قاسم روانبخش
تردیدی نیست که امروزه، مهمترین عرصه جنگ دشمن با جمهوری اسلامی، عرصه فرهنگی و جنگ نرم است؛ زیرا دشمن بهخوبی دریافته که استراتژی زور و فشار و جنگ سخت، قرین موفقیت نیست و بر فرض غلبه با مقاومت ملتها روبهرو شده، چندان دوام نمیآورد. تازهترین نمونههای آن را میتوان انقلابهای مسلمانان منطقه خاورمیانه و شکست سنگین استکبار در مصاف نیروهای مؤمن و انقلابی حزبالله و حماس در جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه نام برد و نمونه قدیمیتر ولی عینیتر دیگر را میتوان کشور ترکیه دانست؛ سالهای متمادی در زیر فشار سنگین دیکتاتوری آتاتورک و پیروانش به دین و ارزشهای متعالی آن هجمه برد و فرهنگ لاییک را بر مردم مسلمانش تحمیل میکرد.
این کشور سرانجام به جایی رسید که فراماسون و اومانیست معروف ترکی "ماسون اعظم، سلامی ایزینداک" که سالها خود در راستای آن سیاستها تلاش کرده بود، لب به اعتراف گشود و گفت: "....حتی رژیمهای شدیدا سرکوبگر هم در رسیدن به هدف خود برای تخریب نهادهای دینی موفق نبودهاند. در واقع خشونت بیش از حد روشهای سیاسی که به منظور نجات جامعه از طریق رهاسازی افراد از عقاید و تعصبات پوچ دینی اعمال شده است، نتیجه معکوس داشته است. عبادتگاههایی که آنها قصد بستن آنها را داشتند، امروز پر جمعیتتر از همیشه است و عقاید و تعصباتی را که آنها ممنوع اعلام کردهاند امروز طرفداران بیشتری یافته است. ما در سخنرانی دیگری تأکید کردیم که در چنین مسائلی که با قلب و احساس سر و کار دارد، تحریم و زور اثری ندارد. تنها راه کشاندن مردم از تاریکی به روشنایی، علم سازنده و اصول عقلانی و منطقی است.
اگر مردم به این شیوه آموزش ببینند به اومانیسم و جنبههای مثبت آن توجه کرده، خود را از عقاید پوچ و تعصبات رها میسازند." (فراماسونری جهانی، هاورن یحیی، ص80) بنابراین فراماسونها معتقدند بهترین راه برای رسیدن به هدف دینزدایی، راه فرهنگ و جنگ نرم و بهترین ابزار آن موسیقی، هنر، سینما، فیلم و تئاتر است. یحیی هرون مینویسد: "پس از جنگ جهانی سوم، اومانیستها تبلیغات پرشوری در زمینههای علمی، فلسفه، موسیقی، ادبیات، هنر و سینما به راه انداختند. پیامهای جذاب اما توخالی که توسط نظریه پردازان اومانیست ساخته میشد مصرانه بر تودههای مردم تحمیل میگشت. آواز «خیال کن دین وجود ندارد» از خواننده مشهور "جان لتون" تک نواز پر طرفداراترین گروه موسیقی بینلز مثالی از این مورد است.
"خیال کن بهشتی نیست. اگر بکوشی چندان دشوار نیست.
زیر پای ما جهنمی وجود ندارد- فراز سرمان تنها آسمان است.
خیال کن همه مردم- امروز را زندگی کنند...
خیال کن..........."
این آواز در چندین نظرسنجی در سال 1999، بهعنوان آواز قرن انتخاب شده است و دلیل جدی بر این ادعا است که اومانیزم بدون داشتن هیچ اساس علمی و عقلانی، با استفاده از احساساتگرایی بر تودههای مردم تحمیل میگردد. اومانیزم نمیتواند هیچ ایراد عقلانی به دین یا حقائقی که دین میآموزد وارد نماید. بنابراین سعی میکند از روشهای تأثیرگذار و القاء کننده مانند اینها استفاده کند.(همان، ص61)
اومانیستها و فراماسونها که در موضوع محور بودن انسان و نفی دین اشتراک نظر دارند با شعار برابری و برادری و آزادی در همه عرصهها فعالیت میکنند. آنها دین و ارزشهای دینی را قفلهایی بر دست و پای بشر وانمود کرده، با ترویج مکاتب پوچ اومانیسم و لیبرالیسم، مژده رهایی از آنها را به ملتها میدهند! آنان معتقدند" روابط جنسی برقرار شده بین برادر و خواهر، پسر و مادر، پدر و دختر که برای دستیابی به اوج لذت انجام میشود، جایز است، (همان، ص 349 به نقل از نشریه نکته) از نظر این مکتب ارتکاب هرگونه کاری که مورد پسند انسان باشد بلامانع است؛ از این رو، توصیه میکنند "بر افراد با ارادهای که هر رسوایی و هر رذالتی برای آنان مزه بخصوصی به همراه دارد، خرده مگیرید؛ زیرا مثل استخوان برای سگ و مدفوع و زباله برای خوک است" (نشریه ماسون، ش29، ص20). اگر به عملکرد فرهنگی مدعیان اصلاحات در 8 سال حاکمیتشان بنگریم، این حقیقت بیشتر نمایان میشود که چرا آنها از مدل ترکیه الگو میگرفتند و در بخش هنر و فیلم و سینما و تئاتر این قدر فعالیت میکردند.
آنها میدانستند اجرای تفکرات اومانیستی و فراماسونری از طریق هنر به مراتب تأثیرگذارتر است. اجرای تئاتر ایران زمین در اهواز با دعوت از زنان نیمه برهنه از ارمنستان و فیلمهای نیمه برهنه جشنواره فجر که به مناسبت فجر انقلاب انجام میشد! سند گویایی از این ماجرا است که آنها درصدد تابو شکنی از ارزشهای اسلامی بودهاند. متأسفانه امروز نیز کسانی که عرصه فرهنگی کشور را در دست دارند و با بودجههای کلان فرهنگی در اختیار، باید از کیان فرهنگ اسلامی ملت ایران دفاع کنند، با اهدای جایزه به فیلم سازانی که فرهنگ و ارزشها را تخریب میکنند، دانسته یا نادانسته، همان اهداف را پیاده میکنند. وضعیت جشنواره فیلم فجر به جایی رسیده است که سنخیتی با انقلاب و فرهنگ دینی مردم ندارد و کم و بیش این درخواست در حال شکلگیری است که دهه فجر را به اینگونه فیلمها آلوده نکنید و میتوان فجر انقلاب را بدون جشنواره برگزار کرد.
از همه زشتتر اجرای نمایش موهن هدی گابلر در تئاتر شهر بود که با اعتراض گسترده مردم و نمایندگان مجلس متوقف شد. مسؤولان فرهنگی نیز به جای پذیرش این خطا به توجیه عملکرد زشت خود پرداختند و در جدیدترن اقدام هم رئیس کمیسیون فرهنگی دولت جناب آقای مشایی با بازیگران و هنرمندان این نمایشنامه موهن ملاقات کرد و پای به اصطلاح درد دلهای آنها نشست! آنها در این دیدار از سانسور چندین باره بر سر صحنه تمرین و همچنین سانسور در اجرای اول این نمایش، و ورود دستگاهی دیگر غیر از این شورا برای تعطیلی این نمایش گلایه کرده و آن را نمونهای از "در خطر بودن امنیت شغلی خود" دانسته و از رئیس کمیسیون فرهنگی دولت درخواست کردند در زمینه ایجاد شرایط امنیت شغلی بیشتر برای اهالی تئاتر ورود پیدا کند.
دیدارهای متعدد رئیس دفتر رئیس جمهور و رئیس کمیسیون فرهنگی دولت با این سری هنرمندان در کنار دیدگاههای انسان گرایانه وی، این احتمال را در اذهان قوت میبخشد که این حمایتها تصادفی و از سر اتفاق نیست؛ بلکه ادامه همان جریانی است که برای اجرای اهداف خود بهترین عرصه را فیلم و تئاتر و وادی هنر تشخیص دادهاند و البته چون افکار عمومی بیدار است باید با شیب کمتری که چندان حساسیت برانگیز نباشد اینگونه اهداف را دنبال کرد. امیدواریم کمیسیون فرهنگی مجلس و ریاست محترم جمهور، درباره دغدغههای دینی و فرهنگی مردم و نقشههای شوم دشمن که استراتژی اش را جنگ نرم قرار داده است حساسیت بیشتری به خرج دهند.