تاریخ انتشار : ۲۹ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۳  ، 
شناسه خبر : ۲۱۶۳۹۶

حجت‌الاسلام والمسلمین میراحمدرضا حاجتی(1)
خورشید بخت و اقبال تمدن امریکایى رو به غروب نهاده است و آرمانهاى ادعایى اومانیسم و لیبرالیسم، همچون حقوق بشر و... در وراى ظهور حقیقت غرب خود بنیاد، بیش از پیش رنگ مى‏بازد. دلایل متقن و قراین متعدد حاکى از آن است که امریکا گرفتار حادثه است. (۲) رویکرد میلیتاریستى و نظامى‏گرى دولت ایالات متحده نه تنها شاخصه توانمندى این کشور تلقى نمى‏گردد که خود برهانى بر افول زود هنگام این امپراطورى است.
آیا تشدید روحیه جنگ افروزى رئیس جمهور اقلیت ملت امریکا و زمامداران متکبر این کشورطی سال های اخیر حاکى از اقتدار برونى ایالات متحده و انسجام درونى آن مى‏باشد و یا در پس پرده این عربده کشیهاى متکبرانه و خیمه شب بازى کودکانه راز دیگرى نهفته است؟
از دیدگاه بسیارى از صاحب نظران رویکرد نظامى در دیپلماسى فرامرزى امریکا نشانه‏اى واضح از افول ابر قدرت غرب و ابزارى براى سر پوش نهادن بر بحران همه جانبه جامعه امریکا و انحراف افکار عمومى داخل و خارج، از واقعیتهاى موجود در این زمینه تحلیل مى‏گردد و در حقیقت «واکنش امریکا به حادثه ۱۱ سپتامبر نشان داد که قدرت این کشور رو به افول گذارده است‏» (۳)
با بررسى همه جانبه واقعیتهاى پیدا و پنهان جامعه امریکا که به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامى «دچار بحران شدید هویت فرهنگى و شخصیتى بوده و به علت از بین رفتن پایه‏هاى اخلاق از درون در حال متلاشى شدن مى‏باشد.» (۴) مى‏توان به علائم افول حتمى ایالات متحده پى برد، البته باید به این نکته مهم هم اذعان داشت که امریکا نه تنها یک کشور غربى بلکه «آزمایشگاه بارزى از نزول و انحطاط جامعه مدنى و نهادهاى شناخته شده آن در تمدن غرب مى‏باشد.»(۵)
واقعیت افول امپراطورى آمریکا
ایالات متحده امریکا بر اساس شهادت واقعیتهاى موجود و اعتراف شخصیتهاى سیاسى و فرهنگى آن، به شدت گرفتار مشکلات پیچیده‏اى است که آینده این کشور را تیره و تار کرده است.
اکتاو یوپاز، نویسنده معروف غربى و برنده جایزه ادبى نوبل، طى مقاله‏اى با عنوان «امپراتورى دموکراسى (امریکا) در سراشیب سقوط‏» (۶) مى‏نویسد:
«چشم انداز امریکا به هیچ وجه روى نوید و آرامش را نشان نمى‏دهد.» (۷)
وى تصریح مى‏کند:
«امریکاییان... اطمینانى را که در گذشته نسبت‏به سرنوشت و آینده ملتشان داشته‏اند از دست داده‏اند.» (۸)
برخى از تحلیل‏گران که نزدیک به چهار دهه از نزدیک نظاره‏گر تحولات درونى ایالات متحده بوده‏اند بر این اعتقادند که:
«از جنگ جهانى دوم تا امروز هیچ وقت مشکلات اجتماعى، سیاسى، اقتصادى و فرهنگى امریکا جدى‏تر از حال نبوده است.» (۹)
البته آنانى که براى اثبات وجود ثبات در جامعه و نظام سیاسى ایالات متحده به اقتدار نسبى این کشور در عرصه‏هاى اقتصادى، نظامى و پیشرفتهاى تکنولوژیک استناد مى‏جویند، باید به این حقیقت معطوف گردند که:
«افول امپراتورى‏ها ناگهانى و آنى نیست و قدرتهاى بزرگ در تاریخ همیشه به آهستگى سیر قهقهرایى خود را طى کرده‏اند و امریکا نیز از این قاعده مستثنا نیست.» (۱۰)
بحرانهاى عظیم و چالشهاى خطرناک و سقوط فرهنگى، اخلاقى و سیاسى الگوى جامعه مدنى غربى و بهشت موعود لیبرالیسم، شرایطى را رقم زده است که:
«افول امپراتورى امریکا اکنون سالهاست که مورد توجه صاحب نظران و اندیشمندان قرار گرفته است.» (۱۱)
و «قراین متعدد حاکى از آن است که این جمهورى امپراتورى‏ساز پس از رسیدن به اوج، رو به افول مى‏رود.» (۱۲) و برخى از صاحب نظران برجسته امریکا با بیان این مطلب که «امریکا در لحظه مهمى از تاریخ خود قرار دارد.» (۱۳) اعلام مى‏دارند: «امپراتورى امریکا در حال سقوط و فروپاشى است.» (۱۴)
واقعیتهاى جامعه امریکا مؤید این مطلب است که «آثار انحطاط در ایالات متحده در پنجاه سال اخیر (سالهاى ۱۹۱۲- ۱۹۶۳) بیشتر از ۱۳۷ سال پیش به چشم مى‏خورد و نیز این آثار در بیست‏سال گذشته بیشتر از پنجاه سال پیش بوده است.» (۱۵)
عوامل اساسى افول امپراطورى آمریکا
نکته در خور توجه این جاست که افول امپراتورى و تمدنى که بر مبناى باورهاى ماتریالیستى رشد و توسعه یافت «کمتر باتنزل قدرت اقتصادى، سیاسى و نظامى، سر و کار داشته و ریشه آن را باید در گسیختگى‏هاى معنوى، اخلاقى، خانوادگى و اجتماعى جست و جو کرد.» (۱۶)
امواج ویران کننده جنایت و خشونت، تجاوز، اعتیاد، ابتذال اخلاقى و فرو پاشى نهاد خانواده و «حرص و طمع مادى، تنزیل اصول معنوى، رشوه خوارى، فساد، فردگرایى، خودخواهى و بالاتر از همه عدم وجود یک مرکز و قدرت معنوى، ایالات متحده را دچار بحرانهاى اجتماعى و سیاسى کرده است.» (۱۷)
البته این واقعیت غیر قابل انکارى است که امریکا با برخوردارى از تکنولوژى پیشرفته، قدرت عظیم نظامى ثروتمندترین کشور دنیاست، اما آنچه بدیهى مى‏نماید این است که ثروتمندترین کشور دنیا به لحاظ گرفتار آمدن در دام فقر معنوى، (۱۸) امروز از غلبه بر بحرانهاى عظیم اجتماعى و فرهنگى خود درمانده گشته است.
نگاهى به معضلات پیچیده آمریکا
ریچارد نیکسون، رئیس جمهور اسبق امریکا، در این زمینه مى‏نویسد:
« ثروتمندترین کشور جهان نباید به این واقعیت تن در دهد که ما بیشترین نرخ جنایات را در جهان داشته باشیم و شمار امریکاییانى که در مدت جنگ خلیج فارس در ایالات متحده کشته شدند بیست‏برابر کسانى باشد که در میدان جنگ به قتل رسیدند. (۱۹)
ثروتمندترین کشور جهان نباید به این حقیقت تن در دهد که یک طبقه محروم همیشگى به وجود بیاید و وجود آن شهرهاى ما را آن‏قدر ناامن کند که دیگر جاى زندگى نباشد. وضع بسیارى از شهرهاى امروزه از آن روزى که پرزیدنت جانسون برنامه جامعه بزرگ را به راه انداخت‏بدتر است.»
کورنل وست، استاد دانشگاه هاروارد امریکا نیز با اعتراف به فقر معنوى ملت امریکا و در اعتراض به سیاستهاى اشتباه سردمداران کاخ سفید در زمینه‏هاى فرهنگى اظهار داشت:
«ملتى که دنیا را از نظر اقتصادى و نظامى فتح کند ولى روح خود را از دست‏بدهد چه فایده‏اى دارد؟» وست، با بیان این که شعارهاى پیروزمندانه کاخ سفید و وال استریت فریب دهنده است، گفت:
«در این جا [امریکا] بیل کلینتون رئیس جمهورى امریکا با جرات در مقابل ملت مى‏ایستد و با جسارت مى‏گوید که زمان، زمان رونق است!
اما با یک نگاه دقیقتر به جامعه در مى‏یابیم که ما تا چه اندازه مبتلا به فقر فزاینده معنوى، پوچى و خلا اخلاقى هستیم و شمار روز افزون خودکشى‏ها و بى خانمانى‏ها و سقط جنینها خود گواه این فقر معنوى ماست.» (۲۰)