتار‌های مذکور فضا را بیش از پیش هیجانی کرده و از سوی دیگر با صدور بیانیه‌های منافقانه و پخش سرودهای حماسی ماهواره‌ای ضمن فراخواندن ملت ایران به شورش‌های خیابانی(!) میرحسین موسوی و مهدی کروبی را تنها رهبران برانداز معرفی ‌کنند چرا که آنان بهتر از هر کسی آگاه بودند در شرایط کنونی به دلیل سیاهی پرونده جنایات غیرقابل بخشش منافقین علیه ملت ایران آنان هیچگونه جایگاهی نزد مردم ندارند و تنها می‌توانند به امید موج‌سواری پا به میدان خطرناک حمایت از سران فتنه بگذارند.
به هر حال بار دیگر در سایه خام‌اندیشی تئوری‌پردازان آمریکایی و انگلیسی پروژه حمایت علنی منافقین از سران فتنه کلید خورد که در نتیجه، موضوع حمایت این تروریست‌ها از سران فتنه برای انفعال جریان برانداز کافی بود. در پایان فارغ از موضوع مضحک حمایت منافقین از سران منفعل فتنه و معرفی کردن آن دو به‌عنوان تنها رهبران مورد اعتماد منافقین، این موضوع بسی مایه تاسف و شرمساری است که غفلت سران فتنه کار را به جایی رسانده است که امروز مسعود رجوی عیاش که حتی به همسر رفیق مبارزش مهدی ابریشم‌چی رحم نکرده و برای فرو نشاندن آتش شهوت پایان‌ناپذیرش با لطایف‌الحیل سازمانی(!) و تحت‌پوشش شعار «انقلاب استراتژیک» مریم قجرعضدانلو را که عشق به او از سال 1354 در دل سیاهش لانه گزیده بود در سال 64 شبانه از چنگ او در آورده و بدون رعایت کوچک‌ترین آداب شریعت اسلام او را همزمان به عنوان سومین همسر نامشروع خویش(!) انتخاب و زندگی مشترکی را با او آغاز می‌کند، حامی آنهاست. اگر چه مسعود رجوی در شهوت‌پرستی ید طولایی داشته و مثلا در سال 1360 به محض پناهنده شدن بنی‌صدر به فرانسه با دختر کم‌سن و سال او یعنی«فیروزه» خانم برای چند صباحی زندگی مشترک را آغاز و در نهایت نیز او را طلاق می‌دهد اما غیرقابل کتمان است که از همان ابتدای تکیه مسعود رجوی بر صندلی رهبری جریان مارکسیستی منافقین مثلث «زن، قدرت و پول» تنها راهبرد تشکیلاتی سران گروهک نفاق برای پیشبرد اهداف انقلابی‌شان بوده است و امروز وقایع و رخدادهای اسفبار اخلاقی و بهره‌کشی جنسی از زنان مجاهد(!) در پادگان اشرف زبانزد خاص و عام است که گاهی می‌توان رگه‌هایی از آن را در جریان فرقه سبز موسوی به خوبی مشاهده کرد.